واکاوی حضور مالکان آمریکایی در فوتبال انگلیس؛ رویایی از ینگه دنیا
به گزارش فوتبال 360، فکر کنید تام بردی، اسنوپ داگ، راب مک و رایان رینولدز در یک اتاق باشند و سپس جوئل گلیزر، استن کروئنکه و جان دابلیو هنری وارد شوند. کمتر از یک سال دیگر ممکن است چنین صحنهای در هیاتمدیره لیگ برتر رخ دهد. فوتبال انگلیس در حال تغییر است و این تغییر میتواند بسیار عمیق باشد. باشگاههای منچستریونایتد، آرسنال، لیورپول و حتی شفیلدیونایتد و میلوال جزو پرتقاضاترین داراییهای ورزشی جهاناند و مالکان آمریکایی پیشتاز این موج هستند.
مالکوم گلیزر در سال ۲۰۰۵ با خرید ۷۹۰ میلیون پوندی منچستریونایتد، نخستین مالک آمریکایی لیگ برتر شد. ۲۰ سال بعد، ۱۱ باشگاه لیگ برتر تحت مالکیت اکثریتی افراد یا شرکتهای آمریکاییاند. در سطح پایینتر ، ۹ باشگاه اکثریت آمریکایی دارند و حتی صدرنشین لیگ دو، گیلینگام، تحت مالکیت آمریکاییهاست.
آیا این نفوذ میتواند لیگ برتر را به سمت مدلهای NFL و NBA ببرد؟ یعنی سقف دستمزد، مبادله بازیکن و حتی برگزاری بازیهای فصل عادی در خارج از کشور؟ آینده فوتبال انگلیس با رشد مالکیت آمریکایی، ممکن است تغییرات مهم و اثرگذاری را تجربه کند.
در لیگ برتر ۲۰ باشگاه حضور دارند و تنها 3 تیم برنتفورد، برایتون و تاتنهام هاتسپر بهطور کامل تحت مالکیت انگلیسیها هستند. 4 باشگاه پرافتخار تاریخ فوتبال انگلیس، لیورپول (فنوی اسپورتس گروپ)، منچستریونایتد (خانواده گلیزر)، آرسنال (کروئنکه اسپورتس اند اینترتینمنت) و چلسی (کلیرلیک کپیتال/تاد بولی)، عمدتاً در مالکیت آمریکاییها قرار دارند.
سایر باشگاههای با مالکیت ایالات متحده شامل استونویلا، بورنموث، برنلی، کریستال پالاس، اورتون، فولام و لیدز یونایتد هستند. علاوه بر این، چهرههای ورزشی و ستارگان هالیوودی مانند جی.جی. وات، ویل فرل و مایکل بی جردن بهعنوان سرمایهگذاران اقلیت وارد شدهاند.
حتی منچسترسیتی با داشتن ۱۸ درصد سهام تحت مالکیت سیلور لیک، گروه سرمایهگذاری آمریکایی از سرمایه آمریکایی برخوردار شده؛ هرچند مالک اصلی شیخ منصور نام دارد. 5 باشگاه دیگر نیوکاسل، ناتینگهام فارست، ولوز، وستهام و ساندرلند هیچ مالکیت آمریکایی ندارند. به این ترتیب، مالکیت آمریکایی نفوذ گستردهای در لیگ برتر یافته و بخش عمدهای از قدرت مالی و مدیریتی آن را در اختیار دارد.
حضور ستارههای هالیوود، راب مک و رایان رینولدز در رکسهام چشمگیر است اما در دسته دوم فوتبال انگلیس تعداد زیادی باشگاه با مالکان آمریکایی وجود دارد. «اسنوپ داگ» در ژوئیه بهعنوان مالک مشترک سوانزیسیتی درآمد. این باشگاه در نوامبر ۲۰۲۴ توسط برت کراوت و جیسون کوهن خریداری شده بود. تام بردی جزو گروه مالکیت بیرمنگامسیتی است و سهامدار عمده آن، تام واگنر از شرکت «نایتهد کپیتال منجمنت» نیویورک، محسوب میشود.
ایپسویچتاون (صندوق بازنشستگی گیمچنجر)، میلوال، نوریچ، پورتسموث، شفیلدیونایتد و وستبروم تحت مالکیت عمدتاً آمریکایی قرار دارند. شمار باشگاههای لیگ قهرمانی انگلیس با مالکیت آمریکایی به ۹ باشگاه میرسد.
موضوع سرمایهگذاری آمریکاییها در فوتبال انگلیس ترکیبی از جذابیت، هیجان ورزشی، جنبههای شخصیتی و بهویژه پول است. کریس مان، مسئول استراتژی ورزشی گروه Sportsology به ESPN گفت: «سوابق سرمایهگذاری بسیار قابلتوجه است. نمونه بارز آن، منچستریونایتد نام دارد. خانواده گلیزر در ۲۰۰۵ باشگاه را حدود ۸۰۰ میلیون پوند خریدند و تا زمان سرمایهگذاری اینئوس در ۲۰۲۴، ارزش کل باشگاه به بیش از ۴ میلیارد پوند رسید؛ یعنی ۴۰۰ درصد رشد در ۲۰ سال.»
او افزود: «پس از بحران مالی ۲۰۰۸، اقتصاد آمریکا سریعتر از اقتصادهای اروپایی و بهویژه بریتانیا رشد کرد و باعث شد طبقهای از سرمایهگذاران ثروتمند با نقدینگی مازاد بتوانند وارد ورزش اروپا شوند؛ در حالی که بازار آمریکا برایشان گران بود.»
اگرچه صعود یا سقوط تیمها تنش ایجاد میکند (همانطور که برای برنلی، لیدز یونایتد و ایپسویچ رخ داده) اما مزایای انتخاب فوتبال نسبت به ورزشهای سنتی آمریکا آشکار است. هزینه ورودی پایینتر به نظر میرسد. مثلاً چلسی در ۲۰۲۲ با ۲.۵ میلیارد پوند خریداری شد اما فروش باشگاه بوستون سلتیکس در NBA به ۶.۱ میلیارد دلار رسید.
خرید زمین و املاک اهمیت دارد. آرسنال ورزشگاه امارات را به گروه KSE کروئنکه فروخت و منچستریونایتد در طرح ساخت ورزشگاه جدید، پیشنهاد ساخت ۱۷۰۰۰ خانه روی زمین فعلی را داده. با میانگین قیمت خانه ۲۴۲۰۰۰ پوند در منچستر، ارزش زمین بسیار بالاست.
کریس مان تأکید میکند سرمایهگذاری در فوتبال نه صرفاً ورزشی، بلکه سرگرمی است: «تیمها مخاطب وفاداری دارند و همیشه حاضر به پرداخت برای تماشای تیم هستند. پخش زنده جذابیت بین نسلی دارد و توجه جهانی را جلب میکند.»
سایمون جردن، مالک سابق کریستال پالاس، میگوید جریانهای درآمدی سرگرمی یکی از دلایل کلیدی سرمایهگذاری آمریکاییهاست: «تاد بولی و گروهش چلسی را نخریدند چون فکر میکردند چیزی کوچک میخرند. آنها ارزش جهانی باشگاه و دسترسی به طرفداران را در نظر گرفتند.»
همچنین حضور راب مک و رایان رینولدز در ریکسهام نمونهای از اثر «هالهای» است. آنها باشگاه کوچک ولزی را با موفقیت اداره کرده و محصولی سرگرمیمحور خلق کردهاند که الگوی بالقوهای برای سرمایهگذاران آمریکایی محسوب میشود.
در مجموع، انگیزه اصلی آمریکاییها ترکیبی از سود مالی، فرصتهای سرگرمی و شهرت است؛ با تمرکز بر مدیریت حرفهای باشگاه و بهرهبرداری از بازار جهانی فوتبال انگلیس.
باشگاههای تحت مالکیت آمریکایی معمولاً با جلسات متعدد با هواداران، صحبت درباره «همافزاییها» و وعده مدیریت «کممداخله» فعالیت میکنند. هدف آنها ارتقای امکانات ورزشگاهها برای جذب بازار شرکتی و مدیریت از راه دور از آمریکا همراه با «چشمانی در محل» برای اجرای برنامههاست. این روند در سایر باشگاههای خریداریشده توسط آمریکاییها مشاهده شده .
پاراگ ماراته، رئیس باشگاه لیدز یونایتد در مصاحبهای با ESPN در ۲۰۲۱ پس از خرید سهام باشگاه، استراتژی خود را توضیح داد: لیدز امروز مشابه 49ers در 15 سال پیش است؛ هر 2 تیم دارای تاریخچه و هواداران پرشور بودهاند اما با مشکلاتی مواجه شدند. تجربه ساخت ورزشگاه جدید در آمریکا به لیدز الهام داده تا با مدرنسازی و گسترش ورزشگاه الندرود، باشگاه را متحول کند.
4 سال بعد، لیدز پس از سقوط در ۲۰۲۳ به لیگ برتر بازگشت و مسیر توسعه ورزشگاه را آغاز کرد؛ مسیری که قبلا توسط باشگاههای تحت مالکیت آمریکایی مانند لیورپول، بورنموث، برنلی و فولام طی شده بود. تمرکز این رویکرد بر ایجاد زیرساختهای قوی و مدیریت حرفهای با حفظ تعامل محدود و مؤثر با هواداران است.
دیدگاه هواداران نسبت به مالکیت آمریکایی در فوتبال انگلیس متنوع است و معمولاً به موفقیت یا ناکامی تیم بستگی دارد. در رکسهام، راب مک و رایان رینولدز با رویکردی کممداخله و تمرکز بر سرگرمی و برندینگ، محبوبیت زیادی یافتهاند و باشگاه را به آستانه صعودی تاریخی رساندهاند. در لیورپول گروه FSG با وجود اعتراضها درباره قیمت بلیت و ماجرای سوپر لیگ، با قهرمانیهای لیگ برتر و لیگ قهرمانان اروپا و سرمایهگذاری گسترده در تیم، اعتماد نسبی هواداران را حفظ کرده است.
اما در منچستریونایتد، خانواده گلیزر بهشدت منفورند. خرید باشگاه در ۲۰۰۵ بدهیهای سنگینی ایجاد کرد و طی 2دهه بیش از ۱.۲ میلیارد پوند از منابع آن خارج شد. هواداران این روند را نشانه «آمریکاییسازی فوتبال» میدانند؛ انچه باشگاهها را به «فرانچایز»های بیروح تبدیل میکند. با این حال، گلیزرها با تکیه بر تجربه NFL توانستند درآمد تجاری یونایتد را از ۱۵۷ میلیون پوند در ۲۰۰۵ به بیش از ۶۶۰ میلیون پوند در ۲۰۲۵ برسانند. به گفته کارشناسان، دیگر باشگاهها هم از آن الهام گرفتهاند.
چلسی پس از تصاحب توسط تاد بولی شاهد نوآوریهایی مانند تحلیل دادهها و قراردادهای بلندمدت بازیکنان بوده اما تصمیمات بحثبرانگیز از جمله واگذاری فروش بلیت به شرکتی وابسته به بولی، اعتراض هواداران را برانگیخته . نمونه ورکسام نشان میدهد اگر تعادل میان منافع تجاری و احترام به فرهنگ فوتبالی حفظ شود، مالکیت آمریکایی میتواند به رشد و محبوبیت منجر شود؛ در غیر این صورت، به منبع نارضایتی بدل خواهد شد.
در سال ۲۰۲۵، ۱۱ باشگاه لیگ برتر در مالکیت آمریکاییها هستند اما هر تغییر قانونی در لیگ نیازمند رأی موافق ۱۴ باشگاه است. این بند از سال ۱۹۹۲ برای جلوگیری از سلطه باشگاههای بزرگ تصویب شد. مالکان آمریکایی همیشه موضع یکسانی ندارند. در نوامبر گذشته، اصلاحات مربوط به «معاملات طرف مرتبط» با رأی ۱۶ به ۴ تصویب شد. منچسترسیتی، آستونویلا، نیوکاسل و ناتینگهام فارست با آن مخالفت کردند. سایر باشگاههای نظر مثبت داشتند.
منابع نزدیک به لیگ تأکید دارند تصور تغییر ساختار لیگ برتر به سبک آمریکا، مانند اعمال سقف دستمزد یا انتقال بازیها به خارج، نادرست است. یک منبع به ESPN گفت: «این باشگاهها یکصدا عمل نمیکنند و نمیخواهند لیگ را آمریکایی کنند. برای موفقیت باید با هواداران و جامعه محلی هماهنگ باشند.»
در واقع، مالکان جدید ضمن احترام به سنتهای فوتبال انگلیس، هرکدام شیوه مدیریتی خاص خود را دارند. نمونهاش بیل فولی، مالک بورنموث است که صراحتاً با برگزاری بازیهای لیگ در خارج مخالفت و بر اهمیت حفظ سنتها و بازی در حضور هواداران محلی تأکید کرده. پس اگر یکی از مالکین، مانند اسنوپ داگ، مک و رایان رینولدز یا تام بریدی، تیمهای خود را در فصل بعد به لیگ برتر برسانند، چه اتفاقی میافتد؟
حضور ستارگانی چون اسنوپ داگ، تام بردی، راب مک و رایان رینولدز میتواند جذابیت سلبریتیها را در لیگ برتر افزایش دهد و اگر تیمهای سوانزی، بیرمنگام و رکسهام صعود کنند، شمار باشگاههای تحت مالکیت آمریکایی بیشتر خواهد شد. با این حال، برای رسیدن به ۱۴ باشگاه آمریکایی، باید 3 تیمِ غیرآمریکایی سقوط کنند.
تجربه شکست پروژه سوپر لیگ نشان داد هواداران انگلیسی به سنتها و ساختار فوتبال خود حساس هستند و هرگونه تغییر بنیادی مانند حذف صعود و سقوط با مقاومت شدید روبهرو میشود. همین حساسیت باعث شد طرح قدیمی برگزاری بازیهای لیگ برتر در خارج از کشور کنار گذاشته شود. ریچارد مسترز، مدیرعامل لیگ برتر، اخیراً تأکید کرد این ایده «به پایان رسیده» زیرا لیگ توانسته با پخش جهانی، فناوری دیجیتال و سرمایهگذاریهای مختلف، بدون ترک انگلیس به جایگاهی جهانی برسد.
بنابراین فعلاً خبری از مدلهای ورزشی آمریکایی مانند سقف دستمزد یا مسابقات خارج از کشور نخواهد بود. با این حال، جذابیت مالی، غیرقابل پیشبینی بودن نتایج و سنتهای فوتبال انگلیس همچنان انگیزه اصلی سرمایهگذاران آمریکایی است. در نهایت با افزایش نفوذ آنها، مرکز قدرت فوتبال انگلیس میتواند بهتدریج به سمت ایالات متحده متمایل شود.

