football360 logo
360-club-icon
360-club
360-camera

سینما فوتبال؛ پوچتینو و هواپیمای درگیر با طوفان

30 بهمن 1402 ساعت 11:299 نظر
سرمربی آرژانتینی باید برای نجات چلسی مثل «جرارد باتلر» ایفای نقش کند.

به گزارش فوتبال 360، هواپیما محبور است در شرایطی طوفانی از زمین بلند شود و شرایط نامساعد جوی توجیهی برای تعویق پرواز نیست چرا که در صورت لغو پرواز یا تعویق آن، خسارت زیادی گریبان‌گیر شرکت هواپیمایی خواهد شد. آنها با یک خلبان با تجربه کارشان را شروع می‌کنند و مسافران از همان نخستین دقایق پرواز با تشویش و نگرانی حاصل از حرکات نامتعارف هواپیما مواجه هستند. سقوط، کشته شدن همه مسافران، از بین رفتن هواپیما و فاجعه هوایی اتفاقاتی است که می‌تواند سرنوشت این هواپیما باشد. مسافران هر کدام ساز خودشان را می‌زنند. برخی از پرواز و اعتماد به این شرکت هواپیمایی پشیمان هستند و برخی، درگیری و تنش ایجاد می‌کنند. همه چیز به نحوه هدایت هواپیما و رویکرد خلبان وابسته است. این شرایط فیلم «هواپیما» ساخته «ژان فرانکو ریچت» با بازی «جرارد باتلر» است؛ شرایطی که با کمی دقت بی‌شباهت به وضعیت چلسی و سرمربی‌اش نیست!

پرواز در طوفان


مالک آمریکایی و متمول جدید چلسی هزینه‌های سرسام‌آوری برای به پرواز در آوردن جت لندنی سابق رومن آبرامویچ انجام داده بود. چلسی باید دوران آبرامویچ را پشت سر می‌گذاشت و راهی به جز ادامه حضور قدرتمند در لیگ برتر انگلیس نداشت. هیچ قانونی مبنی بر تعویق این پرواز برای آبی‌های لندنی نوشته نشده و کناره‌گیری از مسابقات برای تدوین کادر جدید و ساختار تازه محکوم به کنار رفتن از لیگ برتر انگلیس و خروج از آسمانی بود که چلسی نزدیک به 2 دهه بر فرازش پرواز کرده و برند معتبر و بزرگی با سرمایه‌های کلان را در آن ساخته بود. تمام این سرمایه‌ها در معرض از دست رفتن قرار داشت. تاد بولی از راه رسید، دستور پرواز را صادر کرد و در چند رفت و آمد مائوریتسیو پوچتینو در فصلی که آنها محکوم به ارتفاع گرفتن و کنده شدن از زمین روزهای سخت و بی‌افتخار بودند، مامور هدایت این هواپیمای گران‌قیمت شد. فاکتور هزینه‌ها آنقدر بالا رفت که حتی تعویق در به اوج رسیدن و ثابت شدن بر پهنه آسمان هم توجیه‌ناپذیر به نظر می‌رسید. در این شرایط طوفان هم بر مشکلات پوچتینو و چلسی اضافه شده است. طوفان بی‌ثباتی در ترکیب، تجربه کم مهره‌ها و عدم انسجام و نظم تیمی نتایج و تکان‌هایی به سنگینی باخت‌های بزرگ و سخت و ایستادن در رتبه دهم جدول ایجاد کرده است. پوچتینو به عنوان خلبان این پرواز باید مسافرانش که همان ستاره‌های چلسی هستند، سالم به مقصد برساند و از هواپیما که سرمایه‌های خرج شده و باشگاه است با تمام وجود حراست کند. خیلی از مسافران از انتخاب این هواپیما و پیوستن به پروژه کنونی چلسی مایوس هستند. شایعات پشیمانی بازیکنانی مثل انزو فرناندس و دیگر بازیکنان شاخص چلسی به خاطر عدم رویت برنامه‌ریزی وعده داده شده و عدم اجرای پروژه مورد تایید آنها برای چلسی هم شنیده می‌شود تا داستان این فصل چلسی بیش از حد به ماجرای فیلم هواپیما شباهت پیدا کند.

عملیات سخت نجات


جرارد باتلر در نقش کاپیتان «برودی تورانس» خلبان هواپیمای طوفان‌زده فیلم هواپیماست. او یک الگوی ویژه برای مائوریتسیو پوچتینو محسوب می‌شود. سرمربی آرژانتینی باید مسئولیت‌پذیری و فداکاری ویژه‌ای مانند کاپیتان تورانس نشان دهد و هدایت هواپیمایش در این شرایط پیچیده را اداره کند. هواپیمای کاپیتان تورانس و تیم پوچتینو هر 2 مجبور به فرود اضطراری در شرایط طوفانی می‌شوند و احساس نجات می‌کنند. خلبان تورانس به خاطر نجات هواپیما از سقوط و پوچتینو شاید به خاطر کسب نتایج امیدوار کننده در چند بازی دشوار! با این حال آنها خیلی زود می‌فهمند در نقطه مناسبی فرود نیامده‌اند. تورانس با بازی جرارد باتلر در یک جست وجوی کوتاه پی می‌برد در جزیره‌ای فرود اضطراری داشته که در اختیار گروه‌های مسلح و جدایی‌طلب کشور فیلیپین است؛ جایی که هیچ نیروی نظامی دولتی وارد آن نمی‌شود و هیچ کشوری هم مسئولیت حمله به آن و نجات هواپیما را به عهده نمی‌گیرد. مثل چلسی که پس از نتایج امیدوارکننده در چند مسابقه فهمید هیچ چیز درست نشده که هیچ، بلکه بحران واقعی تازه شروع شده است. چلسیحتی نمی‌تواند سرمربی‌اش را اخراج کند و به خاطر رعایت فیرپلی مالی هیچ نیروی در کادر فنی نمی‌تواند به کمک آبی‌ها بیاید. کاپیتان تورانس احساس وظیفه و مسئولیتش را در قبال جان سرنشینان هواپیما بیدار می‌کند و خودش را برای رهایی آنها که اسیر گروه‌های تروریستی شده‌اند به خطر می‌اندازد. کاری که شاید پوچتینو هم مجبور است در این چلسی بحران‌زده و برای نجات ستاره‌های جوان زیادی که به این پروژه اعتماد کرده‌اند و برای از دست نرفتن رویای سکونشینان استمفوردبریج انجام دهد. او باید به اندازه نقش اول فیلم هواپیما مسئولیت‌پذیر و فداکار باشد. ماجرای فیلم حتی در ادامه هم شباهت داستان با اوضاع چلسی را بیشتر نشان می‌دهد. در ادامه با اضافه شدن چند نیروی عملیات فوری از شرکت هواپیمایی، تلاش خلبان و یارش برای نجات گروگان‌ها در شرایط خاصی قرار می‌گیرد. شاید این چند نیروی کمکی، تدابیر مالکان چلسی برای نجات هواپیما و سرنشینانش نام بگیرد و ممکن است ورود چند فرد با تجربه به نیمکت چلسی به عنوان دستیار بتواند در این شرایط پیچیده به کمک پوچتینو بیاید. گفتنی است خلبان تورانس در فیلم هواپیما یکی از سرنشینانش که یک مجرم فراری است را به عنوان یار در کنار خودش می‌بیند و از روی دیگر شخصیت او که مجرمانه نیست، بهره می‌برد و به او فرصت خوب بودن و فداکاری می‌دهد. ممکن است نقش گاسپار به عنوان سرنشین مجرم هواپیما را در چلسی یکی از مهره‌های مطرود پوچتینو ایفا کند. بازیکنی که بتواند در این شرایط روی دیگرش را نشان دهد و از این فرصت برای مفید بودن برای تیم بهره ببرد.

دیالوگ‌های مشابه

فیلم هواپیما در قالب سناریو و دیالوگ‌های شخصیت‌ها هم چلسی این روزهای پوچتینو را به تصویر می‌کشد. در یکی از اولین سکانس‌های فیلم خلبان تورانس در کابین خلبان همکار جوانش را می‌بیند و می‌گوید:

- اهل کجایی؟

- هنگ‌کنگ. آموزش‌هامو تو اداره هوانوردی غیرنظامی گذروندم!

- آره! شنیدم از اون آکادمی‌های خوب هم هست!

این دیالوگ برای اولین روزهای پوچتینو تکرار شده است. وقتی که او برای اولین بار به رختکن چلسی می‌آید و به یکی از جوانان تازه پیوسته به این تیم که خیلی شناخته شده هم نیست می‌گوید:

- اهل کجایی؟

- سنگال. آموزش‌هامو تو تیم‌های پایه ویارئال گذروندم!

- آره! شنیدم از اون آکادمی‌های خوب هم هست!

صحنه دیگری هم در خلال فیلم اولین تاثیرات طوفان را نشان می‌دهد. زمانی که خلبان در کنار دستیارش با برج مراقبت تماس می‌گیرد و می‌گوید:

- برج مراقبت تیانجین! پیشگام 119 هستم، صدامو می‌شنوین؟

- جوابی نمیدن؛ آخه برقی نداریم!

در این اوضاع چلسی احتمالا پوچتینو در کنار دستیارش سعی در برقراری ارتباط با سران باشگاه دارد و شاید گفته باشد:

- تیم اداره باشگاه! سرمربی تیم هستم، به کمک احتیاج داریم!

- جوابی نمیدن؛ آخه امکان خرید بازیکن نداریم!

چلسی و پوچتینو باید قدر لحظه‌ها را در این شرایط بدانند. مثل قسمتی از فیلم که دستیار خلبان پس از فرود اضطراری هواپیما در جزیره از کاپیتان تورانس می‌پرسد:

- چطور تونستی انجامش بدی؟

 خلبان با لبخد پاسخ می‌دهد:

- هر دقیقه‌ش یه لحظه بود.

مسئولیت‌پذیری و فداکاری از سوی سرمربی آبی‌های لندنی باید مثل کاپیتان تورانس در فیلم هواپیما باشد. مثل سکانسی که او می‌فهمد مسافران را گروگان گرفته‌اند و به یارش می‌گوید:

- اونا مسافرهای من هستن! مسئولیتشون با منه!

پوچتینو باید برای نجان استعدادهای اعتماد کرده به برنامه چلسی در نقش خلبان فیلم ظاهر شود و با فداکاری و احساس مسئولیت بگوید:

- اونا بازیکنای من هستن! مسئولیتشون با منه!

همسو با فیلم زمانی که کاپیتان می‌خواهد مسافرانش را از چنگ گروگان‌گیرها نجات دهد، سرمربی چلسی باید بازیکنانش را از شرایط پیچیده تیم و فشار رسانه‌ها و نابود شدن جوانان باشگاه زیر این فشار رهایی ببخشد. پوچتینو باید مثل کاپیتان تورانس در حساس‌ترین مقطع فیلم خودش را فدای تیمش کند و نقد رسانه و فشار را به جان بخرد و بگوید:

- اون رسانه‌ها رو بسپر به خودم! حواسشونو پرت می‌کنم و خودمو تسلیم‌شون می‌کنم. چاره دیگه‌ای نداریم!

درست مثل کاپیتان که دیالوگی مشابه را برای مسافرانش در مواجهه با گروگان‌گیرها تکرار می‌کند!

این که هواپیمای فیلم و مسافرانش در نهایت نجات پیدا می‌کنند یا خیر و چه سرنوشتی منتظر آنهاست، باشد برای علاقه‌مندان به سینما که بتوانند فیلم هواپیما را با لذت و بدون آگاهی از اتفاقاتش تماشا کنند اما همینقدر می‌دانیم هواپیمای چلسی  با هدایت پوچتینو در شرایطی کاملا مشابه مجبور به پرواز شده و در وضعیتی نزدیک به فیلم چاره‌ای جز فرود اضطراری در جزیره تروریست‌ها نداشته است. او باید برای نجات مسافرانش، یا همان بازیکنان جوانی که در خطر از دست رفتن بهترین سال‌های رشد خود هستند، فداکاری کند و احساس مسئولیتی در حد کاپیتان تورانس داشته باشد. مثل خلبان فیلم مورد نظر، چلسی فقط با فداکاری سرمربی و احساس مسئولیت ویژه و دغدغه‌مندی اضافه بر وظایف سرمربی آرژانتینی، می‌تواند با مشکلات بجنگد تا شاید راهی برای نجات پیدا کند. سرنوشت هواپیما و مسافرانش هر چه باشد، خلبان در این آزمون سربلند است و سرنوشت چلسی به هر کجایی ختم شود، پوچتینو در صورت ایفای نقشی مشابه جرارد باتلر روی نیمکت باشگاه سربلند خواهد بود. شاید مرد آرژانتینی برای نجات تیمش باید این فیلم را چندین بار با دقت ببیند و نقش خودش را در این پرواز طوفان‌زده و این فرود اضطراری درگیر با گروگان‌گیرها پیدا کند.

*حسین سعیدی نیکو


Loading...
Loading...
Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...
  • Loading...Loading...Loading...Loading...