سرمربیان ناکام در دوراهی اخراج و استعفا؛ همه به جز یکی
به گزارش فوتبال ۳۶۰، هنوز جام جهانی 2026 به پایان نرسیده اما ۱۵ سرمربی به دلیل عملکرد ناموفق از هدایت تیمهای ملی خود کناره گرفتهاند. در داخل مرزهای ایران اما خبری از مسئولیتپذیری و پایین آمدن بانیان ناکامی تیم ملی از پلکان غرور نیست و سران فوتبال کشور تازه برای جام ملتهای آسیا دندان تیز کردهاند.
منتظر تن دادن سرمربی تیم ملی و سران فدراسیون به گفتوگوهای مطبوعاتی شفاف و ارزیابی منصفانه کارنامه چند سال اخیر فوتبال ایران نباشید. بالانشینان نردبان فوتبال از تساویهای متوالی و مصاحبههای خیالی ستارهها دستاورد ساختهاند و بدترین عملکرد ایران در ادوار جام جهانی را موفق ارزیابی میکنند. تبلیغ عملکرد پیرترین تیم حاضر در جام جهانی به دلیل ۳ تساوی مقابل مصر، بلژیک و نیوزیلند مضحک به نظر میرسد اما فوتبال ایران حقیقتاً شکستناپذیر است چون همواره شکست میخورد اما هرگز نمیپذیرد.
وقتی راه نیافتن به جمع ۳۲ تیم برتر جهان موفقیت ارزیابی شود، نه تنها واژهها معنای خود را میبازند، بلکه هیچ امیدی برای پیشرفت زنده نمیماند زیرا پذیرش و درک ناکامی، خمِ اولین کوچه ترقی است.

سرمربیان در عرصه باشگاهی به ندرت از سمت خود استعفا میکنند و با طمع به بندهای مالی قرارداد، روزهای سخت و سیاه را تا مشاهده برگه برکناری رسمی تحمل میکنند. در فوتبال ملی حیثیت و اعتبار یک کشور مطرح است و به محض کسب نتایج ناکافی، مسئولیتپذیری شخص سرمربی با عذرخواهی و کنارهگیری از نیمکت نمود پیدا میکند. در غیر این صورت سران فوتبال هر کشور با تصمیمات قاطع برای مدیریت فوتبال ملی، دغدغهمندی خود را برای آینده ورزش آن سرزمین نشان میدهند.
در ایران اما فارغ از مسئولیتناپذیری همیشگی افراد دخیل در ناکامیها، چشمها از تبدیل شدن عاملان افول فوتبال ملی به طرف طلبکار مناقشه به حیرت میافتد. سرمربی، کادر فنی و سران فدراسیون نه به گفتوگوهای مطبوعاتی بدون پیششرط و فراگیر تن میدهند، نه ذرهای از مسئولیت کسب بدترین نتیجه تاریخ ایران در ادوار جام جهانی را به دوش میکشند و نه حتی کارنامه مردودی تیم ملی را غیرموفق میدانند.

تصویر مغموم سرمربی تیم ملی بعد از تساوی مقابل مصر بهجای اینکه نماد حسرت و بدشانسی فوتبال ایران باشد، به دستمایه طنزهای توئیتری تبدیل شد.
خبرنگار تلویزیونی در اولین مصاحبه بعد از ورود تیم به ایران، بدون اینکه قصد شوخی یا تمسخر داشته باشد، «به نمایندگی از ۹۰ میلیون ایرانی» گفت: «کاروان تیم ملی پرافتخار برگشت. هواداران فوتبال شاهد رشادتها، ازخودگذشتگی و افتخارآفرینی بچههای تیم ملی بودند. همه دوستداران ورزش به امیر قلعهنویی افتخار میکنند. او از جانگذشتگی به خرج داد» سرمربی تیم ملی با لبخند به چربزبانیهای رسانههای مجیزگو پاسخ میدهد. او بعداً در صفحه شخصی خود طومار بلندی خطاب به مردم ایران نوشت و رویای کودکانه ساعت برنارد را زنده کرد: «کاش قدرتی داشتم بعد از گل شجاع، زمان را همان جا متوقف کنم... کاش میتوانستم چند سانتیمتر آفساید را پاک کنم یا توپهایی که به تیر خوردند را به گل تبدیل کنم.» این روزها به پیروی از حکایت الاغِ بهسرقترفته ملانصرالدین، همه در ناکامی تیم ملی مقصرند جز خود سرمربی و سران فدراسیون. ما از همه طلبکاریم؛ از قانون آفساید و VAR تا تیر دروازه، تقدیر الهی و بازیکنان اتریش، الجزایر و سنگال. دنیا و هر آنچه در آن است، موظف بودند راه موفقیت ما را هموار کنند و با کمکاری آنها، به تعبیر سرمربی تیم ملی، «جام جهانی یک صعود به مردم ایران بدهکار شد».

دائماً از مشکلات و کاستیها و دردسرها میگویند اما یک سوال؛ نقش سرمربی تیم ملی به عنوان مسئول اصلی تیم در مطالبه و تلاش برای افزایش امکانات چیست و او تا چه حد در این مسیر قدم برداشت؟
مردم ایران مفهوم جنگ را در مغز استخوان خود حس میکنند و استعارههای «از خود گذشتگی» و «جنگیدن» سازگاری چندانی با عملکرد میلیاردرهای همیشهناکام ندارد. جایزههای هنگفتتان را بگیرید و به بقا در رأس هرم فوتبال ایران ادامه دهید؛ این اداها به شما نمیآید.
دستیار سرمربی تیم ملی با لحنی طلبکارانه مدعی میشود «فوتبال موضوعی تخصصی است» و تلویحاً دانش عموم مردم را برای اظهار نظر در مورد عملکرد تیم ملی ناکافی میداند. او برای محک زدن دانش مجری باسابقه ورزشی و کمقدر کردن انتقادات نرم و مودبانه او، تعریف «build up» را از او میپرسد. نکته طنزآمیز این است؛ پایگاههای آماری «build up» یا طرحریزی حمله را با شاخص ثبت ۱۰ پاس متوالی پیش از شلیک توپ تعریف میکنند و تیم ملی جام جهانی را بدون حتی یک طرحریزی حمله به پایان برد؛ کمتر از هر تیم دیگر در جام جهانی 2026. برای مقایسه؛ عراق ۲، ازبکستان ۲، کوراسائو ۳، پاناما ۳، هائیتی ۴، نیوزیلند ۴ و کیپورد ۵ طرحریزی و حمله تاکتیکی را به ثبت رساندند.

مسئولیتپذیری نه به بزرگنمایی مشکلات نیاز دارد، نه به فریاد بر سر منتقدان و وطنفروش خواندن آنها و نه به نوشتن بیانیههای بلند با جمله «سهم خودم از نتایج را میپذیرم. مربی بیاشتباه نیست.» از سرمربیانی با کارنامههای پروپیمانتر از خود یاد بگیرید. روبرتو مارتینس بعد از حذف پرتغال مقابل اسپانیا استعفا کرد و گفت: «با هدف قهرمانی جام جهانی آمدم و حالا ادامه همکاری بیمعنی است.» فدراسیون فوتبال تونس در بیانیه اخراج صبری لاموشی نوشت: «ما غرور خود را داریم و باید واکنش نشان دهیم.» اروه رنار در تلاش برای صعود این تیم ناکام ماند، به سرعت استعفا کرد و گفت: «حضور روی نیمکت تونس باعث افتخار من است.»
هونگ میونگبو در مواجهه با انتقادات، رفت و گفت: «جایگاه سرمربی تیم ملی چنان مسئولیتی دارد که به هیچ توضیحی نیاز نیست.» پای او بعد از انتقادات رئیسجمهور، برای دادرسی به مجلس کره جنوبی هم باز شد. مارچلو بیلسا، بعد از ناکامی با اروگوئه عذرخواهی و استعفا کرد و اظهار داشت: «من هیچ ثمرهای برای فوتبال این کشور به جا نگذاشتم.» رئیس فدراسیون فوتبال آلمان بعد از اخراج یولیان ناگلزمن گفت: «اولویت اصلی ما موفقیت تیم است و بعد از این ناکامی تلخ باید شروع دیگری را تجربه کرد.» خاویر آگیره بعد از صعود به جمع ۸ تیم برتر جهان و حذف غمانگیز و قهرمانانه مقابل انگلیس مدعی، از سمت خود کنارهگیری کرد: «شکست شکست است. بهانه نمیآورم. کلمه دیگری ندارم.»
۱۵ سرمربی در جریان جام جهانی شغل خود را از دست دادند و این عدد افزایش پیدا خواهد کرد. برای پیشرفت در فضای فعلی اگر امید اندکی هم باشد، باید این بارقه امید را در شفافسازی، شناخت ابعاد ناکامیها، جوانگرایی و برنامهریزی جستوجو کرد نه با قمار روی حماسهسازیهای پوچ و مجیزگویی چهرههای میکروفونبهمزد رسانهای. پیشرفت فوتبال نه دغدغه عمومی مردم است و نه هدف مدیران. در گرماگرم آتش و بحران و در زیر سایه نحس کشتار و جنگ و تحریم و بمباران، فوتبال سیری چند؟
* سجاد اجاقی

