در سوگ قیصر؛ مردی برای رقم زدن غیرممکنها
به گزارش فوتبال 360، امپراطوری بزرگ روم را با تمام تاریخ طولانی و پر از فراز و نشیبش بیشتر از دیگران با یک نام میشناسند؛ ژولیوس سزار کایسر یا همان قیصر! قیصر اگر چه یک لقب برای فرمانروایان آن زمان بود اما به طور خاص درباره ژولیوس سزار عنوان میشود و با این نام مخاطبان تاریخ اروپا، او را مورد توجه قرار میدهند. از این شناسنامه کوتاه که عبور کنیم، قیصر برای امپراطوری روم، فتح گل، عبور از رودخانه روبیکن و در زمینه تمام فتوحات بزرگ، یک مرد برای انجام شدن غیرممکنها بود. دستاوردهای سیاسی و نظامی قیصر برای روم در طول تاریخ کمنظیر بوده است و جسارت او برای رسیدن به این فتوحات نامش را در تاریخ زنده نگه میدارد. فارغ از خوب یا بد بودن رویکردهای او، آنچه در این قاب اهمیت پیدا میکند، رسیدن قیصر به تمام نشدنیهای امپراطوری روم و قدرتنمایی این امپراطوری در دنیاست! قیصر مرد غیر ممکنها بود و به همه فتوحات ممکن دست پیدا کرد. با این پیشزمینه تاریخی هیچ لقبی برای اسطوره فقید فوتبال ژرمنها بهتر از قیصر نیست. با این حال آنچه تاریخ این اسطوره را خاصتر نشان میدهد این است که برای لقب قیصر هم هیچ فردی به اندازه بکنباوئر شایستگی لازم را نداشت. فوتبال قیصرش را از دست داد؛ مرد انجام دادن غیرممکنها و قهرمان رسیدن به همه فتوحات ممکن!
دیوار فرو نریختنی مونیخ
حتی دیوار برلین هم پس از سالها و با گذر زمان فرو ریخت اما آلمانیها در تاریخ فوتبال خود یک دیوار فرو نریختنی به نام دیوار مونیخ دارند. فینال جام جهانی 1974 است. وقتی هلند در یکی از مدعیترین نسخههای تاریخ فوتبال این کشور با ترکیبی تا بن دندان مسلح و مجهز به مهاجم ترسناکی به نام کاپیتان یوهان کرایف بزرگ آماده جشن قهرمانی در خاک آلمان میشد. بازی در المپیک مونیخ انجام گرفت و دیوار مونیخ در خطر فرو ریختن در نتیجه یورش لالههای نارنجی قرار داشت. وزنهای به سنگینی کرایف تن هر دیوار دفاعی را میلرزاند و بازوبند کاپیتانی روی بازوی این ارسطوی چارچوبشناس فوتبال، شکست و ساده تسلیم شدن را انتخاب هر رقیبی میکرد. با این حال در سوی مقابل بازوبند بر دستان قیصر میدرخشید. صحنه فینال جام جهانی 1974 شبیه به افسانهها بود که جنگ اسطورهها را نشان میداد. مرد اول خط دفاعی آلمان بالاتر از گرد مولر افسانهای، بهتر از پل برایتنر و حتی تاثیرگذارتر از سپ مایر درون دروازه، تیمش را هدایت میکرد. همین که در حضور این بزرگان بازوبند روی دست بکنبائر بود نشان میدهد آلمانیها همه ستارههایشان را دوست داشتند اما برای قیصر احترام ویژهتری قائل بودند. مقاومت بکنبائر در مقابل خط حمله آتشین و طوفانی هلند و کرایف از جانانهترین مقاومتهای تاریخ مستطیل سبز نام داشت و در نهایت دیوار مونیخ را حفظ کرد و آن را از مبتلا شدن به سرنوشت دیوار برلین نجات داد. آلمان با رهبری فرانتس بکنباوئر مثل رهبری قیصر در جنگهای امپراطوری روم؛ هلند را از پا در آورد و به جام قهرمانی جهان روی دستهای کاپیتان اسطورهای خود بوسه زد. البته بکنبائر روزهای بزرگ زیاد دیگری برای دفاع از دروازههای تیمهایش دارد اما مقاومت در مقابل هلند و کرایف یکی از ویژهترین روزهایی بود که منجر به دریافت نشان قیصر توسط امپراطور تاریخ فوتبال آلمان شد.
فتح تمام قلههای ممکن
حتی دیگو مارادونا و پله هم موفق نشدند به همه افتخارات ممکن در دنیای فوتبال برسند. حتی سر بابی چارلتون هم به چنین دستاوردی نرسید و باید به آلمانیها حق بدهیم سوگوار از دست دادن مردی باشند که مثل لقبش قیصر، هیچ میدانی را بدون موفقیت و هیچ عنوانی را دست نیافته باقی نگذاشت. قیصر فوتبال آلمان در بایرن مونیخ به قهرمانی بوندسلیگا، قهرمانی جام باشگاههای اروپا، قهرمانی جام حذفی آلمان و چند عنوان دیگر دست پیدا کرد. او همچنین در تیم ملی کشورش الهامبخش فتح جام جهانی 1974 و رهبر این تیم برای بردن جام ملتهای اروپا 1972 نام گرفت. بکنباوئر در عرصه فردی بدون رکوردهای گلزنی در میان گلزنان بزرگ، بدون سر و صدای مهاجمان موفق در هیاهوی مهاجمان برجستهای مثل گرد مولر و بدون امکاناتی که معمولا در اختیار ستارههای خط حمله برای تاریخسازی قرار میگیرد، 2 بار فاتح توپ طلا شد! این اعداد و ارقام و موفقیتها اگر چه به سادگی در قالب کلمات شکل میگیرند اما کافی است پس از کنار هم قرار گرفتن کلمات یک بار عمیقتر فکر کنیم. او 5 قهرمانی بوندسلیگا، 3 قهرمانی متوالی جام باشگاههای اروپا، یک قهرمانی جام جهانی و یک قهرمانی جام ملتهای اروپا را در سالهایی نزدیک به هم و در یک سیر سریع تاریخی در پست مدافع آخر به دست آورده و در این پست 2 توپ طلا را به کارنامه افتخاراتش افزوده است. بر شمردن افتخارات بکنبائر شبیه بخشیدن لقب قیصر به اوست. هیچ کسی موفق نشده چنین افتخاراتی را با هم به دست بیاورد و هیچ کس هم شایسته عنوان قیصر نبوده است. او تمام قلههای ممکن را فتح کرد و در تمام بامهای فوتبال جهان ایستاد و با صورت خونسرد و قاطعش عکس گرفت! باید اعتراف کرد هیچ میدانی رنگ ساقهای بکنباوئر را ندید؛ مگر اینکه یک روز او را به عنوان برنده این میدان معرفی کرد.
یک پیروزی سیاسی
تاریخ گواهی میدهد آلمانیها ممکن است شکست بخورند. ممکن است حتی در آتش یک شکست بزرگ تبدیل به خاکستر شوند اما از زیر همان خاکستر هیچ چیز را فراموش نخواهند کرد و برای دوباره برخاستن مردان مصممی دارند. خاطره شکست تاریخی در مقابل استالین و شوروی هنوز در ذهن آلمانیها زنده بود تا اینکه فینال جام ملتهای اروپا سال 1972، 2 کشور را زیر پرچم صلح مستطیل سبز در یک میدان بزرگ رو در روی هم قرار داد. کاپیتان بزرگ تاریخ ژرمنها باز هم ردای قیصری خودش را پوشید، باز هم مردانش را برای یک موفقیت بزرگ رهبری کرد و باز هم سدی شد برای گلزنی حریف تا در سایه یک خط دفاع نفوذناپذیر، آلمانیها انتقام شکست در جنگ جهانی را در فینال جام ملتها از شوروی بگیرند و فاتح اروپا شوند؛ درست مثل قیصر که فاتح بزرگ قاره سبز بود. هر چقدر میخواهید در تاریخ اسطورههای فوتبال جهان جستجو کنید و همه موتورهای جستجو را در این زمینه به کار ببندید، هیچ کس در این دنیای جذاب و در این تاریخ طولانی به اندازه فرانتس بکنباوئر شایسته دریافت عنوان قیصر نبوده است.
پایان داستان
اگر چه او مثل ژولیوس سزار در توطئه سناتورها و به دست افراد زیادی کشته نشد اما یادبود و تاثیر بکنباوئر و درگذشتش در دنیای فوتبال مثل تاثیر کشته شدن قیصر در سیاست دنیای باستان به نظر میرسد. آلمانیها یک جام ملتهای اروپا را در میان گرفتاریهای زیاد فنی پیش رو دارند. تیمشان بارها در ماههای اخیر در مقابل رقبا در هم شکسته و ترس از دست دادن جام قهرمانی اروپا نبض فوتبال ملی ژرمنها را با ریتم تندتری به هیجان و ترس انداخته و نامنظم عمل میکند. در چنین شرایطی فقط یک هدف بزرگ میتواند آلمانیها را باز هم برای یک موفقیت چشمگیر دیگر مصمم کند. اگر چه از دست دادن بکنباوئر تلخ بود اما تقدیم کردن قهرمانی اروپا به قیصر فوتبال جهان انگیزهای است که میتواند در ساقهای ژرمنها و در رگ و ریشه غرورشان رخنه کند و به سدی در مقابل حملات رقبا تبدیل شود. آلمان در جام ملتهای پیش رو 12 بازیکن در میادین خواهد داشت. پست منسوخ شده سوئیپر هنوز در آلمان یک نماینده بزرگ دارد و انگیزه تقدیم کردن قهرمانی در اروپا به بکنباوئر باعث میشود ستارههای تیم ملی این کشور او را در پست سوئیپر یا مدافع آخر ببینند و با خیال راحتی از دروازه به سمت موفقیت و گلزنی و فتح جام پیشروی کنند. بکنبائر از آن دسته فوتبالیستها یا حتی افراد موفق بود که مرگش تاثیر خود را خواهد گذاشت و غم از دسدت دادنش مثل روزهای درخشش او در میادین کار خودش را میکند. امپراطوری بزرگ فوتبال ژرمنها را با تمام تاریخ طولانی و پر از فراز و نشیبش بیشتر از دیگران با یک نام میشناسند؛ فرانتس بکنباوئر یا همان قیصر! قیصر اگر چه یک لقب برای فرمانروایان روم باستان است اما به طور خاص درباره بکنباوئر عنوان میشود و با این نام مخاطبان تاریخ فوتبال اروپا، او را مورد توجه قرار میدهند.
*حسین سعیدی نیکو

