شغل جدید فیروز کریمی؛ شیرینکاری جلوی دوربین به جای مربیگری
به گزارش فوتبال 360؛ محمدرضا زنوزی را میتوان یکی از بهترین نویسندههای این فصل لیگ برتر دانست. مدیری که با اتفاقات عجیبی که در لیگ رقم زد یکی از طنزترین موقعیتها را ساخت و البته با یک پایانبندی عالی این فصل را به پایان رساند. حضور فیروز کریمی روی نیمکت تیمی که در میان مدعیان، بیشترین شانس را برای گرفتن قهرمان آسیایی داشت را میتوان شوخی بینمکی برای هواداران چند آتشه تراکتور دانست. برای تراکتور و ماشینسازی در این فصل اتفاقات زیادی رقم خورد که همگان آن را میدانند و البته رتبه دو تیم در جدول هم به خوبی گواه آن است. یک تیم هفتههاست غزل خداحافظی را خوانده و تیم دیگر که مدعی قهرمانی بود این هفته عطای آسیا را هم به لقایش بخشید تا سرمربیاش هر چه زودتر به مشکلات داخلی خودش رسیدگی کند. شاگردان کریمی اگرچه روی کاغذ شانس چهارمی در جدول را دارند اما شانس آنها از گلگهر و فولاد بسیار کمتر است.
کنفرانس مطبوعاتی فیروز کریمی را میتوان یکی از بدترین اتفاقات هفتههای پایانی لیگ نامید. شاید کسی از تراکتور توقع بردن مدعی اصلی قهرمانی لیگ را نداشت اما باخت با 3 گل در کمتر از بیست دقیقه هم چیزی نبود که از تراکتور انتظار میرفت. سرمربی تراکتور اما بعد از بازی ترجیح داد مثل همیشه به جای صحبتهای فنی، حرف را به شوخیهای مخصوص به خودش بکشد. او این بار دلپیچه و پوشک و مشکلات داخلیاش را دستمایه شوخیهایش قرار دهد و سطح کنفرانس مطبوعاتی را در حد برنامههایی که در این مدت مشتری پروپا قرص آنها بوده پایین بیاورد.
به نظر میرسد فیروز کریمی که سالهاست به جای فوتبال در برنامههای طنز ایفای نقش میکند، کاملا شغل اصلی خود را فراموش کرده است.
تراکتور در 5 بازی که کریمی روی نیمکت نشسته است 3 برد و 2 باخت داشته است. از این سه برد، برد مقابل ذوبآهن با پنالتی اشتباه و برد مقابل گلگهر با حرف و حدیثهای زیادی که با گل دقیقه 96 به ثمررسید به دست آمد. دو برد ناپلئونی و البته با نقش پررنگ داوران بازی.
فیروز کریمی مربیای است که در سالهای گذشته طنازیهایش مانع از توجه به ابعاد فنیاش نشده است. مربیای با بار فنی و البته به واسطه اسم و فامیلش و قرار گرفتن در دسته ف. کافها با شک و شبهههایی در کارنامهاش. کنفرانسمطبوعاتیهای او همیشه از طنز ویژهای برخوردار بود. طنازیهایی که در خدمت بازی تیمش قرار داشت و با رندی خاص خودش باختهایش را پنهان میکرد. خنده به شوخیهای او از تلخی نتیجه نگرفتنهایش کم میکرد و بحران را در نقطهای دور از بازیکنانش قرار میداد. حالا دیگر اما از هیچکدام از وجهههای فیروز کریمی به جز کنفرانس مطبوعاتیهایش باقی نمانده است. اگر پیش از این طنازیهای او در خدمت بازیهای تیمش و کارهای فنیاش بود به نظر میرسد که در نسخه جدید این سرمربی دوشغله به عنوان مربی- میهمان برنامههای طنز، او به خاطر شیرینکاریهایش بعد از بازی به میدان میرود.
البته بابت انتخاب سبک زندگی فیروز کریمی نمیتوان از او ایرادی گرفت. شاید ایراد اصلی را باید آنجایی دانست که یک مدیر بهجای تلاش برای آسیایی کردن تیمش ترجیح میدهد یک پایانبندی فانتزی را برای داستان تیمش انتخاب کند.

