نگاهی متفاوت به دربی منچستر؛ روزی برای بالا نگه داشتن پرچم
به گزارش فوتبال 360، سریال انگلیسی «آخرین پادشاهی» روایت شاهزادهای را به تصویر میکشید که از قلمرویی که قرار بود تحت فرمانروایی او باشد، تبعید شده بود. «اوترد» از «بِبِنبرگ» انگلیس باستان در بریتانیا تبدیل به یک اسطوره شد، جنگهای بسیاری را با رهبری خودش به پیروزی منجر کرد، ارتشهای متعددی را با هنرهای رزمی و سلحشوری خود به اهدافشان رساند و در پایان باز هم یک جای خالی در ذهنش او را آزار میداد. او باید برمیگشت و ببنبرگ، خانه خودش و شهر خودش را فتح میکرد. اوترد، اسطوره جنگآوری در بریتانیای باستان یک بار برای همیشه به همه فاتحان دنیا اعلام کرد، آرامش یک مبارز نه در فتح سرزمینهای دوردست، نه در سلحشوری میان میادین متعدد نبرد و نه در کسب افتخار در میان دیگر ارتشها به حد اعلای خود نمیرسد. برای رسیدن به آرامش حتی اگر یک اسطوره مانند اوترد از ببنبرگ هم باشید، شهر و خانه شماست که با برافراشتن پرچمتان در آن میتوانید احساس آرامش کنید. شهر منچستر اکنون درگیر یک نبرد همسایگی است. 2 تیمی که تاکنون دوردستهای قاره سبز را بارها برای رسیدن به افتخار درنوردیدهاند، رقبای هموطن را در خانه خودشان اذیت کردهاند، ماجراجویی خود را از شهر و خانه به دیگر نقاط دنیا رساندند و همه کاری برای رسیدن به آرامش به عنوان مبارزان منچستری انجام دادهاند اما میدانند تحت هر شرایطی و با هر موفقیتی در هر جایی از کره خاکی، باز هم برافراشتن پرچم در شهر و در مقابل چشم همسایه مدعی لذت و آرامش دیگری دارد. اتحاد امروز میزبان شیاطین سرخ و سیتیزنهایی است که با الهام از اسطوره تاریخ کشورشان، میخواهند برای منچستر یا ببنبرگ خود، اوترد باشند. امروز راس ساعت 16:30 به وقت تهران، سوت داور دربی شهر منچستر اعلام میکند که مبارزه بزرگ برای فتح یکی از فوتبالیترین شهرهای بزرگ قاره سبز آغاز خواهد شد و 2 پرچم، یکی سرخ و دیگری آبی آسمانی برای برافراشته شدن در این شهر به یک نزاع قدیمی و همسایگی میپردازند. لیگ برتر روز بزرگی را تجربه میکند؛ نه فقط برای رقابت قدیمی منچستریها در دربی، بلکه بخاطر عواملی که حساسیت این مسابقه را به اوج خود رساندهاند. با هم این عوامل را مرور میکنیم.
میدانی برای خاطرات فراموش نشدنی
سیتی تازه به جمع مدعیان لیگ اضافه شده بود و با خریدهای پر سر و صدا تبدیل به همسایه پر سر و صدای الکس فرگوسن شده بود. بازی با نتیجه 3 بر 3 جریان داشت و مارک هیوز همچنان در حال منازعه با داور چهارم بود که چرا 6 دقیقه وقت تلف شده برای مسابقه منظور کرده است. اسطوره لیورپول از راه رسید و گزارشگر بازی در دقیقه 97 باقی ماجرا را روایت میکند؛
«مایکل اوون! مایکل اوون! باور کردنی نیست! مایکل اوون تبدیل به قهرمان منچستر شد. تمام، وقت تمام شده است. یونایتد 4 سیتی 3!»
اولدترافورد آماده میزبانی درخوری از تیم همشهری میشد. سرمربی سیتی چند هفته پیش از مسابقه از یونایتد و روحیه برنده این تیم تمجید کرده بود. منچستریونایتد در فرم خوبی به سر میبرد و انتظار میرفت با مدیریت خاص بازی به سبک الکس فرگوسن حداقل تساوی و حداکثر یک برد مقتدرانه را در دربی تجربه کند. با این وجود مشت اول را سیتیزنها با پسر شرور ایتالیاییشان ماریو بالوتلی به صورت سکوهای اولدترافورد زدند. سکونشینان چندان این ضربه را جدی نگرفتند؛ اما بیتجربگی جاناتان اوانز منجر به اخراج او در یکی از سختترین بازیهای لیگ برای تیمش شد. میزبان 10 نفره زورش به میهمان آماده و با روحیه نمیرسید و بالوتلی با گل دومش عبارت معروف «چرا همیشه من» را به کارگردان تلویزیونی مسابقه نشان داد تا شروع یک مراسم قربانی را در خانه حریف اعلام کند. فرگوسن و تیمش در عین ناباوری در خانه توسط رقیب همسایه 6 تایی و سلاخی شدند و سیتی رسما اعلام کرد به جمع قدرتهای برتر فوتبال انگلیس پیوسته است.
نانی در بهترین روزهای فوتبالی خود در سمت راست خط میانی منچستر با سرعتی مثال زدنی میدوید و مدافعان سیتی را به زحمت و دردسر میانداخت. او را با رونالدو مقایسه میکردند و نانی میخواست ثابت کند این مقایسه درست و منطقی شکل گرفته است. ارسال بینقص او برای وین رونی و تبحر ویژه رونی در دیدن موقعیت برای انجام بهترین کار ممکن، منجر به رقم خوردن یکی از بدیعترین تصاویر تاریخ لیگ برتر انگلیس شد. مهاجم تنومند و نسبتا سنگین وزن شیاطین سرخ با چابکی عجیبی به آسمان پرواز کرد و با قیچی برگردانی فراتر از تماشایی همه را در چند ثانیه مبهوت هنرنمایی خودش نمود و «پیتر دروری» بهترین گزارش تاریخش را پس از سکوت چند لحظهای معنی داری این گونه به اوج رساند؛
«چه گلی! در چه زمانی! در چه مکانی! چه بازیکنی!»
اگر بخواهیم تاریخ لحظات ناب دربی را مرور کنیم، به بیش از یک گزارش اختصاصی و شاید حداقل به یک کتاب احتیاج خواهیم داشت. به همین مقدار بسنده میکنیم تا عوامل دیگر حساسیت مسابقه را مرور کنیم.
انتقامجوی بزرگ و خونخواهی خانوادگی
پیشنهاد سنگین رئال مادرید، اغوای بزرگ پاریسنژرمن، فرش قرمز بایرن مونیخ و دستمزد شیرین منچستریونایتد، هیچ کدام از این موارد نتوانست مسیر از پیش انتخاب شده ارلینگ هالند به سمت شهر منچستر و پوشیدن پیراهن آبیپوشان این شهر را تغییر دهد. او در روز پیوستن به سیتی آنقدر هیجانزده بود و هدفش را نزدیک میدید که از کتمان کردن آن عاجز به نظر میرسید. وقتی خبرنگار از او پرسید بیشتر دوست داری مقابل کدام تیم بازی کنی؛ با صراحت و لبخندی برخاسته از هیجان ناخودآگاه و بدون فوت وقت گفت؛ منچستریونایتد! حتی اگر آلف هالند هم دردهای تکل خشن روی کین را از یاد برده باشد، پسرش درد کشیدنهای پدرانه را از یاد نبرده، آنها را سالها در سینه نگه داشته، برای تبدیل شدن به یک ستاره نهایت تلاشش را انجام داده و اکنون به عنوان غول گلزنی فوتبال جهان آماده است تا از متهمان مصدومیت و دردهای پدرش انتقام بگیرد. همین یک دلیل برای اوج حساسیت در مسابقه پیش رو کافی به نظر میرسد اما خوشبختانه یا متاسفانه باز هم دلایل دیگری وجود دارد.
مرد هلندی در اندیشه قدرتنمایی
اریک تنهاخ که زمانی شاگرد پپ گواردیولا به شمار میرفت، چند هفته پیش از مسابقه حساس مقابل استاد سابقش در بایرن مونیخ و پس از برتری درخشان در مصاف با آرسنال در مصاحبهای خط و نشان مبهم اما قابل رویتی را برای سیتی و سرمربیاش کشید. او گفت؛ «ما برای همه جامهایی که در آن حضور داریم مدعی خواهیم بود». این مصاحبه قبل از رویارویی با سیتی و پپ، نشان از عزم تنهاخ برای یک خودنمایی بزرگ در فوتبال انگلیس دارد. او اکنون تیمش را آرام کرده، به غائله رونالدو خاتمه بخشیده، مگوایر را نیمکتنشین کرده و از هواداران تیمش هم دل برده و مصمم است تا شغل جدیدش را با ارائه یک بعد ازظهر درخشان در خانه سرسختترین رقیب ممکن تثبیت کند و جایگاهش را در آینده لیگ برتر انگلیس بالاتر از تصورات به تصویر بکشد. تنهاخ اگر بتواند دست پر از اتحاد بیرون بیاید، رسانهها، کارشناسان، هواداران و همه اهالی فوتبال مجبورند به تواناییهایش اعتراف کنند و باور کنند عصر فرگوسن و جانشینان ناکامش به اتمام رسیده و عصر اریک تنهاخ در منچستر شروع شده است. برای شروع یک عصر، آن هم در منچستریونایتد، هیچ اتفاقی بهتر از غلبه بر سیتی آماده و مجهز به هالند آن هم با هدایت پپ گواردیولا در خانه حریف نیست و مرد اول نیمکت شیاطین سرخ به این رویای بزرگ میاندیشد. ضمن اینکه تیم او اگر بتواند حریف را در بازی امروز شکست دهد، برتری معنیدار و کنایهآمیزی دارد چرا که این اولین شکست تیم منچسترسیتی در این فصل لیگ خواهد بود؛ اولین شکستی که به دست تنهاخ روی نیمکت یونایتد رقم میخورد.
حکایت همچنان باقیست
ماجراهای حساسیت دربی پیش رو در شهر منچستر از این هم فراتر میرود و در این قاب نمیگنجد و شاید خیلی از پدیدههای هیجانانگیز نوشتنی و خواندنی نبوده و دیدنی و لمس کردنی باشند. هر چه هست یک جنگ بزرگ برای تک تک اعضای 2 تیم از دروازه تا خط حمله و از نیمکت هدایت تا صندلی مدیریت و سکوها به راه خواهد افتاد و چه بسا اکنون هم در جریان باشد. شهر منچستر شاید همواره به داشتن 2 تیم مدعی افتخار کند اما میدان امروز در صورتی که به تساوی ختم نشود، فقط میتواند یک پرچم را در این شهر بزرگ فوتبالی برافراشته نگه دارد. یا شیاطین سرخ، اوترد داستان میشوند و ببنبرگ خود را به دست میآوردند و یا سیتیزنها یاد قهرمان باستانی سرزمینشان را زنده خواهند کرد. به هر حال سریال آخرین پادشاهی و قهرمان نقش اول آن به مردمان بریتانیا یادآوری کرده بود برای رسیدن به آرامش باید پیش از هر چیز خانه خود را فتح کنند. هر دغدغه دیگری هم که دارید، اگر کمی و فقط کمی به فوتبال علاقهمند هستید برای 90 دقیقه نگاهتان را به دوربینهایی بدهید که هماکنون مراحل تست پیش از بازی را در ورزشگاه اتحاد پشت سر گذاشتهاند و آماده تصویربرداری از یکی از بزرگترین نبردهای این فصل لیگ برتر انگلیس میشوند. امروز و از راس ساعت 16:30 به وقت تهران در انگلیس هیچ چیز مهمتر از دربی شهر منچستر نخواهد بود.

