پُز دادن به 3 تساوی در تیم ملی؛ «با من از نیوزیلند بگو»
به گزارش فوتبال 360، تیم ملی فوتبال ایران در سریعترین حالت ممکن از جام جهانی کنار رفت. شاگردان امیر قلعهنویی که انتظار میرفت بعد از 48 تیمی شدن جام جهانی و شانس صعود 8 تیم برتر سوم گروههای 12گانه، کار سادهای برای صعود به مرحله حذفی داشته باشند، از انجام این مهم بازماندند تا یکی از ناکامهای این تورنمنت لقب بگیرند. این ناکامی البته با تعابیر دیگری هم همراه میشود؛ مثلا عدهای از همراهان این مجموعه آن را پای بدشانسی میگذارند، عدهای دیگر شرایط جنگی را در آن دخیل میدانند و عدهای هم که سیر در رویایشان خوب است، این سه تساوی را دستاورد توصیف کرده و پُز آن را به منتقدین تیم ملی میدهند.
شانس و جنگ قبول ولی ...
قبل از ورود به بحث نیاز است همین ابتدا برای چندمین بار عنوان شود نتایج تیم ملی در جام جهانی فاجعه نبود؛ ایران اگر کمی شهامت و شجاعت فنی داشت میتوانست راحت مسافر مرحله حذفی شود اما شکست نخوردن در همین 3 بازی هم برای تیمی که مرحله آمادهسازی نرمالی نداشت، نمیتواند فاجعه تلقی شود. با این وجود، چنین موضوعی به معنای دستاورد و قهرمانسازی نیست. تیم ملی در ضعیفترین حالت ممکن هم «باید» از سد نیوزیلند، ضعیفترین تیم حاضر در جام جهانی، عبور میکرد و اجازه نمیداد کار به اماواگر بکشد. با این حال، آنالیز ضعیف، نمایش بد در خط دفاعی و عدم جسارت لازم باعث شد تا ایران از همان دیدار فقط یک امتیاز بگیرد. از آن به بعد هم که به جای امور فنی، کار به قضا و قدر سپرده شد تا مگر چند تیم دیگر برای ایران بازی کنند به این امید که شاگردان امیر بتوانند به عنوان یکی از تیمهای برتر سوم راهی مرحله حذفی شوند. پرواضح است که چنین نشد.
ضمن اینکه درگیری کشور با جنگ، نداشتن رقبای تدارکاتی مناسب، آمادهسازی نه چندان مطلوب و یکی دو موضوع دیگر هم روی روند کلی این تیم اثر گذاشت؛ هرچند که این اثر به قدری نبود که توجیهکننده عدم صعود ایران به مرحله حذفی شود. چرا که هیچ یک از بازیکنان و اعضای کادرفنی تیم ملی ارتباط مستقیمی با جنگ نداشته و در مقایسه با نمونههای مشابه که چنین مواردی میتوانست برای تیم تولید انگیزه کند، چنین نشد. مثال واضح در این مورد تیم ملی عراق است که روزگاری که کشورش درگیر جنگ بود «بهانه» نیاورد و قهرمان آسیا شد. یا همین تیم ملی ایران در زمانهای مشابه، پیشتر، نتایج بسیار خوبی کسب کرده بود. این موارد دقیقا همان موضوعی است که باعث میشود نتایج تیم ملی در جام جهانی فاجعه نباشد ولی برای صعود به مرحله بعدی، به ویژه با تغییر فرمت، ناکافی به نظر برسد.
با من از نیوزیلند بگو
مشکل عمدهای که بدنه کادرفنی، فدراسیون فوتبال و تعدادی دیگر از موافقان امیر و کادرفنیاش، تاکید آزاردهندهای روی آن دارند، «شکستناپذیری» در جام جهانی است. مشخص نیست وقتی کسب سه تساوی باعث نشده تیم ملی از گروهش صعود کند، تاکید این عده روی شکستناپذیری به غیر از تحریف واقعیت چه هدف دیگری دارد. آیا شکست نخوردن در جام جهانی دستاورد است؟ برای این عده شاید مرور داستان همین تیم نیوزیلند، کشوری با 5 میلیون جمعیت، بد نباشد. نیوزیلند که ایران برخلاف دو رقیب مدعی دیگر گروه «G» نتوانست مقابلش برنده از زمین خارج شود، در جام جهانی 2010 نتایجی شبیه به تیم ملی ایران در این دوره کسب کرد. آن زمان تازه تعداد تیمها 32 تا بود و نیوزیلندیها در گروهی قرار گرفته بودند که ایتالیا، پاراگوئه و اسلواکی در آن حاضر بودند. با این وجود، همین نیوزیلند با همه همگروههایش مساوی کرد و دست آخر بالاتر از ایتالیا در رده سوم ایستاد ولی از صعود به مرحله حذفی بازماند.
حالا تصور اینکه اگر ایران در گروهی بود که در آن بالاتر از ایتالیا قرار میگرفت، این مجموعه فعلی، چه حماسهها از آن نمیساختند، بماند! با این وجود، موضوعی که نیاز است حماسهسرایان کنونی به آن توجه کنند نیوزیلند است؛ آنها حذف شدند و برایشان کسب سه امتیاز پُز دادن نداشت و از آن دستاورد نساختند. تازه این ماجرا درباره تیمی است که آن روزها رنکینگش در فیفا مثل همین روزها تعریفی نداشت؛ وگرنه اگر قدرت رنکینگ این تیم به اندازه ایران بود که خودش را به عنوان نماینده سید دوم به جام جهانی برساند، شاید میتوانستند با قرعه مناسبتر دست به کار بزرگی هم بزنند.
به هر روی، قبل از ادامه دادن به دستاوردسازی جعلی برای این تیم ملی، بهتر است از نیوزیلند گفته شود؛ تیمی که با 3 تساوی از 3 امتیاز در جام جهانی 2010، بالاتر از ایتالیا در گروه ایستاد ولی از آن پلی برای خلق حماسه نساخت.

