مقایسه آماری امباپه و هالند؛ مهاجم رئال بیشتر پنالتی میزند
به گزارش فوتبال 360، مقایسه میان کیلیان امباپه و ارلینگ هالند در سالهای اخیر به یکی از بحثهای همیشگی فوتبال اروپا تبدیل شده. هر 2 بازیکن در سنین جوانی توانستهاند جایگاهی در سطح برترین مهاجمان جهان برای خود بسازند و آمار گلزنیشان این موضوع را به روشنی نشان میدهد. در شرایطی که امباپه از زمان پیوستنش به رئال مادرید آمار فوقالعادهای را به ثبت رسانده، هالند در منچسترسیتی با نرخ گلزنی بیسابقه در فوتبال مدرن خودنمایی کرده. مقایسه اعداد و ارقام و بهویژه نقش پنالتیها در عملکردشان، تصویر دقیقتری از تفاوتها و شباهتهای این 2 ستاره ارائه میکند.

سهم 20 درصدی
امباپه در ۶۴ بازی برای رئال مادرید موفق به زدن ۵۰ گل شده است؛ آماری که او را در جمع سریعترین گلزنان تاریخ این باشگاه قرار میدهد. از میان این ۵۰ گل، ۱۰ گل از روی نقطه پنالتی به ثمر رسیده. به عبارتی، ۲۰ درصد گلهای او با استفاده از این فرصتهای ویژه رقم خوردهاند. چنین آماری نشان میدهد اگرچه پنالتیها سهم مهمی در مجموع گلهای امباپه دارند اما بخش عمده گلهای او از جریان بازی عادی به دست آمده . سرعت، تکنیک فردی، و توانایی در استفاده از فضاهای خالی باعث شده او در ضدحملات و موقعیتهای خلقشده توسط همتیمیهایش به یک تمامکننده مرگبار بدل شود.
تفاوت 2 درصدی
در آن سوی ماجرا، ارلینگ هالند از زمان ورودش به منچسترسیتی با رکوردی حیرتانگیز، فوتبال انگلیس و اروپا را تحت تأثیر قرار داده. او در ۱۵۱ بازی برای سیتی توانسته ۱۳۰ بار گلزنی کند؛ عددی که نرخ گل به بازی بسیار بالایی را نشان میدهد. از این ۱۳۰ گل، ۲۳ گل از روی نقطه پنالتی بوده؛ یعنی حدود ۱۸ درصد از کل گلهای او. بنابراین هالند، مشابه امباپه، هم توانایی ویژهای در گلزنی از روی نقطه پنالتی دارد و هم بخش عمده گلهایش را از جریان طبیعی بازی به دست میآورد. اما تفاوت اندک میان نسبت گلهای پنالتی این 2 بازیکن نشان میدهد هالند اندکی کمتر از امباپه به این ضربات تکیه کرده.
پنالتیها اگرچه موقعیتهای پرشانس برای گلزنی هستند اما تبدیل آنها به گل همیشه آسان نیست. فشار روانی، شرایط حساس مسابقه و جایگاه رقابتی تیم در لحظه اجرای پنالتی میتواند کار را پیچیده کند. این واقعیت که امباپه و هالند هر 2 توانستهاند با درصد موفقیت بالا از نقطه پنالتی گل بزنند، نه تنها بر توانایی فنی آنها تأکید دارد، بلکه به قدرت ذهنیشان هم برمیگردد.

مقایسه کلی
در مقایسه کلی، امباپه نشان داده در بازیهای بزرگ همواره آماده بر عهده گرفتن مسئولیت بوده. گلهای پنالتی او در دیدارهای حساس لیگ قهرمانان اروپا نمونهای روشن از این موضوع هستند. او در موقعیتهایی که تیمش نیازمند آرامش و دقت بوده، پشت توپ ایستاده و با اعتمادبهنفس ضربه را تبدیل به گل کرده. این ویژگی نشان میدهد او علاوه بر توانایی ذاتی در گلزنی از جریان بازی در فشار هم میتواند سرنوشتساز باشد.
هالند در انگلیس عملکردی مشابه داشته. او در بسیاری از بازیهای لیگ برتر و لیگ قهرمانان اروپا توانسته از روی نقطه پنالتی گل بزند و نقش تعیینکنندهای در پیروزیهای تیمش ایفا کند. با این حال، آنچه ارلینگ را متمایز میکند، نرخ بالای گلزنیاش از جریان بازی است. قدرت بدنی، جایگیری دقیق در محوطه جریمه و توانایی استفاده از کوچکترین اشتباهات مدافعان باعث شده بخش عمده گلهای هالند بدون نیاز به پنالتی به ثمر برسند.
هر 2 بازیکن در استفاده از پنالتیها بسیار مؤثرند اما سبک بازیشان تفاوتهای کلیدی دارد. امباپه بیشتر به سرعت، تکنیک فردی و نفوذ از کنارهها متکی است اما هالند با قد و قدرت بدنیاش به عنوان مهاجمی کلاسیک در قلب دفاعها حضور دارد و بیشتر از موقعیتهای نزدیک به دروازه بهره میبرد. این تفاوت سبک، در نوع گلها بازتاب یافته.
آنچه بیش از همه اهمیت دارد، ثبات و تداوم این روند در طولانیمدت است. امباپه هنوز در اوایل دوران حضورش در رئال مادرید قرار دارد و اگر با همین نرخ گلزنی ادامه دهد، میتواند در سالهای آینده رکوردهای داخلی باشگاه و حتی رکوردهای کلی اروپا را بشکند. هالند هم با توجه به سن کم و نرخ گلزنی بالایش، میتواند به رکورددار تاریخ لیگ برتر انگلیس بدل شود.

