football360 logo
360-club-icon
360-club
360-camera

مسی و داستان عاشقانه‌ای که موقتا پایان یافته؛ طلا دور از توپ طلا

25 مرداد 1401 ساعت 10:5618 نظر
مرد آرژانتینی به نوکمپ محبوبش باز خواهد گشت؟
به گزارش فوتبال 360، عشق در سنین کودکی مقوله مناسبی نیست. این پدیده کهن که طول تاریخ بشر را عرصه تفاوت‌ها، رقابت‌ها، جنگ‌ها، صلح‌ها و داستان‌های رنگارنگ خودش کرده، بار سنگین و درد قلبی عمیقی دارد که شانه‌های کوتاه یک کودک و سینه کوچک او در مقابل آن خسته خواهند شد. با این حال عشق برای فرود آمدن بر شانه‌های بخت و نشستن در سینه‌ یک انسان هرگز از کسی اجازه نمی‌گیرد و ملاحظه سن و سال او را هم نمی‌کند. پسربچه‌ اهل امریکای لاتین، شب‌های ناآرامی داشت؛ از آن جنس ناآرامی که آدم‌ها دوستش دارند. تپش‌های نامنظمی که فرد برای دیدار مجدد با محبوبش در سینه احساس می‌کند. دوست دارد شبش را هر چه زودتر به دست خواب رها کند تا این خواب او را از ساعت‌هایی که کند می‌گذرند به شکلی جادویی به صبح برساند؛ صبح دیدار دوباره!
یک عاشقانه آرام
لیونل مسی که چاره کوچک بودن و رشد نکردنش را در فیزیک خاص یک شی جادویی پیدا کرده بود، طلوع خورشید را جایی دور از سرزمین مادری‌اش برای بازگشت به رقم زدن خاطرات با معشوقش انتخاب کرده بود و بدون ترس و اطلاع از خطرات عشق در حال شروع یک رابطه عاشقانه با توپی بود که پیش از او نه تنها کودکان بلکه قهرمانان زیادی را هم جادو و فریفته خودش کرده بود. توپ گرد و عاشقش، لیونل نوجوان، صبح را با یکدیگر آغاز می‌کردند و شاید شب‌ها هم در آغوش هم می‌آرمیدند. لیونل با طلوع خورشید، وقتی همبازی‌هایش در بهترین حالت فقط کمی روی تخت‌های خود غلط می‌زدند تا وعده‌گاه عاشقانه‌اش برای دیدار دوباره می‌دوید. می‌دوید و رشد می‌کرد، می‌دوید و بزرگ می‌شد و می‌دوید و عاشق‌تر به نظر می‌رسید. عشق برای نگاه انسان زاویه معلوم می‌کند. زاویه‌ای که فقط قادر است بخشی از واقعیت را باور کند که خودش انتخاب می‌کند. لیونل هرگز نمی‌دانست و اگر کسی هم به او گوشزد کرده بود قطعا با زاویه نگاه عاشقانه‌اش باور نمی‌کرد که سرنوشت از اشک‌ها و لبخندهای ما بی‌تاثیر نیست و گاهی لبخند یا اشک می‌توانند ماجراهای یک قصه را به سمت روزهای روشن یا شب‌های تاریک سوق دهند. پسر نوجوان آرژانتینی که اسپانیا را برای سکونتش برگزیده بود، قدم به قدم با توپ گرد محبوبش بزرگ می‌شد و به بزرگانی نگاه می‌کرد که با همین توپ دنیایشان را به یک پرده جذاب سینمایی برای چشم‌های میلیون‌ها انسان مشتاق تبدیل کرده‌اند. رابطه عاشقانه لیونل مسی و توپش به جایی رسیده بود که نه تنها در اتاق و روی تختش، بلکه در خیابان و حتی روی چمن سبز فوتبال هم طاقت دوری یکدیگر را نداشتند. شاید دریبل و قدرت حمل توپ بهانه بود و مسی و توپ هر وقت درون زمین به یکدیگر می‌رسیدند، طاقت جدایی را نداشتند. آن‌ها در کنار هم و پا به پای یکدیگر طول و عرض زمین را در معرض نگاه‌های بهت‌زده همبازیان مسی می‌دویدند و اوج ملاحتِ بازی‌هایشان هم آنجا بود که پسر آرژانتینی توپ عزیزش را با شیطنتی شوخ‌طبعانه به تور دروازه می‌چسباند. مثل تمام روابط عاشقانه، آن‌ها هم آرزوی یک دیدار دونفره خاص یا یک تانگوی جذاب در یک تالار مجلل را می‌کشیدند و برای رقم زدن چنین خاطره‌ای به بزرگانی نگاه می‌کردند که به این تالارها دست یافته بودند. 
روزهای بزرگی
لیونل مسی بزرگ‌تر می‌شد و در میان آرزوگردی‌های خیال پردازانه‌اش خود را به جای ستاره‌های مستطیل سبز می‌دید. به جای اسطوره فوتبال کشورش دیگو مارادونا، به جای اسطوره فوتبال قاره‌اش ‌پله، به جای پلاتینی، کرایف و فان‌باستن یا به جای جورج بست، پوشکاش و گرد مولر! او شاید مدت‌ها غافل بود از کسی که در همان نزدیکی‌ها رابطه‌ای شدیدا عاشقانه با توپ را به بزرگ‌ترین تالارهای فوتبالی دنیا کشانده بود. کسی که دوربین‌ها برای ثبت تانگوی او با توپ از یکدیگر سبقت می‌گرفتند و تماشاگران درون ورزشگاه‌ها چیزی به جز او را درون زمین دنبال نمی‌کردند. این غفلت ادامه داشت تا وقتی که یک شماره ۱۹ جوان و جویای نام با یک شماره ۱۰ افسانه‌ای تعویض شد. این شاید نقطه عطف زندگی لیونل مسی به شمار می‌رفت. لحظه‌ای که الگویش را نه در صفحات خاک خورده تاریخ فوتبال و نه در شهرها و کشورهای دور بلکه درست در قاره اروپا، کشور اسپانیا، ایالت کاتالونیا، شهر زیبا و تاریخی بارسلون، خیابان آریستیدس مایلول، ورزشگاه بزرگ نوکمپ و پیراهن آبی و اناری بارسلونا پیدا کرد. لحظه تعویض مسی و رونالدینیو اگر چه فقط چند ثانیه به طول انجامید اما آغوش محکم آن‌ها در آن لحظه شاید به اندازه تبادل یک عمر فوتبالی خاطره گذشت. لبخند همیشگی رونالدینیو برای مسی تمام خاطرات و تجربه‌ها را بازگو کرد. از عشق کودکی مشابهش با مسی شروع به گفتن کرد تا خاطرات دوران نوجوانی، تعصب به پیراهن آبی و اناری، عشق‌بازی با توپ در میادین بزرگ، خاطرات زندگی در پاریس، لذت بلند کردن جام جهانی فوتبال و خاطرات به دست آوردن توپ طلا و از این که چگونه با لبخند از پاریس به بارسلون آمده بود در همان لحظه میان شماره ۱۰ باتجربه و شماره ۱۹ جوان بارسا سینه به سینه منتقل شد. رونالدینیو برای مسی به یک الگو بدل شد؛ کسی که راه مورد نظر جوان آرژانتینی را پیموده و مسی باور کرد که باید پا جای پای او بگذارد. این الگوبرداری حتی تا بعد از رفتن رونالدینیو هم ادامه پیدا کرد مسی فهمید باید همان پیراهن و همان شماره پشت پیراهن را برای رقم زدن خاطرات مشابه بر تن کند. روی خوش سرنوشت، مسی را از نوجوانی که برای رشد قد و قامتش از سرزمین مادری دور کرده بود به فوق‌ستاره‌ای بدل کرد که عشق‌بازی‌هایش با توپ، دوربین‌های در جستجوی هنرمندی رونالدینیو را به سمت ساق‌های جانشینش متمایل کرده است. مسی و توپ باز هم طاقت دوری یکدیگر را نداشتند. مهم نبود چه مدافعی سد راه آن‌هاست. آن‌ها باید مثل دوران کودکی و نوجوانی با یکدیگر تمام زمین را می‌دویدند و شوخی قدیمی‌شان، چسباندن توپ به تور دروازه را تکرار می‌کردند. در همین بین و در دوران تاخت و تاز پادشاه جدید نوکمپ، مسی هرگز فراموش نمی‌کرد چه چیزهایی از رونالدینیو آموخته و لحظه تعویض با او همواره در ذهن هوشیارش تکرار می‌شد. فوق‌ستاره آرژانتینی از دست‌آوردهای الگوی برزیلی خود، فقط ۲ مورد را کم داشت؛ لذت بلند کردن جام جهانی فوتبال و زندگی در پاریس! ماجرای قهرمانی جهان که چند و چون متفاوتی داشت اما سفر به فرانسه و قدم زدن در خیابان‌های زیبای پاریس می‌توانست با تصمیم شخصی لیونل مسی تحقق پیدا کند. تصمیمی که یکی دیگر از خطوط قرمز الگوبرداری مسی را زیر پا می‌گذاشت؛ تعصب به بارسلونا! 
 به امید روزهای روشن
شرایط مالی باشگاه، انگیزه بازسازی تیم و برند، فرصت به جوانان باشگاه، حقوق بالای مسی و هر دلیل دیگری که رسانه‌ها برای نزدیک شدن به این خط قرمز می‌تراشیدند و هنوز هم مطرح می‌کنند، مهم نیست؛ مهم این است که او باید رونالدینیو می‌شد و تجربه بازی در پاریسن‌ژرمن را هم به پروژه انطباقش با الگوی بزرگ برزیلی کامل‌تر می‌کرد. سرنوشت از اشک‌ها و لبخندهای ما بی‌تاثیر نیست و گاهی لبخند یا اشک می‌توانند ماجراهای یک قصه را به سمت روزهای روشن یا شب‌های تاریک سوق دهند. مسی این عبارت را نه یاد گرفته بود و نه باور داشت، او عاشق بود و عشق زاویه نگاهش را مطابق سلیقه انتخاب می‌کرد. در حقیقت قهرمان آرژانتینی قصه فراموش کرد که رونالدینیو با لبخند به بارسا آمده بود و مسی با اشک از بارسا جدا شد. این بار نقطه عطف دوم داستان شکل گرفت؛ وقتی که شماره ۱۰ افسانه‌ای آبی و اناری با نگاهی به لوگوی باشگاه محبوبش تمام شب‌ها و روزهای کاتالانی زندگی را مرور کرد. فهمید درست وقتی او مشغول عشق‌بازی با توپ عزیزش بود، نه توپ بلکه این بارسلونا بود که مسی را در آغوش خودش گرفت، بزرگش کرد، به او فرصت درخشش و کسب شهرت داد و در حقیقت عشق او به توپ یک محبت سطحی بود که هر فوتبالیست بزرگی آن را تجربه کرده است. اشک‌های روی گونه‌های لیونل مسی اعتراف می‌کردند فوق‌ستاره آرژانتینی فهمیده است عشق حقیقی، باشگاه او بود که این همه سال برای یکدیگر جنگیدند و با هم قله‌های بلند سرزمین‌های مرتفع مستطیل سبز را فتح کردند. با یکدیگر در بزرگ‌ترین تالارهای فوتبالی دنیا نمایش‌های بداهه‌ای خلق کردند که نتفلیکس آرزوی در اختیار داشتن امتیاز فقط یک قسمت از آن‌ها را دارد. مسی در روز جدایی فهمید واقعا به بارسلونا عشق می‌ورزد و با اشک و درد عمیق، بار سنگین جدایی را به دوش کشید. برای او مهم نبود در رابطه با این اتفاق چه می‌گویند؛ آن‌چه مهم بود، ترک بهترین شهر دنیا برای مسی و خداحافظی با بهترین خاطرات زندگی‌اش بود. لیونل مسی باز هم رونالدینیو را در آغوش گرفت و باز هم لبخند او حرف‌های زیادی را سینه به سینه اسطوره‌های آبی و اناری منتقل می‌کرد. این بار این ۲ فوق‌ستاره دنیای فوتبال از خاطرات مشابه، عشق‌های مشابه و دردهای مشابه حرف می‌زدند. تنها تفاوت داستان همین بود که رونالدینیو با لبخند از پاریس به بارسلون آمد و روزهای طلایی‌اش شروع شدند و مسی با اشک از بارسلون به پاریس رفت تا از روزهای طلایی و طلوع طلایی‌تر خورشید صبح‌های نوکمپ دور شود. تا اکنون پس از 15 سال حضور ثابت در بین نامزدهای برنده شدن توپ طلا، با یک غیبت نا امید کننده مواجه شود. لیست نامزدهای نهایی جایزه فرانس فوتبال، یک ستاره شاغل در فرانسه را از قلم انداخته است و شاید دست اندرکاران این جایزه هم ستاره سابق بارسلونا را برای عبور از کنار پیراهن محبوب و عشق حقیقی‌اش به هر دلیلی، با قرار ندادن او در بین نامزدها به شیوه خودشان ملامت می‌کنند. این روزها و  پس از سالگرد اشک‌های عاشقانه مسی همه دوست دارند مسی و بارسلونا باز هم در کنار یکدیگر باشند. دست اندرکاران اصلی این جدایی هم حرف از وصال دوباره می‌زنند و شاید فوتبال می‌خواهد علاقه‌مندانش را میهمان یک پایان دراماتیک کند. پایانی که با آویختن کفش‌های لیونل مسی در ورزشگاه محبوبش نوکمپ رقم می‌خورد و از فرجام شیرین یک رابطه عاشقانه پرده برمی‌دارد. رابطه عاشقانه‌ای که از کودکی در سینه قهرمان سال‌های اخیر بارسلونا شکل گرفته بود. پسربچه‌ اهل امریکای لاتین نه، مرد بزرگ آرژانتینی شب‌های نا آرامی دارد. از آن جنس ناآرامی که آدم‌ها دوستش دارند. تپش‌های نامنظمی که فرد برای دیدار مجدد با محبوبش در سینه احساس می‌کند. دوست دارد شبش را هر چه زودتر به دست خواب رها کند تا این خواب، او را از ساعت‌هایی که کند می‌گذرند به شکلی جادویی به صبح برساند؛ صبح دیدار دوباره با نوکمپ و پیراهن بارسلونا!
*حسین سعیدی نیکو

Loading...
Loading...
Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...