یک خاطره از اینجا؛ یکی از ستونهای سهگانه تاریخی فرگوسن
به گزارش فوتبال 360، از قدیمیترین جام رسمی تاریخ فوتبال صحبت میکنیم و در گرماگرم نیمهنهایی این رقابتها دفتر خاطرات قدیمی و پر از اتفاقات جذاب آن را از نظر میگذرانیم. به روزهایی میرویم که کلاس 1992 فرگی شکوفا شده بود و در تدارک محکم کردن ستونهای یک بنای تاریخی بود. بنایی به زیبایی فتح سهگانه در اروپا برای شیاطین سرخ دست تکان میداد و در این مسیر تنها رقیب آنها در لیگ برتر انگلیس و شکل دهنده 2 قطبی فوتبال باشگاهی این کشور یعنی آرسنال تلاش میکرد این ساخت و ساز را به هر شکل ممکن متوقف کند. به سال 1999 بازمیگردیم؛ وقتی تیمهای انگلیسی در پی قوانین سختگیرانه برای بالاتر بردن کیفیت مجبور به استفاده از 5 نیمکتنشین بودند و ورزشگاه ویلاپارک از نیمهنهایی جام حذفی میان منچستریونایتد و آرسنال میزبانی میکرد. به بهانه بازی امشب یونایتد مقابل کاونتری به مرور یکی از بازیهای تمام قرمز تاریخ جام حذفی در مرحله نیمه نهایی میپردازیم.
تساوی در بازی رفت

منچستر و آرسنال در لیگ نفس به نفس یکدیگر پیش میرفتند. منچستریها در لیگ با دردسر بزرگی به نام توپچیهای لندنی با هدایت آرسن ونگر مواجه بودند و 2 قطبی قدیمی و خاطرهانگیز لیگ برتر سالهای ابتدایی خودش را پشت سر میگذاشت. فرگوسن و تیمش رویای فتح اروپا را در سر میپروراندند. آنها در لیگ و در جام حذفی هم مدعی بودند تا اینکه جام حذفی قرعه سختی برایشان رقم زد. همان تیمی که در لیگ سایه به سایه با یونایتد حرکت میکرد در نیمه نهایی حریف شیاطین سرخ شد. از تقابل پیتر اشمایکل افسانهای با دیوید سیمن بزرگ درون دروازههای 2 تیم گرفته تا رقابت تونی ادامس و یاپ استام در خط دفاعی آنها، یا از جنگ همیشه داغ روی کین و پاتریک ویرا گرفته تا رویارویی زوج طلایی خط حمله یونایتد شامل اندی کول و دوایت یورک با مثلث آتشین توپچیها با بازی مارک اورمارس، دنیس برکمپ و نیکلاس آنلکا؛ همه جای زمین قرار بود آتش به پا شود. بازی رفت در اوج حساسیت و کیفیت برگزار شد اما این مسابقه گلی در پی نداشت. یونایتد که مسیر سختتری را با عبور از سد لیورپول و چلسی برای رسیدن به فینال طی کرده بود در این مسابقه با وجود فشار آرسنال از دروازهاش دفاع کرد و هنرنمایی همیشگی برکمپ هم باعث نشد توپی از خط دروازه اشمایکل عبور کند. 2 تیم به تساوی رضایت دادند تا بازی دومی هم در کار باشد.
بازی طوفانی برگشت

مسابقه با پوشش کمسابقه رسانهای همراه و دنیای فوتبال مثل دوران الکلاسیکوهای مسی و رونالدو یا شبیه به روزهای رقابت سیتی و لیورپول منتظر سوت شروع بازی منچستریونایتد و آرسنال بود. در ترکیب اولیه منچستریها اشمایکل، برادران نویل، دیوید بکام، روی کین و یاپ استام توپ میزدند و زوج یورک و اندی کول جایش را به زوج تعویضی تدی شرینگام و اولگونار سولسشائر داده بود. برای آرسنال هم آرسن ونگر ستارههایی مثل سیمن، ادامس، ویرا، امانوئل پتی، روی پارلور و خط حملهای متشکل از آنلکا و برکمپ را به میدان فرستاد. بازی در دقایق ابتدایی با حرکات رو به جلوی منچستریها دنبال میشد و شیاطین سرخ روی دروازه حریف فشار میآوردند. آوازه کاشتههای کاتدار و دیدنی بکام در حال گسترش به تمام دنیا بود و روی سکوها هم هواداران زیادی منتظر دیدن سیمای این ستاره جوان و جذاب در پیراهن منچستر شدند. یونایتد خیلی روی حرکات پشت محوطه جریمه تمرکز داشت تا بتواند کاشتهای برای بکام تدارک ببیند و این فرصت را به هافبک جوانش بدهد تا در این مسابقه بزرگ تاریخساز شود. خط میانی و مدافعان آرسنال با درایت بالا این فرصت را در اختیار بکام و یونایتد نمیگذاشتند. در نهایت تدی شرینگام با پاسی به موقع، بکام را پشت محوطه هجده قدم صاحب توپ کرد و دقیقا شبیه به یک ضربه ایستگاهی توپ را برای همتیمی هنرمندش کاشت. بکام هم همه چیز را شبیه به یک ضربه ایستگاهی دید. با همان حالت ایستادنش پشت کاشتهها پشت توپ قرار گرفت، با صبر و حوصلهای حاصل از غفلت مدافعان آرسنال دورخیز کرد، به سمت توپ دوید و ضربهای را به سمت دروازه حریف راهی کرد که دیوید سیمن در بهترین روزهایش هم قادر به مهار آن نبود. بکام گل زد و سمت حامیان منچستر در ویلاپارک منفجر شد. آنها پیش افتادند و این بار نوبت آرسنال بود که توان هجومیاش را به رخ رقیب بکشد. در این بین درگیریهای همیشگی روی کین و پاتریک ویرا هم دیدنی جلوه کرد و هیجان و حرارت بازی را به اوج خودش میرساند. در حقیقت این مسابقه یکی از اولین نبردهای مستقیم این 2 هافبک در آن روزگار به شمار میرفت.
هجوم توپچیها

دوره دوره تقابل تکاتیکی و بازی با مهرههای فرگی و ونگر بود. آنها چسبیده به یکدیگر دست به کار شدند. فرگوسن در کمال جسارت وقتی بازی را یک بر صفر جلو افتاد، گیگز جوان را به زمین فرستاد تا با بهره بردن از بازی فانتزی و سریع او تیمش را از فشار خارج کند. ونگر هم معطل نکرد و برای موازنه قدرت بازیکنان سریع و فانتزی، اورمارس را راهی میدان کرد. این 2 ستاره قرار بود برگ برنده تیمهایشان باشند. هنرمندیهای گیگز جوان و با انگیزه در مقابل اورمارس درخشان و با تجربه قرار گرفت و سایر رقابتهای نفر به نفر بازیکنان زیر سایه این تقابل در آمد. آرسنال باید گل میزد و با اضافه کردن اورمارس، فشار حملات امان از خط دفاعی یونایتد برید. بکام حریف را زخمی کرد و باید هنرنمایی دیگری، این زخم را بهبود میبخشید و اردوی توپچیها را از فشار گل زیبای پسر جوان یونایتد بیرون میآورد. یکی از هنرمندترین ستارههای تاریخ فوتبال دست به کار شد. در میانه زمین منچستر پا به توپ شد، حرکتی سریع را انجام داد و ضربه دنیس برکمپ که به اندازه کافی برای تهدید کردن دروازه پیتر اشمایکل قدرتمند و فنی بود در میانه راه به مدافعان حریف هم برخورد کرد تا دستان بلند و کشیده سنگربان دانمارکی به توپ برکمپ نرسد و این توپ در گوشه دروازه شیاطین سرخ آرام بگیرد. همه چیز در دقیقه 69 بازی برابر شد. آرسنالیها تجربه بیشتر و روحیه مضاعفی نسبت به منچستریونایتد داشتند. آنها میدانداری میکردند و نیمه دوم، نیمه استیلای توان هجومی آرسنال در مقابل یونایتد نام داشت.
دقایق آتشین

دنیس برکمپ دستبردار نبود و از هواداران تیم و سرمربی فرانسویاش دلبری میکرد. موقعیت میساخت، در موقعیت گلزنی قرار میگرفت، شوت میزد، دریبل میکرد، مدافعان حریف را به هم میریخت و ستاره درخشان ویلاپارک در آن شب تاریخی نام داشت. در ادامه همین حرکات و باز هم با هنرمندی رقص میان زمین، موقعیتی برای شوتزنی فراهم کرد و ضربه محکمی را به سمت دروازه منچستر فرستاد. برای اشمایکل که نشان اعتماد از الکس فرگوسن داشت و برای دستهای بلند و جثه بزرگ و مهیبش، دفعهای ناقص یک ضایعه بزرگ به شمار میرفت. برکمپ شوت زد و ضایعه بزرگ رقم خورد. اشمایکل دفعی ناقص را تجربه کرد، کمی تحقیر و سرخورده و خشمگین شد و چند لحظه بعد با ضربه آنلکا دروازهاش را باز شده دید. نیمکت توپچیها و سکوهای در اختیار هواداران آرسنال غرق در شادی و هیجان بود اما این شادی فقط برای چند ثانیه دوام پیدا کرد. پرچم کمکداور به درستی آفساید آنلکا را نشان داد و گل آرسنال مردود اعلام شد. فرگی این فرصت را مثل بسیاری از زیرکیهایش در دوران حرفهای مناسب دید و برای تهییج شاگردانش فریادهایی را نثار آنها میکرد. یونایتد از ضربه به روحیه حریف، جان تازهای گرفت تا اینکه روی کین و جدیتش برای مهار رقبا کار دست تیم منچستری داد. نبردهای روی کین و پاتریک ویرا ادامه داشت و هافبک مرکزی تیم فرگوسن به جز ویرا با دیگر بازیکنان حریف هم درگیر میشد. او درست شبیه به عکس معروفی که در حال درگیری با چند بازیکن چلسی است و مثل همیشه، دوست داشت یکتنه به نبرد با چند یار حریف برود. این بار هم ماجرا از همین قرار بود و کین برای مهار تکنیک اورمارس او را با 2 پا قیچی کرد. نتیجه مشخص بود؛ کارت زرد دوم و اخراج هافبک ایرلندی منچستر! دست فرگی از همیشه خالیتر شد و حریفش روی نیمکت توپچیها قبراق بود و تیمش را احیا شده میدید.
بازگشت به سبک منچستری

آنها مقاومت کردند. ضربات پی در پی آرسنال را با تدارکات دفاعی یا با هنرنمایی اشمایکل دفع میکردند. این جریان ادامه داشت و آتش سنگین توپخانه توپچیها دروازه یونایتد را نشانه گرفت. در دقیقه 92 مسابقه و در وقتهای تلف شده بازی روی حرکت تکنیکی روی پارلور و بیتجربگی محض و دستپاچگی فیلیپ نویل جوان، منچستر به حریف پنالتی داد؛ به حریفی که از دروازه تا خط حملهاش مملو از جشنوارهای از پنالتیزنهای متبحر به خط شده بودند. سکوهای هوادار یونایتد در ویلاپارک دست روی چشمهایشان گذاشتند تا آنچه را که از آن بیم داشتند، نبینند؛ ایستادن دنیس برکمپ پشت ضربه پنالتی! قهرمان هلندی آرسنال پس از 90 دقیقه هنرنمایی، میدانداری و آزار دادن خط دفاع حریف، به عنوان بهترین پنالتیزن تیمی مملو از بهترین پنالتیزنها پشت توپ قرار گرفت. زمان برای یونایتد به کندی سپری میشد و آدامس درون دهان فرگوسن هم دقایق کند و کرخت و بیحرکتی را پشت سر گذاشت. برکمپ مصمم پشت توپ قرار گرفت تا دوئلش با اشمایکل را در بهترین زمان ممکن با وارد کردن زخمی عمیق به سود خودش و تیمش به پایان برساند و شب را برای آرسنالیها رویایی کند. درون دروازه هم یکی از اسطورههای دروازهبانی جهان باید جبران آن دفع ناقص را میکرد و خشمش را برای اعاده حیثیتش در مقابل برکمپ به کار میبرد. ستاره آرسنال ضربه زد و فوقستاره منچستر آن را به زیبایی مهار کرد. برای چندمین بار در تاریخ این باشگاه، منچستریونایتد در آستانه مرگ،از کام مرگ گریخت و بازگشت! منچستریونایتد بازگشت، مثل بازگشتی که کاپیتان استنفورد در اولین سالهای کار باشگاه در آستانه نابودی یونایتد رقم زده بود. آنها بازگشتند؛ مثل بازگشت تیمی زخم خورده از حادثه مونیخ که بعدها قهرمان اروپا هم شد. منچستریونایتد بازگشت تا بازگشتی بزرگتر را برای فینال لیگ قهرمانان اروپا در برابر بایرن مونیخ تمرین کند. به همین خاطر است که به هواداران این تیم برای امید داشتن و تداوم حمایت در این سالهای دردناک کنونی حق میدهیم؛ آنها بازگشت را بارها و بارها در تاریخ خود ترجمه و تفسیر کردهاند.
گیگز، مسی آن روزها

تعویض فانتزیباز و تکنیکی ونگر کارش را کرده بود. اورمارس دفاع منچستر را به شدت اذیت کرد و مسبب اخراج روی کین هم شد تا هر آنچه باید را بر سر شیاطین سرخ خراب کند. ویرانی او نتیجه نداد و این بار نوبت به تعویض فانتزیباز و تکنیکی الکس فرگوسن بود. وقت آن رسید تا ستارههای جوان و جویای نام کلاس 1992 فرگی خودی نشان بدهند و از اعتماد سرمربی خود در دنیای فوتبال دفاع کنند. گیگز در میانه زمین آرسنال در نیمه اول وقتهای اضافه توپربایی سریعی را رقم زد، از آن گونه توپرباییها که فقط از پس ستارههای جوانی مثل او بر میآمد و اورمارس قادر به انجام آن نبود. او در حقیقت با این حرکت پاسخی برای درخشش اورمارس در زمین پیاده کرد و جا گذاشتن ستاره هلندی را و به طور کلی جا گذاشتن را به نمایش میگذاشت. در ارائهای شبیه به بهترین روزهای لیونل مسی، رایان گیگز جوان دفاع آرسنال را جا گذاشت و نابود کرد. خط دفاع منسجم آرسنال فقط نظارهگر از هم گسیختگی به وجود آمده روی حرکت درخشان گیگز بود. یک بازیکن، 2، 3 و 4 ستاره توپچیها محو شدند. گیگز پنجمین بازیکن حریف و دیوید سیمن ترسناک را هم با ضربه تمام کننده مهار نشدنیاش در پاسخی به همه هنرنماییها و ضربات برکمپ جا گذاشت و گل برتری منچستر را به ثمر رساند. او شاید آن روز خبر نداشت اما در حقیقت گیگز در حال ساخت و نقاشی و تزئین یکی از ستونهای سهگانه تاریخی باشگاهش بود. یونایتد به فینال رسید و قهرمان جام حذفی شد و 2 قطبی منچستر-آرسنال در لیگ برتر انگلیس رسمیت بیشتری پیدا کرد.
*حسین سعیدی نیکو

