داستانهای فراموش شده جام ملتهای اروپا؛ شما به تیم «نه چندان ملی» بازیکن میدهید؟
09 مهر 1402 ساعت 11:408 نظر
در یورو 1992، اتحاد جماهیر شوروی تحت عنوان «کشورهای مستقل مشترکالمنافع» به میدان رفت.
به گزارش فوتبال 360، یورو 1992 با قهرمانی دانمارک همراه شد و این تیم به لطف تحریم یوگسلاوی از سوی سازمان ملل متحد شانس حضور در تورنمنت نهایی را تنها 10 روز مانده به آغاز رقابتها به دست آورد. این جام برای نخستین بار در تاریخ حضور اسکاتلند را به خود دید اما این دوره مسابقات، شاهد پایان تیمهایی بود که روزگای نقش بهسزایی در رقم زدن نخستینها داشتند.
در دور مقدماتی، اتحاد جماهیر شوروی که فینال دوره قبل را به هلند واگذار کرده بود، توانست بدون باخت و بالاتر از ایتالیا، مجوز حضور در دور نهایی را به دست آورد. آخرین پیروزی شوروی در دور مقدماتی، روز 13 نوامبر 1991، درحالی مقابل قبرس به انجام رسید که این کشور به مدت 3 سال، در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات عدیده سیاسی و اجتماعی بود. در پایان جنگ جهانی اول، امپراتوری عثمانی، امپراتوری آلمان و امپراتوری روسیه از هم فرو پاشیدند و اروپای شرقی و نواحی اوراسیا را با مطالبات رقابتیشان به حال خود رها کردند. پس از چنین رخدادی، این تنها امپراتوری روسیه بود که مجدداً تحت رهبری بلشویکها بازسازی شد.
سیاست جدید اقتصاد معرفی شده توسط لنین، بازار آزاد را نسبتاً بازگرداند و یک بهبود اقتصادی کوتاه مدت به وجود آمد. به دنبال مرگ لنین در سال ۱۹۲۴، ژوزف استالین به قدرت رسید. او همه مخالفانش در حزب کمونیست را سرکوب کرد و اقتصاد برنامه ریزی شده متمرکز را به اجرا گذاشت. در نتیجه، این کشور یک دوره صنعتی سازی سریع را تجربه کرد و این اتفاق منجر به رشد اقتصادی چشمگیری شد. فوتبال در عصری که هنوز تا چنین حدی صنعتیسازی را تجربه نکرده بود در خاک این کشور خیلی زود توفیق یافت و لقب گرفتن بهعنوان قهرمان در نخستین دوره برگزاری مسابقات جام ملتهای اروپا، وجهه فوتبال شوروی و بازی فیزیکی روسها در طول سالها، مجالی برای پروپاگاندا بود.
در دور مقدماتی، اتحاد جماهیر شوروی که فینال دوره قبل را به هلند واگذار کرده بود، توانست بدون باخت و بالاتر از ایتالیا، مجوز حضور در دور نهایی را به دست آورد. آخرین پیروزی شوروی در دور مقدماتی، روز 13 نوامبر 1991، درحالی مقابل قبرس به انجام رسید که این کشور به مدت 3 سال، در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات عدیده سیاسی و اجتماعی بود. در پایان جنگ جهانی اول، امپراتوری عثمانی، امپراتوری آلمان و امپراتوری روسیه از هم فرو پاشیدند و اروپای شرقی و نواحی اوراسیا را با مطالبات رقابتیشان به حال خود رها کردند. پس از چنین رخدادی، این تنها امپراتوری روسیه بود که مجدداً تحت رهبری بلشویکها بازسازی شد.
فوتبال در اختیار سیاست
بلشویکهای اتحاد جماهیر شوروی در نتیجه انقلاب اکتبر سال ۱۹۱۷، دولت موقت جایگزین امپراتوری روسیه را به رهبری ولادیمیر لنین سرنگون کردند. جنگ داخلی میان ارتش سرخ و بسیاری از نیروهای ضد بلشویک در سراسر امپراتوری سابق که بزرگترین آنها «ارتش سفید» نام داشت در گرفت. با وجود کمکهای شدید قدرتهای غربی نظیر بریتانیا به ارتش سفید، بلشویکها اندک اندک قدرت را به دست گرفته و سرانجام در سال ۱۹۲۲ پیروز این جنگ داخلی لقب گرفتند. بنابراین، «اتحاد جماهیر شوروی» با اتحاد جمهوریهای روسیه، ماورای قفقاز، اوکراین و بلاروس شکل گرفت.سیاست جدید اقتصاد معرفی شده توسط لنین، بازار آزاد را نسبتاً بازگرداند و یک بهبود اقتصادی کوتاه مدت به وجود آمد. به دنبال مرگ لنین در سال ۱۹۲۴، ژوزف استالین به قدرت رسید. او همه مخالفانش در حزب کمونیست را سرکوب کرد و اقتصاد برنامه ریزی شده متمرکز را به اجرا گذاشت. در نتیجه، این کشور یک دوره صنعتی سازی سریع را تجربه کرد و این اتفاق منجر به رشد اقتصادی چشمگیری شد. فوتبال در عصری که هنوز تا چنین حدی صنعتیسازی را تجربه نکرده بود در خاک این کشور خیلی زود توفیق یافت و لقب گرفتن بهعنوان قهرمان در نخستین دوره برگزاری مسابقات جام ملتهای اروپا، وجهه فوتبال شوروی و بازی فیزیکی روسها در طول سالها، مجالی برای پروپاگاندا بود.
روسیه، سوءتفاهمی از میراث اتحاد جماهیر شوروی
پس از پایان جنگ جهانی دوم و نابودی نسبی قاره سبز، «جنگ سرد» در سال ۱۹۴۷ به عنوان یک نتیجه از تسلط شوروی در اروپای شرقی، آغاز شد. به دنبال مرگ استالین در سال ۱۹۵۳، دورهای معروف به «استالین زدایی» با رهبری «نیکیتا خروشچف» شکل گرفت و فوتبال در این سالها، نقش زیادی در پیشبرد اهداف ایدئولوژیک داشت.در اواسط دهه ۸۰، واپسین رهبر اتحاد جماهیر شوروی، میخائیل گورباچف با سیاستهای گلاسنوست و پرسترویکا (اصلاحات اقتصادی و سیاسی) سعی در اصلاح و آزادسازی بیشتر اقتصاد داشت. جنگ سرد در دوران رهبری گورباچف به پایان رسید و در سال ۱۹۸۹، کشورهای هم پیمان ورشو در اروپای شرقی، رژیمهای خود را سرنگون کردند. این امر، منجر به ظهور جنبشهای ناسیونالیستی و جدایی طلبانه در اتحاد جماهیر شوروی شد. اواخر دهه 80 و همزمان با طنین انداز شدن شعارهای ناسیونالیستی در بلوک شرق، تنش میان آنهایی که میخواستند اتحادیه تحت سلطه روسیه را یکپارچه نگه دارند و گروه دیگر خواهان ایجاد کشور قدرتمند روسیه، تشدید شد. این تنش در مبارزه تلخ قدرت بین گورباچف و بوریس یلتسین تجسم پیدا کرد.

