football360 logo
360-club-icon
360-club
360-camera

دلاکاپیتاله در قلب سینما؛ نزاع برادران پایتخت‌نشین در فیلم مقاومت

21 آبان 1402 ساعت 19:3310 نظر
داستان دشمنی لاتسیو و رم ابعادی بیشتر از یک مسابقه فوتبال دارد.

به گزارش فوتبال 360، آنها زیبا هستند و در کنار هم با بازی‌های کودکانه فضای یک خانه را دلچسب می‌کنند. 2 برادر وقتی در یک خانه کودکی می‌کنند، هیچ چیز در آن خانه زیباتر از منظره برادری آنها نیست. زمان می‌گذرد و تعداد برادرها بیشتر می‌شود. تیم 2 نفره برادران قبلی تبدیل به یک دسته می‌شوند و هر دسته‌ای به یک رئیس یا رهبر احتیاج دارد. اینجاست که برادر بزرگ‌تر به صورت طبیعی در جریان بزرگ شدن، ویژگی‌های رهبری را کسب می‌کند و برادران کوچک‌تر هم به طور طبیعی خودشان را ملزم به پیروی از او می‌دانند. در این نقطه حساس، احساسات، خلوت‌ها و آمال برادر دوم با دیگران فرق می‌کند. او یک روز همبازی برادر بزرگ‌تر بوده و اکنون خودش را به عنوان زیردست او و از اعضای دسته و گروه او می‌بیند. بردار دوم کسی است که ساز مخالف می‌زند و رهبر گروه را به میخ سوالات و ابهامات می‌کشد. او تنها غذا می‌خورد، تنها تفریح می‌کند و دوستان مجزای خودش را دارد. برداران اول و دوم در خانواده‌ای با چند پسر با یکدیگر رقابت می‌کنند و این، ماجرای فیلم «مقاومت» ساخته «ادوراد زوئیک» در سال 2008 است. او ظاهرا فرار لهستانی‌ها را از دست سربازان آلمان نازی به تصویر می‌کشد اما درون لایه‌ داستانش یک نزاع خانوادگی است که برای فوتبالی‌ها بیشتر از هر مسابقه‌ای دربی دلاکاپیتاله را روایت می‌کند. می‌توانیم بفهمیم رم و لاتسیو چرا تا این حد با یکدیگر دشمنی دارند؛ اگر فیلم مقاومت را یک بار دقیق نگاه کنیم.

شروع نزاع برادران رمی


پایتخت ایتالیا تحت تاثیر جریان‌های فرهنگی و سیاسی با قرار گرفتن تیم‌های کوچک‌تر شهر رم زیر سایه تیم اصلی این شهر در تدارک یک اتحاد برای رقابت با تیم‌های بزرگ این کشور بود. همه تیم‌های پایتخت پیراهن‌های خودشان را با پیراهن رم عوض کردند و تصمیم گرفتند زیر سایه این برادر بزرگ‌تر و زیر پرچم رم توپ بزنند. همه چیز عادی بود تا اینکه برادر دوم زیر بار تغییرات نرفت و ساز خودش را زد. احتمالا می‌توانید حدس بزنید برادر دوم که مسیر ناسازگاری را انتخاب کرد چه تیمی بود. بله؛ لاتسیو، سلطه رم و هدایت شدن به دست رم را نپذیرفت و زیر پرچم هدایت برادر بزرگ‌تر نرفت. اهالی سیاست و دیپلماسی برای این تمرد، دلایل سیاسی می‌چینند اما کارگردان و نویسنده فیلم مقاومت شاید نظر دیگری داشته باشند. آنها دشمنی رم و لاتسیو را نه بخاطر مسائل سیاسی بلکه با ریشه اختلافات درون خانواده‌ای قلمداد خواهند کرد. «توبیا بیلسکی» بردار بزرگ‌تر خانواده‌ای لهستانی است که فیلم مقاومت آنها را به تصویر می‌کشد. در صحنه‌های اول فیلم توبیا غایب و سرپرستی برادران کوچک‌تر به عهده «زوش»، یعنی پسر دوم خانواده است. آنها پس از حمله نازی‌ها در جنگلی پنهان می‌شوند و ناگهان توبیا از راه می‌رسد. کارگردان برای نشان دادن جنبه‌های روان‌شناسانه و روحیه رهبری ذاتی برادر بزرگ‌تر حتی لحظه‌ای درنگ نمی‌کند. توبیا با بازی «دنیل کریگ»، اولین سکانسش در فیلم را با یک رهبری آمیخته به ترحم جلوی دوربین می‌برد. او یکی از برادرانش را به خاطر سهل‌انگاری سرزنش می‌کند و بلافاصله در آغوشش می‌کشد. اینجا نگاه برادر دوم یعنی زوش با دیگران فرق دارد و اگر چه او هم از آمدن توبیا خوشحال است اما احساس می‌کند زیر سایه رهبر جدیدی قرار گرفته است. ساز مخالف زوش در جریان فیلم دقیقه به دقیقه بیشتر می‌شود و درست وقتی توبیا تصمیم دارد همه آواره‌های لهستانی را زیر پرچم خودش و با رهبری خودش هدایت کند، زوش از کوره در می‌رود و بزرگ‌ترین نزاع فیلم، حتی بزرگ‌تر از صحنه‌های درگیری مسلحانه با آلمانی‌ها بین 2 برادر شکل می‌گیرد. آنها یکدیگر را نمی‌کشند اما با نگاهی کشنده از هم جدا می‌شوند و مسیرهای متفاوتی را در پیش می‌گیرند؛ درست مثل ماجرای رم و لاتسیو! اگر ادوارد زوئیک می‌دانست روایتش از آواره‌های لهستانی زمان جنگ جهانی چقدر شبیه به داستان دشمنی تیم‌های پایتخت ایتالیاست، شاید نام فیلمش را به جای مقاومت، دلاکاپیتاله یا دربی پایتخت می‌گذاشت. 

همسو با فیلم


توبیا بیلسکی با بازی بی‌نظیر دنیل کریگ در واقع باشگاه رم است که می‌خواهد در بحبوحه جنگ جهانی آوارگان لسهتانی را زیر یک پرچم و تحت رهبری خودش جمع کند تا بتوانند در این کشمکش زنده بمانند. تیم رم هم تقریبا با همین رویکرد به جمع کردن اعضای تیم‌های کوچک‌تر پایتخت ایتالیا و تبدیل کردن آنها به یک تیم واحد در بحبوحه قدرت گرفتن رقبای دیگر شهرها کرده بود. این که سرچشمه اجتماعی سیاسی این رویکرد رم چه بود از قاب این نوشته بیرون است و جنبه‌های فوتبالی و سینمایی ماجرا برای ما اهمیت دارد. زوش، پسر دوم خاتواده نیز همان لاتسیو است که برخلاف دیگر برادرها سر ناسازگاری دارد و هویت مستقل خودش را می‌طلبد. او خودش را رهبر گروه یک نفره خودش می‌داند و حاضر نیست زیر پرچم توبیا و تحت فرمان او قرار بگیرد. چنانکه لاتسیو هم دقیقا با همین رویکرد از پیوستن به رم سر باز زد و این شروع دشمنی گرگ‌ها و عقاب‌های پایتخت سرزمین چکمه در میدان فوتبال بود. روز به روز با بیشتر شدن تیم‌های پیوسته به رم، خبرهای سرپیچی لاتسیو از این مسیر هم بیشتر می‌شد و این چیزی است که در دقیقه به دقیقه فیلم مقاومت قابل تماشاست. زوش با آمدن هر فرد جدیدی به گروه تحت رهبری توبیا به او اعتراض می‌کند و سعی دارد تصمیم‌های خودش را بگیرد. توبیا هم تمام توانش را برای کنترل این روحیه برادرش به کار می‌بندد و در صدد دیکته کردن رهبری‌اش به زوش است. توبیا هم رقیبی را برنمی‌تابد و این موضوع را برای رهبری خودش جدی و حیاتی قلمداد می‌کند. نزاع و کشمکش میان آنها به جایی می‌رسد که با هنرنمایی کارگردان تبدیل به نقطه اوج فیلم می‌شود. فیلمی که با رویکرد نشان دادن شرایط آوارگان لهستانی نوشته و ساخته شده، حساس‌ترین سکانس و خاص‌ترین موسیقی متن و حتی دقیق‌ترین فیلم‌برداری‌اش را به صحنه نبرد 2 برادر اختصاص می‌دهد. با تماشای کامل فیلم مقاومت می‌توانیم بفهمیم چرا مسابقات رم و لاتسیو کشته می‌دهد و نزاع‌های خیابانی میان طرفداران آنها به خون‌ریزی ختم می‌شود. می‌توانیم درک کنیم ابعاد این دربی عمیق‌تر از یک مسابقه فوتبال و حتی ژرف‌تر از یک مسئله سیاسی اجتماعی است. مشکل رم و لاتسیو در عمق روان‌شناسانه روابط خانوادگی نهفته و درگیری میان آنها درگیری سخت از نوع برادران اول و دوم خانواده است.

دیالوگ‌های مشابه

کارگردان و نویسنده فیلم مقاومت از اولین صحنه رویارویی توبیا و زوش سعی در نشان دادن مشکلات عمیق میان آنها دارند. توبیا از راه می‌رسد و زوش به طعنه می‌گوید:

برادر بزرگ‌تر برگشته!

برای چی برگشتی توبیا؟

برنامه‌ای داری؟

این می‌تواند دیالوگ باشگاه لاتسیو در شروع اقدامات رم برای وحدت تیم‌های پایتخت ایتالیا باشد. لاتسیو با جنب و جوش باشگاه رم موقعیت خودش را در خطر می‌بیند و به این تیم همشهری طعنه می‌زند و می‌گوید:

تیم اول شهر به جنب و جوش افتاده است!

برای چه تلاش می‌کنی؟

برنامه‌ای داری؟

در ادامه فیلم در هر برخورد زوش و توبیا نشانه‌های مخالفت زوش با تصمیم برادر بزرگ‌تر را می‌بینیم. تا جایی که این بار توبیا در مورد جایگاه رهبری خودش احساس خطر می‌کند. او اکنون افرادی را تحت هدایت خودش دارد و دوست ندارد تمرد برادرش آنها را پراکنده کند. در همین راستا به برادر کوچک‌تر دیگر خود که مامور انجام کاری است می‌گوید:

نوبت کیه؟ زوش؟

تو هم باهاش میری

مطمئن شو که دستورات منو اجرا می‌کنه!

این هم دیالوگ مشابه دیگری می‌تواند باشد؛ آن هم در جریان پیوستن سایر تیم‌های پایتخت به رم که به تیم‌های ملحق شده می‌گوید مراقب تمرد و سرکشی لاتسیو باشند.

توبیا و زوش هنوز دشمنی را علنی نکرده‌اند و فقط در جریان حادثه‌ها به یکدیگر با زبان کنایه می‌تازند. آنها در جریان یک درگیری با گروهی مسلح باز هم زبان به طعنه باز می‌کنند. زوش که توبیا را سرزنش می‌کند و قصد دارد رهبری او را زیر سوال ببرد، پس از پایان درگیری به برادر بزرگ‌تر می‌گوید:

دفعه بعد تو فقط مراقب نقشه‌ها باش!

 باید اون مردک لعنتی رو می‌کشتیم

سیاست و دیپلماسی به درد خودت میخوره

زمستان داره می‌رسه و ما پناهگاه نداریم. چرا؟

چون تو جرات نداری کاری که باید انجام بشه رو انجام بدی!

این درگیری لفظی هم احتمالا در روزهای آغاز نزاع رم و لاتسیو مصداق داشته است. لاتسیو دیگر تیم شهر را بخاطر اشتباهاتش سرزنش می‌کند و در بیانی کنایی قدرت رهبری او را زیر سوال می‌برد. در حقیقت لاتسیو می‌خواهد به تیم‌های پیوسته به رم نشان دهد این باشگاه شایسته هدایت آنهاست.

صبر کارگردان در حال تمام شدن است و می‌خواهد درون مایه فیلمش را به تصویر بکشد. در نزاع کلامی دیگری میان توبیا و زوش، برادر بزرگ‌تر با روحیه رهبری و تحکم به پسر دوم خانواده که در میان دیگران سر ناسازگاری و سرپیچی گذاشته، تذکر می‌دهد و می‌گوید:

زوش زود برگرد سر کارت

داری وقت تلف می‌کنی

زوش پاسخ می‌دهد:

من اون کسی نیستم که داره وقت تلف می‌کنه، توبیا

و توبیا اصل داستان را برای برادرش با صراحت، اینگونه بیان می‌کند:

نمیتونم بگذارم من رو جلوی دیگران زیر سوال ببری!

اینجاست که درگیری بزرگ فیلم رخ می‌دهد و توبیا و زوش وارد فاز برخورد فیزیکی می‌شوند.

این دیالوگ هم به دردها و دغدغه‌های رم در دوران وحدت تیم‌های پایتخت ایتالیا بازمی‌گردد. اگر سرکشی لاتسیو در مقابل رویکرد رم باعث شیوع این روحیه به دیگر تیم‌های می‌شد، هرگز آن اتحاد بین تیم‌های شهر رم شکل نمی‌گرفت. به همین خاطر باشگاه رم به لاتسیو تذکر می‌دهد که

نمی‌توانیم بگذاریم جلوی دیگر تیم‌ها، هدف و شایستگی ما را زیر سوال ببری!

از این نقطه به بعد شاهد جدی‌تر شدن دلاکاپیتاله و دشمنی عمیق رم و لاتسیو هستیم. آنها برخورد فیزیکی را به میدان فوتبال می‌آورند و در قاب مستطیل سبز با بازی ستاره‌هایی مثل فرانچسکو توتی، پاول ندود، جوزپه جیانینی، خوان سباستین ورون، جانکارلو دسیستی، جوزپه ویلسون، دنیله دروسی، الساندرو نستا، فولویو برناردینی، برونو جیوردانو و دیگر اسطوره‌های 2 تیم روی صحنه می‌برند. آنها پیش چشم همه با یکدیگر وارد نزاع فیزیکی از نوع فوتبالی آن می‌شوند و کشمکشی عمیق در یک خانواده را روایت می‌کنند.

کارگردان اما به این هم بسنده نمی‌کند. زوش از دسته برادرش جدا می‌شود و در گروه دیگری به مبارزه می‌پردازد. او در پاسخ به یکی از رهبران گروه جدید در تمجید از جنگاوری پسر دوم خانواده بیلسکی، عزم خودش برای نفر اول بودن در این خانواده را برملا می‌کند.

پارتیزان جنگجو به زوش می‌گوید:

تو از خویشاوندان بیلسکی هستی؟

و زوش با نظر به فراموش کردن توبیا و زیر سایه قرار دادن او پاسخ می‌دهد:

من خود بیلسکی هستم! 

ادامه مکالمه هم به همین روحیه زوش اشاره دارد.

- برام راجع به برادرت صحبت کن

- توبیا بیلسکی! نجات دهنده ما(با کنایه)! کسی که کارای بزرگ مزخرف می‌کنه!

- میخوای باهاش رقابت کنی؟

- نه اون داره با من رقابت میکنه

شاید پس از قهرمانی لاتسیو در سری‌آ چنین دیالوگی برای آنها معنی پیدا کرده باشد. دیگر تیم‌های ایتالیایی از این باشگاه می‌پرسند:

شما از تیم‌های پایتخت هستید؟

و پاسخ می‌شوند:

ما خود پایتخت هستیم!

زوش و توبیا باز هم با یکدیگر برخورد دارند. آنها قرار است در همان حالت قهر و نزاع کاری را در کنار هم انجام دهند. توبیا باز هم با روحیه رهبری وارد رابطه می‌شود و توصیه‌ای به برادرش می‌کند و جواب زوش، صورت عریان و صریح انگیزه‌های بردار دوم بودن خانواده را نشان می‌دهد. زوش در پاسخ به توصیه توبیا می‌گوید:

من کسی هستم که امشب دستور می‌ده توبیا!

می‌شود همه مشکلات رم با لاتسیو را در همین دیالوگ کوتاه خلاصه کرد. آنها با تلاش، با جذب مهره‌های برجسته، با درخشش درون میدان و در نهایت با برنده شدن دربی پایتخت ایتالیا می‌خواهند استیلای یکدیگر را به رخ هم بکشند. برنده دلاکاپیتاله در هر فصل کسی است که اجازه دارد مثل دیالوگ زوش بگوید:

ما تیمی هستیم که امشب به نمایندگی از پایتخت ایتالیا بازی می‌کنیم!

برنده دربی پایتخت میان رم  و لاتسیو نشانی به اهمیت فتح اسکودتو دارد. آنها با یکدیگر دشمنی می‌کنند و با ستاره‌های فوتبال به جان یکدیگر می‌افتند تا فقط  ثابت کنند تیم اول شهر رم یا برادر بزرگ‌تر تیم‌های فوتبال این شهر، کدام است.

*حسین سعیدی نیکو


Loading...
Loading...
Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...