فلسفه نامگذاری استادیومهای معروف؛ از قلب اروپا تا سرزمین آمازون
به گزارش فوتبال 360، برخی استادیومهای فوتبال در اروپا، نام خاصی دارند و هر نام نیز فلسفهای را پشت سرش یدک میکشد. به عبارت دیگر، هر نام بازگوکننده هویتی است که طرفداران فوتبال فارغ از قومیت، رنگ پوست، ملیت و حتی جنسیتشان، مجالی برای فریاد زدن یک مورد مشترک یافته در آن جمع شده و هویتشان را همصدا با یکدیگر فریاد میزنند.
از بریتانیا گرفته تا آمریکای جنوبی از اروپا تا آفریقا و از سیبری تا قلب مدیترانه، استادیوم های فوتبال با نامهایی خاص به چشم میآیند. اگر نام اسپانسر یا حامی مالی بر تابلو ورودی استادیومها نقش نبندد و استادیوم اختصاصی با توجه به نام تیم، یوونتوس آرهنا شناخته نشود، باید به دنبال دلیل ویژهای برای شناختن هویت یک استادیوم گشت.
یک استادیوم و 2 نام
مشهورترین استادیوم در شمال ایتالیا، استادیومی است که توسط 2 تیم بزرگ شهر به صورت مشترک استفاده میشود. در پایگاه هواداری 2 تیم اما استادیوم را به 2 نام متفاوت میشناسند. سن سیرو، نام محلهای است که استادیوم در آن واقع شده و مختص میلانیهاست و جامعه اینتری در شهر، این استادیوم را به افتخار بازیکن مشهورشان که 2 بار مرتبه در سالهای ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸ جام جهانی را با ایتالیا بالای سر برد، به نام «جوزپه مهآتزا» میشناسند. پس اگر روزی در جمع هواداران میلانی قصد نام بردن از استادیوم را داشتید، از نامِ مختص به خودشان استفاده کنید. استفاده اشتباه از نام استادیوم، همچون پوشیدن پیراهن تیم رقیب در سکوی ویژه تیفوسیهای تیم دیگر است!
به یاد سربازان رفته
جهنمِ خانگی لیورپولیها در مرسیساید، استادیومی که بزرگان بسیاری را در آن سلاخی کرده و آبی بر آتشِ رویاهای بسیاری از تیمهای مدعی ریختهاند، بسیار آشناست. از منظر ریشهشناسی لغت، «Anfield» از فرهنگ لغات انگلیسی میانه در امپراطوری بریتانیا مشتق شده و به معنای «زمینی واقع شده روی سرازیری» است. قسمتی از سکوهای استادیوم خانگی لیورپول به افتخار صدها سرباز اهل مرسیساید که در دومین جنگ بوئر (۱۸۹۹ تا ۱۹۰۲) در آفریقای جنوبی حین نبرد با هلندیهای ساکن این منطقه در عملیات «Spion Kop» روی بلندیهایی با همین نام کشته شدند، نامگذاری شده است. این جنگ از یازدهم اکتبر ۱۸۹۹ آغاز شد و هر حمله نظامی انگلیسیها طی این جنگ به شکست ختم میشد. انگلیس بهترین سربازان و ژنرالهایش از جمله ژنرال کیچنر، ژنرال کمپ، ککویچ و رابرتز را به جنگ بوئرها فرستاده بود و همه در این جنگ کشته شدند؛ جنگی که آغازی برای پایانِ امپراطوری بریتانیای کبیر به حساب میآید.
تئاتر رویاها
منچستریونایتدیها را به اصالت همراه با افتخار میشناسند. تیمی که از دل فاجعه مونیخ، ققنوسوار زنده ماند و از خاکسترهای یک تیم باتجربه، جوانانی بینام و نشان برخاستند که در نهایت به قهرمانی اروپا رسیدند. شاید اگر بچههای بازبی نبودند، امروزه منچستریونایتدی هم وجود نداشت و شاید «فرگوسن» هم «سر الکس» نبود! در روزگاری که بسیاری باشگاهها از ورزشگاه قدیمی خود به محلهایی جدید نقل مکان میکنند، منچستر یونایتد، اولدترافورد را همچون یک میراث ماندگار حفظ کرده و در صورت نیاز، گسترش میدهد. «ترافورد»، همان منطقهای در شهر منچستر است که رودخانه باشکوه ایرول را در خودش جای داده بود و زمانی که این منطقه 2 تالار اصلی داشت، یکی را به نام «Old Trafford» یا «ترافوردِ قدیمی» و دیگری را به نام «ترافورد جدید» میشناختند. استادیوم اختصاصی منچستر یونایتد هم نامش را از همان تالار باشکوه قدیمی وام گرفته است.
لقب این استادیوم «تئاتر رویاها» است. 2 سال پیش از فاجعه مونیخ، روزی که سانتیاگو برنابئو، رئیس فقید رئال مادرید که استادیوم اختصاصی این باشگاه به افتخار او نام گذاری شده، به مت بازبی پیشنهاد سرمربیگری رئال مادرید را داد و گفت: «به رئال مادرید بیا تا بهشت را برایت مهیا کنم»؛ سر مت بازبی، بهترین شغل در جهان فوتبال و سرمربیگری در تیمی که 5 سال متوالی قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شده بود را نپذیرفت و پاسخ داد: «منچستر یونایتد، بهشتِ من است». از آن روز این جمله ماندگار بخشی جدانشدنی از استادیوم اختصاصی این تیم تبدیل شده و زمانی که 8 سال پس از فاجعه مونیخ، مت بازبی با جوانانی کم نام و نشان قهرمانی اروپا را برای شیاطین سرخ به ارمغان آورد و به سلطه رئال مادرید پایان داد، سر بابی چارلتون به آن بنر نصب شده در الدترافورد اشاره کرد و گفت: «اینجا منچستر یونایتد، تئاتر رویاهاست»
جایی که در طول تاریخ 144 سالهاش، هرگونه نمایشی را برای هواداران فوتبال بر روی صحنه برده است؛ از ملودرامِ آمیخته به تراژدی که ناگهان به یک نمایشِ سورئال و باورناپذیر همچون فینال لیگ قهرمانان اروپا 1999 تغییر ژانر میدهد.
از نوکمپ تا هایبوری و ماراکانا
استادیومها با نامهای خاص در جهان فوتبال، کم نیستند؛ مانند نام استادیوم «بومبونرا» در بوئنس آیرس. استادیومی که یکی از مرگبار ترین دیدارهای تاریخ فوتبال جهان را میزبانی کرده و معنای نامش «جعبه شکلات» در زبان اسپانیایی است. نامی که به دلیل سبک خاص طراحی این استادیوم به آن داده شده و از بالا شبیه به جعبههای شکلات قدیمی کشور آرژانتین، همسطح با زمین است. یا استادیوم «ماراکانا» در ریو دوژانیرو، جایی که سلسائو از سال 1950 تا کنون، حتی یک بازی را هم در آن به رقبایش واگذار نکرده است. استادیومی که به دلیل رنگ خاصِ چمن سبز رنگش به این نام معروف شده است. ماراکانا، نام گونهای از پرندگان سبز رنگ است که زیست بوم اصلیشان در شمال پایتخت برزیل قرار دارد. نوکمپ به معنای «زمینِ جدید» در زبان کاتالونیاست و «هایبوری» نام منطقهای است در شمال لندن؛ جایی که سالهای سال، آرسن ونگر با آرسنال افتخار آفرید و با سبک بازی چشم نوازش، توپچیها را تا مرز جنون پیش برد. زمانی که در سال 2006 قرمزهای پایتخت خانهشان را ترک کرده و به استادیوم امارات نقل مکان کردند، جنونِ آرسنال پایان یافت و آنها دیگر قهرمانی در لیگ برتر را تجربه نکردند؛ تا آنجایی که پیرمرد فرانسوی در یک مصاحبه به یاد ماندنی گفت: «آرسنال، روحش را در هایبوری جای گذاشت و به امارات نقل مکان کرد!»
استادیومهای خاص در گوشه به گوشه جهان، کم نیستند. از «لوژنیکی» به معنای «مراتع سرسبز» در روسیه گرفته تا استادیوم «آتاتورک»، بزرگترین استادیوم فوتبال در کشور ترکیه که به افتخار مصطفی کمال آتاتورک، بنیانگذار جمهوری ترکیه و پدر ترکیه مدرن به این نام شناخته میشود.

