بازخوانی قانون ۵+۶ بلاتر؛ طرحی که ممکن بود مسیر فوتبال را عوض کند!
به گزارش فوتبال ۳۶۰، جهان فوتبال یک و نیم دهه پیش فاصلهای با تصویب یک قانون عجیب برای استفاده از بازیکنان بومی نداشت. سپ بلاتر میگفت برای حمایت از پرورش استعدادهای بومی در کشورهای سراسر جهان، ترکیب ۱۱ نفره هر تیم باشگاهی برای هر مسابقه فوتبال باید حداقل ۶ بازیکن از همان کشوری داشته باشد که باشگاه در آن واقع شده. به عنوان مثال رئال مادرید باید در هر مسابقه حضور حداقل ۶ بازیکن اسپانیایی را در ترکیب اصلی خود تضمین کند. این طرح در سطوح پایینتر فوتبال و در کشورهای سطح دوم فوتبال احتمالاً مشکلات زیادی ایجاد نمیکرد اما در صورت اجرا میتوانست حال و هوای فوتبال اروپا را بخصوص در انگلیس به شدت تغییر دهد.

فیفا به رهبری بلاتر قصد اجرای تدریجی این طرح را داشت اما سازمان لیگ برتر و چند نهاد فوتبالی دیگر در مقابل آن ایستادگی کردند و اتحادیه اروپا میخ آخر را با تبعیضآمیز دانستن این قانون، کوبید. مرور رقابتهای چند فصل اخیر لیگ قهرمانان اروپا و تعداد بازیکنان بومی تیمهای موفق نشان میدهد در صورت اجرایی شدن این قانون، مسیر فوتبال میتوانست به شدت متفاوت از چیزی باشد که طی دهه گذشته دیدهایم. در ۱۰ مسابقه هفته اخیر لیگ برتر انگلیس تنها ۵ تیم (بورنموث، لوتون تاون، اورتون، نیوکاسل و شفیلد یونایتد) با حداقل ۶ بازیکن بومی به میدان آمدند و هیچکدام در ۶ رده نخست جدول قرار ندارند.
پیرمرد پرحاشیه
برایان گلانویل، ورزشینویس مشهور انگلیسی یک بار گفته بود: «بلاتر هر روز ۵۰ ایده جدید میدهد که ۵۱ مورد آن بد است.» بلاتر در دوران ریاست خود ایدههای عجیب و غیر قابل قبول کمی نداشته. او میگفت فوتبال باید به جای ۲ نیمه در ۴ کوارتر برگزار شود. به دنبال آن بود طول دروازه را ۵۰ سانتیمتر و ارتفاع آن را ۲۵ سانتیمتر افزایش دهد و قانون مساوی را در دور گروهی جام جهانی بردارد. او میگفت راهحل مبارزه با نژادپرستی دست دادن فرد آزارگر با بازیکن آزاردیده در انتهای مسابقه است! راه حل جذب مخاطب برای فوتبال زنان را در تغییر فرم لباس و اضافه شدن «زیباییشناسی زنانه» میدانست.

او البته پیش از آنکه به قدرتمندترین فرد در هرم فوتبال جهان تبدیل شود به عنوان یک مدیر ماهر شناخته میشد که با شور و شوق فراوان به مدرن کردن فوتبال میاندیشید. بلاتر از موثرترین افراد در معرفی قانون ممنوعیت پاس رو به عقب به دروازهبان بود و در تغییر قوانین برای جلوگیری از تکل از پشت و اتلاف وقت نقش عمده داشت. با این حال به محض رسیدن به ریاست فیفا به چهرهای نامحبوب و پرحاشیه تبدیل شد. فساد در دوران مدیریت او شاخههای مختلف فیفا را در نوردید و میزبانی جام جهانی به روسیه و قطر رسید. بلاتر سال ۲۰۱۵ و بعد از پایان دوران ریاست خود اعلام کرد: «من کسی بودم که فیفا را از فساد پاک کردم.» قانون ۵+۶ عجیبترین ایده بلاتر نبود اما میتوانست بیشتر از هر اتفاق دیگری نتیجه رقابتهای قارهای و ملی در فوتبال اروپا را دگرگون کند.
۶ بومی، ۵ خارجی
فیفا به دنبال آن بود اکثریت بازیکنان حاضر در ترکیب هر تیم فوتبال در هر مسابقه بومی باشند. تصویب این قانون و اجرایی شدن آن (یا به شکل اولیه و یا به صورت اصلاحشده) در اواخر دهه نخست هزاره جدید محتمل به نظر میرسید. شورای فیفا در سال ۲۰۰۸ با رأی قاطع این طرح را تأیید کرد و پیشنهاد بلاتر با استقبال میشل پلاتینی، رئیس اتحادیه فوتبال اروپا همراه شد. پلاتینی هدف و فلسفه این طرح را مورد تأیید یوفا دانست و ابراز امیدواری کرد قوانین اتحادیه اروپا در زمینه «آزادی کارکنان در جابهجایی» مانع از اجرای ۵+۶ یا یک قانون مشابه دیگر نشود. مهمترین مخالف فوتبالی این طرح سازمان لیگ برتر انگلیس بود که باشگاههایش با اجرای قانون جدید بیشتر متضرر میشدند. ریچارد اسکودامور، رئیس اجرایی وقت لیگ برتر این طرح را دارای «ادبیات بیگانههراسانه» توصیف کرد و گفت با تمام وجود در مقابل آن خواهد ایستاد. البته با دخالت اتحادیه اروپا، نیاز چندانی به مقاومت قهرمانانه رئیس خبرساز لیگ نشد. کمیسیون اروپا (قوه مجریه اتحادیه اروپا) در بیانیهای اعلام کرد «طرح ۵+۶ فیفا بر اساس تبعیض مستقیم در مورد ملیت و زادگاه بنا شده و با یکی از اصول بنیادی قوانین اتحادیه اروپا در تضاد است.» طرح بومیسازی فوتبال عمر کوتاهی داشت و خاکستر پیکر بیجان قانون عجیب بلاتر در سال ۲۰۱۰ به تاریخ پیوست.
اگر میشد، چه میشد؟
مطابق ایده فیفا تعداد بازیکنان بومی که به اجبار باید در ترکیب قرار میگرفتند سال به سال افزایش پیدا میکرد و از ۴ نفر در فصل ۱۱-۲۰۱۰ به ۵ نفر در فصل ۱۲-۲۰۱۱ و ۶ نفر از فصل ۱۳-۲۰۱۲ به بعد میرسید. بارسلونا به عنوان فاتح لیگ قهرمانان اروپا در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱ یکی از معدود قدرتهای بزرگ فوتبال اروپا در آن مقطع بود که با اجرای این قانون دچار مشکل نمیشد. پپ گواردیولا تیم همیشهبرندهاش را حول محور یک هسته مرکزی بومی، متشکل از ویکتور والدس، کارلس پویول، جرارد پیکه، سرخیو بوسکتس، ژاوی، آندریاس اینیستا و پدرو رودریگس ساخته بود.

منچستر یونایتد، حریف بارسا در فینال فصل ۱۱-۲۰۱۰ لیگ قهرمانان اروپا اما اوضاع متفاوتی داشت. از ترکیب ۱۱ نفره شیاطین سرخ برای دیدار نهایی تنها ۳ نفر اهل انگلیس بودند. چلسی سال بعد در شرایطی قهرمان شد که در مسابقه به یاد ماندنی دور برگشت از مرحله نیمهنهایی با ۴ بازیکن بومی (گری کیهیل، فرانک لمپارد، جان تری و اشلی کول) روی چمن نوکمپ پا گذاشت و در فینال مونیخ با همراهی ۴ بازیکن انگلیسی به جام رسید. اجرای این قانون احتمالاً تعداد قهرمانیهای اروپایی بایرن مونیخ در آن مقطع را افزایش میداد. باواریاییها از حضور بازیکنانی همچون مانوئل نویر، فیلیپ لام، جروم بواتنگ، باستین شوایناشتایگر، تونی کروس و توماس مولر بهره میبردند و در همان سالها به همراه تیم ملی آلمان در اوج درخشش بودند. بایرن مونیخ فینال فصل ۲۰-۲۰۱۹ لیگ قهرمانان اروپا را با همراهی ۶ بازیکن آلمانی برنده شد و به جز آنها، هیچ تیم دیگری در ۱۳ سال اخیر با رعایت قانون فرضی ۵+۶ به قهرمانی لیگ قهرمانان دست پیدا نکرده است. بایرن مونیخ به دلیل سیاست و فلسفه همیشگی باشگاه، احتمالاً بیشتر از هر تیم دیگری در فوتبال اروپا میتوانست از اجرای این قانون سود ببرد.

مرور ترکیب اصلی تیمها در فینال فصول اخیر لیگ قهرمانان اروپا نشان میدهد رئال مادرید با ۳ بازیکن بومی در سال ۲۰۱۴ به قهرمانی رسید و در ادامه بارسلونا (در فینال سال ۲۰۱۵) با ۴ بازیکن بومی، رئال مادرید (۲۰۱۶) با ۲، رئال مادرید (۲۰۱۷) با ۳، رئال مادرید (۲۰۱۸) با ۳، لیورپول (۲۰۱۹) با ۲، بایرن مونیخ(۲۰۲۰) با ۶، چلسی (۲۰۲۱) با ۳، رئال مادرید (۲۰۲۲) با یک و منچسترسیتی(۲۰۲۳) با حضور ۲ بازیکن بومی در ترکیب اصلی خود به قهرمانی اروپا دست یافتهاند.
تغییر سیاست باشگاهها
بروسیا دورتموند و اتلتیکو مادرید در صورت اجرایی شدن این قانون احتمالاً میتوانستند چیزی بیشتر از آنچه تحت هدایت یورگن کلوپ و دیگو سیمئونه کسب کردند، به دست آورند. بایرن مونیخ با حضور ۵ بازیکن بومی دورتموند را در فینال ومبلی شکست داد. قانون فیفا میتوانست هاینکس را ناچار به آوردن یک بازیکن بومی دیگر کند؛ به عنوان مثال ماریو گومز به جای ماریو مانژوکیچ. موضوع البته به این سادگی نیست و بسیاری از نقل و انتقالات سالهای اخیر میتوانست به شکلی کاملاً متفاوت انجام شود. تونی کروس میتوانست در بایرن مونیخ باقی بماند. رئال مادرید احتمالاً ناچار میشد به جای ساموئل خدیرا، مسوت اوزیل و آنخل دیماریا، بازیکنانی مانند داوید سیلوا، خوان ماتا و مارتینس را خریداری کند. خدیرا احتمالاً به بایرن میپیوست و در فینال ومبلی مقابل دورتموند به میدان میرفت.

قانون ۵+۶ میتوانست حداقل برای چند سال (تا پیش از آنکه باشگاهها رویکرد نقل و انتقالاتی خود را با مقررات جدید وفق دهند) شرایط رقابت در سطح اول فوتبال اروپا را تحت تأثیر شدید قرار دهد. به عنوان مثال دوقطبی پورتو - بنفیکا که در آن سالها به شدت متأثر از ستارههای وارداتی از آمریکای جنوبی بود، میشکست و اسپورتینگ لیسبون هر ۲ تیم را حداقل برای مقطعی کوتاه جا میگذاشت. دهه گذشته عصر شکوفایی استعدادهای اهل کرواسی و بلژیک بود و با اعمال قانون بومیگرایی، باشگاههایی نظیر اندرلخت و دینامو زاگرب میتوانستند برای مدت طولانیتری بازیکنان آیندهدار خود را حفظ کنند. هیچ استعداد بزرگی تا ابد در لیگ کرواسی نمیماند اما طولانیتر شدن روند خروج به این تیمها اجازه میداد عملکرد بهتری در لیگ قهرمانان اروپا به ثبت برسانند و در ازای قیمت بهتری، ستارههای خود را از دست دهند.
زلزله در انگلیس
در یک جهان موازی که با اعمال قانون ۵+۶ دنبال میشود، فوتبال انگلیس بیشتر از هر کشور دیگری با تغییر گسترده مواجه میشد و باشگاههای انگلیسی ناچار بودند سرمایهگذاری عظیمی در پرورش استعدادهای بومی و محلی انجام شوند. در جهان واقعی هم انگلیسیها در نیمه اول دهه ۱۰ میلادی تاریکترین روزهای دوران معاصر خود در فوتبال اروپا را پشت سر گذاشتند. در حد فاصل فصل ۱۰-۲۰۰۹ تا ۱۷-۲۰۱۶ تنها ۴ بار پیش آمد تیمی از لیگ برتر انگلیس به مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا صعود کند. با توجه به کمیاب شدن استعدادهای انگلیسی در آن مقطع، اوضاع میتوانست با اجرای قانون ۵+۶ نامساعدتر هم بشود. این همان دورهای بود که انگلیس در جام جهانی ۲۰۱۰ با شکست تلخ مقابل آلمان در مرحله یک هشتم نهایی کنار رفت و در جام بعدی بعد از تنها ۲ مسابقه حذف شد؛ به قول گری لینکر «قبل از آنکه آلمان حتی دومین مسابقه خود در جام را برگزار کند».

اگر عقربههای ساعت را به گذشته برگردانیم، روند پیشرفت منچسترسیتی در حضور قانون ۵+۶ قطعاً کند میشد. حتی اگر پابلو زابالتا، ونسان کمپانی، یحیی توره، سرخیو آگوئرو و داوید سیلوا در ترکیب سیتیزنها باقی میماندند، رشد منچسترسیتی در غیاب بازیکنان شاخصی همچون گائل کلیچی، الکساندر کولاروف، نایجل دییونگ، سمیر نصری و ادین ژکو دچار وقفههای جدی میشد. ترکیب اصلی تیم قهرمان منچسترسیتی در مسابقه پایانی فصل پررقابت ۱۴-۲۰۱۳ تنها یک بازیکن انگلیسی داشت؛ جو هارت. تلاش بیشتر سیتیزنها برای کشاندن جو هارت به ورزشگاه اتحاد میتوانست منظرههای جالبی در لیگ بسازد و منچستر یونایتد شاید به جای داوید دخیا به دنبال جک باتلند میرفت.

اسکودامور گفته بود: «این قوانین توانایی ما برای مبارزه را نابود میکند و تیمها را به استفاده از بازیکنان بومی محدود میسازد.»
ماجرای دوملیتیها
در جهانی که بیشتر درآمدهای فوتبالی به چند باشگاه قلهنشین محدود میشود، پخش شدن هرچه بیشتر این ثروت به سمت فوتبال پایه و ردههای پایینتر هرم فوتبال اتفاق خوشایندی است اما الزام به استفاده از بازیکنان بومی هم ضررهای خودش را داشت. اسکودامور میگفت این قانون به ضرر کشورهای در حال توسعه تمام میشود چون بازیکنان دوملیتی بیش از پیش به بازی با ملیت اروپایی روی میآوردند. دیدیه دروگبا و ویلفرد زاها احتمالاً ملیت خود را به فرانسه و انگلیس تغییر میدادند تا بخت خود برای حضور در سطح اول فوتبال باشگاهی قاره سبز را افزایش دهند. ارلینگ هالند که در شهر لیدز به دنیا آمده، احتمالاً با ملیت انگلیس به فوتبال ادامه میداد تا بخت بیشتری برای حضور در لیگ برتر انگلیس داشته باشد. این قانون همچنین به ضرر لژیونرها تمام میشد؛ ۵ بازیکن فضای محدود و اندکی در اختیار ستارههای برونمرزی قرار میدهد. برزیل، فرانسه و آرژانتین طبق اعلام مراجع آماری فوتبال بزرگترین صادرکنندگان بازیکن به جهان فوتبال به شمار میروند.

در صورت اجرای این قانون فرصت کمتری برای درخشش ستارههای خارجی در ۵ لیگ معتبر اروپایی باقی میماند اما سطح فنی لیگهای برزیل، آرژانتین، هلند، صربستان و کرواسی پیشرفت میکرد. نمیتوانیم نظر قطعی بدهیم اما شاید پولیشیچ و رینا بخت اندکی برای پیشرفت در آکادمی دورتموند داشتند و بقای ستارههایی مانند آنها در آن سوی اقیانوس اطلس به پیشرفت واقعی (و نه نمایشی) لیگ MLS آمریکا کمک میکرد.
* سجاد اجاقی

