football360 logo
360-club-icon
360-club
360-camera

سانچس، پادشاه مکزیکی سرزمین ماتادورها؛ قصه گل و پشتک

20 تیر 1402 ساعت 11:503 نظر
هوگو سانچس 65 ساله شد.

به گزارش فوتبال 360، کمتر بازیکنانی بوده‌اند که همچون هوگو سانچس، کلِ یک کشور را متحد کرده باشند اما بازیکنانی که از نظر فنی در حد اسطوره رئال مادرید باشند، حتی کمتر از مورد قبل هستند. زمانی که بهترین داراییِ فوتبال مکزیک در سال ۱۹۸۱ به اسپانیا رفت، عملاً موجودی ناشناخته در خانه جدیدش به شمار می‌رفت. ذهنیت خود برتربینی که در افکار عمومی اسپانیا وجود داشت، اعتماد به نفس سانچس را در ابتدای کار خدشه کار کرد اما یک دهه بعد، دیگر چنین طرز فکر‌هایی در هیچ کجا دیده نمی‌شدند.

قبل از جنون حاصل از نرخ گلزنی‌های دیوانه‌وار کریستیانو رونالدو و لیونل مسی، این سانچس بود که استاندارد‌های گلزنی را تعریف می‌کرد. او تنها در 7 سال حضور در سانتیاگو برنابئو به سومین گلزن برتر باشگاه تبدیل شد، جایزه بهترین گلزن فصل لالیگا را به طرز عجیبی در 5 فصل از آن خود کرد، و با به ثمر رساندن ۳۸ گل در فصل ۱۹۸۹/۹۰، رکورد جدیدی از گلزنی در یک فصل را به خود اختصاص داد.

هرچند هوگو سانچس به طرز قابل درکی به خاطر دوران حضورش در تیم سپید لباسِ مادرید به یاد آورده می‌شود اما ورود او به این شهر ابتدا با پیوستن او به رقیبت سنتی رئال یعنی اتلتیکو به وقوع پیوست و نحوه شروع دوران او با فشار‌های زیادی برایش همراه بود. او که از کمبود زمان بازی و اعتماد به نفس رنج می‌برد، همچنان موفق شد ۱۲ گل را برای تیمش به ثمر برساند و در دهه پس از آن، قبل از اینکه دوباره به کشورش باز گردد، تنها در معدود بازی‌هایی از یک فصل بود که موفق به گلزنی نمی‌شد.

در آن زمان، نگرش‌ها به بازیکنان مکزیکی در مقایسه با دوران فعلی متفاوت بود.آن‌ها اغلب با عنوان «خارجی‌ها» مورد طعنه و کنایه واقع می‌شدند و در ابتدای دوران حضور هوگو سانچس در اسپانیا، این گونه گمان می‌رفت از استقامت لازم برای تاب آوردن در این فضا برخوردار نیست. سانچس اما با خودنمایی‌اش در بازی‌ها همان قدر با این پیش‌بینی‌ها جنگید که با استمرار دادن به عملکرد‌های درخشانش. دلبستگی شدید او به زدن ضربات «chilena» (قیچی برگردان)، او را در نزد مادریدی‌ها عزیز و دردانه کرد. این ضربات، خامه روی کیک استایل بازی او بود که نه از عطشش برای مورد پذیرش قرار گرفتن یا تحقیر دیگران، بلکه از ترکیب غریزه طبیعی خارق العاده‌اش و همینطور خواسته سانچس برای سرگرم کردن تماشاگران سرچشمه می‌گرفت.

درخشش ورزشی هوگو سانچس از خانواده‌ای نشات می‌گرفت که در جوهر دنیای ورزش غوطه ور بودند. پدر او فوتبالیستی نیمه حرفه‌ای بود که هوگوی کم سن و سالِ داستان ما از هوگو سانچس سینیور پدرش در حین تمرین مهارت‌های تکنیکی و ضربات «چیلنا» الگو می‌گرفت. خواهر او، ژیمناستیکی المپیکی بود که نماینده مکزیک در رقابت‌های المپیک ۱۹۷۶ مونترال بود. «هوگول» لقبی که اسپانیایی‌ها به سانچس داده بودند، پس از هر گلی که به ثمر می‌رساند، پشتک آکروباتیک خودش را اجرا می‌کرد؛ شاهدی بر چابکی بالا و مرکز گرانش پایین این مکزیکیِ زیرک.

در سرزمین مادری، همه اعضای خانواده‌ها و جوامع مختلف جامعه دور تا دور تلویزیون‌ها می‌نشستند تا درخشش الگویشان را در دنیای دورِ لالیگا، فارغ از وضع معیشتی خودشان، تماشا کنند. این پدیده اجتماعی که هوگو سانچس نام داشت اما با یک طنز تلخ همراه شد. در ۱۱ سالی که هوگو سانچس در اسپانیا بازی کرد، تنها 7 بار برای تیم ملی کشورش به میدان رفت. 4 بازی از مجموع این 7 بازی هم در جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک برگزار شد.

مقیاس غیر قابل تصور فشاری که روی او به عنوان ستاره میزبان جام جهانی۱۹۸۶ وجود داشت، می‌توانست‌ شانه‌های هر شخصی را به زمین بکوبد، اما نه هوگو سانچس را. برخی از مکزیکی‌ها شاید انگیزه او برای بازی کردن در تیم ملی کشورش، بخصوص وقتی به سرزمین موعود فوتبال باشگاهی اروپا رسیده بود را زیر سؤال برده باشند و برخی دیگر هم صرفاً از این واقعیت سربلند بودند که یکی از خودشان پرچم مکزیک را در خارج از مرز‌هایشان به پرواز در می‌آورد. تمام این‌ها نتوانست او را از به ثمر رساندن ۲۹ گل در ۵۸ بازی ملی باز نگه دارد، بلکه به شاهنامه جذابش در خارج از مرز‌های مکزیک افزود.

هوگو سانچس به عنوان یک نماد ملی به جهان نشان داد مکزیک کشوری با استعداد خارق العاده و شایسته احترام است. دوران بازی سانچس، راه برای برای هموطنانش هموار کرد تا از باور و شخصیت لازم برای ساختن کارنامه خودشان در ورای اقیانوس اطلس برخوردار باشند و هرچند دوران بازی‌های ملی او مختصر و کوتاه بود اما کیفیت بی‌پایانش را در هرکجا که می‌رفت با خود به همراه داشت. لئو بین هاکر، سرمربی او در رئال مادرید، جمله مشهوری را درباره توانایی گلزنی پرطمطراق هوگو سانچس دارد.

«وقتی بازیکنی چنین گلی را به ثمر می‌رساند (اشاره به ضربه فوق‌العاده سانچس در مقابل لوگرونس در سال ۱۹۸۵)، بازی باید متوقف شود و یک لیوان پر از نوشیدنی به هر ۸۰ هزارنفری که این گل را تماشا کردند، اهدا شود.»

این 2 نفر در اواخر دوران حضور این مکزیکی در رئال مادرید به مشکل خوردند؛ زمانی که هوگو سانچس از نشستن روی نیمکت تیمش در دیداری از رقابت‌های یوفا در مقابل تورینیو خودداری کرد. با این وجود، توانایی‌های خیال‌انگیز بزرگترین بازیکن تاریخ مکزیک باعث شد تا هرگز چیزی از افسانه «هوگو سانچس» کاسته نشود.

Loading...
Loading...
Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...