football360 logo
360-club-icon
360-club
360-camera

از عراق و یوونتوس تا فینال جام جهانی؛ اولین انگلیسی فینال جام جهانی علیه بریتانیا!

08 شهریور 1402 ساعت 02:1011 نظر
جورج راینور اگر چه بهترین سرمربی انگلیسی جهان است اما هیچوقت در این کشور کار نکرده است.

به گزارش فوتبال 360، استکهلم سال 1958، ۴ دقیقه و ۷ ثانیه از شروع فینال جام جهانی می‌گذرد، نیلز لیدهولم، مدافع تیم ملی برزیل را به خود مشغول می‌کند و برای ۵ دقیقه، هواداران سوئدی می‌توانستند رویای قهرمانی جهان را در سر بپرورانند و همچنین جورج راینور سرمربی تیم ملی سوئد می‌توانست اولین انگلیسی فاتح تاریخ جام جهانی باشد. او از سال 1946 تا 1961 هدایت تیم ملی سوئد را بر عهده داشت و آلف رمزی همراه با تیم ملی انگلیس، چند سال بعد از او به قهرمانی جهان رسید.

موفقیت در طی ۵ یا ۶ بازی، آن هم به صورت ۴ سال یک بار هرگز چیزی نیست که قابل اعتماد باشد اما صعود باشکوه سوئد به فینال جام جهانی 1958 فارغ از یک تورنمنت عادی بود. در جام جهانی 1950، سوئد پس از اروگوئه و برزیل سوم شد. 

۲ سال قبل آنها در بازی‌های المپیک لندن طلا گرفتند. ۴سال پس از آن در هلسینکی موفق به کسب مدال برنز شدند و اگر تیم مخوف مجارستان با حضور ساندرو کوچیچ و فرانس پوشکاش نبود،  قهرمانی برای سوئد دور از انتظار نمی شد. اگر چه راینور هرگز جام جهانی را فتح نکرد اما می‌تواند خودش را موفق ترین مربی بین المللی تاریخ انگلیس بداند. حتی می‌توانیم  جورج را در قامت مربی تیم ملی یک نام موفق بدانیم. این سرمربی یک شخصیت عجیب داشت.

در سال 1939 با شروع جنگ جهانی دوم، پس از 9 سال فوتبال بازی کردن، از فوتبال خداحافظی کرد و به عنوان مربی تربیت بدنی ارتش بریتانیا به خاورمیانه اعزام شد تا در عراق کار کند. نوری السعید، نخست وزیر وقت عراق از او خواست تا اولین تیم ملی فوتبال این کشور را بسازد و به عنوان اولین سرمربی تاریخ فوتبال عراق مشغول به کار شد.

۷ سال قبل از اینکه فیفا، عراق را به رسمیت بشناسد، راینور معادل 30 پوند در هفته از عراق دستمزد می‌گرفت. این تیم متشکل از دانشجویان و افسران ارتشی بغداد بود که در بازی‌های دوستانه مقابل تیم‌های نظامی لهستان و انگلیس بازی می‌کرد و همچنین با تیم‌های لبنان و سوریه مسابقه داد. در سال 1944، یک مسابقه دوستانه در بیروت پس از وقوع شورشی، ۸ کشته و 200 زخمی داشت و این پایانی بود برای دوران حضور او در خاورمیانه!

پس از پایان جنگ، راینور به انگلیس بازگشت. او در جیب خود نامه‌ای از السعید داشت. آن نامه کمک کرد با استنلی راس، دبیر وقت فیفا ارتباط برقرار کند. در یک جلسه مقرر شد این ۲ نفر کلاس آموزشی مربیگری برگزار کنند. راینور مربی تیم ذخیره‌های آلدرشات شد و در این بین ناگهان پیشنهاد تیم ملی سوئد آمد؛ پیشنهادی موقت  اما جذاب!

پیروزی در المپیک سال 1948 اولین پیروزی واقعی او بود. بازی‌های لندن اولین تورنمنت جهانی فوتبال از زمان پایان جنگ  جهانی دوم نام داشت؛ به این معنی که مدال طلا کمی سنگین‌تر از گردن فاتحان اسکاندیناوی باشد. آنها در ۴ مسابقه 22 گل به ثمر رساند. اصل تیم آنها حول ۳ برادر نوردال بود. گونار نوردال که اسطوره میلان است یک آتش نشان بود، برتیل یک مکانیک و کنات یک پلیس و نکته عجیب این است که فوتبال سوئد تا سال 1956 یک بازی آماتور باقی ماند. او برای سوئدی‌ها یک معلم بود. در هر بازی به آنها قوانین فوتبال را آموزش می‌داد و زمانی که گل گونار نوردال به دلیل آفساید مردود شده بود به دنبال او می‌دوید تا از دعوای احتمالی جلوگیری کند. گونار در پایان همان سال به میلان پیوست و اکنون رکورددار گلزنی در میان بازیکنان غیرایتالیایی باشگاه به شمار می‌رود.

نوردال در ۳۳ بازی  با پیراهن تیم سوئد موفق شد ۴۳ گل به ثمر برساند. انتقال او به تیم میلان منجر به خداحافظی از تیم ملی کشورش شد. در آن زمان بازیکنانی که خارج از لیگ سوئد بازی می‌کردند به تیم ملی دعوت نمی‌شدند و به همین دلیل نوردال به تیم ملی دعوت نشد و بازی‌های جام جهانی ۱۹۵۸ به میزبانی کشورش سوئد را از دست داد. اوضاع برای راینور سخت‌تر شد.

برای جام جهانی 1950 که آنها سوم شدند او ۱۴ بازیکن غیر از بازیکنان حاضر در لندن، دعوت کرد.  بازیکنانی در لندن داشت و خیلی از آنها در مارسی، رئال مادرید، اتلتیکومادرید، لاتسیو، رم، میلان، منچستریونایتد و چلسی بازی می‌کردند اما مجبور  شد با بازیکنان محلی در جام جهانی بازی کند!

سوئد در اولین بازی ایتالیا را شکست داد. متوجه هستید؟ ایتالیا! تیمی که بیشترین قهرمانی را داشت و تا به حال در جام جهانی اصلا شکست نخورده بود. از آنجایی که سوئدی‌ها بهترین بازیکنان خود را به خاطر حضور در کالچو از دست داده بودند، این برد اهمیت بیشتری پیدا کرد. در دومین بازی، تساوی ۲ بر ۲ با پاراگوئه باعث شد  تیم راینور به مرحله گروهی نهایی راه یابد، جایی که با برزیل، اروگوئه و اسپانیا روبه رو خواهند شد. در حضور نزدیک به ۱۴۰ هزار نفر در ماراکانا، سوئد با نتیجه ۷ بر یک توسط میزبان شکست خورد. هیچ شرمی وجود نداشت. همین برزیل در مسابقات قهرمانی آمریکای جنوبی سال قبل در ۸  بازی 46 گل به ثمر رسانده بود.

امیدهای ناچیز سوئد برای قهرمانی جهان با شکست ۳ بر ۲ مقابل اروگوئه، ۴ روز بعد پایان یافت. همزمان با شکست برزیل مقابل اروگوئه در دیدار فینال گونه، سوئد موفق شد اسپانیا را با نتیجه  ۳ بر یک  شکست دهد. آنها در رده سوم قرار گرفتند و در نتیجه در بالاترین رتبه بین اروپایی ها، جام را به پایان برد. بازیکنان تیم با پیشنهادات تیم‌های ایتالیایی، اسپانیایی و انگلیسی روبه رو شدند. در المپیک 1952 هلسینکی فقط ۲ نفر از جام جهانی 1950 و المپیک 1948 حضور داشتند!

با این حال راینور با نسلی محروم و آماتور، توانست مدال برنز را کسب کند. شاهکارهای غیرقابل انتظاری در زندگی او هنوز رخ نداده بود. او در سال 1954، به عنوان سرمربی یوونتوس منصوب شد؛ شغلی که به خاطرش مانند بازیکنانش و تحت تاثیر قوانین فوتبال حرفه‌ای مجبور به استعفا از تیم ملی سوئد شد. او تا اکتبر با یوونتوس ادامه داد و تنها ۵ امتیاز از صدر جدول فاصله داشت اما اخراج شد و در ادامه خیلی زود سرمربی لاتسیو نام گرفت.

از همان وقت سوئد مسیر نزولی در پیش گرفت و از راهیابی به جام جهانی 1954 بازماند و خبر حرفه‌ای شدن فوتبال سوئد همان چیزی بود که راینور در خواب می‌دید. اکنون همه برگشته بودند. همه بازیکنانی که ۸ سال قبل برای او در لندن افتخارافرینی کردند و همین طور ستارگان جام جهانی 1950 در لیست سوئد قرار داشتند. راینور از طرفی برای بازگشت به خانه دلتنگ نشان داد اما پیشنهاد سوئد را در اولویت قرار داد تا بلکه اینگونه ایده‌های قدیمی خود را به عمل دربیاورد. آنها در جام جهانی 1958 با انتقام گیری از مجارستان شروع کردند. بسیاری جام جهانی 1958 را یکی از باکیفیت ترین ادوار تاریخ جام جهانی می‌دانند. همه تیم‌ها با نفرات اصلی حضور داشتند و هیچ تیمی از آسیا و آفریقا حضور نداشت. آنها میزبان بودند و در استکهلم کاملا تسلط داشتند اما قصه این جام برای ما گونه‌ای دیگر روایت شده است. همه از شگفتی‌سازی یک نوجوان ۱۶ ساله برزیلی به نام ادسون آرانتس دو ناسیمنتو یا بهتر بگویم «پله» شنیده‌ایم. قصه راینور، قصه‌ مردی است که در تمامی فتح الفتوحات، برنده بود اما در همان قصه‌ای که قرار بود مادربزرگ‌ها برای نوه خود تعریف کنند، باخت.

او بعد از جام جهانی نامش تنها با ۳ کتاب دیده شد، «سفیر فوتبال»، «چرا ما همیشه بازنده هستیم؟» و «ذات کثیف: ذات انگلیسی» ۳ کتاب او بودند که در هر ۳ کتاب به انتقاد از غرور انگلیسی‌ها پرداخته است. او در سال 1985 در انگلیس فوت کرد اما هیچ روزنامه‌ای نامش را نیاورد چون معتقد بودند به کشور خودش پشت کرده است. باید این نکته را یادآور شویم جورج برخلاف آرزویش، هیچ وقت در فوتبال انگلیس کار نکرد، با این حال موفق ترین سرمربی تاریخ فوتبال انگلیس بوده است!

*یاسین معصومی

برچسب‌ها