پادشاه بلامنازع اروپا؛ قهرمانی عادت آنهاست
به گزارش فوتبال 360، گری لینکر میگوید؛ «فوتبال یک بازی ساده است که در آن برای 90 دقیقه، 22 نفر دنبال توپ میدوند و در نهایت آلمانیها پیروز میشوند.» این نقل قول برای تیم ملی آلمان شاید همیشه صدق نکند اما بهروزرسانی این گزاره برای رئال مادرید ممکن است جنبههای حقیقی بیشتری داشته باشد. آنها سختترین مسیر را برای رسیدن به فینال از بین بزرگانی مثل منچسترسیتی و بایرن مونیخ انتخاب کردند اما سختی مسیر، تلاش رقبا و انگیزه حریفان، هیچ کدامشان حریف کهکشانیهای مادرید نشد. ورزشگاه ومبلی به عنوان یکی از خاصترین و بزرگترین آوردگاههای فوتبال جهان باز هم شاهد سرود معروف «هالا مادرید» در شبی بود که پسران کارلتو جام قهرمانی را بالای سر بردند و فاصله خودشان با جدیترین تعقیب کنندهها در جدول پرافتخارترین تیمهای تاریخ لیگ قهرمانان را بیشتر کردند. این جام به نام رئال مادرید پیوند خورده. مسئول حک کردن نام رئال روی جام در شب گذشته با دقت و جدیت در حال اختصاصی کردن جام قهرمانی برای کهکشانیها بود!
ژنتیک قهرمانی
برای تیمهایی مثل پاریسنژرمن که در مسیر رسیدن به قهرمانی اروپا با وجود در اختیار گرفتن جمع ویژهای از ستارههای دنیای فوتبال ناکام میمانند، ایدهای مطرح است مبنی بر اینکه یک تیم برای رسیدن به قهرمانی اروپا باید خون قهرمانی را در رگهایش داشته باشد، ژنتیک قهرمانی را منعکس کند و شخصیتی قهرمانانه نشان دهد. این ایده برای رئال مادرید کاملا برعکس مطرح میشود. آنها در هر شرایطی باشند، باز هم مدعی اول قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا هستند، چون ژنتیک، شخصیت و خون قهرمانی را وجودشان دارند. در سالهای اخیر با نسخههای متعددی از رئال مادرید روبهرو بودهایم؛ نسخهای از این تیم مجهز به مثلث رونالدو، بیل و بنزما بود، نسخهای دیگر فقط متکی به گلزنیهای ستاره فرانسویاش میشد، نسخهای از رئال مثل تیم این دوره آنها مهاجم هدف مشخصی نداشت و در مجموع کهکشانیها با تیمهای گوناگونی پا به این رقابت گذاشتهاند اما همیشه حقیقت، مدعی بودن آنها و شایسته قهرمانی بودن مادرید در لیگ قهرمانان است که بر سایر حقایق سایه میاندازد. رقبا با بیشترین امکانات ممکن، بهترین نفرات و دقیقترین برنامهریزیها به میدان میآیند و ناگهان میبینند، جام قهرمانی در مشت رئال مادرید است. این پدیده خاص و نادری است که از آن به عنوان ژنتیک قهرمانی صحبت میکنیم. رئال خوی قهرمان شدن در اروپا را در DNA خود دارد. قهرمانی در این میدان دستاورد ویژه رئال مادرید نیست، بلکه این دیگر تبدیل به یک عادت برای سفیدپوشان شده است.
شخصیت کنترل کننده
این تیپ از شخصیت افراد را در جامعه و در بحثهای روانشناختی به عنوان افرادی ایدهآلگرا و البته سخت برای همکاری و رابطه میشناسیم. آنها همیشه در تلاش برای کنترل همه چیز مطابق با معیارهای خودشان هستند. با این حال بروز چنین شخصیتی در فوتبال چندان ناخوشآیند نیست. بیایید بازی شب گذشته را مرور کنیم. از ابتدای بازی دورتموندیها در همه ارکان وجودی و هویتی این باشگاه سعی در تحت فشار قرار دادن شاگردان کارلتو داشتند. رئالیها به میدان آمدند و با طرح موزاییکی طعنهآمیزی از سوی دیوار زرد دورتموندیها مواجه شدند. همانهایی که در ایدونا پارک سکوها را بر سر رقبای دورتموند خراب میکنند، به انگلیس، پایتخت این کشور و به ومبلی آمدند تا یار دوازدهم و حتی بیشتر تیشمان نام بگیرند. طرح موزاییکی آنها تاج پادشاهی بود. نماد رئال مادرید را روی سکوهای ومبلی به نمایش گذاشتند اما با لوگوی دورتموند! این به خودی خود میتواند برای هر تیمی طعنهآمیز و برای بازیکنان آن تیم بر هم زننده تمرکز قلمداد شود. جریان بازی در نیمه اول هم در ادامه طرح روی سکوها بود. دورتموند آمد تا رئال مادرید بزرگ را تحت فشار قرار دهد و نبض بازی را به دست بگیرد. به دست هم گرفت و رئال را هم در فشار گذاشت اما مادرید با شخصیت کنترلگرش همه چیز را در اداره خودش داشت. آنها دورتموند را هم کنترل کردند و فشار روی سکوها را هم با گلزنی و پیش افتادن از این تیم به سوی آرامش سوق دادند.
این مسابقه تنها نمایش شخصیت کنترل کننده مادریدیها نبوده و پایان این نمایش هم نیست. آنها در همین فصل در مقابل منچسترسیتی همه چیز را در کنترل خودشان داشتند و تیمی به آمادگی سیتی را هم در یک بازی دشوار و پیچیده، اداره کردند. رئال حتی در پایین نگه داشتن شخصیت سایر تیمها و دیکته کردن خوی برندهاش بر رقبا، یک کنترلگر واقعی است. شخصیت کنترلکننده داشتن در فوتبال مثل جامعه انسانی دردسرساز نیست و رئال مادرید از مواهب چنین شخصیتی به خوبی بهره میبرد. شب گذشته دیدیم کریم آدیمی چگونه از لابهلای مدافعان با تجربه و متبحر مادرید عبور میکرد و برای دروازه کورتوا خطرساز میشد. با این حال رئال و کارلتو، ذهن ترزیچ را هم در کنترل خودشان داشتند و با ارائه فشاری نسبی و گرفتن مالکیت توپ، به سرمربی جوان آلمانی، تعویض سریعترین بازیکن و شاید تنها سلاح کارآمد در برابر رئال مادرید را دیکته کردند و اینطور به نظر میرسید ذهن ترزیچ هم در مشت کهکشانیها و آنچلوتی است.
تنها در اوج
سبقت رئال مادرید از رقبای بزرگش در تعداد قهرمانیها در اروپا را اگر به مسابقه دو تشبیه کنیم، این مسابقه دوی 100 متر نیست. این ماراتن فرسایشیتر به نظر میرسد و به فرد پیشتاز فرصت بیشتری برای سبقت گرفتن و ایجاد فاصله میدهد. نفر اول چنین ماراتنی ممکن است در میانههای مسابقه آنقدر جلو باشد که حتی تصور رسیدن دیگران به او هم یک تصور غیر منطقی به نظر بیاید. رئال مادرید با 15 قهرمانی در اروپا از رقبا جلوتر است؛ اما به سمتی حرکت میکند و آنقدر فاصله گرفته که حتی دیگران برای رسیدن به این تعداد عنوان، رقیب رئال به نظر نمیرسند. ایده دنبال کنندگان لیگ قهرمانان شاید با این گزاره منطبق باشد؛ لیگ قهرمانان یک رقابت با 32 تیم در طول یک فصل است که در نهایت رئال مادرید قهرمان آن میشود. شاید اگر لینکر جمله معروفش را در مورد رئال مادرید به کار برده بود، بازخورد واقعی بیشتری داشت. رئال مادرید به راستی برازنده چنین گزارههای باشکوهی است و صورت واقعی و تجسم حقیقی یک رویا برای هوادارانش نام دارد.
اردوی امید
تیمی که سیتی را شکست داد، بایرن را حذف کرد و دورتموند را برد و به قهرمانی اروپا رسید از ستارههایی مثل بلینگام 20 ساله، کاماوینگای 21 ساله، رودریگوی 23 ساله، آردا گولر 19 ساله و وینیسیوس جونیور 23 ساله در ترکیبش بهره میبرد. آنها به شدت جوان هستند. حتی سن و سال ستارههای مهمی مثل شوامنی، دیاس و والورده هم از 25 بیشتر نیست. چنین تیمی فاتح اروپا شده تا مطمئن باشیم امید لبخند میزند؛ به ادامه ماجراجوییهای کهکشانیها! از ستارههایی با این محدوده سنی، انتظاری به جز ادامه موفقیت و بزرگی در بالاترین سطوح فوتبال اروپا و جهان نیست. امید اردوی قوهای سپید، شاید از میزان افتخارات این تیم هم مهمتر باشد و آینده برای رئال مادرید باز هم رویایی و با شکوه تصور میشود.

