خاصهای فوتبال مدرن؛ هافبکها، دنیای سرمربیان را در دست گرفتهاند
به گزارش فوتبال 360، فوتبال امروز به سمتی رفته است که بیشترین مربیان و موفقترین آنها، نقش هافبک را در دوران بازیگری تیم خود داشتند اما چه چیز باعث این اتفاق میشود؟ چه سبک فکری هافبکها را به موفقیت میرساند؟ در این مطلب قصد داریم با نگاه وبسایت اتلتیک به این موضوع بپردازیم.
آقای خاص و خاصهایی تازه با رویکرد جدید
ژوئن سال آینده، 2 دهه از نقل قول مورینیو راجع به خودش خواهد گذشت که خود را خاص معرفی کرد و پس از آن به آقای خاص معروف شد. مورینیو در اولین کنفرانس مطبوعاتی بعد از پیوستن به چلسی گفت: «لطفا من را مغرور خطاب نکنید. آنچه میگویم واقعیت است.» سپس به قهرمانیاش در لیگ قهرمانان اروپا اشاره کرد و گفت: «من قهرمان اروپا و خاص هستم.»
واژهی خاص میتواند غرور یا منحصر به فرد و یا هرچیز دیگری معنی شود اما این واقعا ویژگی تیمهای ژوزه مورینیو بوده و هست. آنها همیشه منحصر به فرد و خاص بازی میکردند و این ویژگی کاملا به بازی تیمهای او نسبت پیدا می کند.
ژاوی در مورد تیم مورینیو سال 2019 گفت: «مورینیو بسیار دفاعی بازی میکند. من فوتبال متفاوتی را دوست دارم. از او انتقاد نمیکنم اما از بازی کردن به این شکل لذت نخواهم برد و تیمهای من هرگز چنین نگرشی را نخواهند داشت.»
فصل گذشته تیم ژاوی با 12 پیروزی یک بر صفر و تنها 20 گل خورده در تمام لیگ، توانست بارسلونا را بعد از 4 سال قهرمان لالیگا کند. تیم ژاوی یک رکورد برجای گذاشت که اگر هرکسی فقط نتایج را میدید، عملکرد را بیشتر مرتبط با ژوزه مورینیو میپنداشت تا ژاوی هرناندس! شاید با دیدن نتایج به ژاوی انتقاد شود شما همانند تیمهای مورینیو نتیجه گرفتید اما واقعا ژاوی به حرفهایش در گذشته پایبند بود. رفتار تیم ژاوی کاملا با تیمهای مورینیو متفاوت بود؛ ژاوی در کل لیگ به طور میانگین 64.3 درصد مالکیت توپ را برعهده داشت و با ترکیب پاسهای بلند و پاسهای کوتاه، تیم او نبض و کنترل بازی را در اختیار داشت و ما میبینیم تیمهای مورینیو کمتر چنین کاری را انجام میدهند. شاید در ظاهر عملکرد کلی و نتیجه تیم ژاوی مانند تیمهای آقای خاص بود اما رویکرد آنها در داخل بازیها از نسخه خاص دیگری رونمایی میکرد.
هافبکهای سابق، نبض فوتبال را به دست میگیرند
در حال حاضر بیشتر مربیان جدید از دل هافبکهای سابق بیرون میآیند و آنها همراه خود فلسفه، تاکتیک و سبک جدیدی را به همراه آوردهاند. بایر لورکوزن با ژابی آلونسو، فیورنتینا با وینچنزو ایتالیانو، بولونیا با تیاگو موتا، میدلزبورو با مایکل کریک، اسپورتینگ با روبن آموریوم و بارسلونا، اسپانیا و حالا پاریسن ژرمن با لوئیس انریکه، همگی این موضوع را تایید میکنند.
یک گروه تحقیقاتی مستقر در سوئیس با پایش آمار و اطلاعات مربیان، این مفهوم را بیشتر بررسی میکند. این تیم تحقیقاتی با پایش اطلاعات 1866 تیم از 126 لیگ در 89 کشور به نتایج جالبی دست پیدا کرده. 42.4 درصد از مربیانی که در دوران حرفهای خود هافبک بودهاند به راحتی به دنیای مربیگری حرفهای وارد شدهاند.

بیشترین سهم در بازیکنان به هافبکها اختصاص داده میشود اما این گروه بعد از یکسانسازی آمار متوجه شدهاند هافبکها بازهم بیشتر از مدافعان و سایر پستهای دیگر به دنیای مربیگری وارد شدهاند و در آن موفق بودهاند. اما واقعا چرا چنین اتفاقی در حال رخ دادن است و چرا بیشتر از گذشته به چشم میآید؟
هافبکها و مربیگری در دوران بازیگری!
اگر بخواهیم به شاخصترین و بزرگترین مربیانی که هافبک بودهاند اشاره کنیم، نام پپ گواردیولا و میکل آرتتا امروز بیشتر از همه به چشم خواهد آمد. پپ گواردیولا در این مورد توضیح میدهد و میگوید: «معمولا هافبکها و به خصوص هافبکهای نگهدارنده، دید بسیار بازی نسبت به اتفاقات درون زمین دارند. شما وقتی مهاجم هستید، به گلزنی و راههای رسیدن به آن فکر میکنید و وقتی در درون دروازه یا در دفاع هستید، به بستن راههای حمله حریف و گل نخوردن فکر میکنید اما هافبک بودن و هافبک نگهدارنده بودن چیزی فراتر از همه اینها است و هر بازی درسهایی بزرگ برای شما ایجاد میکند.»
آرتتا و گواردیولا تنها مربیان موفق با پست هافبک در لیگ برتر نیستند. گری اونیل، سرمربی ولورهمپتون و روبرتو دزربی(پست هافبک و هافبک هجومی) سرمربی برایتون از دیگر نمونههای دیگر پست هافبک هستند. دزربی بعد از پیروزی 4 بر یک مقابل ولوز در فصل جاری لیگ برتر به نمایندگی از هافبکهای سابق که تبدیل به مربی شدهاند، گفت: «من ذهنیت گذشتهام را نمیتوانم تغییر دهم. سبک بازی تیمم منعکس کننده شخصیت من در گذشته، تاریخ و DNA من است. تیم و من با این موضوع عجین شدهایم و نمیتوانیم به شکل دیگری بازی کنیم.»
وقتی به صحبتهای دزربی گوش میکنیم و سبک بازی او و تیمش را میبینیم، کاملا متوجه میشویم حتی زمانی که نمیتواند بر حریف غلبه کند هم ترکیبش همان است که میگوید. آنها حتی در نیمهنهایی جام حذفی و بازی مقابل غولی مانند منچسترسیتی از 2 هافبک با خصوصیات نسبتا مشابه در لبه محوطه جریمه استفاده میکند.


همهگیری پرس کردن و بازیسازی از دروازه
مائوریتسیو پوچتینو در مصاحبهای با آلن شیرر گفته بود: «وقتی من با تاتنهام شروع کردم، در میان 20 تیم لیگ برتر پیدا کردن 2 یا 3 تیم که با یک سبک فوتبال بازی کنند بسیار کم بود. همهچیز در آن زمان بسیار متفاوت رقم میخورد. قبل از آمدن پپ و یورگن هدف اصلی ما برای بازی، پرس از بالا و بازیسازی از دروازه نام داشت. تنها تیمی که آن زمان از چنین تاکتیکی پیروی میکرد، لیورپول تحت هدایت برندان راجرز بود اما حالا میبینیم گویی تمام تیمها قصد دارند از عقب زمین بازیسازی کنند و در تمام مدت بازی پرسهای سنگین دارند. این سبک از بازی گویی مسری شده.»

صحبتهای پوچتینو توسط دادهها کاملا تایید میشود. در فصل 18-2017، تاتنهام زیر نظر پوچتینو 45.5 درصد و لیورپول با 46.6 درصد، تنها تیمهایی بودند که بیشترین میزان شروع بازی با توپهای بلند را انجام نداده بودند. همچنین اسپرز و لیورپول، 2 تیم از 7 تیمی بودند که اکثر پاسهای دروازهبانشان کوتاه بوده است.
البته این به این معنی نخواهد بود که مربیان جدید همگی از آنها الگو برداری کرده باشند، بلکه تغییر قوانین کمک زیادی به تغییر سبک بازی کرده. تغییر قانون شروع مجدد توپ از کنار دروازه در فصل 20-2019 باعث شد تا تیمها بتوانند غیر از پاس به خارج محوطه، گزینه پاس درون محوطه به مدافع خودی را داشته باشند و این قانون کمک زیادی به تغییر بازیسازی از کنار دروازه و دروازهبان کرد.
از سال 18-2017 تا سال 23-2022 نرخهای ضربههای بلند دروازهبانان بسیار کاهش داشته و آمار رسمی این موضوع را به وضوح نشان میدهد. همچنین دروازهبانانی که بازی با پای خوبی دارند از عدد 7 در آن سالها به عدد 16 در سال گذشته رسیده و با اضافه شدن دروازهبانانی مانند اونانا به یونایتد این عدد از فصل گذشته هم بیشتر شده است.

در کل شاید به نظر برسد تمام تیمها از یک الگو پیروی میکنند اما استفاده از پرس و بازیسازی از عقب در هر تیمی متفاوت جلو میرود و به عنوان مثال تیمهایی مانند منچسترسیتی و لیورپول در حالی که هر 2 از پرس و بازیسازی عقب زمین استفاده میکنند، سبکی کاملا منحصر به فرد نسبت به دیگری دارند.
روند جدید و مربیانی جدیدتر!
بازیهای با سبک جدید از هافبکها، مربیان بسیار باهوش بیرون میآورد و این، گفته بسیاری از تحلیلگران است. اورن روزانسکی، تحلیلگر آکادمی چارلتون اتلتیک میگوید: «هافبکهای نسبتا جدیدتر در تمام جنبههای بازی درگیر هستند. آنها در شروع حملات نقشی کلیدی دارند و در هجومهای تیمی بسیار به تیم کمک میکنند. توپ و موقعیت بازی را به نفع تیم تغییر میدهند. به میان مدافعان میروند و در کارهای دفاعی کمکهای زیادی میکنند. تمام این موارد باعث میشود هر لحظه در حال بررسی شرایط و اوضاع تیم باشند.»
کالوم الیس، تحلیلگر حاضر در یکی از تیمهای لیگ برتر با مهر تایید به صحبتهای دیگران میگوید: «هافبکهای میانی، کاتالیزور بازیها، انتقال دهندههای هجومی، دفاعی و همچنین دارای بهترین دید در میان زمین هستند». او در ادامه میگوید: «بازی به عنوان هافبک میتواند سختترین کار در زمین به علت حجم مسئولیتها باشد. آنها در حین بازی و به صورت مستمر در حال مربیگری هستند و این کار را شاید حتی بیشتر از مربیشان در کنار زمین انجام دهند».
ارزشمندی پست هافبک، قیمت را معقول میکند
وقتی به صحبتهای متخصصان و خود مربیان در این زمینه گوش میدهیم، رقمهای عظیم برای خرید هافبک کاملا قابل درک میشود. هافبکهای مرکزی که به مربی تبدیل شدهاند، با تفکراتشان به خط هافبک توجه ویژهای میکنند. از سوی دیگر این افراد کنار مربیان علاقه مند به مالکیت توپ باعث می شوند هافبکها قیمت فزایندهای پیدا کنند. پپ گواردیولا در بارسا، سرخیو بوسکتس، ژاوی و اینیستا را داشت و حالا در سیتی از زوج رودری، کواچیچ بهره میبرد. ژاوی، فرانکی دییونگ را دارد، ایتالیانو از امرابط استفاده میکرد(تصویر پایین) که اکنون در اختیار یونایتد است.

کاسمیرو، تونی کروس و لوکا مودریچ در گذشته برای رئال بودند و حالا بلینگام، شوامنی و کاماوینگا( زمانی که در دفاع چپ بازی نمیکند) را در ترکیب تیم هستند. آرتتا برای تکمیل تفکراتش به خرید بزرگ دکلان رایس تن داد و دزربی فصل گذشته را با کایسدو و مکآلیستر موفق گذراند.
با نگاه عمیق به این موضوعات، کاملا خریدهای منچستریونایتد، منچسترسیتی، لیورپول، چلسی و آرسنال در لیگ برتر و دیگر تیمهای بزرگ اروپایی، منطقی به نظر میرسد و جنگ در به دست آوردن هافبکها بسیار مهمتر از چیزی که در گذشته فکر میکردیم به چشم میآید.
آینده فوتبال با این حجم از اهمیت هافبک
در فوتبال همیشه پست هافبک یکی از مهمترین بخشها بوده اما امروزه از گذشته این نقش پررنگتر شده است. در همین لحظه و با سبکی که در 20 سال قبل بوده، هافبکهای تبدیل شده به مربی بسیار موفق بودهاند و موفقیت آنها از تفکراتشان نشات گرفته است. با مهمتر شدن نقش هافبکها مطمئنا این بازیکنان بعد از تبدیل شدن به مربی، باز هم بیشتر به نقش قبلی خود بازمیگردند و مالکیت توپ و پرس بسیار در آینده بیشتر دیده میشود اما...
هر عملی عکسالعملی دارد!
همیشه و در کل تاریخ و در هر زمینهای شاهد این بودهایم که هر عملی عکسالعملی دارد. شاید چرخه فوتبال باعث شود، تیمهای با تاکتیک پرس و بازیسازی از عقب زمین بیشتر شوند اما همین لحظه میبینیم تمام فوتبال در اختیار هافبکهای سابق و تمام جامها در اختیار این افراد نیست. پوچتینو با زیاد شدن چنین تاکتیکی گفته بود: «دیگر همانند گذشته علاقه به این تکنیک ندارم و زمانی که این سبک کمتر استفاده میشد، بیشتر علاقه به این سبک داشتهام». همچنین میبینیم چرخه در همین لحظه تکمیل شده و تیم وستهام با مربیگری مویس با اولویت دفاع و ضدحمله قهرمان لیگ کنفرانس شد و در فصل جدید بسیاری از حریفان را شکست داده است. نمونه دیگر اینتر بود که تا فینال لیگ قهرمانان پیشروی کرد و در طول مسیر بیشتر اولویت آنها دفاع و ضدحمله نام داشت. آنها حتی فاصله کمی تا قهرمانی داشتند و کمی تمرکز بیشتر برایشان میتوانست جام قهرمانی را به همراه داشته باشد. این اتفاقات باعث میشود شاید آقایان خاص جدید بیشتر از خط هافبک باشند اما افرادی مانند ژوزه مورینیو و سبک خاصشان، باز هم در دنیای جدید فوتبال خاص هستند.

