آنالیز فنی مدعیان یورو 2024؛ ذهنِ زیبا برای عبور از عملگرایی سانتوس!
29 خرداد 1403 ساعت 21:339 نظر
پرتغال تحت هدایت مارتینس، تیمی بینقص و متعادل در تمامی فازهای بازی است.
به گزارش فوتبال 360، پرتغال از قرون وسطی تحت هدایت فرناندو سانتوش عبور کرده و با روبرتو مارتینس، بهعنوان مقتدرترین تیم دور مقدماتی مسابقات راهی یورو 2024 شده است. تیمی متشکل از ستارگان جوان و باتجربه که شور کافی برای رسیدن به دومین قهرمانی تاریخشان را دارند اما سوال اینجاست: «تا چه اندازه میتوان بر پرتغال بهعنوان یکی از مدعیان اصلی فتح مسابقات حساب باز کرد؟»
مهمترین تفاوت دوران مارتینس با دوران سانتوش روی نیمکت پرتغال، در عبور از پراگماتیسم خلاصه میشود. پرتغالِ عصر جدید در عین خشونت فاز تهاجمیاش، صلابت فاز تدافعی را هم به خود میبیند و تبدیل به تیمی شده که یا از همان ابتدا حریف را با چند گل در هم میکوبد یا در عین ایجاد موقعیتهای متوالی، کارش به تکیه بر گل لحظه آخری برای کسب پیروزی میکشد.
پرتغال در این تورنمنت، علاوه بر در اختیار داشتن ترکیب فوقالعاده، از عمق اسکواد ایدهآلی هم برخوردار است و سرمربی تیم، ترجیح بر استفاده از آرایش 3-3-4 داشته است. سهگوشه گونسالو راموس، رافائل لیائو و کریستیانو رونالدو در فاز تهاجمی با حمایت برونو فرناندش، هر لحظه در طول مسابقه یا در طول تورنمنت قابلیت جابهجایی دارند و به فراخور شرایط فاز تدافعی تیم حریف، کریستیانو و راموس یا فلیکس از مهاجم شماره 9 به وینگر و بالعکس تبدیل خواهند شد.
مهمترین تفاوت دوران مارتینس با دوران سانتوش روی نیمکت پرتغال، در عبور از پراگماتیسم خلاصه میشود. پرتغالِ عصر جدید در عین خشونت فاز تهاجمیاش، صلابت فاز تدافعی را هم به خود میبیند و تبدیل به تیمی شده که یا از همان ابتدا حریف را با چند گل در هم میکوبد یا در عین ایجاد موقعیتهای متوالی، کارش به تکیه بر گل لحظه آخری برای کسب پیروزی میکشد.
پرتغال در این تورنمنت، علاوه بر در اختیار داشتن ترکیب فوقالعاده، از عمق اسکواد ایدهآلی هم برخوردار است و سرمربی تیم، ترجیح بر استفاده از آرایش 3-3-4 داشته است. سهگوشه گونسالو راموس، رافائل لیائو و کریستیانو رونالدو در فاز تهاجمی با حمایت برونو فرناندش، هر لحظه در طول مسابقه یا در طول تورنمنت قابلیت جابهجایی دارند و به فراخور شرایط فاز تدافعی تیم حریف، کریستیانو و راموس یا فلیکس از مهاجم شماره 9 به وینگر و بالعکس تبدیل خواهند شد.
4-3-3، آرایش محبوب
حضور برناردو سیلوا در خط هافبک، این آزادی عمل را به برونو فرناندش خواهد داد که در نقش بازیکن شماره 10 به میدان رفته و نبوغش را به بهترین شکل ممکن بارور کند. حضور ژائو پالینیا و سبک بازی قابل اعتماد او، این فرصت را به سیلوا و فرناندش خواهد داد تا صرفاً به وظایف تاکتیکیشان در فاز تهاجمی تیم بپردازند.
مارتینس در خط دفاعی هم با وجودِ پا به سن گذاشتن پهپه، از گزینههای قابل اعتمادی بهرهمند است که این مهم به سرمربی اسپانیایی اجازه خواهد داد در طول تورنمنت، هم از مصدومیت بازیکنان جلوگیری کرده و هم شادابی و انعطافپذیری تیمش در خط دفاعی مقابل حریفان متفاوت را حفظ کند.
با نگاهی به اسکواد پرتغال، میتوان ادعا کرد بازیکنان حاضر در این ترکیب، در بهترین حالت ممکن روانه تورنمنت یورو 2024 شدهاند و این از اقبال بلندِ مارتینس بوده است که حضور نابهسامان پرتغال در جامجهانی 2022 را از نزدیک به تماشا ایستاده بود.
استراتژی تیم در فاز تهاجمی
همزمان با اجرای بیلدآپ، پالینیا در عمیقترین نقطه ممکن به میدان میرود و در نزدیکترین ارتباط با مدافعان میانی تیم باقی میماند اما همین نکته، علاوه بر آنکه مهاجمان تیم حریف را بالاتر میکشد و اجازه ایجاد فشار را به آنها میدهد، قابلیت دریبلینگ این بازیکن برای برداشتن بازیکن مقابل، موهبتی برای تیم ملی پرتغال خواهد بود که میخواهد هافبکهای دیگرش با آزادی عمل بیشتر و در اختیار داشتن فضای بهتر، به ایفای نقش تهاجمی بپردازند.
این تیم همزمان با رسیدن به یک سوم میانی زمین، ترجیح به بازی با تعداد نفرات بیشتر میدهد و درحالی که مدافعان تیم حریف را به عقب خواهد راند، پاسهای خط شکن هافبکهای تیم هر 3 گزینه خط حمله را در موقعیت تک به تک قرار خواهد داد.
به عبارت سادهتر همزمان با تغییر ضرباهنگ بازی پرتغال، این تیم به دنبال ارسال پاسهای کوتاه در فاز تدافعی و یک سوم عقب زمین، زمانی که به یک سوم میانی میرسد بازی مستقیم را در دستور کار قرار داده و با پاسهای طولی، مهاجمان تیم را صاحب موقعیت میکند.

تنها راه مقابله با پرتغال در فاز تهاجمی، فرار از یارگیری نفر به نفر و تکیه بر آفساید گیری خواهد بود که میتوان اذعان داشت اگر استونویلا تحت هدایت اونای امری در این تورنمنت حاضر بود، به سبک بازی پرتغال گرهای کور میزد.
با این حال اما اگر تیم پرتغال صاحب توپ به یک سوم جلوی زمین برسد، نمیتوان از تمایل بازیکنان برای ارسال توپ به درون محوطه جریمه و گشودن دروازه حریف از مسیر ارسال بلند یا پاس کاتبک صرفنظر کرد.
در چنین سناریویی خواهد بود که رونالدو را در نقش یک مهاجم تمامکننده شماره 9 خواهیم دید. همزمان، حضور لیائو در کناره میدان تمرکز مدافعان تیم حریف از حضور در محوطه جریمه را گرفته و به بازی تیم مقابل در فاز تدافعی عرض میدهد که همین مهم، آزادی عمل رونالدو در محوطه جریمه یا برونو پشت آن را بیشتر خواهد کرد.


در برخی صحنهها میتوان در این فاز از بازی مشاهده کرد که پرتغال بالغ بر 5 بازیکن مهاجم در محوطه جریمه تیم حریف یا پشت آن دارد که جملگی به انتظار دریافت توپ هستند. حملهای همه جانبه برای ضربه زدن به حریفی که اگر اجازه دهد پرتغالیها صاحب توپ به یک سوم تدافعیاش وارد شوند، یک دردسر خواهد داشت و اگر این اجازه را ندهد، در صورت فرار بازیکنان از تله آفساید، مهاجمان خطرناک تیم را در موقعیت تک به تک با دروازهبان میبیند که خود دردسر بزرگتری است.
استراتژی تیم در فاز تدافعی
پرتغال علاوه بر تماشای صاحب توپ بودنش، در فاز تدافعی هم تیمی جذاب به نظر میرسد. تیمی که تحت هدایت مارتینس، تبدیل به یک ماشین پرسینگ شده که اجزایش به طور آرام و منظم کار میکنند. تیم حریف برای کنار آمدن با پرس سنگین پرتغالیها، چارهای جز بالا آمدن سنگربانش ندارد و هر زمان تیمِ مارتینس تصمیم به تغییر موقعیت از «پرسینگ» به «ایجاد فشار» بدهد، فاز تدافعی تیم حریف به شدت آسیبپذیر نشان خواهد داد.
در این میان، رونالدو هم در عین تجربه، وظایف تدافعیاش را واضح میداند و هرگز در عملکرد تیم در فاز دفاعی نقص ایجاد نمیکند. دونده، خونسرد، مایل به گلزنی و حتی ارسال پاس گل، تحت هدایت مارتینس از کریستیانو رونالدو یک غولِ رامنشدنی اما مطیع و فرمانبردار ساخته است.


با حضور رونالدو، پرتغال در لحظه میتواند نسبت به تبدیل پرس 4/3 یا میدبلاک به «های پرس» تغییر استراتژی داده و با حبس کردن مدافعان و دروازهبان تیم حریف، شانس ایجاد خطر با تغییر فاز به انتقال به دنبال بازپس گیری مالکیت توپ را از آنها بگیرد.
استراتژی تیم در فاز انتقال
دیگر هنرِ پرتغال مارتینس در ایجاد «انتقال مصنوعی» خلاصه میشود؛ ایجاد فشار با تعداد بالای مهاجمان، درگیر کردن مدافعان تیم حریف و صدالبته عدم تمایل مثالزدنی نسبت به بازپسگیری سریع توپ.با ایجاد انتقال مصنوعی، تیمِ مارتینس این شانس را به خط دفاعیاش میدهد که به خوبی سر و سامان گرفته و با استفاده از این حربه، تیم حریف را در بیلدآپ دچار مشکل کند.

با نگاهی به دیدار مقابل بوسنی، میتوان متوجه شد که پرتغال در فاز تدافعی و زمانی که تیم حریف به مقدار قابل توجهی از یک سوم تدافعی خود فاصله میگیرد، وظیفه شرکت در کار تدافعی از رونالدو در نیمه زمین خودی سلب میشود اما این بدان معنا نیست که همزمان رونالدو هیچ وظیفهای در میدان ندارد.
کریستیانو اجازه بیش از حد بالا آمدن را به تیم حریف نداده و از ایجاد فشار مضاعف بر همتیمیهایش جلوگیری میکند. در این میان، مهم نیست لیائو در پست مهاجم سمت چپ به میدان رفته؛ او پاس اشتباه حریف را صاحب شده، سریعاً تیم را به فاز انتقال وارد میکند و با استفاده از نیمفضای ایجاد شده در سمت راست فاز تهاجمی، ضدحملهای را ترتیب میدهد.

تیم ناگهان به لطف همین استراتژی در موقعیت تهاجمی 4 به 4 یا بهتر قرار گرفته و سرعت مهاجمان تیم، فضایی قابل توجه به آنها میدهد. بنا به حضور تیم حریف در حمله، شانس یارگیری نفر به نفر از مدافعان تیم حریف گرفته شده و میتوان فضای میان خطوط تیم حریف و آزادی عمل مهاجمان تیم به لطف جای ماندن هافبکها را در این میان برجسته کرد.
به عبارت دقیق، پرتغال در فاز تدافعی ترجیح میدهد با در اختیار داشتن تعداد نفرات بیشتر از حریف پشت توپ دفاع کند و هر لحظه بدون توجه به موقعیت توپ در زمین بازی، پرتغال تا 5 نفر را میان توپ و دروازهاش دارد. حتی اگر فاز اول «کانترپرس» با شکست مواجه شود، این تیم فضا و زمان مناسب برای ورود به فاز دوم را در اختیار دارد.

بنابراین به تاخیر افتادن حمله حریفان، همان نکتهای بوده که به پرتغال در دور مقدماتی شانس در اختیار گرفتن برترین خط حمله مسابقات و بهترین خط دفاعی با تنها 2 گل خورده را داده است. هرچند این تیم در گروهی نهچندان دشوار قرار داشت.
در همین به تاخیر افتادن است که حتی مهاجمان جا مانده از فاز اول دفاع، فرصت مناسب برای بازگشتن به پشت توپ و مشارکت دوباره در وظایف دفاعی را به دست میآورند.

دیدار مقابل بوسنی، همان مجالی است که میتوان تیم مارتینس را به درستی قضاوت کرد. در آن دیدار بدون توجه به نتیجه، حتی زمانی که مالکیت توپ از دست رفته و بازیکنان پرشماری در نزدیکی توپ همزمان با ضد حمله تیم حریف در نزدیکی بازیکن صاحب توپ حریف قرار دارند، درحالی که با ارسال یک پاس دقیق میتوان آن بازیکنان را از جریان بازی خارج کرد، باز هم تیم پرتغال به قدری بیمحابا حمله نکرده که شانس برتری عددی را به تیم حریف در موقعیت ضد حمله بدهد.
تیم ملی پرتغال با به دست فراموشی سپردن دوران سانتوش به خصوص در جامجهانی 2022، برای حضور در یورو 2024 در بهترین حالت ممکن آماده شده و در این تیم، کریس رونالدو هرگز چهرهای بازنده ندارد!

حالِ او در ترکیب تیم بهعنوان کاپیتان خوب است و هنر بازی گرفتن از کریستیانو را این سرمربی اسپانیایی از بر است. در تیمی هم که کریستیانو رونالدو خوشحال است، هرگز نمیتوان آن را از جمع مدعیان نادیده گرفت.
پرتغالی که با حضور رونالدو و حامیانش بیرحم در خط حمله است اما صلابت خط دفاعی را هم از دست نداده، بهعنوان تیمی که فرانسه در فینال یورو 2016 را 120 دقیقه از گلزنی ناکام گذاشت، برای تکرار دستاوردهایش به رهبری پالینیا در خط دفاع، در آلمان هیچ کم ندارد. یک تیم متعادل در زمین که علاوه بر حضور در قامت یک مدعی، جذابیتهای فنی بسیاری هم برای تماشای 90 دقیقه دیدارهایش به مخاطب میدهد.
* امیرعباس زمانیان

