یک ویترین جدید و جذاب در قاره سبز؛ همه در پی ستارههای لایپزیش
به گزارش فوتبال 360، شاید اصلا قرار نبود این سرنوشت تیم جدید فوتبال آلمان باشد. آنها با سرعتی خیره کننده تبدیل به یک قطب در بوندسلیگا شدند و رقیبی جدید برای بایرن مونیخ و دورتموند به شمار میروند. لایپزیش قرار بود یک قدرت برتر در سطح فوتبال باشگاهی اروپا باشد اما اردوی بازیکنان این تیم از اولین روزهای درخشش در سطح جهانی مورد شبیخون و حمله مشتریان و جستجوگران ستارههای مستطیل سبز قرار گرفته و میگیرد.
تیم سفیدپوش لیگ آلمان استعداد خاصی در پرورش بازیکنان جوان و معرفی آنها به سطح اول فوتبال دنیا دارد. در همین چند فصل گذشته کم نبودهاند ستارههایی که کار خود را از لایپزیش شروع کردند و اکنون از مطرحترین بازیکنان دنیا به شمار میروند. نبی کیتا، تیمو ورنر، دایوت اوپامکانو، ایبراهیما کوناته و مارسل سابیتزر، همگی بازیکنان سابق لایپزیش بودهاند که در حال حاضر به عنوان چهرههای شناخته شده فوتبال جهان توپ میزنند. با این حال فصل جدید نقل و انتقالات با تب و تاب بیشتری پیرامون لایپزیش سپری میشود. به این بهانه به بررسی اوضاع لایپزیش در این مقطع میپردازیم.
نظر ویژه مشتریان در فصل جدید
کارنامه فروشهای فصلهای گذشته لایپزیش به خودی خود این باشگاه را به عنوان یکی از جذابترین ویترینهای معرفی بازیکن در سرتاسر دنیا مطرح میکند. با این حال فصل جدید ماجراهای بیشتری را برای تیم آلمانی به همراه داشته است. مشتریان بزرگ، دیگر از مرغوب بودن خریدهایشان از لایپزیش مطمئن هستند و این تیم اعتماد بازار را به دست آورده است. با این ذهنیت، دیگر فروش بازیکنان تبدیل به یک تجارت رایج برای این باشگاه شده و در این فصل مشتریان بزرگ با جدیت بیشتری وضعیت ستارههای تیم آلمانی را رصد کردهاند. یوشکو گواردیول مورد توجه سیتیزنهاست، کریستوفر انکونکو به جمع آبیهای لندن پیوست، دومنیک سوبوسلای هم در رادار لیورپول قرار گرفته، بنجامین سسکو نیامده با هجوم مشتریان مواجه شده و ژاور شلاگر توسط چند برند برتر اروپایی دنبال میشود. به نظر میرسد این تیم بتواند به رکوردهایی در زمینه فروش دست پیدا کند.
کریستوفر انکونکو
لایپزیش در مقابل فروش او خیلی مقاومت کرد. از اولین روزهای درخشش ستاره فرانسوی در خط حمله لایپزیش و معرفی شدنش به عنوان بازیکنی که چندین پست هجومی را پوشش میدهد از رئال مادرید تا لیگ برتر انگلیس مشترریان زیادی با سماجتی سرشار در صدد جذب انکونکو بودند اما تیم آلمانی به او احتیاج داشت و در مقابل این حجم از پیشنهاد ایستادگی کرد. پیشنهاد چلسی اما رد شدنی نبود. انکونکو به لحاظ سنی و با توجه به تعدد مصدومیتهایش در معرض افت قیمت قرار گرفت و لایپزیش با فروش به موقع او به چلسی نشان داد علاوه بر توانایی پروش بازیکنان جوان در معیارهای اقتصادی و استراتژی فروش هم استعدادهای خوبی دارد. انکونکو تبدیل به گرانترین فروش تاریخ لایپزیش شد اما شاید خودش هم میداند این عنوان بقای چندانی نخواهد داشت. از این رو که شایعات فروش گواردیول به واقعیت نزدیک شدهاند.
یوشکو گواردیول
تیم مترقی و قدرتمند بوندسلیگا در این فصل در آستانه شکستن رکورد قیمت فروش مدافع قرار گرفته چرا که منچسترسیتی به هر قیمت ممکن ستاره جوانش را میخواهد. پپ گواردیولا در تعقیب یوشکو گواردیول از بذل و بخشش هر رقمی امتناع نمیکند و در صورت نهایی شدن فروش گواردیول، این فروش به تنهایی میتواند رکورد فروشهای یک فصل لایپزیش را تغییر دهد. شایعات در مورد این مدافع کروات در حال افزایش و تبدیل شدن به واقعیت هستند و شمارش معکوس برای سیتیزن شدن یکی از مستعدترین جوانان کنونی دنیای فوتبال به صدا در آمده است.
دومنیک سوبوسلای
لیورپول هم نمیخواهد از سیتی و چلسی جا بماند و کلوپ هم سهم خودش را از لایپزیش میخواهد. آنها سوبوسلای، هافبک مجارستانی تیم آلمانی را دنبال میکنند و در 2 روز اخیر خبرهای غیر رسمی زیادی از پیشنهاد سنگین لیورپول برای خرید این بازیکن منتشر شده که برای تایید شدن به زمان بیشتری نیاز دارند. با این حال حتی پیش از تایید این خبرها هم میتوان حدس زد کلوپ به فکر جذب یک هافبک میانی دیگر باشد و برای چنین خریدی دست و دلباز هم خواهد بود.
قرار این نبود
طلوع لایپزیش و سرعت چشمگیر این تیم در طی کردن پلههای ترقی بیش از اینکه پدیدار شدن یک ویترین برای مشتریان بزرگ را تداعی کند، علاقهمندان به بوندسلیگا را به ظهور یک قدرت جدید در این لیگ امیدوار کرده بود. با این حال هجوم مشتریان بزرگ در روزهایی که لایپزیش هنوز توانایی پرداخت مبالغ سنگین دستمزدهای ستارههای کلاس جهانیاش را نداشت و یا اگر هم داشت برای پرداخت چنین دستمزدهایی برنامهریزی نکرده بود، سران باشگاه را به مسیری ناخواسته سوق داد. لایپزیش بیش از تبدیل شدن به یک قدرت یا حتی ابرقدرت به فروشگاه جذابی در شمال اروپا بدل شده که مشتریان ثروتمند با هر سیلقهای و هر نیازی میتوانند احتیاج خود را در آن پوشش دهند و راضی دست پر از فروشگاه بازگردند. نگاهی به عملکرد لایپزیش در سالهای ترقی نشان میدهد شاید قرار نبود کار به اینجا ختم شود. کسی چه میداند. شاید این هم جزوی از برنامه آنها برای توسعه باشد و در فصلهای بعد مقاومت جانانهتری برای حفظ ستارههای خود داشته باشند. لایپزیش میتواند پیشبینی نشده و غافلگیر کننده عمل کند؛ همانطور که این تیم ناگهان ظهور کرد و بزرگ شد و همانطور که آلمانیها با برنامهریزی و تلاش همه را در موفقیتهای خود غافلگیر میکنند. انتظار برای ارائه یک نسخه غافلگیرکننده از لایپزیش برای داغتر شدن بوندسلیگا از انتظار برای معرفی ستارههای جدید این تیم، جذابتر خواهد بود.

