بازخوانی بزرگترین اتفاق تاریخ میزبان یورو؛ آلمان، بالاتر از همه
به گزارش فوتبال 360، آلمان در سال صفر است. آنها به اجبار معاهده تسلیم بیقید و-شرط را پذیرفتهاند. سیاست زمین سوخته هیتلر آلمان را به مخروبهای تبدیل کرده. کشور، تسخیر، تحقیر و تکهپاره شده است. متفقین بارها و بارها در طول این جنگ و پس از آن مرتکبِ جنایت جنگی میشوند. روسها جنایاتی را مرتکب میشوند که خشنترین نیروهای اس-اس در پس غرورآمیزترین و جاهطلبانهترین پیروزیهایشان هم هرگز مرتکب نشدند. آمریکاییها و انگلیسیها بارها دست به کشتارِ بیهدف غیرنظامیان زدهاند. سیاستهای «ترومن» مبنی بر انهدام صنایع غذاییِ آلمان و گرسنگیدادن عامدانه شهروندانِ آلمانی جهت کاهشِ جمعیتِ آلمان سبب شده تعدادِ آلمانیهایی که در طول 2 سالِ پس از پایان جنگ جان خود را از دست دادند، بیش از تعداد کشتهشدگان آلمانی در شش سال جنگ جهانی باشد! هزاران دانشمند و نابغه آلمانی مهاجرت کرده یا دزدیده شدهاند تا تکنولوژیهای حیرتانگیز و فوقپیشرفته فضایی، نظامی و صنعتی آلمان را در اختیار آمریکا و شوروی قرار دهند. مارک، تقریبا بیارزش شده و تولیدات صنعتی به یکسوم تنزل یافته است. درصد زیادی از مردانِ آلمانی که در سن کار قرار داشتند، کشته شدهاند. موجی از ناامیدی، سرافکندگی و بیهویتی آلمان را احاطه کرده اما در غروبِ چهارم جولای 1954 اتفاقی دیگری رخ داد.
در جامجهانی 1954، آلمانغربی تیمی را راهی مسابقات کرد که به هیچوجه آماده نبود. تیم در جامجهانی قبل اجازه شرکت نیافت. همچنین کشورها حاضر به برگزاریِ بازیِ دوستانه با آلمان نشدند. بنابراین تیم ناهماهنگ آلمانغربی در بازه 1945 تا 1954 یعنی در طی 9 سال تنها 6 بازیِ تدارکاتی را تجربه کرد.
به هر حال جام جهانی شروع شد. در مرحله گروهی یک تاکتیک هوشمندانه از سرمربی تیم، «سپ هربرگر» آنها را به مرحله حذفی سوق داد. سپ هربرگرِ فقید، معروف به فیلسوف فوتبال، 32 سال سرمربیِ تیمِ ملیِ فوتبالِ آلمان نام داشت. او همچنین عنوانِ بنیانگذار فوتبال آلمانِ جدید را از آن خود کرده. بسیاری از جملات او بعدها در کل جهان و حتی خارج از حوزه فوتبال یک ضربالمثل معروف شد که از آن میان میتوان به «توپ گرد است»، «حریف بعدی همیشه سخت ترین حریف است»، «بازی ۹۰ دقیقه است» و «بعد از یک بازی همیشه قبل از یک بازی دیگر است» اشاره کرد. او تیمش را هنرمندانه با محوریتِ کاپیتان «فریتس والتر» ساخت. تاکتیک «سپ» از این قرار بود؛ او در بازی مقابل مجارستان، غولِ بیرقیب رقابتها از تیم دومش بهره گرفت و برای بازیِ سرنوشت در برابر ترکیه به 11 مرد اصلی استراحت داد. نتیجه بازی مقابل مجارستان، قدرتمندترین تیم رقابتها، قابل پیشبینی بود. مجارستان 8 - آلمان 3. اما حربه مربی جواب داد و آلمان در دیدارِ بعد موفق شد با شکست ترکیه از گروه خود صعود کند. آلمانغربی در ادامه در مرحله یکچهارم یوگسلاوی و در نیمهنهایی بر اتریش غلبه کرد.
آلمان در عین ناباوری به فینال رسیده اما در فینال آنها باید دوباره با شانس اول قهرمانی یعنی مجارستان و ستاره این تیم «فرانتس پوشکاش» روبهرو میشدند. مجارستان تا فینال تمامی رقبای خود را به راحتی و با نتایج درخشان درهم کوبیده بود. آنها انتظارِ یک پیروزیِ راحتِ دیگر را داشتند. همه چیز برای قهرمانیِ آنها آماده به نظر میرسید. در روز قبل از بازی یک خبرنگار مجار از سپ هربرگر میپرسد آیا واقعا فکر میکند در بازیِ بعد شانسی در مقابلِ مجارستان دارد؟ سپ پاسخ میدهد؛ توپ گرد و بازی 90 دقیقه است. پیش از شروعِ بازی فینال، آلمانیها آرزو میکردند در روز فینال باران ببارد چرا که معروف بود فریتس والتر بهترین بازیکن و رهبرِ تیمشان در هوای بارانی بهتر بازی میکند. بعدها حتی این در فرهنگ فوتبالیِ آلمان به صورت یک اصطلاح درآمد که به هوای بارانی میگویند؛ هوای فریتس والتر!
در روزِ چهارم جولای 1954 بازی در هوای به شدت بارانی در شرف برگزاری بود. پیش از بازی کاپیتانهای 2 تیم، فریتس والتر و فرانتس پوشکاش، مهاجم تکرارنشدنی تاریخ فوتبال با هم دست میدهند و با سوت داور بازی آغاز میشود. همانگونه که انتظار میرفت، مجارستان بازی را در دست گرفت و خیلی زود در دقیقه 6 توسط پوشکاش به گل رسید. 2 دقیقه بعد یعنی در دقیقه 8 گل دوم هم وارد دروازه شد. همه پیشبینیها در حال محقق شدن بود. اینجا گزارشگر آلمانی «هربرت تسیمرمان» که هنوز جملاتش در هنگامِ گزارش زنده بازی در یادها مانده، گفت: چیزی که میترسیدیم، رخ داده است.» اما آلمانها یک بار دیگر روحیه معروف و منحصربه فرد خود را که هیچگاه ناامید نمیشوند و تا دقیقه 90 بازی میجنگند را به معرضِ نمایشِ جهانیان گذاشتند. آلمانها به سرعت به گل رسیدند. در دقیقهی 10 آنها بازی را 2 بر یک کردند.«خدا رو شکر! این باید به ما رو شجاعتر کنه.» با این گل آلمانیها به بازی برگشتند تا اینکه در دقیقه 18 هلموت ران معروف کار را به تساوی کشاند. گزارشگر فریاد کشید: «بچهها فوق العادهست کاری که تا حالا انجام دادید! نیمه دوم بهشون یه میلیمتر هم فضا ندین!» در بین 2 نیمه این بار مهندسیِ آلمان به کمکشان آمد. «آدی داسلر» کفشهای جدیدی به بازیکنان داد. در کف این کفشها برای اولین بار از استوکهایی پیچی استفاده شده و به راحتی قابل تعویض بودند. این کفشها به آلمانیها این قابلیت را میداد روی زمینِ خیس سر نخورند. بعدها آدی داسلر با تبلیغات بر روی همین ابداعش توانست بازیکنان بزرگ جهانِ فوتبال را ترغیب کند که کفشهای او را بپوشند و در آینده از همین طریق موفق شد دومین برند ارزشمندِ تولیدکننده لوازم ورزشی یعنی «آدیداس» را بسازد.در نیمه دوم مجارستان سراسر حمله شد اما هربار مقابل دفاع مستحکم آلمان قرار میگرفت. دروازبانِ آلمان هم چند واکنش عالی داشت. بازی با حملات پرمتواتر مجارستان یکطرفه دنبال میشد اما ناگهان در دقیقه 84 صدای گزارشگر را شنیدیم: «از پشت محوطه ران باید شوت کنه. ران شوت میکنه. گل، گل، گل، گل. 3 - 2. آلمان 5 دقیقه قبل از پایانِ بازی پیش میافته. شاید فکر کنید من دیوونهام. من باور دارم حتی غیرفوتبالیها هم قلبی دارند و از این شور و شعف ما و شعف خودشون به وجد اومدن و حالا انگشتِ شصتشون رو باید بالا نگه دارند. 4 و نیم دقیقه شصتشون رو در وانکدورف بالا نگه دارن. 3 - 2 به سود مجارستان، نه به سود به سود آلمان منم دیگه دیوونه شدم. ببخشید!»

