تکرار تاریخ شومی که این بار گریبان بنزما را گرفت؛ خروسخوان جنجال!
02 دی 1401 ساعت 19:046 نظر
کریم بنزما همچون ریبری، کانتونا و آنلکا، قربانی اختلاف با سرمربی شد.
به گزارش فوتبال 360، خداحافظی کریم بنزما از بازیهای ملی و به اتمام رساندن دوران حضورش در پیراهن تیم ملی پس از کسب عنوان بهترین بازیکن جهان در سال گذشته، چندان خبر عجیبی نبود.
در اردوگاه فرانسه، اختلاف نظر با سرمربیان تیم ملی که خود روزگاری بازیکنان بزرگی بودند و افتخاراتی هم با پیراهن تیم ملی کسب کردهاند، اتفاق جدیدی نیست. کریم بنزما که جامجهانی 2018 و بهتبع، تجربه قهرمانی در جامجهانی را از دست داد، قرار بود بسیار باتجربهتر از قبل و درحالی که توپ طلا را در دستانش دارد، به ترکیب تیم ملی بازگشته و در جامجهانی 2022 به میدان برود اما مشکلاتش با سرمربی تیم ملی، نهتنها حل نشد، بلکه بدتر شد و پس از خروج عجیب از لیست تیم ملی فرانسه، بازیکنان همتیمی چون هوگو یوریس و آنتوان گریزمان را هم آنفالو کرد. اتفاقی که دامن همتیمی او در باشگاه رئالمادرید را هم گرفت اما پس از چند ساعت، دوباره تصمیم به دنبال کردن اورلین شوامنی گرفت.
البته کریم بنزما در شرایطی از تیم ملی خداحافظی کرد که 35 ساله است و پیش از او، بازیکنان بزرگ دیگری هم بودند که در سنین بسیار پایینتر قربانی اینگونه اختلافات شدند. آنلکا 31 سال بیشتر نداشت که مجبور به خداحافظی شد، فرانک ریبری در همین سن از تیم ملی کناره گرفت و اریک کانتونا هم بهعنوان سرآمدترین و شاخصترین چهره این لیست، سالهای حضورش در تیم ملی فرانسه از 8 سال تجاوز نکرد تا پیش از 30 سالگی، غایب بزرگ روزگار قهرمانی فرانسه در جامجهانی 1998 لقب بگیرد.
کانتونا برای اولین بار در سال 1987 به تیم ملی دعوت شد. آن زمان، آنری میشل هدایت آبیها را بر عهده داشت و در نهایت پس از درگیری با کانتونا، او را از لیست تیم ملی کنار گذاشت. عدم موفقیت تیم ملی فرانسه در صعود به جامجهانی 1990 ایتالیا، اخراج میشل و جایگزینی پلاتینی را بههمراه داشت و اولین تصمیم پلاتینی روی نیمکت آبیها، بازگرداندن کانتونا به تیم ملی بود.
در جامجهانی 2006، او در تمامی بازیهای فرانسه حضور یافت تا اولین تورنمنت ملیاش با یک شکست دراماتیک همراه شود. گل خاطره انگیز ریبری به ایکر کاسیاس و تیم ملی اسپانیا، از ماندگارترین صحنههای آن جام بود اما عملکرد ریبری همچون شخصیت فرانسه در دیدار فینال، کاملاً متفاوت از روزهای ابتدایی تورنمنت بود. جامجهانی 2010، بدترین تورنمنت ریبری شد و عملکردش پس از مصدومیت، به حدی ضعیف بود که ژوست فونتن، تواناییهای او در رهبری تیم را زیر سوال برد.
او هرگز دلیل این تصمیم را به طور مشخص اعلام نکرد و ترجیح داد با بهانهای تحت عنوان «مشکلات شخصی»، پاسخگوی رسانهها باشد تا علت خداحافظی او از تیم ملی، درحالی که تا سال گذشته در سطح اول فوتبال اروپا حاضر بود، فعلاً یک راز سر به مهر باقی بماند. مشخص، اینجاست که پس از نتایج فرانسه در 2 جامجهانی اخیر، هیچ کس سرمربی تیم ملی، دیدیه دشان را از بابت عدم استفاده از تک ستارهها ملامت نخواهد کرد. خواه ریبری باشد، خواه بنزما. شاید اگر دومنک هم همچون ژاکه و دشان در انتخاب بازیکنان جانشین هوشمندانه عمل میکرد، مجبور نبود برای واکاوی آن اتفاقات در قامت یک مقصر، مقابل دوربین قرار بگیرد!
در اردوگاه فرانسه، اختلاف نظر با سرمربیان تیم ملی که خود روزگاری بازیکنان بزرگی بودند و افتخاراتی هم با پیراهن تیم ملی کسب کردهاند، اتفاق جدیدی نیست. کریم بنزما که جامجهانی 2018 و بهتبع، تجربه قهرمانی در جامجهانی را از دست داد، قرار بود بسیار باتجربهتر از قبل و درحالی که توپ طلا را در دستانش دارد، به ترکیب تیم ملی بازگشته و در جامجهانی 2022 به میدان برود اما مشکلاتش با سرمربی تیم ملی، نهتنها حل نشد، بلکه بدتر شد و پس از خروج عجیب از لیست تیم ملی فرانسه، بازیکنان همتیمی چون هوگو یوریس و آنتوان گریزمان را هم آنفالو کرد. اتفاقی که دامن همتیمی او در باشگاه رئالمادرید را هم گرفت اما پس از چند ساعت، دوباره تصمیم به دنبال کردن اورلین شوامنی گرفت.
جای خالی او هم حس نشد!
تیم ملی فرانسه در غیبت بنزما، صدالبته تا یک قدمی جام و دفاع از عنوان قهرمانی هم رفت و در این میان، فوتبال ملی این کشور شاهد شکسته شدن رکورد برترین گلزن تاریخ فرانسه به دستان جانشین بنزما، اولیویه ژیرو بود. بنزما حالا میتواند با تمام توان، راهش با رئال مادرید را به عنوان کاپیتان ادامه دهد و پس از تجربه روزهایی سخت پس از خروج کریستیانو رونالدو به سوی اسطوره شدن گام بردارد.البته کریم بنزما در شرایطی از تیم ملی خداحافظی کرد که 35 ساله است و پیش از او، بازیکنان بزرگ دیگری هم بودند که در سنین بسیار پایینتر قربانی اینگونه اختلافات شدند. آنلکا 31 سال بیشتر نداشت که مجبور به خداحافظی شد، فرانک ریبری در همین سن از تیم ملی کناره گرفت و اریک کانتونا هم بهعنوان سرآمدترین و شاخصترین چهره این لیست، سالهای حضورش در تیم ملی فرانسه از 8 سال تجاوز نکرد تا پیش از 30 سالگی، غایب بزرگ روزگار قهرمانی فرانسه در جامجهانی 1998 لقب بگیرد.
افسوس پادشاه در عرصه ملی
اریک کانتونا، بدون شک یکی از نمادهای منچستریونایتد است؛ فرانسویِ خشمگین در کمال آرامش، با یقه پیراهنی ایستاده منقش به شماره 7 افسانهای و صدالبته بسیار احساسی. احساسات او به حدی بود که گاهی از کنترلش خارج میشد و ضربهای با استفاده از فنون کنگفو به سینه تماشاگران تیمهای رقیب میزد! همین احساسات باعث شد یکی از بهترین بازیکنان تاریخ منچستریونایتد، در عرصه ملی به موفقیت خاصی دست پیدا نکند و حسرت به میدان رفتن در جامجهانی، همواره همراهیاش کند.کانتونا برای اولین بار در سال 1987 به تیم ملی دعوت شد. آن زمان، آنری میشل هدایت آبیها را بر عهده داشت و در نهایت پس از درگیری با کانتونا، او را از لیست تیم ملی کنار گذاشت. عدم موفقیت تیم ملی فرانسه در صعود به جامجهانی 1990 ایتالیا، اخراج میشل و جایگزینی پلاتینی را بههمراه داشت و اولین تصمیم پلاتینی روی نیمکت آبیها، بازگرداندن کانتونا به تیم ملی بود.
رضایت موقت با پلاتینی
فرانسه با کانتونا و پلاتینی، راهی جام ملتهای 1992 شد اما آنقدر عملکرد تیم ضعیف بود که هیچکس حضور آبیها در تورنمنت به عنوان مدعی را متوجه نشد! قدم بزرگ بعدی، کسب جواز حضور در جامجهانی 1994 ایالات متحده بود. فرانسویها میدانستند در دوره آینده، میزبانی مسابقات را بر عهده خواهند داشت و فشار بیش از حدِ صعود با کمترین دردسر و خودنمایی در آن تورنمنت، روی دوش بازیکنان و کادر فنی فرانسه قرار گرفت. ژرار هولیه روی نیمکت و بازیکنان در زمین اما سرمای پارک دو پرنس را بیش از هرکس دیگری حس کردند. تکلیف حضور فرانسه در این مسابقات به بازی پایانی مقابل بلغارستان کشیده شد و آنها میتوانستند بهعنوان تیم دوم گروه پس از سوئد راهی جامجهانی شوند.آن شبِ سردِ پاریس
درحالی که کانتونا گل اول را وارد دروازه کرد، تصمیمات عجیب هولیه در آن دیدار مبنی بر بیرون کشیدن زوج هجومی کانتونا، ژان پیر پاپن باعث شد تعادل تیم بر هم خورده و فرانسویها در خانه، بازی را با گل لحظات پایانی حریف به بلغارستان واگذار کنند تا 17 نوامبر 1993، سرد ترین شب تاریخ فوتبال ملی فرانسه لقب بگیرد. اشکهای دیدیه دشان، بغض لوران بلان و عصبانیت کانتونا که در چهره سردش مشخص بود، نشان از عدم موفقیت فرانسه برای صعود به دومین جامجهانی متوالی داشت.آخرین فرصت اعاده حیثیت
آخرین راه چاره برای فرانسه مبنی بر اعاده حیثیت به عنوان میزبان جامجهانی 98، جام ملتهای اروپا 1996 بود. تورنمنتی که باید به میزبانی انگلیس برگزار میشد و امه ژاکه به عنوان سرمربی جدید تیم، بازوبند کاپیتانی را به دستان کانتونا بسته بود تا با روحیهاش، آبیها را از خاکستر بلند کرده و چهره یک تیم مدعی به تیمی شکست خورده بدهد. همهچیز بهخوبی پیش میرفت اما ژانویه 1995، ناگهان از کوره در رفتن کانتونا در جریان دیدار منچستریونایتد و ضربه به سینه هوادار کریستالپالاس، 9 ماه محرومیت او را در پی داشت و ژاکه بازوبند کاپیتانی را هم از کانتونا گرفت. کانتونا میتوانست برای حضور در جامجهانی 1998 به تیم ملی بازگردد اما امه ژاکه ترجیح داد جای خالی کانتونا را با ستارهای نوظهور پر کند.جانشینها صف کشیدهاند
علیرغم شکست در نیمهنهایی یورو 96، زیدان بهخوبی از پسِ این کار برآمد و اگرچه رویاهای فرانسه در این جام نیز این بار در شهر منچستر، استادیوم اولدترافورد و به دست بازیکنان جمهوری چک در ضربات پنالتی بر باد رفته بود اما آنها 2 سال بعد، بدون کانتونا، جام طلایی را در خانه نگه داشتند و نسل طلایی فوتبال فرانسه به آرزوی دیرینهاش رسید. هرچند کانتونا جایی در این رویا نداشت اما پس از قهرمانی فرانسه در جامجهانی 98، کانتونا تیتر یک بودن را از دست داده بود و همه از شاهکار ژاکه با درخشش ستارهای به نام زیدان صحبت میکردند. فرانسه در یورو 2000 نیز با معرفی ستارگانی چون نیکلاس آنلکا، داوید ترزگه و تیری آنری در خط حمله، جام را بالای سر برد.واقعاً حق با دومنک بود؟
نیکلاس آنلکا، دیگر ستاره مغضوب فرانسوی بوده است. بازیکنی که اگرچه برای حضور در جامجهانی 1998 انتخاب نشد اما نقش اول صعود فرانسه به یورو 2000 بود. تحت هدایت ریمون دومنک، آنلکا روزهای پر فراز و نشیبی را در ترکیب تیم ملی پشت سر گذاشت و پس از آنکه در جریان بازیهای مقدماتی یورو 2008، سرمربی را به تحسین وا داشت و نقش اول صعود این تیم به جامجهانی 2010 بود، در جریان بازیهای جامجهانی به میزبانی آفریقای جنوبی، یک اتفاق عجیب رخ داد. فرانسه اولین دیدارش مقابل اروگوئه را با تساوی پشت سر گذاشته بود و زمانی که دیدار دوم را مقابل مکزیک واگذار کرد، به بدترین شکل با سرمربی درگیر شد و به علت توهینهای مستقیم به کادرفنی در حضور سایر بازیکنان، توسط فدارسیون درحالی که هنوز تورنمنت برای این تیم به پایان نرسیده بود، به خانه فرستاده شد.مردن با لبخندی بر لب
او از عذرخواهی رسمی بابت کلماتی که به کار برده و صحبتهایش که به دست رسانهها رسیده، سر باز زد و در نهایت با محرومیت طولانی مدت از جانب فدراسیون مواجه شد (18 بازی ملی) که دوران حضورش در تیم ملی را به پایان رساند. البته همتیمیها در این ماجرا پشت آنلکا ایستاده بودند و حتی تمرین تیم را هم در اعتراض به تصمیم فدراسیون، تحریم کردند اما پس از 8 سال، دومنک در یک مستند مدعی شد در آن ماجرا، آنلکا صرفاً به تفکرات سرمربیگریاش انتقاد کرده و از هیچ واژهای در جهت توهین به خود یا خانوادهاش استفاده نبرده بود. آنلکا در توصیف به پایان رساندن دوران ملی خود، از گروه کلمات «مردن با لبخندی بر لب» استفاده کرد.جانشین شایسته زیدان
پس از خداحافظی زیدان، پیشبینی میشد فرانک ریبری موفق به جانشینی او شود و حتی زیزو در توصیف ریبری از واژه «جواهر فوتبال فرانسه» استفاده کرد بود. او یکی از شاخصترین چهرههایی بود که پس از خداحافظی نسل طلایی فرانسه، تیم ملی کشورش را همراهی کرد و اولین بازی ملی خود را در سال 2004 انجام داد؛ زمانی که فرانسه دیگر در جمع بزرگان جهان فوتبال ایستاده و انتظارات از بازیکنان جانشین، بسیار بالا بود.در جامجهانی 2006، او در تمامی بازیهای فرانسه حضور یافت تا اولین تورنمنت ملیاش با یک شکست دراماتیک همراه شود. گل خاطره انگیز ریبری به ایکر کاسیاس و تیم ملی اسپانیا، از ماندگارترین صحنههای آن جام بود اما عملکرد ریبری همچون شخصیت فرانسه در دیدار فینال، کاملاً متفاوت از روزهای ابتدایی تورنمنت بود. جامجهانی 2010، بدترین تورنمنت ریبری شد و عملکردش پس از مصدومیت، به حدی ضعیف بود که ژوست فونتن، تواناییهای او در رهبری تیم را زیر سوال برد.
جواهر زخمی در فوتبال فرانسه
در جریان درگیری آنلکا با سرمربی در جامجهانی 2010 و بهتبع، اعتصاب تمرینات، ریبری هم مقصر شناخته و با محرومیت به نسبت کمتر از آنلکا مواجه شد اما برخلاف آنلکا، تحت هدایت لوران بلان بار دیگر به تیم ملی دعوت شد و دیدیه دشان هم ترجیح داد از او در لیست حضور در جامجهانی 2014 استفاده کند. چند روز مانده به آغاز تورنمنت اما دشان اعلام کرد ریبری حضور در برزیل را به سبب مصدومیت از دست داده و چند هفته بعد هم فرانک در تصمیمی احساسی، اعلام کرد از تیم ملی فرانسه کنارهگیری خواهد کرد.او هرگز دلیل این تصمیم را به طور مشخص اعلام نکرد و ترجیح داد با بهانهای تحت عنوان «مشکلات شخصی»، پاسخگوی رسانهها باشد تا علت خداحافظی او از تیم ملی، درحالی که تا سال گذشته در سطح اول فوتبال اروپا حاضر بود، فعلاً یک راز سر به مهر باقی بماند. مشخص، اینجاست که پس از نتایج فرانسه در 2 جامجهانی اخیر، هیچ کس سرمربی تیم ملی، دیدیه دشان را از بابت عدم استفاده از تک ستارهها ملامت نخواهد کرد. خواه ریبری باشد، خواه بنزما. شاید اگر دومنک هم همچون ژاکه و دشان در انتخاب بازیکنان جانشین هوشمندانه عمل میکرد، مجبور نبود برای واکاوی آن اتفاقات در قامت یک مقصر، مقابل دوربین قرار بگیرد!

