football360 logo
360-club-icon
360-club
360-camera

پایان بیل در رئال مادرید؛ گردبادی که به نسیم تبدیل شد

11 خرداد 1401 ساعت 17:5011 نظر
مردی که مراسم معارفه باشکوهی داشت، غریبانه رئال مادرید را ترک کرد

به گزارش فوتبال 360، آرسنال در جستجوی یک موتور سریع و توقف‌ناپذیر برای دهه‌ پیش رویش بود، منچستریونایتد به دنبال جانشینی برای رایان گیگز می‌گشت، تاتنهام بدش نمی‌آمد با حضور یک فوق ستاره همچنان در چشم رقبا ترسناک باشد، اینتر می‌خواست کسی را که نمی‌تواند شکست دهد به تیم خودش بیاورد و سراسر قاره سبز در حال اغوا شدن برای خرج کردن بی قید و بند پول و جذب محصول با کیفیت و ویژه‌ آکادمی ساوتهمپتون بودند که در لندن و در لباس سفید تاتنهام رونمایی شده بود. از سرعت مثال‌زدنی و غیرقابل کنترلش تا سرعت پا به توپ ویرانگر و ضربات ایستگاهی خاص و شم گلزنی‌اش و حتی قد و قامت بلندش که کار مهار کردنش را سخت می‌کرد، تمام ویژگی‌های گرت بیل از او بازیکنی می‌ساخت که هر سرمربی رویای در اختیار داشتنش را داشته باشد. ستاره‌‌ ولزی تاتنهام اما در میان تمام قیل و قال‌های نقل و انتقالاتی ترجیح داد همچنان سفیدپوش بماند امانه در لیگ برتر و تاتنهام بلکه در اردوی اسپانیایی کهکشانی‌های مادرید. سانتیاگو برنابئو آماده‌ خوش‌آمدگویی به رکورد جدید فلورنتینو پرس در ارقام نقل و انتقالاتی می‌شد و هواداران رئال مادرید از آمدن یک فوق ستاره‌ دیگر هیجان زده بودند و بیشتر از هر زمان دیگری در سال‌های اخیر احساس ناب کهکشانی بودن می‌کردند. همه چیز برای بیل 24 ساله در ورود به تالار پرافتخار مادرید حکم فرش قرمز را داشت و بلای جان رقبای تاتنهام آن روزها می‌رفت که در پیراهن رئال انحصار  نفره‌ مسی و رونالدو را برای توپ طلا را بشکند و ضلع سوم بهترین‌های فوتبال دنیا در دهه‌ گذشته باشد.

یک جای  کار می‌لنگید

بیل و مدیر برنامه‌هایش همه چیز را درست محاسبه کرده بودند به جز یک مورد بسیار مهم؛ آنها توان جاه‌طلبی و رقیب‌ستیزی کریستیانو رونالدو را به طور دقیق محاسبه نکرده بودند. در اولین روز ورود به اردوی رئال مادرید، بیل وقتی از خودروی شخصی‌اش پیاده می‌شد و آرزوهای فراوانش را در پیراهن تیم بزرگ جدید مرور می‌کرد، ناگهان متوجه شد اولین کسی که به استقبال او آمده کسی نیست به جز کریستیانو رونالدو. البته که غرورآمیز به نظر می‌رسید اما زمان نشان داد این خوش‌آمدگویی فقط یک عرض اندام و توضیح جایگاه در تیم جدید برای گرت بیل بود. سایه‌ بلند ابرستاره‌ پرتغالی از همان ابتدا حتی در بهترین روزهای درخشش بیل روی سر هر ستاره‌ دیگری در تیم سنگینی می‌کرد و رونالدو نمی‌خواست نقش اولی که با تلاش و ممارست و جاه‌طلبی به دست آورده است را به کسی واگذار کند. آن‌ها  کنار یکدیگر و البته با همکاری بنزما مثلث به یادماندنی خط حمله‌ رئال را هم ساختند اما اوضاع برای بیل و رویاهایش آن‌گونه که فکر می‌کرد پیش نرفت. هافبک سریع، گلزن، باهوش و تاثیرگذار رئال مادرید با تمام قابلیت‌های کم‌نظیرش هرگز به توپ طلای طلسم شده به دست رونالدو و مسی نزدیک هم نشد و رفته رفته از یک خرید هیجان‌انگیز و یک نامزد قهرمان شدن به یک بازیکن مفید در اختیار تیم و در خدمت رکوردشکنی‌های رونالدو تبدیل شد. افتخارات یکی پس از دیگری در سانتیاگو برنابئو روز و شب بیل را رقم می‌زدند اما ستاره‌ای که سودای بهترین بازیکن جهان بودن را در سر می‌پروراند از ناکامی در مهم‌ترین رویایش سرخورده به نظر می‌رسید و فصل به فصل با وجود نمایش‌های مهم و تاثیرگذار در حضور رونالدو و بعد از رفتن او، گرت بیل از فوتبال بازی کردن لذت کمتری می‌برد.

ولز، گلف و رئال مادرید

دلسردی گرت بیل حتی بعد از رفتن رونالدو ادامه‌دار به نظر می‌رسید و با وجود بازی‌های مهم و تاثیرگذارش برای رئال، دیگر شور و اشتیاق پدیده‌ نوجوان ساوتهمپتون و ستاره‌ سال‌های قبل تاتنهام در ساق‌های بیل دیده نمی‌شد. پرس و هواداران مادرید کماکان منتظر اوج گرفتن جاه‌طلبی او بودند که بیل از اولویت‌بندی جدید زندگیش رونمایی کرد؛ ولز، گلف و بعد رئال‌ مادرید. کهکشانی‌ها که در حال دست نیافتنی‌تر کردن آمار قهرمانی‌هایشان در اروپا و سفت و سخت‌تر کردن استوانه‌های حکومتشان بر لیگ قهرمانان بودند، شاید حق داشتند به این بی‌احترامی واکنش نشان دهند. واکنش هم آنقدر تند و تیز بود که نقش اول بیل در فینال مقابل لیورپول و آن گل قیچی برگردانش پیش چشمان رونالدو هم کمک شایانی به ترمیم رابطه‌ بیل و رئال مادرید نکرد. از آن به بعد دیگر نه قلب گرت بیل در سانتیاگو برنابئو بود و نه ورزشگاه خانگی رئال مادرید به ستاره‌ی ولزی‌اش می‌بالید. هر روز و هر هفته و هر فصل خبرهای مربوط به جدایی بیل از مادرید قوت بیشتری می‌گرفتند و تصاویری که از او منتشر می‌شد برخلاف تصاویر لحظات نابش در پیراهن رئال در سال‌های قبل، تصاویر نیمکت‌نشینی و بی‌انگیزگی بازیکن سابق تاتنهام بود.

انتقالی با نمره‌ قبولی

از تمام جنجال و حواشی فضای رسانه و شبکه‌های اجتماعی که بگذریم، باید بی‌انصاف باشیم  دوران بیل در رئال را دورانی شکست‌خورده و انتقالی منفی قلمداد کنیم. پسر جوان فوتبال ولز از پادشاهی‌اش در تاتنهام دست کشید و به ویترین پرستاره‌ یکی از کهکشانی‌ترین رئال مادریدهای تاریخ پیوست و در آنجا هم صفحات جذابی به تاریخ مشترک رئال و مستطیل سبز اضافه کرد و اگر چه هرگز به توپ طلا نزدیک هم نشد اما دس کم می‌شود ادعا کرد او از آزمون حضور در مادرید و جنگیدن برای درخشش در میان بهترین‌های جهان با نمره‌ قبولی بیرون آمده است. روزها و شب‌های کمی نبود که هواداران رئال منتظر باز شدن گره یک بازی سخت بوده‌اند و این گره در حضور تمام ستاره‌های مادرید به دست گرت بیل باز می‌شد و 5 قهرمانی اروپا، 3 لالیگا، 4 قهرمانی جام‌جهانی باشگاه‌ها، 3 قهرمانی سوپرجام اروپا، 258 بازی در پیراهن رئال، 106 گل و 67 پاس گل آماری نیست که هر بازیکنی موفق به ثبت آن باشد. شاید اگر امروز و در روز خداحافظی بیل با مادرید هم از پرس در مورد خرید پر سرو صدایش در سال 2013 بپرسیم، او همچنان با اعتماد به نفس از ‌یک انتقال موفق صحبت خواهد کرد و فقط اگر کمی منصفانه‌تر به کارنامه‌ بیل نگاه کنیم او را برنده‌ جایزه‌ی نقش مکمل مرد در نمایش‌های رئال مادرید سال‌های اخیر می‌یابیم.

اگرها و شایدها و طعم تلخ حسرت

مادرید و تیم بزرگش خاطرات فراموش نشدنی و جذابی را برای ستاره‌ ولزی‌شان رقم زدند اما تمام خاطرات این شهر و این باشگاه در سایه‌ قهرمان نبودن بیل هستند و شاید خلوت فوتبالیست 32 ساله‌ لبریز از اگرها و شایدهایی است که کام این بازیکن را آمیخته‌ای از شیرینی افتخارات و تلخی حسرت می‌کند. شاید آرسنال می‌توانست کاپیتانی ولزی داشته باشد که احتمالا تبدیل به ستاره‌ نقش اول آن‌ها در این سال‌ها می‌شد. شاید منچستریونایتد می‌توانست یک گیگز دیگر را در تیمش ببیند و اولدترافورد سرودهای مخصوص بهترین بازیکنش را بخواند. شاید اینتر این ظرفیت را داشت که در حضور بیل زودتر از این طلسم پادشاهی یووه را با تکیه بر ساق‌های سریع مهاجم ولزی‌اش بشکند و جای جای قاره‌ سبز پر است از شایدهایی که به یک اگرِ پر از حسرت برای بیل و هوادارانش می‌رسند؛ اگر گرت بیل به جای رئال به مشتریان دیگرش جواب مثبت می‌داد! با تمام این تفاسیر دوران بیل در مادرید به اتمام رسیده و او که از مدت‌ها پیش چمدانش را بسته اکنون بدون باشگاه است و برای ادامه‌ فوتبالش در تدارک یک تصمیم آزادانه و فارغ از قید و بندهای باشگاهی خواهد بود. تاتنهام و لیگ جزیره، اینترمیامی و پیوستن به پروژه‌م دیوید بکام یا حتی ساوتهمپتون و نقطه‌ شروع و یا هر کجای دیگر جهان فوتبال هم می‌تواند مقصد بعدی گرت بیل باشد اما یکی از اضلاع مثلث ترسناک «بی بی سی» در رئال مادرید هر کجا هم برود، افتخارات ، لذت‌ها، خاطرات تلخ و شیرین و حسرت‌های پیراهن رئال، خلاصه‌ دوران حرفه‌ای او خواهد بود. 8 سال مدت زیادی نیست برای اینکه استقبال باشکوه و پر سر و صدا از یک ستاره با بدرقه‌ای سوت و کور و بی سر و صدا تمام شود اما این مختصری از همان داغ اگرها و شایدهای گرت بیل است و او سرنوشتش را پیش از اینها پذیرفته بود. بیل کماکان از رئال به نیکی یاد می‌کند و در پیام خداحافظی‌اش تیم سابقش را اینگونه مورد لطف قرار می‌دهد؛ 

«این پیام را می نویسم تا از همه‌ی هم‌تیمی‌هایم در حال و گذشته و مربیانم، کارمندان باشگاه و هوادارانی تشکر کنم که در کل این مدت از من حمایت کردند. 9 سال پیش به عنوان جوانی به رئال مادرید ملحق شدم که می خواستم رویایم برای بازی کردن در رئال را به تحقق برسانم. پوشیدن پیراهن باشکوه سفید، به تن داشتن آرم این تیم روی سینه، بازی کردن در برنابئو، بردن جام‌ها و این که بخشی از چیزی باشم که دست نیافتنی است، باشکوه بود. حالا می‌توانم به عقب نگاه کنم، تفکر کنم و با صداقت بگویم این یک رویا و چیزهای خیلی خیلی بیشتری به تحقق پیوست».

*حسین سعیدی نیکو

Loading...
Loading...
Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...