چرا فوتبال «قابل پیشبینیتر» شده است؟/ اقتصاد، مهمترین عامل!
فاکتورهای تاثیرگذار
پدیدهای به نام باشگاه-دولتها
حضور برخی چهرهها در جایگاه ویژه ورزشگاهها به برخی باشگاهها اجازه داده وارد گروه خاصی از تیمهای اروپایی شوند. در برابر این گروه ویژه و به عبارت بهتر«تافته جدا بافته»، سایر تیمهایی قرار دارند که نمیتوانند بهترین و با کیفیتترین بازیکنان فوتبال را در این رقابت اقتصادی نابرابر در ترکیب خود داشته باشند. این چهرههای خاص در جایگاههای ویژه، حامیان مالی قدرتمندی هستند و در فوتبال امروز به عنوان باشگاه - دولت از آنها یاد میشود. جدیدترین نمونه آن نیوکاسل انگلیس است؛ هرچند در لیگ برتر انگلیس این نوزاد تازه متولد شده برابر برادر بزرگتر خود منچسترسیتی، مدتها حرفی برای گفتن نخواهد داشت. در کنار سیتیزنها، پاریسنژرمن دیگر نمونه بارز پدیده باشگاه - دولت است. در فوتبال مدرن امروز پدیده باشگاه - دولت به شرایطی گفته میشود که بودجه اصلی باشگاه از منبع یا منابع مستقیم متعلق به دولت و حاکمیتی مشخص، تامین میشود. این بودجه برای خرید هر بازیکنی میتواند کافی باشد و تیمهای منتفع از چنین شرایطی به گواه آمار، موفق شده در 4 فینال اخیر لیگ قهرمانان اروپا 3 بار نماینده داشته باشند. این موضوع باعث نابرابری بین تیمها میشود چون باشگاه - دولتها لزوما برای خریدهای فراوان نیازی به درآمدزایی قابل توجه نخواهند داشت. وضعیت باشگاههایی بر پایه حمایت هواداران و حامیان مالی، کاملا متفاوت است. میزان هزینه منچسترسیتی برابر فشار اقتصادی بارسلونا که برای هر خرید، نیازمند فروش و درآمدزایی است، بارزترین مصداق این نابرابری در فوتبال امروز به شمار میرود.
ارتباط مستقیم نابرابری اقتصادی و کسب امتیاز
انجمن علمی «The Royal Society» در مطالعهای در رابطه با قابل پیشبینیتر شدن فوتبال، با استفاده از هوش مصنوعی و جمع آوری دادههای مربوط به 88 هزار دیدار برگزار شده در 11 لیگ اروپایی به واقعیت ارتباط مستقیم نابرابری اقتصادی و کسب امتیاز در لیگهای برتر اروپایی رسید. در این گزارش عنوان شده پس از بررسی گسترده نتایج مسابقات فوتبال مشخص شد در پی افزایش نابرابری اقتصادی بین تیمهای مختلف در لیگهای برتر اروپایی، نتایج قابل پیشبینیتر از گذشته شده است. توان تیمها بسته به میزان هزینه آنها کاملا متفاوت است و همین موضوع فاصله بین تیمها را هر روز بیشتر از گذشته میکند.
شرایط فیزیکی چگونه روی نتایج میتواند تاثیرگذار باشد؟
تحول در تمرینات و سیستم بازی
تحول بزرگ در شیوه تمریندهی و سیستم بازی از دیگر دلایلی است که پژوهشگران «Mediacoach» را به قابل پیشبینیتر شدن فوتبال رسانده است. یکی از شاخههای مهم در این زمینه «تمرینات خودمحور» نام دارد. طبق گزارش مجموعه «Mediacoach»، مفهوم تمرینات خودمحور در فوتبال روز، به تکرار حرکت مشخصی در تمرینات توسط بازیکن گفته میشود که با انجام آنها بازیکن برای وضعیت و شرایط مشخصی در طول بازی آماده میشود. این تمرینات به بازیکن اجازه میدهد در شرایط و موقعیتهای مشخص در طول بازی به خوبی وظایف محول شده توسط کادر فنی را انجام دهد. صاحب کلاسیکترین مصداق «خودمحوری» در فوتبال، «ریکاردو لاولپه» آرژانتینی است. این مربی آرژانتینی اولین نفری بود که هافبک میانی تیم خود را مسئول بازگشت به عقب و تحویل گرفتن توپ از دروازهبان یا مدافعان مرکزی قرار داد. هدف لاولپه خنثی کردن فشار و پرس تیم حریف بود. در سیستم مدنظر لاولپه، 2 بال کناری به سمت جلو حرکت کرده و خط دفاع باز میشد. در همین زمان هافبک مسئول بازگشت به عقب، خود را به مدافعان مرکزی نزدیک میکرد و در این لحظه دروازهبان 3 گزینه را برای واگذاری توپ داشت. وقتی توپ به هافبک به عقب بازگشته سپرده میشد به طور معمول یک مهاجم حریف با موضوع درگیر میشد و به این روش 2 مدافع کناری صاحب فضای آزاد میشدند. درست در همین لحظه، انتقال توپ به کنارهها، فشار تیم حریف در یک سوم هجومی خود و یک سوم دفاعی حریف را خنثی میکرد و مدافع کناری با 2 گزینه پاس به جلو و حرکت دادن بال کناری یا انتقال توپ به مرکز زمین رو به رو میشد که در نهایت با پشت سر گذاشتن پرس تیم حریف به نتیجه میرسید. این روش خیلی زود توسط مربیان بزرگ فوتبال امروز وام گرفته شد و حالا یکی از ارکان اصلی بازی برای بسیاری از تیمهاست. خودمحوری به سبک لاولپه، امروز تغییراتی داشته و از جمله شایعترین آنها استفاده از قدرت دروازهبانان و تغییر مسئولیت آنها از حفظ دروازه به بازیسازی است.





