football360 logo
360-club-icon
360-club
360-camera

چهره روز هفتم؛ شروع متفاوت داستان کالافیوری

01 تیر 1403 ساعت 16:0626 نظر
ستاره خط دفاعی تیم ملی ایتالیا شروع داستانی پر از پیچ و خمی در پیراهن تیم ملی داشت.

به گزارش فوتبال 360، انگلیس بی‌رمق متوقف شد، ساوت‌گیت تحت فشار قرار گرفت، کین نا امیدانه از زمین بیرون رفت، اسلوونی و صربستان تمام منازعات سیاسی را به میدان فوتبال و یورو 2024 آوردند و در روز هفتم رقابت‌های جام ملت‌های اروپا با انواع و اقسام چهره‌های برجسته از شاد و هیجان‌زده تا غمگین و متفکر روبه‌رو شدیم. با این حال تاریخ فوتبال، تاریخی که روایتی از یک خط دفاعی به درازای داستان مستطیل سبز دارد، ما را به سوی نبردی لاتین می‌کشاند. آنها که می‌خواستند جای آرژانتین و برزیل را در قاره سبز پر کنند، برای چندمین بار در ادوار اخیر یورو با یکدیگر دست به گریبان شدند. به گلزن‌کرشن و ولتینز آرنا می‌رویم. آنجا که تیم مدعی و پر ستاره اسپانیا با سرمربی خوش‌فکر و امیدوار کننده‌اش و با بهره‌مندی از جوانانی که گویا سال‌هاست چمن‌های فوتبالی را در نوردیده و با تجربه به آلمان آمده‌اند به مصاف ایتالیایی رفته بود که سرمربی‌اش پیش از مسابقه برای دوران اسطوره‌ها و ستاره‌های بزرگ ابراز دل‌تنگی می‌کرد. ابراز دل‌تنگی اسپالتی نشان می‌داد که ایتالیا در زمین قرار است چه دردی را در سینه داشته باشد. با این همه حتی آتزوری هم چهره برجسته روز هفتم بازی‌ها نیست. این چهره را در ترکیب این تیم جستجو می‌کنیم. وارث درخشان صخره‌های بتنی خط دفاع ایتالیا قرار بود ستاره تیمش باشد و برای اسپالتی رفع دل‌تنگی کند. کالافیوری قرار بود بارزی یا مالدینی باشد که رسیدن به دروازه تیمش را برای رقیب تبدیل به یک رویای ممنوعه می‌کند. او با سیمای کاملا ایتالیایی‌اش قرار بود نستا و کاناواروی جدید نام بگیرد که صخره‌ای بتنی در خط دفاعی ایجاد می‌کند. کالافیوری می‌خواست جای خالی بونوچی و کیلینی را در ترکیب تیم ملی کشورش پر کند و با این کوله‌بار سنگین مسئولیت و امید و رویا در نهایت ایتالیا باخت؛ آن هم با گل به خودی کالافیوری! چهره‌ای برجسته‌تر از این چهره شکست خورده و مغموم در روز هفتم رقابت‌های یورو 2024 سراغ نداریم!

مسئولیت‌های سنگین

سابقه الساندرو باستونی در تیم ملی از او بیشتر است. باستونی حتی به لحاظ فنی هم از کالافیوری در سطحی بالاتر ارزیابی می‌شود. با این حال ایتالیایی‌ها همه چیزشان را از ستاره تیم بولونیا می‌خواهند. آنها او را شبیه به نستا و کاناوارو و مالدینی می‌بینند و از او می‌خواهند که جای بونوچی و کیلینی را پر کند. ریکاردو کالافیوری با بار سنگینی از مسئولیت‌ها به آلمان آمده است. این ستاره حتی به لحاظ ظاهری هم بیش از سایر هم‌تیمی‌ها تداعی اسطوره‌های آتزوری را می‌کند. اوست که باید دید وسیعی داشته باشد، اوست که مجبور است هم در دفاع و هم در حملات شرکت کند، کالافیوری باید به میانه میدان بیاید و در بازی‌سازی هم همکاری داشته باشد و اوست که باید راه هر توپی را به سمت دروازه تیم ملی کشورش مسدود کند. این بار سنگین مسئولیت‌ها را بگذارید کنار رویارویی با خط حمله پویا، پر از انرژی، پیچیده و آماده‌ای مثل خط حمله اسپانیا تا به عمق سختی کار مدافع تیم اسپالتی پی ببرید. او گل به خودی زد، با عنوان ستاره اول تیم تبدیل به متهم اول باخت تیم ملی کشورش شد و چهره مغموم بازی شب گذشته نام گرفت؛ اما کسی نپرسید که این شکست زیر چه باری از مسئولیت رقم خورد! ایتالیایی‌هایی که باجو را بخاطر از دست دادن پنالتی فینال جام جهانی بخشیدند، یقینا برای بخشیدن گل به خودی کالافیوری هم سخت نمی‌گیرند؛ اما اگر کمی هم از رگ و ریشه امثال روبرتو باجو در خون این مدافع ایتالیایی باشد، خودش را تا جبران کامل این خسارت بزرگ نخواهد بخشید.

لحظه تلخ واقعه

اسپانیا از چپ با ویلیامز و حرکات سریع و بدیع ساق‌هایش، ماتادورها از راست با یامال و تکنیکی که فقط یک لیونل مسی دیگر را تداعی می‌کرد و تیم دلافوئنته از پشت محوطه جریمه با شلیک‌های ستاره‌هایش نظیر رودری و فابیان هجومی بی‌سابقه را به ارکان امپراتوری خط دفاعی ایتالیا در پیش گرفته بود. صخره‌ها و ستون‌ها و برج‌های نگهبانی پشت سر هم فرو می‌ریختند. با این حال هنوز کسی جسارت عبور از کالافیوری را نداشت. او آخرین سنگر دوناروما درون دروازه بود. روز سخت دروازه‌بان تیم ملی ایتالیا با نگاه به یک هم‌تیمی شبیه به اسطوره‌های تاریخ خط دفاع تیم ملی می‌گذشت و این تنها قوت قلب جان‌لوییجی دوم دروازه آتزوری بود. از همه حتی از باستونی هم انتظار اشتباه داشت و از کالافیوری نداشت. حملات اسپانیا نمی‌توانست مقصدی به جز باز کردن دروازه ایتالیا داشته باشد. آنها تقریبا داشتند باور می‌کردند که قرار است دستکم یک گل از این حریف آماده دریافت کنند؛ اما تصور هم نمی‌کردند که مقصر اصلی این گل چه کسی خواهد بود.

یک ارسال تند و تیز توپ را در عرض خط دفاعی آتزوری به حرکت انداخت، این توپ برای گشودن دروازه دوناروما به یک اشاره احتیاج داشت. اشاره‌ای که حضور کالافیوری و باستونی جسارت آن را از ستاره‌های ماتادورها گرفته بود. کسی که قرار بود قهرمان داستان باشد، ناگهان بر علیه لشکر خودی شمشیر کشید. آشیل بود که بر علیه هم‌نژادان خودش زره بسته بود. اسب تروا بود که دژهای مستحکم یک امپراتوری را پشت سر گذاشته و وارد حریم خصوصی یک ملت شده بود. کالافیوری و توپی که با اصابت به پایش وارد دروازه دوناروما شد، رنگ و بویی از همه حماسه‌های غمگین روم باستان داشت. سکونشینانی که تمام طول بازی فریاد ایتالیا ایتالیای آنها قطع نمیشد، شاید آرزو می‌کردند تیمشان بازی را ببازد؛ اما مقصر این باخت کالافیوری نباشد. آنها انتظار تولد یک صخره بتنی جدید در خط دفاعی را می‌کشیدند و این تولد قرار بود در مواجهه با رقیبی مثل اسپانیا مراحل کنترل کیفی را با موفقیت پشت سر بگذارد. با این حال روز تولد این صخره و این ستون منسجم با فرو ریختن آن و گل به خودی تمام شد تا اسپالتی بیش از مصاحبه قبل از بازی‌اش دل‌تنگ دوران اسطوره‌ها شود و دوناروما هم بفهمد که در چارجوب دروازه تیم ملی خیلی تنهاست! واقعه‌ای تلخ‌تر از باخت نصیب تاریخ آتزوری شد. به تلخی نگرانی برای کسی که می‌خواست دوران جدید خط دفاعی ایتالیا را بنویسد.

عبور از این چهره

وقتی هنوز خاطره‌ای برای مرور کردن نداریم، ساختن هر چهره‌ای در مسیری منطقی و درست قرار می‌گیرد و همه چیز برای اولین بار ثبت می‌شود و در یادها می‌ماند. صفحه‌های اول یک دفتر نقاشی معمولا با ظرافت و دقت بیشتری آراسته می‌شوند. صفحه اول دفتر نقاشی کالافیوری در تیم ملی کشورش اما با یک خط خطی غم‌انگیز پر شد. چهره برجسته روز هفتم رقابت‌های یورو 2024 در حقیقت می‌بایست این چهره را بخاطر مقاومت جانانه‌اش در برابر حملات حریف مدعی می‌ساخت؛ اما چهره او با غم و اندوه و شکست به تصویر در آمد تا شاید برای بعد از این شاهد تلاش بیشتر ریکاردو کالافیوری به منظور به فراموشی سپردن آن لحظه تلخ باشیم. داستان او مثل مالدینی، بارزی، نستا، کاناوارو و بونوچی نوشته نشد. داستان او یک سریال پر از اتفاقات متداول و قهرمانی محض نبود. رمان کالافیوری در پیراهن تاریخی آتزوری با گرهی پیچیده آغاز شده است. گرهی که اگر کالافیوری با جبران از دست رفته‌ها آن را باز کند و باز هم قهرمان مورد انتظار تیمش نام بگیرد، می‌تواند داستانش را حتی خواندنی‌تر از بسیاری از اسطوره‌ها نشان دهد. آنها همیشه خوب بودند؛ اما این ستون جدید دیوار دفاعی لاجوردی‌پوشان باید از خوب هم بهتر باشد تا بد بودن شب گذشته‌اش را به فراموشی بسپارد. تا این بار اگر خواستیم او را به عنوان چهره برجسته یک روز از یک رقابت بزرگ بنامیم، با قدرت بنویسیم؛ کالافیوری همه چیز را جبران کرد و با شادی و شکوه چهره برجسته روز رقابت‌ها بود.


*حسین سعیدی نیکو


برچسب‌ها

Loading...
Loading...
Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...