football360 logo
360-club-icon
360-club
360-camera

21 ژوئن روز جهانی «پله»؛ آسمانی که گریست، پادشاهانی که به صف شدند

31 خرداد 1401 ساعت 13:0020 نظر
64 سال پیش پله برای اولین بار در جام جهانی گل زد و 12 سال بعد سومین جام قهرمانی را بالای سر برد.
به گزارش فوتبال 360، پله، اسطوره فوتبال برزیل، 21 ژوئن 1958 در دیدار مقابل ولز اولین گل ملی خود در جام جهانی را به ثمر رساند و همین روز در سال 1970 با گلزنی در دیدار فینال مقابل ایتالیا، جام قهرمانی جهان را برای سومین مرتبه بالای سر برد تا به پرافتخارترین بازیکن تاریخ این رقابت‌ها بدل شود.
برای نوشتن از پله، شاید نیازی نباشد آن چنان مدیحه‌سرایی کرد. پله، خواه یا ناخواه پله است و کودکان سیاه پوست برزیلی، پیش از آن که در کوچه و خیابان پا به توپ شوند، بارها و بارها چشمشان به عکس «ادسون آرنتس دوناسیمنتو» روی دیوار اتاقک‌های محقرشان می‌افتد. تاریخ فوتبال برزیل، پر از بازیکنانی است که با آرزوی پا گذاشتن در رد پای پله، فوتبالیست شدند و در نهایت جام قهرمانی جهان را بالای سر بردند تا سلسائو، به تنها تیم تاریخ فوتبال بدل شود که 5 مرتبه سابقه فتح جام جهانی را دارد. 
جهان، ایستاده به احترام پله
«اگر می‌خواهید از لغت بی‌نقص استفاده کنید، پیشنهاد می‌کنم نام پله را به کار ببرید. پله، نمادِ بی‌نقصی است. او بهترین بازیکن تاریخ فوتبال است!» این جملات، از دهان فرانتس بکن‌باوئر، نماد فوتبال آلمان بیرون آمده و وقتی قیصر فوتبال آلمان، اسطوره یکی از مغرورترین ملت‌ها چنین از بازیکنی سیه‌چرده که از قضا آلمانی هم نیست تعریف می‌کند، حتماً ارزشِ او ورای تصورهاست. برای نسلِ ما که پا به توپ شدن پله در مستطیل سبز را از نزدیک ندیده‌ایم، شاید تعریف‌های فرانتس بکن باوئر کافی باشد تا به بزرگیِ او پی ببریم. پس نیازی هم به بازگو کردن تمجیدهای فرانس پوشکاش و سایر ستاره‌های جهان فوتبال نیست. حتی اگر چشممان را بر 3 مرتبه بالا بردن جام قهرمانی جهان ببندیم. پله خارج از مستطیل سبز نیز نماد برزیل است و پشتِ این 3 حرف مختصر، کوهی از معنا نهفته.



تولد قهرمان
تابستان 1958، مردم تلویزیون‌هایشان را روشن کردند و در میان تصویرهای سیاه و سفید، یک جوان لاغر اندامِ سیاه پوست جلب توجه می‌کرد. توپ که به او می‌رسید، مشغول اعجاز می‌شد و در پایان تورنمنت، یک نام تمام رسانه‌های ورزشی را به خود اختصاص داد: پله؛ همان جوان 17 ساله که با توپ، جادو می‌کرد. پله شاید از محمدعلی کلی هم محبوب‌تر باشد و شاید هم نه! اما هرچه که هست، هر سیاه پوستی آرزو دارد روزی همچون پله یا محمدعلی، مقابل هرگونه نژاد پرستی و تبعیض نژادی، دهان کج کند. جمله کنایه‌آمیزِ معروفی وجود دارد: «اگر شما سیاه پوستی پولدار هستید و در برزیل زندگی می‌کنید، احتمالاً نامتان پله است!» البته که این جمله، چندان جای تعجب ندارد. در روزگاری که پله زندگی کرد، سیاهان زندگی به مراتب سخت‌تر و بسته‌تر از حالا داشتند و او بود که تابو شکست. 20 سال پیش از تولد پله در این کشور، حضور سیاه پوستان در تیم‌های ورزشی برزیل ممنوع بود و برزیلی‌ها نگران بودند مقابل اروگوئه و آرژانتین (که یکی از سفیدپوست‌ترین ملت‌های آمریکا جنوبی هستند) تحقیر شوند.
از خجالت‌آوری تا حسرتِ داشتنِ پله
به دستور رئیس جمهور این کشور، در سال 1921 همه بازیکنان تیم ملی برزیل از میان سفیدپوستان انتخاب شدند اما کمتر از 5 دهه بعد، حتی آرژانتینی‌ها و اروگوئه‌ای‌های اکثراً سفید پوست حسرتِ داشتنِ یک بازیکن سیاه پوست همچون پله را خوردند. دهه 60، نه تنها سیاهانِ برزیل از کمبود اعتماد به نفس رنج نمی‌بردند، بلکه پله آنها را تا روی ابرها بالا برده بود. نه آنکه پله اولین سیاه پوستِ تاریخ تیم ملی برزیل باشد؛ نه، اتفاقاً او ادامه دهنده مسیری بود که پدرش انتخاب کرد و این هم نسل‌های پدر همچون سائو کریستووائو بودند که دیدگاه‌های نژاد پرستانه سفید پوستان مبنی بر «عدم مسئولیت پذیری و تنبلیِ سیاهان» را در مستطیل سبز به سخره گرفتند.



لذت تماشای سامبا در مستطیل سبز
پله اما این خصیصه را به اوج رساند و پس از او، تماشای سامبای سیاهان پس از گلزنی بر بستر مستطیل سبز، معنایی فراتر از یک شادی زود گذر داشت. با پله، زیرِ خطِ فقر بودن و زندگی در محله‌های حاشیه شهر اهمیتی نداشت و بعد از پله، دیگر کسی آرزو نداشت برای رسیدن به موفقیت، راهی کشورهای مهاجر پذیر اروپایی شود. بعد از پله، تیم ملی فوتبال برزیل همان وعده‌گاهی شد که کودکان سیاه پوست در ابتدای قرن بیستم هرگز نمی‌توانستند حضورشان در آن را تصور کنند. پله، شاید همان معجزه‌ای است که برزیل، سال‌ها منتظرش ماند. مردی که در اوج فقر دیده به جهان گشود اما زمانی که نسل جدید برزیل جام جهانی 2002 را بالای سر می‌برد با عقد قراردادهای هنگفت تجاری، تبدیل به یکی از ثروتمندترین مردان کشورش شده و تا تکیه زدن بر صندلی وزارت ورزش برزیل پیش رفته بود.
صبر محمدرضا پهلوی برای پله!
در بحبوحه جنگ داخلی نیجریه که به استقلال بیافرا انجامید، این هنرِ پله بود که طرفین جنگ را به اعلام آتش بس وادار کرد تا همه بتوانند بازیِ پله را تماشا کنند. پله، همان بازیکنی است که 2 مقام پاپ، 10 پادشاه و بیش از 70 رئیس جمهور به دیدار او رفته‌اند و به عنوان یک غیر بریتانیایی، نشان سلطنتی را از ملکه الیزابت دریافت کرده است. پله همان بازیکنی بود که محمدرضا پهلوی، بیش از 2 ساعت در فرودگاه برای دیدار با او منتظر بماند و در آخر با آغوشی باز از او استقبال کند. همان بازیکنی که مرزبانان چینی برای تماشای بازی او، پست‌شان در مرز هنگ‌کنگ را ترک کردند و خطر اعدام را به جان خریدند! گل‌های پله در دوران بازیگری آنقدر زیاد بود که هیچ‌کس حتی خودش نیز نمی‌تواند تعداد دقیق گل‌هایش را اعلام کند و همواره بین تاریخ نگاران برای شمارش گل‌های پله از 1200 تا 1400 گل، اختلاف نظر وجود دارد! پس چندان هم عجیب نیست نلسون ماندلا گران‌بهاترین هدیه عمرش را پیراهنِ امضا شده توسط پله بداند!



روزی برای پرستش الماس سیاه
شاید بد نباشد روز 21 ژوئن، به افتخار پله نام گذاری شود. ستاره‌ای که اولین و آخرین گلش در تاریخ جام جهانی را چنین روزی به ثمر رساند و در نهایت نیز سومین جام قهرمانی جهان را برای کشورش، از استادیوم آستکا به ارمغان آورد. فاصله میان اولین گل پله در جام جهانی 1958مقابل ولز در مرحله یک چهارم نهایی تا فینالِ جام جهانی 1970 مقابل ایتالیا، دقیقاً 12 سال بود. 12 سالی که در طول آن، برزیل به عنوان اولین تیم، 3 دوره قهرمانی جام جهانی را تجربه کرد و «جام ژول ریمه» را برای همیشه در ویترین افتخاراتش جای داد. در جام جهانی 1958، پله پس از گلزنی مقابل ولز، به فاصله 20 دقیقه 3 بار دروازه فرانسه در نیمه‌نهایی را باز کرد و در دیدار فینال 2 مرتبه دروازه سوئد میزبان را گشود تا هم اولین جام تاریخ برزیل را برای این کشور به ارمغان بیاورد و هم ستاره 17 ساله‌ای که دیدارهای دور گروهی را به سبب مصدومیت زانو از دست داده بود در پایان تورنمنت فقط ژوست فونتن را بالاتر از خودش در جدول گلزنان ببیند. 



وقتی آسمان هم گریست
اسطوره فوتبال برزیل و دنیای مستطیل سبز که حالا در آستانه 82 سالگی، با بیماری دست و پنجه نرم می‌کند، در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران که از او پرسیده بود شهرتش قابل مقایسه با عیسی مسیح است یا نه؟ پاسخ داد: «در برخی نقاط از جهان، عیسی مسیح چندان هم شناخته شده نیست!» اما ادسون آرنتس دوناسیمنتو چطور؟! همان بازیکنی که یکم اکتبر 1977، زمانی که با پیراهن سانتوس، پس از گلزنی از فاصله 30 یاردی در استادیوم جاینتس نیوجرسی و مقابل چشمان محمدعلی کلی، کفش‌هایش را برای همیشه آویخت، روزنامه برزیلی نوشت: «آسمان هم از شدت غم با گریه خداحافظیِ تو را شاهد بود.»

*امیرعباس زمانیان

Loading...
Loading...
Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...