football360 logo
360-club-icon
360-club
360-camera

به مناسبت ۴۵ سالگی لمپارد؛ همیشه اول، همیشه شماره یک

30 خرداد 1402 ساعت 12:138 نظر
فرانک لمپارد اسطوره باشگاه چلسی 45 ساله شد.

به گزارش فوتبال 360، وقتی در ۱۶ سالگی پیراهن وستهام را بر تن کرد، نامش برای هواداران چکش‌ها غریبه نبود.

او را با انگشت نشان می‌دادند و می‌گفتند فرزند فرانک لمپارد است و نام خودش هم فرانک لمپارد! از آن به بعد، نامش به فرانک لمپارد جونیور تفییر پیدا کرد تا با نام پدر تفاوتی داشته باشد. فرانک لمپارد در ۳۸ سالگی و با پیراهن نیویورک سیتی از دنیای فوتبال خداحافظی کرد. ۱۳ سال باشکوه او در چلسی را چه کسی می‌تواند فراموش کند؟ جان‌تری همبازی و رفیق قدیمی‌اش می‌گوید «فرانکی» بهترین بازیکن تاریخ این باشگاه است. هیچ کس از این ادعای «جی تی» تعجب نمی‌کند. به راستی که فرانکی لمپارد نه تنها بهترین بازیکن تاریخ چلسی بلکه یکی از بزرگ‌ترین هافبک‌های تاریخ فوتبال لقب گرفته است.

گلزن‌ترین هافبک تاریخ لیگ برتر انگلیس، بیش از ۳۰۰ گل را در کارنامه ورزشی خود ثبت کرده است. او بازیکنی برای لحظات سخت و بزرگ بود که نه فقط با گل‌هایش، بلکه با پاس گل‌ها و بازی هوشمندانه‌اش بار‌ها عامل برد تیمش شده بود. لمپارد تعریف جدیدی از معنای هافبک در فوتبال ارائه کرد. توانایی‌های او در گلزنی و دوندگی بی‌امان در روز‌های جوانی، نظرات اهالی فوتبال در مورد مفهوم یک هافبک مرکزی مدرن را تغییر داد.

یک بازیکن استثنایی

چیزی که لمپارد دارد و کمتر بازیکنی در تاریخ فوتبال داشت، ثبات بی‌مانند اوست. او اولین بازیکن تاریخ لیگ برتر است که در ۱۰ فصل پیاپی موفق به زدن بیش از ۱۰ گل شده است. فرانک لمپارد بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵، در ۱۶۴ بازی متوالی لیگ برتر بازی کرد که تا به امروز هم بهترین رکورد بازی‌های پیاپی در تاریخ این رقابت هاست! او به معنای واقعی یک بازیکن تمام و کمال و‌ایده‌آل برای تیمش به شمار می‌رفت که هم بار گلزنی و هم گل‌سازی برای سایر هم تیمی‌هایش را همزمان به دوش می‌کشید. از نظر آمار پاس گل هم فرانک دومین نفر در تاریخ لیگ برتر است. لمپارد در ۵ فصل پیاپی موفق شد بیش از ۲۰ بار گلزنی کند. این آمار‌ها حتی برای یک مهاجم هم رویایی‌ست! اگر با خود فکر می کنید  چطور ممکن است؟ جواب در نبوغ و موقعیت‌شناسی اوست. فرانک بازیکنی تکنیکی و فانتزی نبود. او یک بازیکن انگلیسی کامل بود‌ کار‌های اضافه نمی‌کرد بلکه فقط به هدف میزد و تمام. لمپارد دقیقاً می دانست چه زمانی در کجا باشد. او بسیاری از گل‌هایش را با شلیک‌های غافلگیر‌کننده به سمت دروازه حریف به ثمر رساند. زمانی که حریف انتظارش را نداشت، دروازه‌اش را باز شده می‌دید. لمپارد بسیار باهوش بود و قدرت بازی خوانی بالایی داشت. او به خوبی پیش‌بینی می‌کرد حمله‌ای که آغاز شده به کجا ختم می‌شود و دقیقاً در لحظه مناسب در نقطه هدف حاضر می‌بود. در زدن ضربه‌های آزاد و پنالتی‌ها هم لمپارد همیشه گزینه‌ای‌ ایده‌آل برای تیمش نام داشت‌

اما آغاز هنرنمایی‌های این اعجوبه از کجا بود و به کجا ختم شد؟ پسرک خوش سیمای قصه ما در سنین نوجوانی برای اولین بار با پیراهن وستهام یونایتد در مستطیل سبز دیده شد. هوادارانی که تا یک دهه قبل، پدر او را به عنوان اسطوره خود تشویق می‌کردند، اکنون انتظارات زیادی از لمپارد جوان داشتند و این انتظارات بالا، فشار را بر روی جوان جویای نام زیاد کرده بود. فرانکی طی چهار سالی که در ترکیب اصلی وستهام حضور داشت، عملکرد قابل قبولی از خود ارائه کرد. هنگامی که فرانکی در ۲۰ سالگی برای اولین بار با پیراهن تیم اصلی وستهام به عنوان یک بازیکن خط هافبک راهی زمین شد، برخی از روزنامه‌های انگلیسی آرزو می‌کردند  کاش، فرانک لمپارد کوچک هم مثل جیمی ردنپ، یک هافبک خوب و سطح بالا شود. در آن زمان پسردایی‌اش یعنی جیمی ردنپ در خط هافبک لیورپول بازی می‌کرد و در اوج قرار داشت. در آن روز‌ها هیچ کس تصور نمی‌کرد که لمپارد جونیور نه تنها بهتر از پسر دایی‌اش، بلکه یکی از بهترین هافبک‌های دنیا خواهد شد.

پناه به سمت دیگر لندن

همیشه سایه سنگین نام پدرش، تأثیر منفی بر قضاوت هواداران می‌گذاشت و انتقاد هواداران از حضور لمپارد در ترکیب اصلی وستهام، او را آزرده می‌کرد. پس فرانکی عطای وستهام را به لقایش بخشید تا در سنگر دیگری رستگاری را جستجو کند. تیم همشهری، چلسی به سراغش آمد. کلودیو رانیری به عنوان سرمربی وقت آبی‌های لندن، به دنبال ساختن نسلی جوان و خوش آتیه بود و فرانکی به عنوان قلب تپنده‌ای برای این پیکره جوان، راهی چلسی شد. از همانجا داستان عشقی دیوانه‌وار و پیوندی ناگسستنی میان هواداران آبی پوش و اسطوره‌ای به نام لمپارد آغاز شد.

شماره ۸ جدید آبی‌ها هر سال پله به پله پیشرفت کرد و ظرف مدت ۳ سال به بازیکنی حیاتی و یکی از ارکان جدایی ناپذیر تیم تبدیل شد؛ به گونه‌ای که پس از انقلاب آبراموویچ در چلسی و ورود مورینیو در سال ۲۰۰۴ و خرید‌های پر تعداد و گران قیمت ستاره‌های فوتبال برای ساخت ترکیبی‌ایده‌آل، لمپارد هنوز هم بهترین و اصلی‌ترین گزینه برای خط هافبک شیر‌های آبی به شمار می‌رفت. حال، چلسی زیر نظر سرمربی و نسل طلایی بازیکنانش، موفق‌ترین دوران تاریخ خود را آغاز کرده بود و لمپارد از نقش آفرینان اصلی در رقم خوردن این دوران بود و او گل منجر به قهرمانی چلسی را در دیدار مقابل بولتون به ثمر رساند. سال ۲۰۰۵ برای پسر چشم آبی سالی خوش یمن بود. هنرنمایی‌های او در میانه میدان، تحسین جهانیان را به همراه داشت تا آنجا که نام او به عنوان یکی از ۳ کاندید نهایی بهترین فوتبالیست دنیا مطرح شد اما این همان سالی بود که شاعر فوتبال، رونالدینیو در اوج دوران فوتبالی خود بود و سطح جدیدی از فوتبال را خلق کرده بود. در نهایت لمپارد با چند رای کمتر نسبت به رونالدینیو، به عنوان دومین فوتبالیست برتر جهان در سال ۲۰۰۵ شناخته شد. حالا دیگر لمپارد را در استمفوردبریج، با نام سوپرفرانکی می‌شناختند.

یک هافبکِ مهاجم

شاید باور نکردنی‌تر باشد هنگامی که بدانیم او به عنوان هافبک وسط چلسی، با ۲۱۱ گل‌زده در کلیه رقابت‌ها، لقب بهترین گلزن تاریخ باشگاه را به خود اختصاص داده و تنها هافبک در تاریخ لیگ جزیره بوده که بیش از ۱۵۰ گل را به ثمر رسانده است. عجیب این که به جز ۴ مهاجم گلزن مادرزاد یعنی آلن شیرر، وین رونی، هری کین و‌اندی کول، هیچ بازیکن دیگری به اندازه فرانک لمپارد در تاریخ لیگ برتر گل نزد و ۳۹ تیم مختلف، از گزند گلزنی‌هایش در‌امان نماندند. از ۱۷۷ گل لمپارد در لیگ برتر، ۴۱ گل با ضربات بیرون از محوطه جریمه به ثمر رسید که در تاریخ لیگ برتر، بی‌همتا است و باید آن را به ۱۰۲ پاس گل او اضافه کنیم.

وظیفه اصلی فرانکی به عنوان یک هافبک وسط متفکر و هوشمند چیزی جز کنترل نبض بازی، رهبری میانه میدان، ارسال پاس‌های کلیدی و گل‌سازی نبود. البته گلزنی هم جزء مافوق برنامه‌های لمپارد محسوب می شد که او را متمایز از کلیه هافبک‌های برتر معاصر با خودش می‌کرد. به قول جان‌تری، «او یک جنتلمن در داخل و خارج زمین، یک رهبر درون رختکن تیم، یک پدر خوب برای دو دخترش و البته بهترین بازیکن تاریخ باشگاه چلسی بود.»

او نه تنها استاد شوت‌زنی، گلزنی، بازیسازی و طراحی بازی بود، نه تنها فوتبال را با مغز و فکرش بازی می‌کرد، بلکه استاد مسلم زدن ضربات پنالتی بود. هیچ بازیکن انگلیسی در تاریخ لیگ برتر به اندازه فرانکی در گل کردن ضربات پنالتی‌اش موفق نبوده است. در یک کلام باید گفت لمپارد یک دریچه جدید به روی هافبک‌های فوتبال دنیا گشود و نشان داد یک هافبک وسط هم می‌تواند از بسیاری از قید و بند‌ها برهد و همچون او، در زمین هرکاری انجام دهد. به قول پت نِوین بازیکن اسبق چلسی، «مگر چند هافبک در سیاره ما هستند که این همه گل بزنند؟ » و «مگر چند هافبک هستند که هم در ارسال پاس‌های کوتاه و هم پاس‌های بلند چنین مهارتی داشته باشند؟ »

نسل سوخته شیر‌ها

هر چه داستان فرانکی در استمفورد بریج مایه شور و شعف آبی‌ها باشد، چند کیلومتر آن طرف‌تر و در ومبلی، چیزی جز یک داستان تراژیک با سه شیر‌ها نخواهد بود. در سال ۱۹۹۹ و هنگامی که پیراهن وستهام را بر تن داشت، برای اولین بار در تیم ملی انگلیس به میدان رفت و در نهایت با رسیدن به رکورد تعداد بازی‌های ملی سر بابی چارلتون، از جمع سه شیر‌ها جدا شد.

به جُرم جوانی، او را به یورو ۲۰۰۰ و جام جهانی ۲۰۰۲ نبردند اما فرانکی به همان نسل طلایی سه شیر‌ تعلق داشت. از یورو ۲۰۰۴ به بعد، هرگز از تیم ملی دور نشد همواره در کنار استیون جرارد قرار گرفت. هیچ مربی در دنیا نیست که دلش نخواهد جرارد و لمپارد را در کنار هم و یک جا داشته باشد!

«نسل طلایی اما سوخته سه شیر» یکی پس از دیگری در تورنمنت ها ناکام می‌ماند. وقتی جام جهانی ۲۰۰۶ شروع شد، همگان گفتند نسل طلایی به اوج پختگی رسیده و مگر می‌توان تیمی را شکست داد که لمپارد و جرارد را در ترکیب دارد؟ هم لمپارد و هم جرارد در مسابقه یک چهارم نهایی مقابل پرتغال، ضربه پنالتی خود را خراب کردند و آروز‌های نسل طلایی در زیر خروار‌ها خاکستر ناامیدی دفن شد.

جدانشدنی از قلب مردم لندن

یکی از جالب ترین خاطرات فوتبالدوستان با لمپارد در مرحله گروهی لیگ قهرمانان در سال ۲۰۰۶ رقم خورد. در دیدار مقابل بارسلونا لمپارد گلی را زد که شاید از نظر ریاضی هم ممکن نبود! او از زاویه‌ای کاملاً بسته و نزدیک به صفر درجه، از روی خط اوت با ضربه‌ای چیپ و تماشایی دروازه بارسلونا را باز کرد؛ گلی خارق العاده که در تاریخ فوتبال نظیر آن دیده نشده است. در فصل ۱۰-۲۰۰۹ لمپارد ۳۱ ساله بود. شاید فکر کنید رسیدن به این سن به معنای تمام شدن فوتبال است اما فرانک ثابت کرد این باوری اشتباه است. عامل اصلی دوگانه باشکوه چلسی در آن فصل، کسی نبود جز فرانک لمپارد. او در آن فصل ۲۷ گل به ثمر رساند که ۱۴ گل آن‌ها در ۱۵ بازی آخر فصل بود! همین گل‌های آخر فصل هستند که قهرمانان را تعیین می‌کنند.

روز‌های خوش سوپر فرانکی در استمفوردبریج با فتح چند باره جام‌های داخلی خوب پیش می‌رفت اما عطش او و یارانش در چلسی بیش از این‌ها بود. آن‌ها به دنبال فتح اروپا راه افتادند. چلسی از زمان حضور لمپارد همواره در جمع مدعیان قهرمانی این جام قرار داشت. آن‌ها بار‌ها نیمه نهایی‌های متعدد را تجربه کرده و حتی در فینال هم حضور یافتند اما هر بار با تلخ‌ترین شکل دستشان از جام کوتاه مانده بود. یک بار به خاطر توپی که از خط دروازه رد نشده بود، یک بار به خاطر لغزش پای کاپیتان‌تری در ضربات پنالتی و تلخ‌ترین آن هم در نیمه نهایی عجیب و غریب سال ۲۰۰۹ در مقابل بارسلونا. تا این که سرانجام سال ۲۰۱۲ فرا رسید. چلسی که فصل را ضعیف آغاز کرده بود به ناچار سرمربی خود، ویاش بواش را اخراج کرده و دی متئوی تازه کار در میانه فصل هدایت آبی پوشان را بر عهده گرفت. در نبردی حماسی در حالی که همه انتظار حذف چلسی را داشتند، شیر‌های لندن، ناپولی را با ۴ گل مغلوب کرده و بار دیگر در نیمه نهایی به بارسلونای گواردیولا رسیدند. لمپارد پیش از آغاز این دیدار در مصاحبه‌ای گفته بود: ما یک کار ناتمام با بارسلونا داریم. آن‌ها باید از ما بترسند.

این حرف لمپارد کنایه‌ای به اتفاقات نیمه نهایی سال ۲۰۰۹ بود. در دیدار برگشت ۲ تیم، لمپارد به خوبی به حرف خود عمل کرد و کار ناتمامش را تمام کرد. پاس جادویی او گویی که خط کش‌گذاری شده باشد، برای رامیرز ارسال شد تا بازیکن برزیلی چلسی دروازه بارسلونا را باز کند. این پاس بی‌نظیر را می‌توان بار‌ها دید و خسته نشد. چلسی بار دیگر پای به فینال ما گذاشت و این بار با محرومیت کاپیتان جان‌تری، این لمپارد بود که بازوبند را به بازو بست تا در مهمترین و تاریخی‌ترین روز باشگاه چلسی، کاریزمای عالی رهبری خود را به نمایش بگذارد. عملکرد خیره‌کننده او و توانایی رهبری‌اش در آلیانز آرنا، یکی از عوامل مهم قهرمانی چلسی در لیگ قهرمانان بود. در پایان او و‌ تری جام را بالای سر بردند تا آرزوی دیرینه هر ۲  رهبر به واقعیت تبدیل شود. در مارس سال ۲۰۱۳ لمپارد ۲۰۰ گله شد. ۳ گل دیگر می‌خواست تا به تنهایی برترین گلزن تاریخ چلسی شود. تنها ۲ بازی تا انتهای لیگ برتر باقی مانده بود، چلسی در ددیدار مقابل استون ویلا ۱۰ نفره شده  و یک بر صفر عقب افتاده بود‌ خطر نرسیدن به لیگ قهرمانان حس می‌شد اما لمپارد با ۲ گلی که در آن بازی به ثمر رساند، باز هم ناجی آبی‌ها شد. این کار‌ها جدا از کیفیت یک بازیکن، شخصیت هم می‌طلبد. لمپارد از هر ۲ نظر بی‌نظیر بود. در پایان فصل هم سوپر فرانکی کاپیتان چلسی در فینال لیگ اروپا بود تا بار دیگر یک جام اروپایی دیگر تحت رهبری او به ویترین افتخارات چلسی اضافه شود.

تابستان سال ۲۰۱۴ بود که خبر غافلگیر‌کننده‌ای هواداران چلسی را در شوک عمیقی فرو برد. فرانک لمپارد، چلسی را ترک می‌کند! این اتفاق به قدری دور از انتظار بود که در ساعات اولیه، شایعه به نظر می‌رسید چون همه فکر می‌کردند لمپارد در چلسی از فوتبال خداحافظی خواهد کرد اما تأیید این خبر توسط خود لمپارد، آب سردی بر آتش هواداران بود. تصمیم عدم تمدید قرارداد توسط مسئولان باشگاه چلسی گرفته شده و هیاهوی هواداران برای جلوگیری از این اتفاق تأثیری نداشت. رفتن ناگهانی نماد باشگاه، حس کابوس واری بود. لمپارد طی ۱۳ سال حضورش با پیراهن چلسی به تمامی جام‌ها و رکورد‌های این تیم دست یافت. شماره ۸ آبی‌ها مانند یک بُت در استمفوردبریج مورد پرستش هواداران قرار می‌گرفت. دوستداران چلسی بازیکنی بهتر از او را نمی‌توانستند تصور کنند؛ چه در اخلاق و چه در کیفیت بازی اما این پایانی نبود که برای بهترین بازیکنشان تصور کرده باشند.

اندکی بعد مشخص شد لمپارد عازم آمریکا و تیم نیویورک سیتی خواهد شد و قرارداد او با این تیم به امضا رسید اما چندی بعد خبر رسید فرانکی به طور قرضی سر از منچسترسیتی درآورده است؛ رقیب مستقیم چلسی در لیگ برتر انگلیس.

فصل جدید آغاز شد و چلسی به مصاف منچسترسیتی رفت، آبی‌های لندنی با تک گل شورله پیش افتادند و پیگرینی، سرمربی منچسترسیتی لمپارد را به عنوان یار تعویضی راهی میدان می‌کند تا گره گشای مشکلش شود. دیدن لباس تیم دیگری بر تن لمپارد کمی عجیب به نظر می‌رسید. فرانکی به میدان می‌آید، هجوم یاران منچسترسیتی توسط جیمز میلنر، پاس در عرض میلنر به محوطه جریمه چلسی، یک شوت ناگهانی و بوم! گویی زمان متوقف شده است. چه کسی به چلسی گل زد؟ همان کسی که در استمفوردبریج مورد پرستش هواداران بود. لمپارد با بغض از زمین بلند می‌شود، سرش پایین است و از بازیکنانی که برای شادی به سمت او آمده‌اند می‌خواهد که آرام باشند. حال او مانند حال بازیکنی به نظر می‌رسید که گل به خودی‌زده باشد. شاید او در آن لحظه همین حس را داشت. به نظر می‌رسید هواداران چلسی حاضر در استادیوم حریف همین برداشت را دارند‌. یک گل به خودی در مقابل ۲۱۱ گل به حریفان برایشان قابل چشم پوشی می‌بود. بازی با همین نتیجه تساوی به پایان می‌رسد و هواداران چلسی با تشویق لمپارد، بنر‌های حمایتی از اسطوره خود را به احتزاز در می‌آورند و لمپارد از ابراز احساساتشان تشکر می‌کند تا بار دیگر پیوند ناگسستنی هواداران چلسی با اسطوره خوش اخلاقشان پدیدار شود. در پایان فصل چلسی قهرمان لیگ شد و لمپارد هم منچسترسیتی را ترک گفته و عازم نیویورک سیتی شد اما در آمریکا هم هواداران چلسی او را ر‌ها نکردند! تابستان ۲۰۱۵ جمعی از هواداران او را شبانه در مکانی تفریحی‌ییدا کرده و مدام این شعار را سر می‌دهند: «ما می‌خواهیم فرانکی مون برگرده!» آن‌ها همیشه فرانکی را می‌خواستند. اما آیا این عشقی یک طرفه بود؟

هیچ عشقی دوباره برنمی‌گردد

فرانکی دقیقاً در صبح روز خداحافظی‌اش از باشگاه سوانسی سیتی پیشنهاد داشت؛ همان جایی که نخستین گل دوران حرفه‌ای خود را به ثمر رسانده بود؛ هنگامی که مدتی کوتاه در ۱۷ سالگی به عنوان یار قرضی برای قو‌ها بازی می‌کرد. دست تقدیر چنین بود که فرانکی به ساحل ولز جنوبی بازنگردد و غزل خداحافظی را سر دهد تا دنیای فوتبال باز هم از فراق یکی دیگر از اسطوره‌های تکرار نشدنی‌اش، غمگین و دلتنگ شود.

فرانک در سال ۲۰۱۹ به آرزوی دیرینه خود یعنی مربیگری تیم محبوبش رسید. با بازگشت لمپارد روح تازه‌ای در استمفوردبریج دمیده شد و و چه چیز برای هواداران چلسی از فتح قهرمانی با هدایت فرانک لمپارد زیبا‌تر است؟ هر چند این رویا هیچ وقت به واقعیت تبدیل نشد اما لمپارد پایه‌گذار نسل جدید چلسی است و میراث ارزشمندی از خود در استمفوردبریج به جا گذاشت.

فرانک دوست داشتنی هواداران چلسی هنوز هم برای دنیای فوتبال و به ویژه هواداران چلسی تمام نشده است. خیلی سخت است بگوییم او دیگر پای خود را در استمفوردبریج نخواهد گذاشت. او عاشق چلسی است و شاید باز هم در آینده مسیرشان یکی شود و قطعا دوست ندارد به مانند فصلی که گذشت بدترین رتبه تاریخ چلسی به اسم بهترین بازیکن چسی ثبت نشود. حسن ختام ما، چند نکته جالب درباره فرانک لمپارد است که از یک روزنامه مشهور ایرلندی اقتباس شده‌اند؛ آیا می دانستید فرانک لمپارد سری کتاب‌هایی ویژه کودکان نوشته است؟

آیا میدانستید فرانک لمپارد پیش از تبدیل شدن به یک بازیکن حرفه‌ای، با نمره ممتاز حائز یک مدرک دانشگاهی بین‌المللی شد؟

آیا میدانستید فرانک لمپارد دارای IQ بالای ۱۵۰ است که فقط ۰، ۱ درصد مردم دنیا، از چنین IQ برخوردارند و به همین دلیل، بازیکن‌های چلسی به او لقب «آقای پروفسور» داده بودند؟

Loading...
Loading...
Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...