مورینیو: رابسون همیشه پول میز شامم را میداد؛ بردن تیم ونگر لذت بیپایانی داشت
28 بهمن 1402 ساعت 13:5415 نظر
ژوزه مورینیو در مصاحبه با ریو فردیناند، راجع به کل دوران حرفهای خود صحبت کرد.
به گزارش فوتبال 360، در ادامه صحبتهای مورینیو و فردیناند درباره تیم ملی انگلیس، پس از مقایسه اسکولز، جرارد و لمپارد، آقای خاص پرده از نپذیرفتن یک پیشنهاد جالبتوجه برداشت. او گفت: «البته میتوانستم این شانس را داشته باشم جملگی این بازیکنان را در تیم ملی هدایت کنم. از جمله خودت را!»
در این لحظه، فردیناند میگوید: «باور کن اگر سرمربی تیم ملی انگلیس میشدی، ما حداقل یک جام معتبر در کارنامه با تیم ملی داشتیم.» ژوزه پاسخ میدهد: «پیشنهادش روی میز من بود!» افشای این نکته، حیرت آمیخته به حسرت ریو فردیناند را در پی داشت و ژوزه ادامه داد: «باور کن! من تا یک قدمی تکیه زدن بر نیمکت سهشیر هم پیش رفتم اما در لحظه آخر، گمان کردم مربیگری تیم ملی، تجربهای خواهد بود که من از آن لذت کافی را نخواهم برد. البته ژوزه آن روزها با ژوزه امروز، تفکرات متفاوتی دارد. من آن روزها مربی چلسی بودم و وقتی پیشنهاد اتحادیه فوتبال انگلیس را نپذیرفتم، کاپلو این پست را گرفت.»
به بلینگام نگاه کنید! بهعنوان بازیکنی که در انگلیس به دنیا آمده، رشد و زندگی کرده و قرار است برای تیم ملی خوش بدرخشد، وقتی در برنابئو با پیراهن رئال مادرید گلزنی میکند، دستانش را به آن شیوه مغرور و با اعتماد به نفس، بدون ذرهای اغراق باز میکند. او در واقع میگوید: «من اینجا هستم و بهراحتی این کار را دوباره انجام دادم.»
آنها در یورو 2024، بخت اصلی حضور در فینال هستند. گرت ساوتگیت و استیو هولاند برای انجام دادن این کار آماده خواهند بود. وقتی من از ساوتگیت صحبت به میان میآورم، این صحبتها استیو را هم شامل میشود. او در چلسی دستیار من بود و شخصیت فوقالعادهای دارد. نمیتوانم برای انگلیس آرزوی قهرمانی داشته باشم زیرا از نظر من پرتغال میتواند امسال دستاوردش در سال 2016 را تکرار کند.»
مردم از «دوران بیکاری» صحبت میکنند اما دوستان! من معذرت میخواهم! دوران بیکاری، برای من به معنای افسردگی است و تنها رهاوردش، چیزی جز افسردگی نخواهد بود. من و پپ با یکدیگر تفاوت داریم. به کار کردن علاقه دارم اما باید فرصت مناسبش از راه برسد. در این مدت، پیشنهاداتی داشتم اما هیچ کدام مناسب به نظر نمیرسیدند.»
در این لحظه، همراهِ ریو فردیناند از ژوزه پرسید: «زمانی که از عشق و علاقه هواداران منچستریونایتد سخن به میان آوردی، برق چشمانت گیرا بود. کار نیمهتمامی در منچستریونایتد داری؟» و ژوزه قاطعانه پاسخ داد: «نه، نه، نه، نه! هرگز!»
مردم درباره رقابت من با اشخاص دیگر از جمله آرسن ونگر صحبتهایی به میان میآورند. البته که ما در کنار خط، گاهی اوقات درگیریهایی داشتیم اما بهترین لذت رقابت برای من، زمانی بود که با هر تیمی مقابل آرسنال حاضر شده و آنها را شکست میدادیم. هر بار شکست دادن آرسنال، لذت خاص خودش را داشت. من از بازی با نیوکاسل هیچ لذتی نمیبردم. ما هر بار در سفر برای مقابله با این تیم شکست میخوردیم و هیچ لذتی وجود نداشت اما از طرف مقابل برای مثال در چلسی، هر بار، آرسنال را شکست میدادیم و این لذتبخش ترین اتفاق ممکن بود.»
در یک بازی، ما به بارسلونا سفر کردیم و در نهایت شکست خوردیم. کاملاً ناامید شده بودم. سر بابی با من تماس گرفت. او گفت چه شد؟ پاسخ دادم ما بازی را باختیم! او گفت بازی بعدی را باید پیروز شوید و من پاسخ دادم از عهده ما خارج است. او بار دیگر گفت باید پیروز شوید و نکتهای را به من یادآوری کرد؛ تنها به صدای شادی پس از پیروزی در رختکن تیم حریف و ناراحتی رختکن خودتان فکر کن! باور کردنی نبود! او به خاطر همین ذهنیت، بابی رابسون بود و شخصیتی منحصر به فرد داشت.»
برای تمام مدت فصل گذشته، ما پیتزی آرژانتینی را در اختیار داشتیم و گمان میکردم در این دیدار هم قرار است پیتزی به میدان برود. عملکرد خوبی هم داشت. رونالدو به تازگی از پاریس به ما پیوسته بود و شرایط فوتبال همچون این روزها به نظر میرسید. بابی رابسون ترکیب تیم برای دیدار را اعلام کرد و بهعنوان مثلث فاز تهاجمی، ناگهان اسم رونالدو را در کنار فیگو و هریستو استویچکوف آورد.
من به او گفتم: «استاد! ما نمیتوانیم به رونالدو در این دیدار بازی دهیم!» او پرسید: «چرا؟» و من پاسخ دادم: «این تصمیم، پیتزی را نابود خواهد کرد. او در طول فصل گذشته چندین مرتبه دروازه حریفان را باز کرده و...» که در پاسخ، سر بابی رابسون گفت: «ژوزه! تو میخواهی الگوی اخلاق در این داستان باشی یا سوپرجام را فتح کنی؟» من پاسخ دادم: «جام را میخواهم!» و او تاکید کرد: «پس به چیز دیگری فکر نکن! رونالدو را به میدان بفرست.»
رونالدو در آن دیدار 2 یا 3 گل به ثمر رساند و ما سوپرجام را به دست آوردیم. رونالدو یکی از بهترین بازیکنان بود اما متاسفانه آن مصدومیتها، امانش را برید. او بدون تمرین، یکی از بهترین بازیکنان نام داشت! او هرگز دل به تمرین نمیداد و از زیر مسئولیت تمرین به تنبلوارترین شکل ممکن شانه خالی میکرد اما بهترین بود. او همچون یک پسر بچه برزیلی تمرین میکرد که به تازگی از ساحل بازگشته و تنها چند دقیقهای میخواهد از بازی با توپ لذت ببرد.»
در این لحظه، فردیناند میگوید: «باور کن اگر سرمربی تیم ملی انگلیس میشدی، ما حداقل یک جام معتبر در کارنامه با تیم ملی داشتیم.» ژوزه پاسخ میدهد: «پیشنهادش روی میز من بود!» افشای این نکته، حیرت آمیخته به حسرت ریو فردیناند را در پی داشت و ژوزه ادامه داد: «باور کن! من تا یک قدمی تکیه زدن بر نیمکت سهشیر هم پیش رفتم اما در لحظه آخر، گمان کردم مربیگری تیم ملی، تجربهای خواهد بود که من از آن لذت کافی را نخواهم برد. البته ژوزه آن روزها با ژوزه امروز، تفکرات متفاوتی دارد. من آن روزها مربی چلسی بودم و وقتی پیشنهاد اتحادیه فوتبال انگلیس را نپذیرفتم، کاپلو این پست را گرفت.»
انگلیس، بخت اول حضور در فینال است اما...
پس از چند ثانیه خنده عصبی از جانب فردیناند و دوستش بابت از دست رفتن شانس حضور انگلیس در جامجهانی 2010 تحت هدایت آقای خاص، همراهِ فردیناند این نکته را یادآور میشود مردم انگلیس هماکنون از مربیگری ژوزه استقبال میکنند، مورینیو ادامه میدهد: «بله! این شانس هنوز وجود دارد و من هم بیمیل به حضور روی نیمکت یک تیم ملی نیستم. البته سهشیر دیگر بازیکنانی چون لمپارد، اسکولز، جرارد و... را در اختیار ندارد اما نسل حاضر فوتبال این کشور، هیچ برای کسب موفقیت کم ندارد.»به بلینگام نگاه کنید! بهعنوان بازیکنی که در انگلیس به دنیا آمده، رشد و زندگی کرده و قرار است برای تیم ملی خوش بدرخشد، وقتی در برنابئو با پیراهن رئال مادرید گلزنی میکند، دستانش را به آن شیوه مغرور و با اعتماد به نفس، بدون ذرهای اغراق باز میکند. او در واقع میگوید: «من اینجا هستم و بهراحتی این کار را دوباره انجام دادم.»
آنها در یورو 2024، بخت اصلی حضور در فینال هستند. گرت ساوتگیت و استیو هولاند برای انجام دادن این کار آماده خواهند بود. وقتی من از ساوتگیت صحبت به میان میآورم، این صحبتها استیو را هم شامل میشود. او در چلسی دستیار من بود و شخصیت فوقالعادهای دارد. نمیتوانم برای انگلیس آرزوی قهرمانی داشته باشم زیرا از نظر من پرتغال میتواند امسال دستاوردش در سال 2016 را تکرار کند.»
کار نیمهتمام در منچستریونایتد؟ هرگز!
در بخش دیگر گفتوگو، سوال اینجاست: «چه آیندهای در انتظار ژوزه خواهد بود؟» مورینیو پاسخ میدهد: «نمیدانم! من با دوستانم مشغول صرف ناهار بودیم و بسیاری از من میپرسیدند چه آیندهای انتظارت را میکشد؟ و تنها پاسخ من این بود اگر همین فردا فرصت مربیگری پیش بیاید از فردا کارم را از سر خواهم گرفت و در غیر این صورت از لحظه به لحظه روزهایی که تیم ندارم، لذت خواهم برد.مردم از «دوران بیکاری» صحبت میکنند اما دوستان! من معذرت میخواهم! دوران بیکاری، برای من به معنای افسردگی است و تنها رهاوردش، چیزی جز افسردگی نخواهد بود. من و پپ با یکدیگر تفاوت داریم. به کار کردن علاقه دارم اما باید فرصت مناسبش از راه برسد. در این مدت، پیشنهاداتی داشتم اما هیچ کدام مناسب به نظر نمیرسیدند.»
در این لحظه، همراهِ ریو فردیناند از ژوزه پرسید: «زمانی که از عشق و علاقه هواداران منچستریونایتد سخن به میان آوردی، برق چشمانت گیرا بود. کار نیمهتمامی در منچستریونایتد داری؟» و ژوزه قاطعانه پاسخ داد: «نه، نه، نه، نه! هرگز!»
محرومیت، قانون مسخرهای است!
آقای خاص که هنوز از بابت محرومیتهای پرشمارش در دوران مربیگری ناراحت است در پاسخ به سوالی در این باره گفت: «قانون مسخرهای است که مربیان و بازیکنان را تنها برای دریافت کارت زرد از بازیهای بعد محروم کنید! مردم پول میدهند تا بازیِ تیمشان را به بهترین نحو ببینند. اگر در یک بازی به طور همزمان 3 بازیکن را بهتبع دریافت کارت در بازی پیشین در اختیار نداشته باشید، چه فوتبالی باقی میماند؟ عادلانهتر است اگر خطایی در یک بازی رخ میدهد، هزینه آن خطا در همان بازی پرداخت شود. اینطور نیست؟»منچسترسیتی، مدعی فتح هر 2 جام
فردیناند از ژوزه میخواهد پیشبینیاش از بابت سرنوشت لیگ قهرمانان و لیگ برتر را به اشتراک بگذارد. مورینیو در این باره گفت: «در لیگ برتر انگلیس، شانس قهرمانی برای منچسترسیتی است. تنها رقیب سیتی در راه قهرمانی را هم لیورپول میدانم. همین. در لیگ قهرمانان اما باید بگویم سیتی و رئال مادرید بختهای نخست قهرمانی هستند. اگر تیمی دیگر فاتح لیگ قهرمانان شود، برای من شگفتی بزرگی خواهد بود. آرزو میکنم رئال مادرید بار دیگر قهرمان مسابقات لقب بگیرد؛ به سبب علاقهای که به باشگاه و شخص کارلو آنچلوتی دارم. البته که اگر منچسترسیتی هم جام را بالای سر ببرد، از این بابت ناامید نخواهم شد.»لذتِ بیپایانِ شکست دادن آرسنال
واپسین سوال فردیناند از مورینیو، درباره قابل احترام ترین رقیبی بوده که این سرمربی در طول دوران حرفهای خود داشته است. ژوزه مورینیو در این باره پاسخ داد: «گمان میکنم فراموش کرده باشم! رقابت فوتبالی، بحث مختص به خودش را دارد. شخصی نیست که بگویم اگر این مربی را در خیابان ببینم، مسیرم را تغییر خواهم داد تا با او برخورد نکنم. برای من رقابت در شخص تعریف نمیشود. درباره باشگاهها میتوانم نظر بدهم.مردم درباره رقابت من با اشخاص دیگر از جمله آرسن ونگر صحبتهایی به میان میآورند. البته که ما در کنار خط، گاهی اوقات درگیریهایی داشتیم اما بهترین لذت رقابت برای من، زمانی بود که با هر تیمی مقابل آرسنال حاضر شده و آنها را شکست میدادیم. هر بار شکست دادن آرسنال، لذت خاص خودش را داشت. من از بازی با نیوکاسل هیچ لذتی نمیبردم. ما هر بار در سفر برای مقابله با این تیم شکست میخوردیم و هیچ لذتی وجود نداشت اما از طرف مقابل برای مثال در چلسی، هر بار، آرسنال را شکست میدادیم و این لذتبخش ترین اتفاق ممکن بود.»
بابی رابسون، استاد زندگی من است
ژوزه ادامه داد: «بازی در سنت جیمزز پارک، واقعاً سخت است. من رابطه خوبی با تمامی مربیان در باشگاههای رقیب دارم. شخص مهربانی به نظر نمیرسم اما واقعاً انسان خوبی هستم! باور کنید! ما هر زمان با سر بابی رابسون برای ناهار مشترک بیرون میرفتیم، او حساب میکرد. ما بارها و بارها ناهار مشترک خوردیم اما تنها یک مرتبه من حساب کردم. او انسان خارقالعادهای بود. سر بابی در این باره میگفت: «من از تو پول بیشتری دارم و روزهای باقی مانده از عمرم هم کمتر از تو است. بنابراین من باید صورتحساب را بپردازم! او تاثیر زیادی بر تجربیات مربیگری من داشت و درحالی که بارها و بارها در لحظههای مختلف از او صحبت به میان آوردهام، لبخندی بر لب داشته و گاهی اوقات اشک از چشمانم سرازیر میشود.در یک بازی، ما به بارسلونا سفر کردیم و در نهایت شکست خوردیم. کاملاً ناامید شده بودم. سر بابی با من تماس گرفت. او گفت چه شد؟ پاسخ دادم ما بازی را باختیم! او گفت بازی بعدی را باید پیروز شوید و من پاسخ دادم از عهده ما خارج است. او بار دیگر گفت باید پیروز شوید و نکتهای را به من یادآوری کرد؛ تنها به صدای شادی پس از پیروزی در رختکن تیم حریف و ناراحتی رختکن خودتان فکر کن! باور کردنی نبود! او به خاطر همین ذهنیت، بابی رابسون بود و شخصیتی منحصر به فرد داشت.»
رونالدو نازاریو، اعجوبه نسل خودش بود
ریو فردیناند بهعنوان آخرین سوال، درحالی که چندین بار در سوالهایش از لفظ «آخرین» استفاده کرده بود از ژوزه خواست نظرش را راجع به رونالدو نازاریو بگوید. ژوزه پاسخ داد: «واو! رونالدو برزیلی! اجازه دهید باز هم خاطرهای از بابی رابسون برایتان تعریف کنم. رونالدو برزیلی تازه به تیم ملحق شده بود و ما کمتر از 24 ساعت به آغاز فینال سوپرجام میان بارسلونا و اتلتیکو مادرید فاصله داشتیم.برای تمام مدت فصل گذشته، ما پیتزی آرژانتینی را در اختیار داشتیم و گمان میکردم در این دیدار هم قرار است پیتزی به میدان برود. عملکرد خوبی هم داشت. رونالدو به تازگی از پاریس به ما پیوسته بود و شرایط فوتبال همچون این روزها به نظر میرسید. بابی رابسون ترکیب تیم برای دیدار را اعلام کرد و بهعنوان مثلث فاز تهاجمی، ناگهان اسم رونالدو را در کنار فیگو و هریستو استویچکوف آورد.
من به او گفتم: «استاد! ما نمیتوانیم به رونالدو در این دیدار بازی دهیم!» او پرسید: «چرا؟» و من پاسخ دادم: «این تصمیم، پیتزی را نابود خواهد کرد. او در طول فصل گذشته چندین مرتبه دروازه حریفان را باز کرده و...» که در پاسخ، سر بابی رابسون گفت: «ژوزه! تو میخواهی الگوی اخلاق در این داستان باشی یا سوپرجام را فتح کنی؟» من پاسخ دادم: «جام را میخواهم!» و او تاکید کرد: «پس به چیز دیگری فکر نکن! رونالدو را به میدان بفرست.»
رونالدو در آن دیدار 2 یا 3 گل به ثمر رساند و ما سوپرجام را به دست آوردیم. رونالدو یکی از بهترین بازیکنان بود اما متاسفانه آن مصدومیتها، امانش را برید. او بدون تمرین، یکی از بهترین بازیکنان نام داشت! او هرگز دل به تمرین نمیداد و از زیر مسئولیت تمرین به تنبلوارترین شکل ممکن شانه خالی میکرد اما بهترین بود. او همچون یک پسر بچه برزیلی تمرین میکرد که به تازگی از ساحل بازگشته و تنها چند دقیقهای میخواهد از بازی با توپ لذت ببرد.»

