football360 logo
360-club-icon
360-club
360-camera

از رد تماس نخست وزیر کانادا تا اظهار لطف زلاتان؛ خوش به حال تاج و قلعه‌نویی!

10 تیر 1405 ساعت 19:0078 نظر
دستاوردسازی از «هیچ» هنوز هم سرلوحه فدراسیون فوتبال و عوامل تیم ملی است.

به گزارش فوتبال 360، تیم ملی فوتبال ایران توفیقی در جام جهانی 48 تیمی هم نداشت. این تیم که پس از 4 سال همکاری با امیر قلعه‌نویی به عنوان سرمربی، شرایط مساعدی داشت تا برای اولین بار از گروه صعود کند، ناکام ماند. ماجرا از این قرار است که برای اولین بار در تاریخ، جام جهانی با حضور 48 تیم برگزار شد. این موضوع فرصت خوبی در اختیار تعدادی از کشورها از جمله ایران گذاشته بود تا برای یک بار هم که شده در تاریخ از مرحله گروهی صعود کنند. اگرچه در مقایسه با دوره‌های گذشته این صعود چندان هم به درد نمی‌خورد یا حداقل نمی‌شد از طریق آن حماسه‌سازی کرد، باز محقق نشد.

 ایران در گروه مناسبی قرار گرفته بود و اگر می‌توانست از سد تیم ضعیف نیوزیلند عبور کند، آن وقت شانس این را داشت تا این روزها در مرحله یک‌شانزدهم نهایی جام جهانی به میدان برود. با این حال، نمایش فنی این تیم و احتیاط بیش از اندازه، کار صعود را به اماواگر کشاند تا دست‌آخر تیم ملی با 3 امتیاز از 3 بازی، حتی در بین برترین تیم‌های سوم هم قرار نگیرد و فرصت بزرگ از دست برود.

تلاش برای حماسه‌سازی

تیم ملی فرصت مهمی را از دست داده؛ به قدری این فرصت‌سوزی به چشم‌ آمده که نمی‌شود از آن دفاع کرد. این تیم که با کلی توجه و سرمایه می‌توانست وعده سرمربی‌اش برای صعود با کسب حداقل 4 امتیاز را محقق کند، از صعود به جمع 32 تیم برتر هم بازماند. همین گزاره برای ثبت شکستی باورنکردنی برای این تیم و مجموعه‌اش کافی است. با این حال، به جای عذرخواهی، فضای عجیب‌تری شکل گرفته و اطرافیان تیم ملی به همراه فدراسیون فوتبال سعی در حماسه‌سازی دارند. 

تاکید بیش از اندازه آن‌ها روی بدون شکست ماندن تیم ملی یکی از این نشانه‌هاست. در واقع آن‌هایی که نفع‌شان در تداوم وضع موجود است تمایلی به دیدن ضعف‌های بزرگ و آشکار این تیم نداشته و قاعدتا در پی حفظ صندلی‌ای هستند که از ابتدا هم شایستگی‌شان برای نشستن روی آن محل تردید بود. جالب است که در این مسیر، رو به فکت‌های نادرست هم آورده و سعی کرده دستاوردی برای خود بسازند. 

در این مسیر فقط کافی است بخش کوچکی از حرف‌های امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی، زمان خداحافظی از هواداران این تیم در تیخوانا مورد بررسی قرار بگیرد. قلعه‌نویی می‌گوید بزرگان فوتبال دنیا از جمله مورینیو، آنری، زلاتان و گری نویل از تیم و نمایشی که ایران داشته تعریف و تمجید کرده. سرمربی، این تعریف و تمجیدها را یکی از دستاوردهای حضور ایران در جام جهانی می‌داند. اصل داستان اما کمی با آنچه که قلعه‌نویی روایت کرده، متفاوت است. مورینیو اظهارنظری در این مورد نداشته، گری نویل مشخص نیست از کجا به ذهن امیر رسیده و روایت زلاتان هم به قدری درباره تیم ملی ایران خبرساز است که نمی‌توان آن را پای تعریف گذاشت. فقط در یک نمونه کافی است به جملاتی که زلاتان به عنوان یکی از کارشناسان شبکه «فاکس اسپرت» بیان کرده، برگشت. او درباره بازی تیم ملی ایران با بلژیک گفته بود: «نیمه اول تقریبا خوابم برده بود. اما نیمه دوم واقعا خوابم برده بود! چیز خاص دیگری در این بازی ندیدم که بخواهم درباره‌اش صحبت کنم».

اینکه قلعه‌نویی چطور چنین جملاتی را به پای تعریف و تمجید گذاشته مشخص نیست؛ اینکه اصولا این تیم با دو مدیر و مشاور رسانه‌ای که باید در این لحظات به کمک سرمربی بیایند هم کاری نکرده تا امیر از فکت‌های غیرواقعی استفاده کند، موضوع مبهمی است. با این حال، بخش اصلی همان است: چرا سرمربی تیم ملی به دنبال دستاوردسازی از جامی است که غیر از ناکامی نمی‌توان اسم دیگری برای توصیفش به کار برد؟

تاج و نخست وزیر کانادا را هم فراموش نکنید

ماجرای تیم ملی به قدر کافی داستان‌های عجیب و حیرت‌انگیز دارد؛ تیمی که این روزها از اظهارات جعلی کارشناسان مطرح دنیا به دنبال دستاوردسازی است، تکلیفش روشن است. هرچند که نباید از این مجموعه گلایه هم کرد؛ چراکه قبل از قلعه‌نویی، دستاوردسازی از «هیچ» در دستور کار مهدی تاج و سخنگو و رفقایش در فدراسیون فوتبال هم قرار گرفته است. هنوز داستان ریپورت شدن تاج و هدایت ممبینی از فرودگاه کانادا قدیمی نشده؛ یک برخورد زشت که شان و شخصیت فوتبال ایران را زیر سوال برد. با این حال، رئیس فدراسیون و رفقای همکارش در خیابان سئول، به جای پذیرش واقعیت، روایت را به سبک دلخواه خود عوض کردند. آن‌ها از تاج «قهرمانی» ساختند که برای حفظ عزت ایران حاضر نشده تلفن نخست‌ وزیر کانادا را هم پاسخ دهد! یک روایت «سوررئال» که مشخص نشد سناریوی آن توسط چه کسی نوشته شد تا تیغ انتقادات رگ مهدی تاج را نشانه نرود.

به هرروی که خوش به حال این مجموعه؛ آن‌ها فوتبال و اتفاقاتش را از دریچه‌ای که می‌خواهند دنبال می‌کنند و کاری به واقعیت داستان ندارند. آن‌ها تصور می‌کنند دستاوردسازی از هیچ برای‌شان برگ برنده و بقایی در آینده است. به ویژه اینکه ذهن مخاطب فوتبالی را هم فراموش‌کار می‌دانند. 

Loading...
Loading...
Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...