4 نکته آماری نشاندهنده اوضاع بد یونایتد؛ کلاغهای رهروی کبک
به گزارش فوتبال 360، انتقادات زیادی از خط تهاجمی منچستریونایتد میشود که شاید گاها بگوییم به دلیل شرایط آسیبدیدگیها و دیگر مشکلات، بسیاری از آنها منصفانه نباشد. یونایتد زیر نظر تنهاخ در فصل گذشته لیگ برتر رکورد خوبی در خانه داشت و در کل عملکرد خوبی از این تیم شاهد بودیم. منچستریونایتد در فصل قبل، اولین هفته لیگ در خانه مقابل برایتون شکست خورد و بعد از آن در رقابتهای لیگ، آنها هرگز درون خانه به تیمی شکست نباخت. مهاجمان، روند گلزنی فوقالعاده خوبی داشتند و همهچیز برای آنها خوب جلو میرفت اما اگر بخواهیم گوشه کوچکی از عمق فاجعه یونایتد در خانه و در لیگ بگوییم، باید بدانید آخرین گلی که مهاجمان منچستریونایتد در خانه به ثمر رساندند، مربوط به فصل قبل و گلزنی جیدن سانچو در هفته سی و هشتم بود.
فصل جدید
شیاطین در خانه دیگر آن تیم زهرآلود نیستند و مهاجمان آنها در روند گلزنی باشگاه چه در خانه و چه در بیرون از خانه خوب عمل نمیکنند. مهاجمان و بالها حداقل در خارج از خانه پاهایشان به گلزنی باز شده اما عملکرد کلی بسیار بد جلو میرود. راسموس هویلوند در لیگ یک گل یا حتی یک پاسگل را به ثبت نرسانده و آنتونی مارسیال، مارکوس راشفورد، آنتونی، گارناچو و دیگر بازیکنان هجومی هم آنچنان که باید خوب عمل نمیکنند.
مشکل گلزنی، بدتر از گذشته
منچستر تنهاخ در فصل قبل هم آمار فوقالعادهای از لحاظ گلزنی نداشت و بعد از پایان لیگ آنها 58 گل را به ثبت رسانده بودند. منچستریونایتد کمترین گل زده در میان 6 تیم برتر را داشت و آنها در مقام هشتم از نظر گلزنی قرار داشتند.
با اضافه شدن مهاجم مدنظر مربی و ورود آنتونی به سال دوم لیگ و تطبیق بیشتر بال برزیلی با لیگ، انتظار میرفت خطوط هجومی عملکرد بهتری را داشته باشند و روند گلزنی بهبود پیدا کند اما در حال حاضر آنها میان 8 تیم برتر، تنها تیمی هستند که تفاضل گل منفی دارند. تعداد گلهای زده منچستریونایتد هم بسیار بدتر از فصل گذشته است و تا این هفته، 18 گل به ثمر رساندهاند. 18 گل زده به معنی آن است که کمترین گل زده تا رده چهاردهم لیگ را دارند و تنها 5 تیم در لیگ کمتر از آنها گل به ثمر رسانده است.

حملههای بدون جان
مارکوس راشفورد بدترین فصل دوران بازیگریاش را تجربه میکند. عملکرد او حتی از سال اول حضورش در منچستریونایتد بدتر است و توانایی شوت زدنش را از دست داده است.
راسموس هویلوند با مبلغ 72 میلیون پوند از آتلانتا به یونایتد آمد اما در لیگ برتر هیچ گل یا پاسگلی ندارد. او در لیگ قهرمانان توانست 5 گل در 6 بازی بهثمر برساند اما لیگ برتر گلی از این جوان ندیده!
آنتونی، دومین بازیکن گرانقیمت تاریخ یونایتدیها با 85.5 میلیون پوند، بعد از گلزنی مقابل ناتینگام فارست در 16 آوریل، 26 بازی بدون گل و بدون پاسگل را گذرانده.
نزدیک به 6 سال از زمانی که ژوزه مورینیو اعتقاد داشت مارسیال باید فروخته شود میگذرد و او هنوز هم درون ترکیب منچستریونایتد حاضر میشود. این روزها هواداران یونایتد تنها زمانی از مارسیال خوشحال هستند که ترکیب را ترک میکند و بازیکن دیگری جانشین او میشود.
جیدن سانچو، آخرین گلزن منچستر در اولدترافورد به غضب مربی دچار شده و بیش از 3 ماه است در تمرینات تیم هم از او استفاده نمیشود.
جوانهایی مانند گارناچو بسیار با استعداد هستند اما از او و پیستری هرگز نمیتوان توقع داشت تمام بار هجومی ترکیب را به دوش بکشند و جای بازیکنانی که باید گلزنی کنند را پر کنند.
این اوضاع بازیکنان خط تهاجمی منچستریونایتد است. یونایتدیها در بحث شوت زدن به دروازه حریف در مقام ششم تیمهای لیگ هستند اما یکی از کمترین نرخهای تبدیل شوت به گل در لیگ را دارند. تنها لیورپول، تاتنهام، منچسترسیتی، برایتون و آرسنال از آنها شوت بیشتری به ثمر رساندهاند و نزدیکترین آنها از لحاظ ثبت شوت یعنی توپچیها، نتیجهای بسیار متفاوت از شیاطین نسبت به ثبت گل از شوتها را داشتهاند.

پر از ارسال اما بازهم بدون نتیجه!
آمار بعدی، میتواند به ارسالهای تیمها و رسیدن به گل توسط ارسالها باشد. این بخش به 4 قسمت تبدیل میشود. تیمهایی که کم ارسال میکنند و از روی ارسالها کم گل میزنند، تیمهایی که کم ارسال میکنند اما به بهترین نحو از آنها استفاده میکنند، تیمهایی که زیاد ارسال میکنند و بیشترین نرخ تبدیل به گل را از ارسالها کسب میکنند و تیمهایی که بیشترین ارسالها را انجام میدهند و کمترین نرخ تبدیل به گل را دارند.
مطمئنا بدترین حالت این خواهد بود که تیم شما بیشترین ارسالها را داشته باشد و کمترین خروجی گل را به دست آورد. منچستریونایتد در این بخش هم بدترین حالت را در اختیار دارد. یونایتدیها سومین تیم از لحاظ بیشترین ارسالها هستند و یکی از کمترین نرخهای تبدیل ارسال به گل را رقم زدهاند.

مهاجمان بیموقعیت
آنتونی مارسیال و راسموس هویلوند مهاجمان مرکزی اصلی منچستریونایتد هستند. وقتی آمار پاسهای دریافتی این مهاجمان را با سایر مهاجمان لیگ بررسی میکنیم، اوضاع را در این بخش هم فاجعهبار مییابیم. مهاجم 72 میلیون پوندی یونایتد کمترین پاس دریافتی از هافبکها و بالها در میان سایر مهاجمان لیگ برتر را داشته و مشخصا بازیکنان دیگر نمیتوانند او را به خوبی تغذیه کنند. اوضاع مارسیال هم کمی بهتر از هویلوند است و او در مقام بعدی دریافت پاس از سایر بازیکنان تیمش قرار میگیرد. شاید هویلوند و مارسیال در جایگاه 25 و 24 لیست 25 نفره پاسهای دریافتی مهاجمان باشند اما با نگاه به لیست، میبینیم ارلینگ هالند با 14 گل زده و صدرنشینی در جدول گلزنان در جایگاه هفدهم لیست 25 نفره است. این آمار نشان میدهد بالاخره این مهاجمان موقعیتهایی را داشتهاند که میتوانست آمار گلزنی آنها را کمی بهتر کند اما آنها آنچنان که باید، خوب عمل نمیکنند.

مشکل بزرگ
در مورد بازیکنان منچستریونایتد، مجموعهای تناقضات کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. شاید این بزرگترین مشکل باشد! سنگربان، تبم پاسهای کوتاه را میپسندد و مدافعانی مانند مگوایر و لیندلوف کمتر عادت به این سبک از بازی دارند. هافبکهای دفاعی تیم هر کدام سبک بازی مختلفی به اجرا میگذارند و ترکیب با هر مصدومیت باید سبک متفاوتی را تجربه کند. هافبکهای وسط هم به همینگونه هستند و به عنوان مثال اختلاف سبک بازی زیادی بین اریکسن و میسون مانت به چشم میخورد. بالها علاقه به بازی در نزدیکی محوطه جریمه دارند اما ترکیب و چینش مربی آنها را به گوشهها میبرد. مهاجمان تیم، باید بیشترین پاس دریافتی را داشته باشند تا بتوانند گلزنی کنند اما دیگر بازیکنان و نوع چینش، آنها را به عقب بازمیگرداند و سعی بر بازیسازی برای دیگر بازیکنان دارند.
اریک تنهاخ سعی میکند با اضافه کردن بازیکنان جدید به سبک بازی ایدهآلش نزدیک شود اما هرچه بیشتر این مربی به خواستههایش اصرار میکند، بازیکنان بیشتر از آنچه یادگرفتهاند دور میشوند و مانند کلاغی هستند که سعی میکند راه رفتن کبک را بیاموزد اما راه رفتن خودشان را هم از یاد میبرد!

