بررسی ایدههای تاکتیکی آموریم؛ دردسرهای نابغه پرتغالی
به گزارش فوتبال 360 و به نقل از گاردین، روبن آموریم به عنوان گزینه جانشینی پپ گواردیولا روی نیمکت منچسترسیتی در پایان فصل مطرح بود. این موضوع وقتی جدیتر شد که نام هوگو ویانا، مدیر ورزشی اسپورتینگ لیسبون به عنوان مدعی جایگزینی چیکی بگریستن در ورزشگاه اتحاد شکل گرفت. با این حال دوشنبه شب آموریم مذاکرات موفقی با منچستریونایتد برای جانشینی اریک تنهاخ داشت.
آموریم یک مربی در مسیر پیشرفت است. این مربی 39 ساله درخشانترین استعداد مربیگری نسل جدید مربیان پرتغال محسوب میشود. او تابستان امسال هم گزینه مربیگری لیورپول بود؛ هرچند در نهایت باشگاه سراغ آرنه اسلوت رفت. آموریم در فصل 21 – 2020 به انتظار 19 ساله اسپورتینگ برای قهرمانی پایان داد. او فصل گذشته این موفقیت را تکرار کرد و در فصل جدید هر 9 بازیاش در لیگ پرتغال را برده. تصور میشد که آموریم به دنبال دومین قهرمانی متوالی باشد؛ دستاوردی که اسپورتینگ در 7 دهه اخیر نتوانسته به آن برسد.
مشکلات پرس یونایتد
در میان مربیان مدرن، آرمانگرایی طرفداران زیادی ندارد و آموریم هم یک مربی عملگراست. او در صورت نیاز سراغ «لو بلاک» هم میرود اما پرس شدید را ترجیح میدهد.
حالا این سوال به وجود میآید؛ میخواهد با یونایتد چه کار کند؟ تنهاخ هم با شهرت پرس از بالا به یونایتد پیوست؛ هر چند بعد از شکست در 2 بازی اول مجبور به تجدید نظر شد. پیام واضح بود؛ شما نمیتوانید با رونالدو از بالا پرس کنید و با دخیا قادر نیستید دفاعتان را بالا بیاورید.
حتی وقتی این 2 نفر جدا شدند، تیم تنهاخ نتوانست در اجرای پرس موفق باشد. معمولا بازیکنان به تنهایی برای گرفتن توپ حمله میکنند و آرایش یونایتد در زمین شبیه یک دونات میشود. نیمی از تیم از بالا پرس میکند و نیم دیگر عقب مینشیند تا حفره بزرگی بین آنها ایجاد شود که حریفان میتوانند آنجا جولان بدهند. پاهای کاسمیرو و اریکسن دیگر توان پرس شدید را ندارند. کوبی ماینو فقط 18 سال دارد و نمیتوان از او انتظار داشت این بار تاکتیکی را به دوش بکشد و مانوئل اوگارته تازهوارد در این هرج و مرج، گیج شده است.
طرفدار 3-4-3
آموریم در براگا و اسپورتینگ چیدمان 3-4-3 را ترجیح میداد؛ هرچند آن را به 2 روش اجرا میکرد. روش پرطرفدارتر استفاده از 2 هافبک دفاعی بازیساز و پرتحرک است. مورتن هیولماند و هیدماسا موریتا در فضای جلوی دفاع بازی میکردند تا یک ذوزنقه دفاعی به حالت 2-3 تشکیل دهند؛ فرم مورد علاقه مربیانی که میخواهند روی ضدحمله حریف ضدحمله بزنند. در این چیدمان وینگبکها نقش پررنگی در حملات دارند و پدرو پورو در همین سیستم مطرح شد.
یونایتد بازیکنان زیادی مثل راشفورد، دیالو و گارناچو دارد و آنها میتوانند در نقش گوش راست و چپ بازی کنند. هیچ کدام از آنها ویژگیهای وینگبک را ندارند. همچنین در این فرمول جایی برای برونو فرناندس وجود ندارد.
یک لوزی ناکارآمد
آموریم در این شرایط شاید مجبور شود سراغ روش دوم اجرای چیدمان 3-4-3 برود که در آن خط میانی به شکل لوزی ساخته میشود. در این صورت بازیکن راس عقب میتواند کمی عقب بنشیند تا خط دفاع 4 نفره شکل بگیرد، 2 هافبک روی دست او بازی میکنند و فرناندس یا بازیکنی با ویژگیهای او پشت مهاجم قرار میگیرد. باید به این موضوع اشاره کرد لوزی خط میانی شامل کاسمیرو، ماینو، اوگارته و فرناندز چندان مطمئن به نظر نمیرسد اما یونایتد در حال حاضر هافبکهای مناسبتری برای این روش ندارد.
این مشکل جانشین تنهاخ خواهد بود. یونایتد فعلی با قیمت بالا جمع شده اما کارآیی چندانی ندارد. فلسفه حضور این بازیکنان چیست؟ برای همین تمدید تنهاخ برای باشگاه بسیار گران تمام شد. موضوع فقط دستمزد و غرامت فسخ قراردادش نیست.باشگاه تابستان گذشته حدود 200 میلیون پوند هزینه کرد تا سیستم مدنظر تنهاخ، قابل اجرا شود.
موضوع یونایتد فقط این نیست که تیمی ناهمگون است. بازیکنان به رفت و آمد مربیان عادت کردهاند و نسبت به پیادهسازی اقتدار مربی مقاوم شدهاند. برای عبور از این مشکل، فرهنگ داخل باشگاه باید تغییر کند. هر فردی برای دگرگون کردن منچستریونایتد نیاز به قدرت مطلق دارد و مربیان اخیر در این فرآیند خرد شدهاند. با این حال منچستریونایتد هنوز منچستریونایتد است و برای هر مربی این وسوسه وجود دارد شاید فرد مناسب برای احیای این تیم اما هرگز نباید ریسک بزرگ این ماموریت را فراموش کرد. اگر آموریم گزینههای دیگری دارد، باید آنها را جدیتر مطالعه کند!
*جاناتان ویلسون

