مربیگری، فرصتی برای برای دیده شدن کریک؛ مرد سایهها، زیر آفتاب موفقیت
به گزارش فوتبال 360، برخی افراد شاید در مکان یا زمانی اشتباهی به دنیا آمدهاند و افرادی مانند کریک میتوانند در آن دسته جای بگیرند. وقتی به نام و آوازه نسل طلایی انگلیس نگاه میکنیم، جایی برای اشاره به نامهایی مانند مایکل کریک نمیماند. وین رونی، پل اسکولز، ریو فردیناند، جان تری، استیون جرارد، فرانک لمپارد و دیوید بکام، گوشهای از نامهایی بودند که دوران اوج آنها نسبتا با مایکل کریک همزمان بود و بسیاری از آنها همپوشانی با قابلیتهای او را هم داشتند. گواه این ادعا میتواند 34 بازی ملی کریک برای تیم ملی باشد. هنوز هم وقتی از نسل طلایی انگلیس یاد میشود، جایی برای نام این هافبک وجود ندارد اما دنیای مربیگری، فرصتی دوباره به این بازیکن داده است تا خودش را این بار کمی بالاتر از دیگر نامهای بزرگ انگلیسی ببیند.
همیشه در سایه، حتی منچستریونایتد
قطعا شکی وجود ندارد مایکل کریک در منچستریونایتد یک اسطوره است. البته او در این تیم هم زیر نامهایی مانند رونی، گیگز، بکام، رونالدو، اسکولز و لیستی طولانی از بازیکنان مخفی مانده اما باز هم وقتی نام کریک را میشنویم، نمیتوانیم دوران او را در این تیم فراموش کنیم.
مایکل کریک در بحث بزرگی در تیم هم شانس بالایی نداشت. یکی از معیارهای کاپیتانی میتواند این بحث باشد که بازیکن از دیگر افراد، تجربه بالاتری داشته باشد و سایر بازیکنان بتوانند او را به عنوان رهبر خودشان بشناسند یا به اصطلاح، کاپیتان باید بزرگ تیم باشد! کریک میتوانست سالهای زیادی را به عنوان کاپیتان در باشگاه حضور داشته باشد. گری نویل در منچستریونایتد به مدت 5 سال بین سالهای 2005 تا 2010 کاپیتان بود و این جایگاه در آن سالها کاملا برازندهاش به نظر میرسید. پس از آن شاید میتوانستیم بگوییم کریک میتواند به عنوان کاپیتان باشگاه لقب بگیرد اما نام بزرگ نمانیا ویدیچ، او را کاپیتان باشگاه کرد. پس از خروج ویدیچ از منچستر بازهم کریک در سایه نامی بزرگتر قرار گرفته بود و وین رونی نقش کاپیتان را در دست گرفت. کریک تنها در سال آخر فوتبالش در منچستریونایتد و بعد از خروج رونی توانست عنوان کاپیتانی را در اختیار داشته باشد.
شروع مربیگری و بازهم در سایه بودن
مایکل کریک کار خودش در دنیای جدید مربیان را با دستیاری مورینیو آغاز کرد و این مربی بسیار از همراهی کریک خشنود بود. همراهی کریک با ژوزه تنها 24 بازی ادامه داشت و مورینیو از باشگاه اخراج شد. گزینه باشگاه بعد از خوزه، سولسشائر به صورت موقت بود و کریک بار دیگر در سایه یکی دیگر از اسطورهها قرار گرفت. قرارداد این مربی دائمی و چند سالی این همکاری ادامهدار شد تا وقت خداحافظی اولگنار سولسشائرهم فرا رسید. باشگاه اوله را اخراج کرد و مایکل کریک به عنوان دستیار اول او، موقتا مربی و سرپرست تیم نام گرفت. کریک تنها 3 بازی فرصت داشت تا به عنوان سرمربی خودش را نشان دهد و در آن 3 بازی، 2 برد و یک تساوی به دست آورد.
او بازهم در سایه قرار گرفت و مانند سولسشائر، کریک گزینه انتخابی تا پایان فصل نبود و رالف رانگنیک انتخاب باشگاه برای عنوان سرمربی تا پایان فصل نام گرفت. کریک همیشه در سایه قرار داشت اما انتخاب رانگنیک توسط باشگاه او را متقاعد کرد باید از این شغل خارج شود و نام جدیدی برای خودش بسازد.
میدلزبورو، فرصتی برای نمایش قابلیتها
تفکرات سولسشائر و کریک در استفاده از ترکیب 1-3-2-4 و یا 2-4-4 با 2 هافبک شماره 6 به هم نزدیک بود اما در یونایتد بازیکنان مناسب برای اجرای این ذهنیت وجود نداشت. شروع او در میدلزبرو، کریک را از هفته هجدهم با تیمی روبهرو کرد که امکانات لازم را برای اجرای تفکراتش را داشت.هافبک سابق یونایتد اولین بازی خودش را 29 اکتبر 2022 در هفته هجدهم آغاز کرد و بعد از هفته چهلوششم توانست به پلیآف لیگ برتر ورود کند. آنها به همراه کاونتری، ساندرلند لوتون تاون در پلیآف شرکت کردند، با این حال لوتون توانست جواز حضور در لیگ برتر را به دست آورد.
هافبک سابق انگلیسی در تیم جدیدش عملکرد خوبی را حتی در این فصل دارد. با توجه به تغییرات در بازیکنان باشگاه، تیم او تا هفته ششم مشکلاتی را درون خودش داشت و باعث شد آنها تا آن هفته، 5 باخت را متحمل شوند اما تیم کریک دوباره برخاسته و در 6 هفته بعدی، 5 برد و یک تساوی به دست آورده. تیم کریک 7 بازی است که طعم باخت را نچشیده و 6 برد پیاپی نتیجه او و یارانش در هفتههای اخیر بوده.
کریک میخواهد نشان دهد مرد قابلی برای سکوهای بزرگ خواهد بود و این کار را با میدلزبورو آغاز کرده. آنها برنامه برای حضور دوباره میدلزبورو در لیگ برتر دارند و انگیزههای کریک برای خروج از سایه نامهای بزرگ میتواند گزینه خوبی برای رسیدن میدلزبورو به این مقصد باشد.
فعلا بزرگتر از همراهان
در دنیای مربیگری، همهچیز با فوتبال بازی کردن تفاوت دارد. بازیکنانی مانند نویل، اسکولز، جرارد و لمپارد شاید سطحی بسیار بالاتر در رهبری، بازیخوانی، عملکرد دفاعی یا هجومی و بسیاری دیگر از نشانهها نسبت به مایکل کریک را در دوران بازیگری داشتند اما مربیگری، دنیای متفاوتی دارد و شاید هیچ کدام از این نامها نتوانستند به اندازه مورد انتظار در مربیگری موفق باشند.
فرانک لمپارد بعد از چند تجربه ناموفق اکنون بدون شغل زمان را سپری میکند. استیون جرارد پس از موفقیت اولیه در رنجرز و ناکامی عجیب در استونویلا سر به بیابان گذاشته و ادامه ماجراجوییاش را به عربستان انتقال داده است! گری نویل در انتقاد کردن ید طولایی دارد و بهتر است در مورد مربیگریاش در والنسیا صحبت نکنیم! بسیاری دیگر از بازیکنان سابق به مربیگری ورود نکردهاند و بیشتر حضور به عنوان کارشناس را ترجیح میدهند. تنها کسی که شاید کمی شرایطش به کریک نزدیک باشد، وین رونی بود. او دوران خوبی در دربیکانتی و واشنگتن دیسی داشت و البته تقابل مستقیم با کریک در هفته گذشته بازنده بود. میتوانیم بگوییم شماره 16 سابق یونایتد، موقتا از رفقای سابق بهتر عمل کرده است.
جایگاهی که هنوز بزرگ نیست
شاید خیلی زود باشد بگوییم کریک توانایی حضور در سطحهای اول را دارد و میتواند یکی از بزرگان دنیای مربیان لقب بگیرد! ما قبلتر دیدیم افرادی مانند ونسان کمپانی، با وجود غوغایی عجیب در لیگ قهرمانی، اوضاع بدی را در لیگ برتر داشتند. کریک هم هنوز کار بزرگی را با میدلزبورو انجام نداده و تجربیات او بسیار در زمینه مربیگری کم است اما روند حرکتش همانند وین رونی رو به رشد است و شاید تا چند سال دیگر آنها نامی بزرگ داشته باشند و سکان تیمهای بزرگ را برای جامهای مختلف در دست بگیرند.

