بررسی دقیق سرمربی جدید قرمزها؛ جانشین ایدهآل کلوپ یا تنهاخِ لیورپول؟
به گزارش فوتبال 360، برای مدیران لیورپول مطمئنا کاری سختتر از انتخاب سرمربی برای باشگاه نبوده. فارغ از اینکه بازار مربیان بسیار آشفته شده، صحبت در لیورپول برای جانشینی مردی به نام یورگن کلوپ است؛ مردی آلمانی با شخصیتی فوقالعاده کاریزماتیک، نه به عنوان مربی و بلکه به عنوان مدیر و یا حتی تکهای از برند لیورپول! پیدا کردن جانشین برای او قطعا یکی از دشوارترین کارها برای مدیران باشگاه بود و هر انتخابی میتوانست شکهایی را در زمینهای داشته باشد.
تسکینی که ممکن نشد
در یک روز غمآلود برای قرمزها، کلوپ اعلام کرد در پایان فصل از باشگاه خارج میشود. تنها وقتی لیورپولیها کمی خشنود شدند که اخباری مبنی بر حضور آلونسو روی نیمکت تیمشان را شنیدند. مرد جوان نیمکت لورکوزن بسیار برای جانشینی مناسب بود و میتوانست یادآوری برای روزهای بازی هافبک اسپانیایی در آنفیلد باشد اما وقتی آلونسو صراحتا تصمیمش را اعلام کرد، مشخص شد تسکین درد قرمزهای آنفیلد ممکن نخواهد بود زیرا هر گزینهای دیگری جز او شکی برای هواداران یا کارشناسان داشت.
شک، تردید و تعجب!
انتخاب اسلوت شاید بیشترین واکنش ممکن را به همراه داشت. مهم نبود کلوپ چگونه نفر بعدی خودش را با شور و هیجان معرفی و راه مربی جدید را برای ادامه هموار میکند. گزینه انتخابی با تصورات هواداران و کارشناسان فاصله فکری بزرگی داشت و شاید هر روز این شکها بیشتر از گذشته شود.
بسیاری در مورد این انتخاب شوکه شده بودند. جان آلدریج مهاجم سابق حتی فکرش را هم نمیکرد مرد هلندی فاینورد بین گزینههای تحت بررسی باشد و بدتر از آن، رابی فاولر بود. فاولر آنقدر با اسلوت و دستاوردهایش ناآشنا بود که برای شناخت او نیاز داشت نامش را در گوگل جستوجو کند و بعد از اینکه متوجه شد تیم اسلوت در صدر اردیویسه هم نیست، وحشت کرد!
جیمی کرگر، مدافع سابق قرمزها در تلگراف نوشت: «اگر یورگن فصل بعد سرمربی میماند، به دلیل کمبود مربیان تراز اول، میتوانست فصلی شگفتانگیز را داشته باشد و رتبههای خوبی در انگلیس و اروپا به دست آورد. با اسلوت اما این باور مطلق من جای خود را به امید خواهد داد و حالا هواداران میترسند لیورپول، اریک تنهاخ خود را روی کار آورده باشد!»
کمی خوشبین باشیم
برای شناخت بیشتر اسلوت باید کمی به او و مربیان هلندی عمیقتر نگاه کنیم. مربیان مطرح هلندی اکنون یک خاستگاه بزرگ فکری دارند و آن تفکرات از کرایف بزرگ نشات میگیرد. مرد هلندی جدید لیورپول بسیار به پپ گواردیولا و تفکراتش شبیه است و خود پپ از کرایف درسهای زیادی را در دوران بازیگری گرفته و حالا با تفکرات دیگر ترکیب کرده و تیمهای فعلی خود را میسازد. اسلوت قبلا گفته بود تماشای منچسترسیتی، بالاترین لذت در فوتبال است و در مورد شباهتهایش با تیم پپ گفته بود: «قصد من این نیست تیمم را با آنها مقایسه کنم اما سبک بازی مشابهی بین فاینورد و سیتی وجود دارد. نوعی از ترکیب 3-3-4 مبتنی بر بازیسازی از عقب زمین که میخواهد به سرعت فشار را به حریف وارد کند.»
آرنه اما هرگز در تفکراتش استبداد ندارد و همیشه با یک رویکرد دیدارها را دنبال نمیکند. درک کویت، مهاجم سابق فاینورد و لیورپول در مورد او به اتلتیک گفت: «آرنه همیشه در حال مطالعه تیمهای دیگر است و به این فکر میکند چگونه میشود تیمش بیشتر پیشرفت کند و تکامل یابد. از نظر تاکتیکی بسیار کارکشته است و شاید کمتر شخصی در جهان، ذهنی مانند او داشته باشد. او در هلند و بین مردم جایگاه بالایی دارد و همه دیدگاههایش را بسیار میپسندند. با این حال آنچه در مورد آرنه من را شگفتزده میکند، توانایی فوقالعاده در تلقین باورهایش به شاگردانش است. فرقی ندارد شما با چه تفکر و چه دیدگاهی رشد پیدا کردهاید. او به گونهای با شما برخورد میکند که شما به تاکتیکهای او باور میکنید و فوتبال را پس از کار کردن با او به سبک آرنه میبینید. فاینورد چند سال اخیر را مشاهده کنید. امضای او را در بازیهای تیم کاملا میتوانید ببینید.»
کمی بدبین باشیم
قطعا اسلوت مربی بزرگی است و کارهای خاصی را تاکنون به سرانجام رسانده اما جایی که تردیدها را افزایش میدهد، نقطه شباهتهای او با اریک تنهاخ است. بسیار ناعادلانه و مضحک به نظر میرسد شباهتهای او با تنهاخ را هلندی بودن و کچلی آنها بدانیم. این برای لحظهای خندیدن شاید جالب باشد. برای ترسیدن از اسلوت شاید نیاز است کمی عقبتر برویم؛ به سالهای 2013 تا 2015 در بایرن مونیخ
گواردیولا، مرد متفکر کاتالان در بایرن مونیخ بود، تنهاخ تیم دوم مونیخیها را در دست داشت و شباهت عجیب در تفکرات و تاکتیکهای او با گواردیولا، باعث شد به اریک تنهاخ لقب «مینی پپ» بدهند. خود پپ، اریک را برای مربیگری تیم دوم بایرن در زمان ورودش انتخاب کرده و او عملا دستیار ارشدش در بایرن مونیخ بود. حتی در آن سالها شایعاتی شنیده شد که گواردیولا گفته که اگر یک مربی بزرگ و آیندهدار میخواهید، پس از من اریک را در جایگاه سرمربی قرار دهید.
اریک تنهاخ تفکراتش را از کرایف به ارث برده و آژاکس با او، این تفکرات کرایفی و ترکیبش با فوتبال مدرن، سالهای گذشته را در هلند پشت سر گذاشت و موفق بود. تنهاخ همانند اسلوت به بازیکنان نفوذ میکند و سبک فوتبالشان را تغییر میدهد. از بازیکنان بیشتر از ظرفیت موجود درونشان خروجی میگیرد و سبکی از آنها میسازد که تمام جهان علاقهمند به بازیکنانش میشوند. تنهاخ همیشه در حال یادگیری است و هربار سعی میکند تیمش را با یک حرکت جدید روانه میدان کند و از هیچ مبارزهای نمیترسد. با این حال او وقتی به منچستریونایتد آمد، گویی تمام گذشتهاش را از دست داد و به یک بازنده همیشگی پس از یک فصل نسبتا درخشان تبدیل شده است.
جانشین کلوپ یا تنهاخ لیورپول؟
اریک و آرنه با وجود تفاوتها بسیار، شبیه هستند و شاید تمام شکها از این موضوع به وجود آمده باشد. تنهاخ بعد از یک فصل با دردسرهای فراوانی روبهرو شده و شاید منجر به اخراج او شود. البته نمیتوانیم زیرساختهای 2 تیم را نادیده بگیریم و شاید آرنه با زیرساخت بسیار قدرتمند ایجاد شده توسط کلوپ بتواند آینده را تضمین کند. اما اگر همانند تنهاخ پس از یک سال نتواند با جو لیگ برتر همسو شود، چه؟ آیا هواداران نمیتوانند بپرسند آرنه اسلوت، جانشین بر حق کلوپ است یا تنهاخِ لیورپول؟

