football360 logo
360-club-icon
360-club
360-camera

36 سال از تنها قهرمانی تاریخ هلند گذشت؛ جهانِ نارنجیِ من!

05 تیر 1403 ساعت 20:1314 نظر
روز 25 ژوئن، یادآور تنها قهرمانی هلند در جام ملت‌های اروپا 1988 است.
به گزارش فوتبال 360، هلند در تاریخش 22 تورنمنت معتبر بین‌المللی را از نزدیک تجربه کرده و تفکرات سرمربیان این تیم، تاریخ فوتبال را دستخوش تغییر کرده است اما تیمی که هرگز ترجیح نداده نتیجه‌گرا بازی کند، به جز یک قهرمانی جام ملت‌های اروپا و 3 نایب قهرمانی جام‌جهانی، هیچ افتخاری در تاریخش به چنگ نیاورده است.
تنها قهرمانی معتبر تاریخ هلند، سال 1988 به میزبانی آلمان به دست آمده و لاله‌های نارنجی روز 25 ژوئن 1988، برای اولین و آخرین بار در تاریخشان جام قهرمانی مسابقات را بالای سر بردند.
دومین تجربه میشل روی نیمکت
هلند با رینوس میشل که برای دومین مرتبه به نیمکت هلند بازگشته بود در نخستین دیدار مسابقات مقابل اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفت. استادیوم مملو از جمعیت هلندی بود و آنها تیمشان را یکی از شانس‌های اصلی قهرمانی می‌دانستند.
شاگردان والری لوبانوفسکی اما در حضور هواداران پر شور رقیب  اهل تسلیم شدن نبودند. او با دینامو کیف در جام در جام اروپا 1986، قاره سبز را انگشت به دهان گذاشته بود و هیچ کس بازی تیم تحت هدایتش را باور نمی‌کرد. در این بازی، سرمربی روس‌ها تاکتیک متفاوت و بدیعی را برای مهار ستارگان هلندی زیر نظر رینوس میشل اتخاذ کرد.
او به جای فرو رفتن در فاز تدافعی، جنگ اصلی را به میانه میدان کشید و خط ‌هافبک لاله‌های نارنجی را از کار انداخت تا آنها به اجبار به استفاده از توپ‌های بلند روی بیاورند؛ سیستمی ‌کاملاً دور از انتظار و غریبه برای فوتبال هلند!

رینات داسایف روی خط دروازه شوروی، یاد و خاطره لو یاشین را زنده کرد. چندین مهار تاثیرگذار، باعث شد اتحاد جماهیر شوروی با از کار انداختن هلندی‌ها در نیمه اول، تنها 7 دقیقه پس از آغاز نیمه دوم توسط واسيلي راتس با همکاری ایگور بلانوف، دروازه هلند را باز کند؛ یک زوج طلایی در تاریخ اتحاد جماهیر شوروی که درخشش خیره کننده‌شان، هر هوادار فوتبال را انگشت به دهان می‌گذاشت.
ضد تاکتیک و دیگر هیچ!
پس از دریافت گل، رینوس میشل با بیرون کشیدن جرالد فاننبورگ جوان از خط ‌هافبک و وارد کردن مارکو فان باستن به زمین، سعی کرد با افزایش بار تهاجمی ‌تیمش، گره از کار هلند باز کند اما ثمره این تصمیم تنها یک مرتبه به لرزه انداختن تیر دروازه شوروی بود.
حتی یان بوسمان که کولاک دور مقدماتی‌اش لرزه به تن حریفان می‌انداخت، کاری از پیش نبرد. دروازه رینات داسایف باز شدنی نبود. بازی با همان نتیجه به پایان رسید تا ورزشگاه مونگرسدورفر کلن، شاهد پیروزی یک بر صفر اتحاد جماهیر شوروی پس از یک فوتبال ضد تاکتیکی و تخریبی تمام عیار بر هلند باشد.
روزی که «سه‌شیر»، مقهور درخشش فان‌باستن بودند
هلند در دومین دیدار از سد انگلیس گذشت و با هت‌تریک مارکو فان‌باستن، شاگردان بابی رابسون، پیش از روز پایانی شانس رسیدن به نیمه‌نهایی را از دست داده و بدون امتیاز، در قعر جدول قرار گرفتند. هلند در واپسین دیدار دور گروهی، موفق شد بر جمهوری ایرلند غلبه کند و حریف آلمان غربی میزبان در نیمه‌نهایی شد.
در سطح قاره اروپا، تیم‌های بسیاری رقیب یکدیگر بوده و بازی‌های ملی از این قاعده مستثنی نیستند. تیم‌های رقیب، از رقابت با یکدیگر لذت می‌برند اما آلمان، رقیبِ هلند نبود. لاله‌های نارنجی نمی‌توانستند آلمانی‌ها را جز با لفظ «دشمن» صدا بزنند.

آلمان‌ها، دشمنِ هلند بودند. مصاف کردن با دشمن نه اما شکست دادنش، لذتی ابدی را به همراه دارد. همه چیز در «آلمان هراسی» خلاصه می‌شود؛ در ۵ سال اشغال هلند توسط آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، بمباران روتردام، پناه بردن خاندان سلطنتی به لندن و سپس کانادا، دستبرد دولت آلمان نازی به منابع کشور، قتل عام یهودیان مقیم هلند، کشته شدن بیش از 250 هزار نفر از مردمان این کشور و حتی توقیف دوچرخه مردمان داچ به جهت استفاده سربازان  نیروهای محور در جنگ‌جهانی دوم.
دوچرخه‌هایمان را پس می‌گیریم
بغض فرو خفته در سال‌های جنگ و نکبت، مردمان این سرزمین را از ژرمن‌ها متنفر می‌کرد. از هرچه هویت آلمانی داشت؛ حتی فوتبال و مانشافت! در این میان، فینال جام‌جهانی 1974 همچون نفتی بود بر شعله‌های آتشِ این نفرت. دیداری که در آن طلایی‌ترین نسل هلند، مغلوب آلمان غربی شد و دستش از رسیدن به جام کوتاه ماند.
هلند 1974، بهترین تیم جهان نام داشت و به نظر، این حجم از نفرت آن سال‌ها در میان بازیکنان وجود نداشت. یوهان کرتیف و بکن باوئر، یکدیگر را رفقای صمیمی صدا می‌زدند اما جنس این مسابقه فرق می‌کرد. به سبب شایعه پراکنی‌های نشریه آلمانی بیلد، یوهان کرایف پس از شکست در فینال جام‌جهانی 1974، تصمیم گرفت در جام‌جهانی 1978 شرکت نکند و نتیجه، شکست دوباره هلندی‌ها در فینال جام‌جهانی، این بار مقابل آرژانتین بود. نفرت هلندی‌ها از آلمان، در بیشترین حد ممکن به نظر می‌رسید.
همه چیز برای انتقام مهیا بود. لاله‌های نارنجی مقابل ژرمن‌ها. آیا می‌شد با پیروزی در زمین فوتبال، انتقام سال‌های تاریک جنگ را گرفت؟ آیا مردمِ هلند با پیروزی تیمشان مقابل آلمان غربی، روزهای سخت اشغال را از یاد می‌بردند؟ پر واضح بود این مساله دور از تصور است اما با پیروزی هلند، دردهای مردم این کشور، کمی تسکین می‌یافت. بازیکنان هلند در زمین، ارتشی را به یاد می‌آوردند که برای شکست ورماخت، هم قسم شد و این بار نهضت مقاومت هلند، لباسی به رنگ نارنجی بر تن داشت.
انتقام سال‌های جنگ و نکبت
لاله‌های نارنجی با آن پیش زمینه نفرت‌انگیز در یک طرف میدان بودند و آلمان غربی با فرانتس بکن باوئر در لباس سرمربیگری، به دنبال نگه داشتن جام در خانه. حس انتقام، در سلول‌های بدن تک تک بازیکنان وجود داشت. ‌هانس فن بروکلن، آن شکستِ فینال جام‌جهانی مقابل آلمان غربی را در 18 سالگی‌اش به خاطر می‌آورد: «نمی‌خواستم دیگر باخت مقابل آلمان را تجربه کنم. باخت در فینال با لباس نارنجی، تجربه بسیار بدی بود. هنوز گریه‌هایم پس از شکست را به خاطر دارم. تیم هم چنین احساسی داشت. ما باید آنها را شکست می‌دادیم.»

به نظر می‌رسید برنده این دیدار، در وقت‌های اضافی مشخص خواهد شد. ناگهان 2 دقیقه مانده به پایان وقت قانونی، یان ووترس در یک نگاه، فضای خالی پشت مدافعان آلمان را تشخیص داد و توپ را به مارکو فان باستن رساند. فان باستن، بهتر از آن بود که در به ثمر نشاندن چنین توپی، ناموفق عمل کند.
توی دروازه... گل دوم در واپسین لحظات دیدار، یک پایان دراماتیک، فریاد شادی از قلب آمستردام، انفجار ورزشگاه و تمام. هلند پس از 48 سال، سرانجام انتقام روزهای تاریک را گرفته بود. دیگر یادآوری باخت در فینال جام‌جهانی، کسی را آزرده خاطر نمی‌کرد. نهضت مقاومت، این بار نه در هلند بلکه در خاک آلمان در خانه ژرمن‌ها به پیروزی رسید و عدالت به تعریف امروزی، به شکل غیر قابل باوری به اجرا رسید‌.
جشن انتقام 9 میلیون نفری
به دنبال این تاریخ‌سازی، بیش از 9 میلیون هلندی برای جشن گرفتن به خیابان‌ها ریختند که بزرگترین گردهمایی تاریخ، پس از جنگ جهانی دوم در این کشور بود. مردم هلند فریاد می‌زدند: «سرانجام دوچرخه‌هایمان را پس گرفتیم!»
اهمیت پیروزی مقابل آلمان برای جامعه هلند، آنقدر زیاد بود که کتاب شعری در وصف این مسابقه به چاپ رسید و مجموعه‌ای از شاعران بلند آوازه این کشور به همراه بازیکنان، اشعارشان در وصف شکست آلمان را سرودند.

هلندی‌ها در بهترین لحظه فوتبالی‌شان، دوست داشتند در میدان لایدشپلاین آمستردام باشند؛ در کنار هم‌وطنان‌شان. هرچه  بود، لاله‌های نارنجی نمی‌توانستند به خوبی در آلمان غربی جشن بگیرند. پس از بازی، رودی فولر گفت: «تا اندازه‌ای بازیکنان هلند را به عرش رسانده‌اید که گویی آنها از سیاره‌ای دیگر می‌آیند! فوتبال پیروزی و شکست را با هم دارد!»
لاله‌های نارنجی اما نه از سیاره‌ای دیگر، بلکه از کشوری دیگر آمدند؛ از کشور همسایه؛ همان کشوری که در سال 1940، قربانیِ ناخواسته جنگ جهانی لقب گرفته بود.
25 ژوئن 1988، الیمپیا اشتادیون مونیخ
ظهر داغ تابستانی بیست و پنجم ژوئن، الیمپیا اشتادیون مونیخ، میزبان اتحاد جماهیر شوروی و هلند بود. لاله‌های نارنجی اولین فینال اروپایی‌شان را تجربه می‌کردند اما این چهارمین حضور روس‌ها در فینال جام ملت‌های اروپا بود. آنها پس 16 سال، دوباره به دیدار نهایی رسیده و هرگز به اندازه هلندی‌ها با این مرحله غریبه نبودند.

دقیقه 30، یک ضربه کرنر از اروین کومان به درون محوطه جریمه، باعث شد بازیکنان اتحاد جماهیر شوروی ضربه را ناقص دفع کنند و مدافعان برای تدارک ضدحمله، شاید هم آفسایدگیری، به سمت دروازه حریف هجوم ببرند. محوطه جریمه، ناگهان در چشم بر هم زدنی خالی شده و در کمال بدشانسی، توپ دوباره به کومان رسیده بود. ارسال به سمت مخالف محوطه، پاس فان باستن با سر به رود گولیت و بدون مزاحم، ضربه‌ای که قدرتش دست کمی ‌از یک شوت سهمگین نداشت، از بالای دستان رینات داسایف به طاق دروازه کوبیده شد.
گل دوم، دقیقه 54 از راه رسید. آدری فان تیگلن با یک نگاه، آرنولد مورن را در آخرین بازی ملی‌اش تغذیه کرد. یک سانتر بلند با پای چپ در فاصله 8 متری دیرک دورتر، به مارکو فان باستن رسید.
رود گولیت، رو به روی دروازه بدون یار متقابل مانده و بهترین تصمیم، رساندن توپ به او بود تا دومین گلش را به راحتی وارد دروازه کند اما فان باستن با اعتماد به نفس بسیار بالا، تصمیم گرفت یک ضربه شگفت انگیز والی را از زاویه بسته، خودش به سمت دروازه بزند و در کمال زیبایی، توپ از بالای دست یکی از بهترین دروازه‌بان‌های جهان وارد دروازه شد  و  به تور بوسه زد.
جام نارنجی
باور کردنی نبود اما زیباترین گل تورنمنت به ثمر رسید. هلند با ۲ گل پیش افتاده و اتحاد جماهیر شوروی، خسته‌تر از آن بود که بازی را برگرداند. آلمانی‌های حاضر در استادیوم هم با وجود بر باد رفتن آرزوی قهرمانی‌شان در خانه توسط همین هلند، پس از شاهکار فان باستن به وجد آمده و ایستاده شاگردان رینوس میشل را تشویق کردند.

لاله‌های نارنجی شمارش معکوس دقایق باقی مانده را آغاز کرده بودند و همای سعادت، قصد پر زدن از شانه لاله‌های نارنجی را نداشت. آنها قهرمان شدند و جام در دستان کاپیتان رود گولیت، جا خوش کرد. این جام، نارنجی‌تر از همیشه هوا را می‌شکافت.
هلند پس از  ۲ نایب قهرمانی در جام‌جهانی در اولین تجربه فینال اروپایی، اولین قهرمانی معتبرش را کسب کرد. نارنجی‌ها پس از آنکه با حرف و حدیث بسیار، شانس حضور در دور نهایی دوره گذشته را از دست داده و شاهد حضور اسپانیا در جام ملت‌های اروپا 1984 بودند، این دوره جایی برای اما و اگر باقی نگذاشتند. قهرمانی هلند، یک طلسم‌شکنی تاریخی به حساب می‌آمد.

Loading...
Loading...
Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...