روایتی خاص از «پیتزاگیت»؛ شب دشنهها
به گزارش فوتبال 360، آسمان خاکستری و سرد منچستر در آستانه یک نبرد بزرگ بود؛ نبردی که از سوی هر کدام از جناحها به عنوان خیر و شر شناخته میشد. نبردی که منچستریها آن را برای آبروی از دست رفته خود آغاز میکردند و آرسنالیها برای حفظ افتخار خود به آن وارد میشدند. سینهها توان تحمل آغاز دیدار را نداشتند و همه میدانستند باید برای یک جنگ آماده شوند. شاید بسیاری از بازیها در سراسر جهان به عنوان یک نبرد و جنگ معرفی شوند اما درصد کمی میتوانست معنی جنگ را همانند این بازی بیان کند. به نقطهای رسیدیم که قرار بود تاریخ جدیدی رقم بخورد و یک دشمنی عمیق میان منچستریونایتد و آرسنال شکل بگیرد. شاید تا پیش از این بازی رویارویی فرگوسن و ونگر یک رقابت نام داشت اما این بازی دشمنی و کینهتوزی را کاملا نمایان کرد.
بغض یونایتدیها به آخرین دیدار در اولدترافورد بازمیگشت که همه آن را «نبرد اولدترافورد» نامیده بودند و با درگیریهای فراوان، چند محرومیت و یک کارت قرمز به پایان رسید. از دست دادن پنالتی دقیقه پایانی فننیستلروی، حرکات عجیب مارتین کیون، خوشحالی بازیکنان توپچیها مقابل مهاجم هلندی و چندین اتفاق دیگر باعث شد 6 بازیکن آرسنال و 2 بازیکن یونایتد به رفتار نامناسب توسط اتحادیه فوتبال انگلیس محروم شوند و چند بازی را از دست بدهند. توپچیها 49 بازی بدون شکست را پشتسر گذاشتند و فصل قبل اولین جام طلایی لیگ برتر را کسب کردند. از آن طرف آرسنال ونگر، آن تیم که فوتبالی درخشان از خود به نمایش میگذاشت، آمد تا با شکست تحقیر شیاطین در خانه به رکورد 50 بازی بدون شکست در لیگ برتر برسد و برای جام طلایی دوم تلاش کند تا همه قبول کنند آنها پادشاه جدید انگلیس هستند. این بازی یک جنگ به معنای واقعی کلمه برای هر 2 طرف بود و زمین بازی برای این جنگ لحظهشماری میکرد.
داستان امروز فوتبال در 20 سال قبل، همان داستان «Pizzagate» یا «the Battle of the Buffet» است که بین منچستریونایتد، آرسنال و تمامی اعضای آنها، یک درگیری تمامعیار شکل گرفت تا دشمنی آرسنال برای منچستریها و دشمنی منچستر برای آرسنالیها در قلبها شکل بگیرد و اتفاقی درام تبدیل به یک کُمدی شود. این روایتی کامل از حاضران در میانه نبرد است؛ نبردی که برای هواداران هیچ جنبهای از شوخی ندارد و بازیکنان در آن روزها به آن نمیخندیدند اما امروز تبدیل به خاطرهای شیرین شده است.
همه آماده برای نبرد بزرگ
فیل نویل (هافبک یونایتد): «در تمام دوران فوتبال حرفهای خودم هرگز در دیداری با این شدت، کیفیت و رقابت شرکت نکرده بودم. هر بازی با آرسنال یک جنگ نام داشت. مدتی ما برای قهرمانی در لیگ میجنگیدیم، ما مقابل آرسنال، فرگوسن مقابل ونگر، 2 تیم پر از استعداد مقابل یکدیگر قرار داشتند. بسیاری در مورد نفرت فکر میکنند، درست است! در آن زمان وجود داشت اما احترام بسیاری میان هر 2 تیم به چشم میخورد.»
لورن (مدافع آرسنال): «بازی مقابل منچستریونایتد بزرگترین مبارزه دوران ما بود. فوقالعاده بود چون باید اول از همه بهترین باشی و همچنین در بهترین حالت خودت حاضر شوی.رودرروی خودم رایان گیگز و کریستیانو رونالدو را داشتم؛ برترین بازیکنانی که میتوانستم مقابل آنها قرار بگیرم.»
دیوید دین (نایب رئیس آرسنال): «از بسیاری جهات، رقابت سالمی میان 2 تیم وجود داشت. هر 2 در اکثر فصول برای کسب افتخارات به رقابت میپرداختند.»
راویان قصه 20 سال قبل سعی میکنند حجم نفرت گذشته خود از یکدیگر را مخفی کنند اما میان صحبتها میتوان متوجه شد هنوز هم کینهای بزرگ بین آنها بابت دیدار سال قبل از 2004 در اولدترافورد وجود دارد. زخمهای گذشته برای بازیکنان همچنان باز است...
وس براون (مدافع یونایتد): «زمانی بود که کیون از روی رود(فننیستلروی) پرید، هنوز هم رود از آن روز بغض در گلو داشت و خشمش در حال انفجار بود. ما همراه او شدیم و این، بازی را برای ما بسیار بزرگ و خاص میکرد.»
پاسکال سیگان (مدافع آرسنال): «نمیتوانم دروغ بگویم. وقتی به عکسهای پس از پنالتی رود نگاه میکنم، انگار همه ما تسخیر شدهایم و در حالتی خارج از خودمان حضور داریم. خودتان را جای بازیکنان آرسنال بگذارید، یک بازی به انتها رسیده و بیشتر قضاوتهای داور به سمت میزبان بود و حالا آنها تنبیه شدند. وقتی به تساوی صفر بر صفر رسیدیم، هیچ چیزی را شکوهمندتر از این نتیجه احساس نمیکردیم.»

جنگهای روانی برای هر 2 طرف
در آستانه بازی قرار داشتیم و زمان کمی به قبل از بازی مانده بود. الکس فرگوسن جنگ روانی بزرگی را در مصاحبه پیش از دیدار آغاز کرد. او آرسنالیها را اوباشی دانست که بدون جریمه شدن صحنه را ترک کردهاند و این به صدا در آوردن شیپور جنگ برای هواداران یونایتد، بازیکنان تیم و تیم مقابل یعنی آرسنال میماند. از ونگر پرسیدند آیا قرار است او دوباره به دلیل عصبانیت از کوره در برود؟ او گفت هر 2 تیم مسئولیت دارند همهچیز را تحت کنترل خود داشته باشند. فوتبال جنگ نیست. این ورزشی برای انسانهاست. ما گلادیاتورهایی را داریم که متعهد و پراشتیاق هستند و خود را کنترل میکنند. فکر نمیکنم دوباره اتفاق بیفتد اما...
این «اما» هزاران حرف را درون خود داشت و نشان میداد توپچیها برای هر حالتی در آمادهترین شکل ممکن هستند. شایعات دیگری وجود داشت، مانند صحبتی که گوش به گوش تا بازیکنان رسیده بود؛ قرار است پس از کسب امتیاز از این بازی، بازیکنان آرسنال تیشرتهایی با نوشته «50 not out» بپوشند تا یونایتدیها را تحقیر کنند.
بروان: «من در مورد تیشرتها شنیده بودم. فقط شایعه را به یاد دارم اما چیزی را از نزدیک ندیدم.
گری لوین (فیزیوتراپ آرسنال): میدانم بازیکنان منچستریونایتد چنین موضوعی را در ذهن داشتند زیرا وقتی آنجا بودم در اردوی انگلیس به این موضوع اشاره شد. صادقانه بگویم چنین چیزی در رختکن وجود نداشت و پیش از بازی هیچ تیشرتی در رختکن برای خوشحالی مقابل منچستریها پهن نشد.
بازیکنان آرسنال هر موفقیتی را ذهنی میدانستند اما اگر تیمی بود که میتوانست ذهنیت آنها را در زمین تغییر دهد، به گفته خودشان آن منچستریونایتد بود. هیچ تیمی نمیتوانست توپچیها را به شکست وادار کند و شیاطین احساس میکردند آنها باید ترمز قطار آرسنال با ونگر را بکشند و در غیر این صورت توپچیها دومین جام طلایی را هم کسب میکردند و این یک ننگ برای منچستریونایتد بود.
شرایط درونی تیمها
فرگوسن در حال بازسازی دومین ترکیب فوقالعاده خود بعد از کلاس 92 بود. وین رونی به تازگی از اورتون آمده و به کریستیانو رونالدو پیوسته است. تیم پتانسیل خوبی دارد اما شروع آنها ضعیف بود و در 9 بازی تنها 3 برد را کسب کردند. شرایط تیمهای فرگوسن عموما به همین سبک بود و آنها آرام آرام پیش میرفتند. به همین دلیل شانس برد در بازیهای آغازین برای آنها تاحدودی کم به نظر میرسید. غیر از این موضوع، روی کین، کاپیتان منچستریونایتد به دلیل بیماری غایب بود و به همین دلیل فیل نویل جانشین او در خط میانی شد.

براون: «میدانستیم قرار است تکلهای فراوانی داشته باشیم. فوتبال آن روزها اجازه این کار را میداد. همچنین ما رسما اجازه دریافت کرده بودیم هرتکلی را بزنیم و به هر صورت، هر حملهای را انجام دهیم. ما باید میبردیم و برای رسیدن به آن، مسیر مهم نبود.»
آرسنال در 49 بازی لیگ همچنان در اوج خود قرار داشت. سبک بازی آنها غیرقابل مهار توصیف میشد و هیچ رقیبی قصد پیروزی مقابل آنها را نمیکرد زیرا مجازات چنین تفکری بسیار سنگین میشد. آنها کاملا آماده پای به این میدان گذاشتند و از رقیب خود ترسی نداشتند زیرا تساوی هم یک تحقیر برای حریف و یک افتخار برای توپچیها بود.
لورن: «همه آماده بازی با یونایتد بودیم و میدانستیم آنها در بهترین شرایط خود نیستند. میخواستیم از همان دقایق اول کار را تمام کنیم.»
شروع جنگ
به شروع تاریخ رسیده بودیم، جنگهای روانی، شایعات و ذهنیتها، همه قرار بود در 90 دقیقه به نمایش برسد. تئاتر رویاها تبدیل به جهنمی سرخ شده بود. توپچیها به خانه شیطان وارد شدند و باروت آنها میتوانست باعث انفجارهای فراوانی در این میدان شود. هواداران، پلیس شهر، همسایگان نزدیک به اولدترافورد و حتی آب و هوای شهر آماده بودند.
فیل نویل این بازی را به یک فیلم تشبیه میکند. مربیان، بازیکنان، هواداران درون ورزشگاه و هواداران منتظر آغازش بودند.از نگاه نویل، این جمعیت در هر لحظه میتوانستند یک آشوب به پا کنند؛ چه مربیان که درگیر شدند، چه بازیکنان و یا هواداران! هیچ تفاوتی وجود نداشت.

سیگان: «نیمکتها در اولدترافورد درست در نزدیکی هواداران منچستر است و وقتی وارد این ورزشگاه و آن نیمکت میشوید، شرایط تغییر میکند. گویی درون طوفان نشستهاید و میتوانید خصومت هواداران را با تمام وجود لمس کنید. درون زمین و در سکوها دودستگی و جنگ و خشونت میان افراد کاملا قابل تشخیص بود و این ترسناکترین چیزی است که میشود در زندگی تجربه کرد.
میدان نبرد نیمه اول
نیمه اول گلی را در پی نداشتاما همین 45 دقیقه بدون گل پر از بحثها و جنجال بود. بازیکنان آرسنال از اینکه فردی لیونگبرگ روی یک حرکت واضح به سمت دروازه توسط ریو فردیناند نقش بر زمین شد، خشمگین بودند. او از نگاه توپچیها لایق دریافت کارت قرمز در دقیقه 19 به نظر میرسید اما داور اولین اخگر آتش را میان 2 تیم انداخت.
لوین: «فردی کاملا در موقعیت تکبهتک بود، با این حال داور این برخورد را یک برخورد بسیار عادی توصیف کرد و به ما این را گفت اما همه میدانستیم ریو از عمد او را متوقف کرد. این موضوع ما را بسیار خشمگین کرد و شرایط بازی عوض شد.»
احساس خشم و بیعدالتی در این بازی برای توپچیها زمانی بیشتر شد که فننیستلروی برخوردی عمدی را با کول داشت و این حرکت از چشمان داور مخفی ماند و بدون هیچ مجازات و یا حتی توبیخ سادهای او بازی را ادامه داد. خشم آرسنالیها باید از جایی جاری میشد و آنها چند مرتبه سعی کردند مانند رقیب خود عمل کنند. درست قبل از پایان نیمه اول، بازیکنان یونایتد تیری آنری را متهم کردند از قصد تلاش داشته گابریل هاینزه را مجروح کند اما داور چون خطایی رااعلام کرده بود به این صحنه توجه چندانی نداشت تا خشم در 2 طرف بیشتر از قبل شود.

برادران نویل نیمه اول را با کارت زرد به پایان رساندند. گری و فیل هر 2 به دلیل خطا بر روی خوزه آنتونیو رِیِس جوان کارت گرفتند. مدلی که گری نویل روی ریس تکل رفت، بسیار خشن بود و شاید کارت قرمز هم برای چنین خطایی کم باشد اما در آن روزها انجام این تکلها و جریمه نشدن، مرسوم به نظر میرسید.
لورن: «یکی از راههایی که میتوانست جلوی ما را برای پیروزی بگیرد، تهاجمی بودن و ابراز خشونت توسط حریف بود. از دقیقه اول به ریس لگد میزدند و هیچ کس به گری یا وین چیزی نمیگفت. گری نویل در آن روز میتوانست 3 کارت قرمز بگیرد. او بیشتر خطاهایش را از پشتسر و به صورت عمدی انجام میداد. گری توپ را از او میگرفت و سپس ضربهای را به او وارد میکرد.کاملا از قصد این کار را بارها و بارها تکرار کرد.

گری نویل در زندگینامه خود نوشت این تنها بازی بود که او در دوران حرفهای خود متهم به وحشیگری با حریف شده است. او این اتهام را رد میکند اما اعلام میکند از رسم همیشگی فوتبال در انگلیس، یعنی ارعاب بازیکنان جوان برای فهماندن اینکه اکنون در چه لیگی بازی میکنند، چند بار استفاده کرده است. حتی در بسیاری از تیمها همتیمی شما، چنین برخوردی را در تمرینات داشت تا برای مقابله با حریف تحمل بیشتری داشته باشید. گری نویل اعلام میکند همه جوانان با این موضوع آشنا بودند و من از حد فراتر نرفتم. این نوع برخورد با کریستیانو انجام میشد اما رقبای او وقتی فهمیدند هربار این کار را تکرار میکنند، او قدرتمندتر میشود از اقدامشان دست کشیدند.
فیل نویل: «باید از هنرهای تاریک فوتبال در آن استفاده میکردیم.همه میخواهند هرطور شده پیروز میدان باشند و ما باید پیروز میشدیم. نمیخواستیم آنها آن فوتبال روان و نرمشان را بازی کنند بنابراین باید تکل میزدیم، تهاجمی برخورد میکردیم و خطا میکردیم. بعضی از ما کمی فراتر از حد معمول این کار را انجام دادیم.»

منچستری متفاوت برای نیمه دوم
شیاطین سرخ گویا طبق یک برنامهریزی پیش میرفتند. آنها با حجم عظیمی خشونت خود و خونی که چشمانشان را گرفته را به حریف نشان دادند و در نیمه دوم آمده بودند فوتبالی دیگر را به نمایش بگذارند. اسکولز و نویل رهبر میدان 2 تیم بودند. کمتر پیش آمد لیونگبرگ، ریس، برکمپ یا آنری توپ را ببینند. شاید توپچیها واقعا میترسیدند و با دادن توپ و میدان به منچستر، حالا آماده برای خورد شلاق به سبک دیگری از شیاطین بودند اما در واقع تلاش توپچیها کم نشد و یونایتدبا تغییر سبک بازی، میدان را از آن خود کرد.
نویل: «به عنوان یک بازیکن، یکی از بهترین بازیهای من برای منچستریونایتد در نیمه دوم آن بازی انجام شد. روی کین بیرون بود و آرسنال تیم فوقالعاده خوبی داشت. آنها در حرکات تیمی، فردی، بدنی، سرعت و کیفیت در بهترین حالت قرار داشتند و من توانستم به خوبی مقابل آنها ظاهر شوم و نبض بازی را به نفع تیم خودم تغییر دهم. موقعیتهای فراوانی را به آنها داده بودیم اما زمانش رسیده بود قلم در دست بگیریم و خودمان پایان را تعیین کنیم. وازا و سول کمپل همتیمیهای هم در انگلیس بودند و بازی هم را به خوبی میشناختند. وین از کنار سول رد شد و پایش را به سول گیر داد تا بر زمین بیفتد و پنالتی برای ما به دست بیاید.

لورن: «امروز که آن صحنه نگاه میکنم، هنوز فکر میکنم که پنالتی نیست. سول بیشتر از همه ناراحت و عصبی بود؛ بخصوص بعد از اینکه بارها ریس و سایر بازیکنان زیر لگد یونایتدیها رفته بودند و همچنین یک رفیق به او خنجر زدند. آنها بارها باید کارت قرمز میگرفتند اما به یکباره یک پنالتی علیه ما گرفته شده بود و این بیشترین خشم ممکن رابه وجود آورد.»
بسیاری از بازیکنان آرسنال و هواداران عقیده دارند که این صحنه پنالتی نبود اما بازیکنانی مانند لوین نظر ملایمتری دارند. آنها میگویند احتمالا پنالتی نبود اما اگر خطایی هم وجود داشت، داور میتوانست آن را همانند سایر لحظاتی که از کارت قرمز گذر کرد، نادیده بگیرد.
کمپل، رونی را به تمارض متهم کرد و آرسنالیها اعتراض شدیدی به این لحظه داشتند اما جو ورزشگاه، منچستر را قربانی نشان میداد و اعتراض توپچیها به جایی نمیرسید. پنالتی گرفته شد، دوباره رود فننیستلروی، دوباره ینس لمان و دوباره در اولدترافورد... لحظات سختی برای منچستریها بود زیرا اگر توپ گل نمیشد دوباره با شادی وحشتناکی از سوی آرسنالیها مقابل چشمان رود روبهرو میشدیم اما مهاجم هلندی یک سال خشمش را جمع کرده بود تا به چنین موقعیتی برسد و سایر بازیکنان منچستر میدانستند این بار بازیکن دیگری پشت توپ ایستاده و این همان رود سابق نیست.

توپ گل میشود و بغض فروخورده یک ورزشگاه با فریادی بلند زمین منطقه ترافورد را به لرزه درمیآورد. اگر در آن لحظه در محلههای سالفورد یا فریسوود در حال قدم زدن دیده میشدید و برای اولین بار به این محله رفته بودید، این صدا برای شما شبیه به انفجاری عظیم مینمود و اگر واقعبین باشید انفجاری عظیم رخ داد. دقیقه 73 به پایان رسیده و آرسنال پس از حدود 18 ماه به تجربه اولین شکست خود نزدیک میشود.
دقایقی بعد ویرا به دلیل تهاجمی تند به رایان گیگز کارت زرد دریافت میکند و آرسنال سعی دارد با در دست داشتن توپ و میدان نتیجه را بازگرداند. در یکی از ضدحملهها اما اشلی کول سُر میخورد و خطای بدی روی کریستیانو رونالدو اتفاق میافتد. این صحنه بیشتر از پنالتی قبلی، لایق حرکتی از سوی داور بود اما گویا داور قصد دارد از این صحنه چشمپوشی کند. منچستریونایتد همچنان ایستادگی میکند تا در وقتهای اضافه، یاران تعویضی فرگوسن یعنی لوئیس ساها و آلن اسمیت در یک همکاری موقعیتی را برای رونی ایجاد کنند تا جوان 19 ساله در سالگرد تولدش اولین گل لیگ برتری را مقابل این رقیب و همچنین در این دیدار حساس به ثمر برساند و رویاهای توپچیها برای پنجاهمین بازی بدون شکست در تئاتر رویاها از بین برود.
سوت پایان، شادی فراوان هواداران و بازیکنان یونایتد، غم بزرگ آرسنالیها، دست دادن سرد فرگوسن و ونگر در شب بارانی و چند درگیری کوچک دیگر، پایان بازی را به همه نشان میدهند. الکس فرگوسن با مشتی گره کرده به سوی هواداران از تونل معروف اولدترافورد پایین میرود تا ظاهرا همهچیز تمام شود.
اما این شاید تنها خیالی باطل باشد، زیرا درام و کُمدی اصلی تازه قرار است آغاز شود و جنگ اصلی هنوز شروع نشده بود.

ماجرای درگیری و پیتزا گیت!
تاریخ یکی از عجیبترین و خاصترین درگیریهای خود را نوشت؛ جایی که منچستریونایتد و آرسنال در اوج هماهنگی در سرپوش گذاشتن به موضوع، تبدیل به دشمنانی برای همیشه شوند.
دین: «معمولا 15 دقیقه بعد از پایان بازی به رختکن میرفتم،؛وقتی که آدرنالین فروکش کرده بود اما چون پایان بازی بسیار تند و پردرگیری شد، تصمیم گرفتم زودتر بروم. وقتی به تونل نزدیک شدم در کمال تعجب صدای ناسزا و خشونت را شنیدم که به وضوح در حال افزایش بود.
لوین: «وقتی در اولدترافورد شکست میخورید، بسیاری از بازیکنان سریع میخواهند از زمین خارج شوند زیرا تجربه بسیار تلخی برای شما به ثبت میرسد. به همین دلیل بازیکنان هر 2 تیم به صورت هماهنگ وارد رختکن نمیشوند و آرام آرام به تعداد افراد افزوده میشود.»

ویرا: «تعداد زیادی از افراد در دروازه ورودی اولدترافورد حضور داشتند. من نمیدانم راهروی اولدترافورد در آن زمان در خاطر افراد هست یا خیر، فضای کمی وجود دارد و اولین رختکن، رختکن تیم مهمان بود و صحبتها به همراه فریادهای فراوانی در آنجا شنیده میشد.»
براون: «احتمالا یکی از اولین نفراتی بودم که وارد رختکن خودمان شدم. یادم میآید نشستم و منتظر ورود مربی و سایر افراد ماندم. معمولا سر الکس به سرعت وارد رختکن میشود اما آن روز رئیس در کنار در ورودی ایستاده بود و صحبتهایی را با ونگر رد و بدل کردند. دقیقا از جملات آغازین رئیس چیزی بهخاطر ندارم اما چیزی شبیه به اینکه «برو و بازیکنان لعنتیت رو جمع و جور کن!» را شنیدم. نمیدانم ونگر چه گفته بود اما آنها در حال بحث با یکدیگر بودند و صدایشان مدام بلندتر میشد.»
فرگوسن در زندگینامه خود میگوید ونگر در تونل با فننیستلروی شروع به بحث کرد و او سپس با عجله به بیرون میرود تا به او بگوید بازیکنان من را تنها بگذار و به بازیکنان خودت رسیدگی کن و در همین لحظه سرمربی آرسنال را با مشتهایی گره کرده و خشمگین و عصبانی میبیند. ونگر در زندگینامه خود میگوید کمی قبل از ورود من بازیکنان یکدیگر را هل میدادند و سایر افراد به مرور اضافه شدند.
سیگان: «همهچیز منفجر شد. ما ناامید و ناراحت از شکست بودیم و بازیکنان یونایتدی آماده هرگونه درگیری شدند. به یک باره جنگ شکل گرفت و اوضاع از کنترل در رفت.»
نویل: «شنیدم یکی فقط گفت جنگ شده! من به سرعت از رختکن به بیرون برگشتم و یک درگیری بزرگ به وجود آمده بود که تعداد نفراتش به مرور بیشتر میشد. حداقل 22 نفر در تنگترین تونلی که میتوان تصور کرد در حال درگیری باهم به چشم آمدند. نمیشد دوست یا دشمن را در آن شلوغی تشخیص داد اما برخی از بازیکنان ما و برخی از بازیکنان آرسنال را در آن شلوغیها دیدم که یکدیگر را هل میدهند. برای من 180 سانتیمتری حضور در جنگ 2 متریها اشتباه بزرگی بود و به همین دلیل در همان نقطه کارم را شروع کردم!»
پیتزای پرنده!
براون: «در میان این درگیری ناگهان شما در هوا میبینید یک پیتزا معلق است و روی گردن و کمی از چانه رئیس برخورد میکند! به یاد داشته باشید پرتابکننده باید نشانهگیری دقیقی داشته باشد زیرا بین در رختکن مهمان تا رختکن میزبان چیزی بیش از 10 متر فاصله است و اکنون در اوج شلوغی این تکه پیتزا روی سر الکس فرود آمده.»
کول: گویی یک صحنه آهسته را همه دیدند. همه صداها و حرکتها آرام شدند و همه چشمها به سمت پیتزا چرخیده و دهانهای باز مانده، آن را دنبال میکنند تا پیتزا به صورت سرخرنگ معروف و کت شیک مربی حریف برخورد کند و خشم یونایتدیها چند برابر شود.»
براون: این یکی از لحظات شوکهکننده بود. تصور کنید ما یک تکه پیتزا را به سمت آرسن ونگر پرتاب کنیم! غیر از حریف، خود رئیس ما را زنده نمیگذاشت! صرفنظر از آنکه چه چیزی در بازی رخ داده، این یک بیاحترامی کاملا آشکار به ما بود. رئیس یک فرد مسن است و ما میدانستیم او به تازگی قلبش را عمل کرده. او یک نفس عمیق کشید و من فکر کردم چیزی نمیگوید زیرا شوکه شده است. هیچ شانسی وجود نداشت بازیکنان اجازه دهند چنین بیاحترامی به رئیس بشود و این اتفاق همه را در رختکن عصبانی کرد تا این جنگ 22 نفره تبدیل به یک دعوای تمامعیار 40 یا 50 نفره شود. حتی مشخص نیست چه کسی چه شخصی را هدف قرار داده و به او حمله میکند. در یک فضای تقریبا بنبست، مشتهای گره کردهای روانه دیگری میشد و حتی گاهی خودیها در حال ضربه خوردن بودند.»
سیگان: «تا به حال این حجم از آدم را در فضایی به این کوچکی ندیده بودم. باید روی شانههای باقی افراد بالا میرفتی تا متوجه بشوی چه خبر است و چه کسی دارد چه کسی را میزند. نگهبانان امنیتی، افسران پلیس، بازیکنان، کمکمربیان و پزشکان تیمها در این درگیری حضور داشتند.
لورن: »«من خیلی از گیت ورزشگاه دور بودم و زمانی رسیدم که نسبتا همهچیز تمام شد.»
فیلان: «من همیشه پس از پایان هر موضوعی به آن میرسم و در آن روز این اتفاق افتاده بود! پای دویدن نداشتم و وقتی به رختکن رسیدم، همهچیز تمام شد اما رئیس را با لباسی کثیف دیدم.»
براون: «پس از مدتی که به درگیری پرداختیم، گویی همه در یک لحظه به این فکر کردند احتمالا این اتفاق همه را با مشکل روبهرو کند و سپس سعی کردیم اوضاع را آرام کنیم.»
نویل: «ما به رختکن برگشتیم و مربی با کت و شلوار و کرواتش آنجا بود و گفت: لعنتی! یکی یک تکه پیتزا به سمتم پرتاب کرده! پیروزی و شادی ما، این لحظه را کمی خندهدار کرده بود. البته الان کاملا موضوعی خندهدار است و نمیتوانم آن لحظه را به یاد بیاورم و نخندم!»
فیلان: «میتوانستم ببینم مربی صورتش را پاک میکند و پیتزا روی پیراهن و کرواتش بود... وقتی به تونل میرفت لباسش تمیز به نظر میرسید و حالا میدیدم سس و پنیر پیتزا روی لباسش مانده و در ذهنم با خود گفتم قطعا او خودش چنین کاری را انجام نداده! بازی جذابی را ندیدیم و حتی اگر اینطور بود بازهم نمیشد تصور کرد رئیس اینگونه سرش را داخل یک پیتزا فرو برده باشد! ضمنا، ما آن روز اصلا پیتزا در رختکن نداشتیم و این کاملا عجیب به نظر میرسید! آنجا هیچ حس خندهداری برای من وجود نداشت اما امروز واقعا موضوعی بسیار کمدی است! در رختکن آرسنال همه در حال تحلیل و بررسی این برخورد بودند که چگونه همه ایستادند تا این تکه پیتزا به پرواز دربیاید و به سر الکس برخورد کند. آرسنالیها میگویند ما جلوی مربی خود سعی میکردیم رعایت کنیم.
هماهنگی بین ونگر و فرگوسن
گفته شده بود سر الکس فرگوسن بعد از پایان درگیری میان 2 تیم و بازگشت به رختکن، بازیکنان و همه افراد حاضر را جمع کرد و گفت هیچ کدام از اتفاقات نباید به بیرون درز پیدا کند. در رختکن ونگر همین موضوع مورد تایید بود و آنها سعی داشتند موضوع را مخفی نگه دارند. تا مدتی این درگیری مخفی باقی ماند و در کنفرانس پس از بازی به هر اتفاقی از جنگهای درون بازی اشاره شد؛ غیر از این موضوع و 2 مربی به صورت هماهنگ تیم خود را کنترل کردند تا محرومیت سنگینی برای تیمهایشان بهوجود نیاید.
با این حال سوال بزرگی برای خبرگزاریهای حاضر در ورزشگاه وجود داشت؛ اینکه چرا سر الکس آن کت و شلوار جذاب و گرانقیمت خود را درآورده و یک ست ورزشی منچستریونایتد بر تن کرده اما فرگوسن بحث را به سوی دیگری منحرف کرد. اسکای متوجه شد اتفاقاتی در تونل رخ داده و چیزی به سوی فرگوسن پرتاب شده است. تیمها و بازیکنان سعی کردند کاملا این موضوع را کتمان کنند. البته بعدا موضوع درگیری با تحقیقات بیشتر لیگ برتر کمی فاش و یک جریمه برای ونگر و فننیستلروی درنظر گرفته شد.
پرتابکننده چه کسی بود؟
اگرچه بازیکنان آرسنال از همان لحظه پرتاب میدانستند چه کسی این کار را انجام داده و منچستریها کمی بعد متوجه شدند اما برای عموم مردم مشخص نبود کدام بازیکن آرسنال به فرگوسن پیتزا پرتاب کرده. بازیکنان به اتلتیک فاش کرده بودند از همان روزهای اول میدانستند سسک فابرگاس این پرتاب را انجام داده اما او واقعا بدشانس بود زیرا در اوج درگیری به صورت کاملا بیهدف پیتزا را پرتاب میکند و مسیر به صورت عجیبی خالی میشود تا این تکه به الکس فرگوسن برخورد کند.

فابرگاس سال 2017 و وقتی در چلسی بود این موضوع را فاش میکند و میگوید: «در حال خوردن پیتزا متوجه شدم اتفاقاتی در حال رخ دادن است. با تکهای پیتزا بیرون رفتم و دیدم سول کمپل، ریو فردیناند، مارتین کیون و همه افرادی که میشناسم در حال دعوا و درگیری هستند. من میخواستم به بچهها کمک کنم اما خیلی کوچک بودم و اولین چیزی که به ذهنم رسید این پیتزای پپرونی در دستم بود. به سمت کسی هدف نگرفتم و فقط پرتابش کردم و نگاه کردم به کسی برخورد میکند یا خیر! پیتزا به سر الکس برخورد کرد و من واقعا شرمنده شدم. واقعا از این موضوع متاسفم...»
درگیری دراماتیک در زمین و در میان هواداران در سال 2004، امروز تبدیل به یک خاطره نسبتا خندهدار شده. البته آرسنالیها هیچگاه نحسی آن دیدار را فراموش نخواهند کرد زیرا از آن دیدار به بعد نتایج آنها افت کرد و حالا پس از گذشت 20 سال پس از آن جام طلایی و آن روزهای شکستناپذیری، توپچیها هنوز طعم قهرمانی را نچشیدهاند. شاید هم ماجرا، نحسی آن پیتزایی بود که فابرگاس نخورد و تا 20 سال بعد، چشیدن طعم آن پیتزا و قهرمانی در این سالها برای آرسنالیها تبدیل به یک آرزو شود!


