پست مدیریتی برای خداداد عزیزی در پرسپولیس؛ «چرا عاقل کند کاری...»
به گزارش فوتبال 360، فوتبال در ایران به قدری با اتفاقات ناهمگون عجین شده که هیچ خبری، با غافلگیری مخاطبانش همراه نمیشود؛ مثلا همین روزها که شایعهای تایید نشده، خبر از حضور خداداد عزیزی در پرسپولیس میدهد. یعنی انتقال یکی از جنجالیترین مدیران ورزشی یا سرپرستهای ورزشی از تراکتور به پرسپولیس. درست است که این انتقال به اندازه یک جابهجایی بازیکن در این مسیر خبرساز نیست؛ اما دستکمی از آن نخواهد داشت. به ویژه آنکه خداداد در همین یکی دو فصل اخیر آن قدر ماجراهای ناراحتکننده با پرسپولیسیها داشته و دلآزردگی به وجود آورد که بعید است نزد بخش کثیری از هواداران این باشگاه تهرانی، محبوبیت و مقبولیتی داشته باشد.
بازیکن دیروز، مدیر جنجالی امروز
خداداد عزیزی چهره منحصر به فردی در فوتبال ایران است؛ نماد سختکوشی در دوران نوجوانی و جوانی و رسیدن به قله تیم ملی. او هنوز هم نان همان گلی را میخورد که به استرالیا زد و ایران را به جام جهانی برد؛ البته به قدری شیرین بود که آن نان را با شایستگی میل میکند. با این وجود، منهای همان اتفاق خاطرهانگیز، از اسم خداداد به ویژه در روزهای پس از فوتبالش (البته که در روزهای فوتبالیاش هم بدون حواشی نبود) حاشیه میبارد. او در یکی دو فصل اخیر با سمت مدیریت ورزشی باشگاه تراکتور، تجربه جدیدی در این زمینه به دست آورده که به حواشی پیرامونش افزوده است. برای بررسی و چگونگی مدیریت خداداد در این پست فقط کافی است اسم او «گوگل» شود تا سهمش از حاشیه فوتبال ایران مشخص شود. از همه بدتر اینکه، در مکتب او جنجال یعنی تعصب؛ همان موضوعی که خوشایند بخشی از هواداران باشگاههاست. از این منظر اما پرسش، پررنگتر میشود؛ خداداد با کدام متر و معیار قرار است به پرسپولیس بیاید؟ پرسش اصلی این است که او این سمت و پست جدید را پاداش کدام رفتارش در فوتبال و یا بیرون از فوتبال میداند؟
مثبت 18های تکراری
سهم خداداد عزیزی در فوتبال ایران محفوظ است؛ او بخشی از نسل فراموشنشدنی 98 فوتبال ایران است. با این وجود، مثل اکثر قریب به اتفاق آن نسل، سهمشان از سفره فوتبال را گرفته و به طریقی دستی بر این آتش داشته و یا همچنان دارند. اتفاقا خداداد در زمره همانهایی است که مشمول «همچنان» میشود. او تقریبا همه جا دیده میشود؛ از برنامههای با و بیربط تلویزیونی و نمایش خانگی گرفته تا سفر به جنوب لبنان به همراه علیرضا دبیر و وحید شمسایی. با این وجود، بخش زیادی از اظهاراتش نشانی از ادبیات مدیری که باید سرلوحه کار قرار بگیرد، ندارد؛ مثبت 18هایی دارد که به آنها میبالد. جالب است محرومیتی هم برایش بریده نمیشود و اگر بریده شود، مشمول بخشش میشود.
مخلص کلام اینکه مدیری با چنین پیشینه و ادبیاتی، با آن همه داستان ریزودرشت با هواداران پرسپولیس، چه آوردهای برای این باشگاه تهرانی خواهد داشت که واژه سنگین «فرهنگی» - ورزشی را یدک میکشد؟ آیا پرسپولیس به اندازه کافی حاشیه ندارد؟

