20 سال پس از قهرمانی شگفتیساز یونان در یورو؛ رقص با خدایان در دهان اژدها
14 تیر 1403 ساعت 18:4035 نظر
سال 2004 در چنین روزی یونان شگفتیسازترین داستان قهرمانی اروپایی را با دستان خود نوشت.
به گزارش فوتبال 360، پیش از آغاز رقابتهای یورو 2000، میزبان دوازدهمین دوره از این رقابتها انتخاب شده و پرتغال که در دوره گذشته، رویای حضورش در دیدار فینال را با گل طلایی پر پر شده دید، امید داشت این بار در خانه طلسم قهرمانی را شکسته و خودش را به میهمانی بزرگان فوتبال اروپا دعوت کند.
دیدار افتتاحیه، روز 12 ژوئن به میزبانی استادیوم دراگائو پورتو، بین پرتغال و یونان برگزار شد؛ جایی که گل لحظات پایانی کریستیانو رونالدو، جوان تازه پیوسته به منچستریونایتد برای جلوگیری از شکست مقابل رقیب کافی جلوه نکرد. تیمی که پس از 24 سال به رقابتها بازگشته بود، موفق شد با گلهای یورگوس کاراگونیس و آنگلوس باسیناس، میزبان را مغلوب کند و خیلی زود، اولین شگفتیِ دوازدهمین دوره از جام ملتهای اروپا را به ثبت برساند.
بر خلاف سایر ورزشها، یونان هرگز تیم بزرگی در مستطیل سبز نبود. تا پیش از مسابقات، هیچکس حتی روی صعود یونان هم شرط نمیبست؛ چه برسد به فینالیست شدن این تیم! اگر از لتونی صرف نظر کنیم، یونان کمترین شانس را در میان 16 تیم دور نهایی برای صعود از گروه داشت اما آنها در گروه مرگ، نه تنها مردن را تجربه نکردند، بلکه تا روز پایانی دیدارهای گروه زنده ماندند، بالاتر از روسیه و اسپانیا به یکچهارم نهایی رسیدند، در آن مرحله از سد فرانسه گذشتند و اولین تیم تاریخ رقابتها لقب گرفتند که در یک دوره، هم میزبان را شکست میدادند و هم مدافع عنوان قهرمانی را.
برای اولین بار در تاریخ، دیدار فینال تکراری از دیدار افتتاحیه جام ملتهای اروپا بود و تیمی که این شگفتی را رقم میزد، یونان! روز 4 ژوئیه 2004، فینال مسابقات برگزار شد و طبق معمول، حملات پر دامنه پرتغالیها راهی به دروازه نداشت و انگار این آتنا، الهه نگهبان آتن از دروازه یونان محافظت میکرد.
دیدار افتتاحیه، روز 12 ژوئن به میزبانی استادیوم دراگائو پورتو، بین پرتغال و یونان برگزار شد؛ جایی که گل لحظات پایانی کریستیانو رونالدو، جوان تازه پیوسته به منچستریونایتد برای جلوگیری از شکست مقابل رقیب کافی جلوه نکرد. تیمی که پس از 24 سال به رقابتها بازگشته بود، موفق شد با گلهای یورگوس کاراگونیس و آنگلوس باسیناس، میزبان را مغلوب کند و خیلی زود، اولین شگفتیِ دوازدهمین دوره از جام ملتهای اروپا را به ثبت برساند.
غلبه همزمان بر مدافع عنوان و میزبان
در ادامه مسیر، یونان موفق شد از اسپانیا امتیاز بگیرد و مقابل روسیه به شکست رضایت داد اما به لطف 2 گل زده بیشتر نسبت به اسپانیا در جایگاه بالاتری قرار گرفت تا روانه دور حذفی مسابقات شود. این تیم فرانسه، مدافع عنوان قهرمانی و جمهوری چک را هم در ادامه مسابقات با تنها یک گل اختلاف و به عملگراترین شکل ممکن از پیش روی برداشت تا راهی دیدار فینال و دوباره حریف پرتغال شود.بر خلاف سایر ورزشها، یونان هرگز تیم بزرگی در مستطیل سبز نبود. تا پیش از مسابقات، هیچکس حتی روی صعود یونان هم شرط نمیبست؛ چه برسد به فینالیست شدن این تیم! اگر از لتونی صرف نظر کنیم، یونان کمترین شانس را در میان 16 تیم دور نهایی برای صعود از گروه داشت اما آنها در گروه مرگ، نه تنها مردن را تجربه نکردند، بلکه تا روز پایانی دیدارهای گروه زنده ماندند، بالاتر از روسیه و اسپانیا به یکچهارم نهایی رسیدند، در آن مرحله از سد فرانسه گذشتند و اولین تیم تاریخ رقابتها لقب گرفتند که در یک دوره، هم میزبان را شکست میدادند و هم مدافع عنوان قهرمانی را.
تاریخسازِ خاطرهساز
نسل پیشین 24 سال قبل، در اولین و آخرین حضور یونان، تنها تساوی و کسب امتیاز تاریخ این تیم را در جام ملتهای اروپا 1980 رقم زده بود اما نسل جدید، فراتر از انتظارات ظاهر شد. آنها به فینال رسیده بودند و تا نوشتن تاریخ به دستانشان تنها یک قدم فاصله داشتند. یک قدمی که اگر آن را با موفقیت طی میکردند «تاریخ ساز» و در غیر این صورت، «خاطره ساز» میشدند.برای اولین بار در تاریخ، دیدار فینال تکراری از دیدار افتتاحیه جام ملتهای اروپا بود و تیمی که این شگفتی را رقم میزد، یونان! روز 4 ژوئیه 2004، فینال مسابقات برگزار شد و طبق معمول، حملات پر دامنه پرتغالیها راهی به دروازه نداشت و انگار این آتنا، الهه نگهبان آتن از دروازه یونان محافظت میکرد.
توقف زمان در ثانیه 3420
دقیقه 57، آنگلوس باسیناس برای ارسال ضربه کرنر پشت توپ رفت و کاریستئاس بر خلاف جریان بازی با یک ضربه سر دروازه رایکاردو را فرو ریخت. قابل پیشبینی بود فشار پرتغال در برابر دفاع چند لایه «اثنیکی» به ثمر ننشیند. گویی فورتونا، اقبالِ بلندِ یونان را در آسمانها نوشته بود و زئوس، نمیخواست مدالی به جز رنگ طلا، بر گردن مردمان سرزمینش آویخته شود.
سوت پایان دیدار! به همین سادگی... سفر غیرممکن، به بهترین شکل ممکن پایان یافت. یونان، بدون حتی یک گلِ خورده در مسابقات دور حذفی، قهرمان یورو 2004 لقب گرفته بود و هیچکس این را باورش نمیشد. هیچکس باورش نمیشد کاغذ رنگیهای آبی، جایگزین کاغذ رنگیهای قرمز و سبز در جشن قهرمانیِ لیسبون شدهاند. چشمهای خیره آنتونیوس نیکوپولیدیس، خوابیده روی چمن، دستان سنگربان روی سرش، حلقه شادی بازیکنان، لذت قدم برداشتن روی ابرها، قهرمانی یونان، همه و همه را هیچکس باورش نمیشد!
معجزه به دستان ریهاگل
سرمربی این تیم، اوتو ریهاگل آلمانی بود. مردی که گویی معجزات را به دنبال خود میکشید و روی نیمکت یونان، برای چتدمین بار معجزه را معنا میکرد. در تاریخ بوندسلیگا، تنها یک مرتبه سابقه داشته یک تیم در همان فصل نخست صعود به بالاترین سطح فوتبال کشور در نهایت عنوان قهرمانی را به نام خود بزند. نقش اول این افسانه کسی نبود جز آقای ریهاگل!آقای ریهاگل بهار 1996 از هدایت بایرنمونیخ برکنار شده بود و تا پیش از فرا رسیدن تابستان 1998 انتقامش از باواریاییها را گرفت و در فوتبال آلمان، تاریخساز نام گرفت. او تیم شگفتیساز را تا جمع 8 تیم برتر لیگ قهرمانان اروپا هدایت کرد و قهرمانیاش با یونان در جام ملتهای اروپا، وقتی هیچکس انتظار این شگفتی بزرگ را نمیکشید، نام ریهاگل را در تاریخ فوتبال برجستهتر از قبل حکاکی کرد.
اوتوکراسیِ اوتو
اوتو پس از جانشینیِ واسیلیوس دانیل روی نیمکت تیم ملی یونان و به دنبال عدم موفقیت در رسیدن به جامجهانی 2002، با تغییر نسل سازمانیافته و دعوت از دستیاران جدید، مسئولیت تمام و کمال نتایج تیم را پذیرفت و در نهایت به تیمی که تنها یک مرتبه جواز حضور در جامجهانی را کسب کرده بود، جام قهرمانی اروپا را پیشکش کرد.او اگرچه همزمان با هدایت یونان، تیم را با عملکردی تدافعی روانه میدان میکرد و انتقادات بسیاری را به سبک بازی تیمش میپذیرفت اما در نهایت پاسخی جز «هر تیم با تکیه بر امکاناتش، چگونه به میدان رفتن را انتخاب میکند» به انتقادها نداشت و یادآوری میکرد وردربرمنِ قهرمان تحت هدایت او، چه سبک بازی تهاجمی و چشمنوازی را به سبب بهرهمندی از بازیکنانی با پتانسیل متفاوت به نمایش میگذاشت.

ریهاگل پس از رد پیشنهاد فدراسیون فوتبال آلمان برای جانشینی رودی فولر تا پایان جامجهانی 2010 روی نیمکت یونان باقی ماند و پس از رساندن تیم به جامجهانی برای دومین بار در تاریخش، نخستین پیروزی تاریخ در بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان را هم به اثنیکی هدیه داد.
اوتو ریهاگل، سرمربی آلمانیِ یونان در یورو 2004، تنها سرمربی در تاریخ این تورنمنت است که تیمی به جز تیمِ کشورِ خودش را به قهرمانی این رقابتها رسانده. همه تیمهای قهرمان به جز یونان، سرمربیانی بومی داشتهاند.
آن قهرمانِ باهوش
سفر ریهاگل در یونان، کم از افسانه جاودان «اودیسه» هومر و سرگذشت قهرمانش در جنگ تروا نداشت که پیشگام شعر حماسی یونان، شاهکارش را با این جمله آغاز میکند: «ای موسه (پریان اساطیری یونان هستند که ذوق و قریحه شاعرانه را به هنرمندان الهام میبخشند و مقامشان از خدایگان المپ نشین پایینتر است)! از آن قهرمان باهوش که به دور دستها سفر کرد، برایم تعریف کن!»یونانِ ریهاگل از همان ابتدا رویای بزرگی در سر میپروراند و خیلی زود به تفکرات سرمربی آلمانی خو گرفت. نباید فراموش کرد اگر هنر دیوید بکام و تبدیل ضربه کاشته اعجابانگیز به گل در واپسین دقایق دیدار نبود، آنها در بازی به میزبانی اولدترافورد، فاصلهای تا جلوگیری از صعود مستقیم انگلیس به جامجهانی نداشتند!
یگانه در تاریخ
اثنیکی کارشان در دور مقدماتی را با 2 شکست متوالی آغاز کردند اما در نهایت به لطف شکستناپذیری در ادامه مسیر و بر جای گذاشتن رکورد صددرصد پیروزی در 6 دیدار پایانی از جمله کسب 3 امتیاز مقابل اسپانیا به میزبانی ساراگوسا، سهمیه صعود مستقیم به دور نهایی را کسب کردند.دستیار اول ریهاگل در مسیر فتح اروپا، یوآنیس توپالیدیس بود. او علاوه بر تجربه کافی از فوتبال آلمان و همراهی ریهاگل، به خوبی از فرهنگ فوتبال یونان اطلاع داشت تا به بهترین شکل ممکن پیوند میان بازیکنان و کادرفنی تیم ملی یونان را برقرار کند. او درباره تاریخسازی یونان گفت: «وقتی تیم ملی فرانسه را با حضور ستارگانی نظیر زیدان و آنری شکست دادیم، خودباوری تیم به اوج رسید و باید بگویم همانجا میدانستم هیچ برای قهرمانی کم نخواهیم داشت. این اتفاقی است که تنها یک بار در طول تاریخ قابلیت اتفاق افتادن خواهد داشت و ما این رویا را به سرانجام رسانده و از رخ دادنش لذت بردیم.»

