بگو بگو که هستی، برای آخرین بار؛ نمایش تمام شد
به گزارش فوتبال 360، زمستان میآید و سرمایش را میبینیم. تابستان از راه میرسد و از حرارتش گلایه میکنیم. غافل از اینکه یکرنگی فصل سرما را ماهها در انتظار بودیم و رسیدن میوههای تابستانی را مدتها میخواستیم. ما فراموش میکنیم، همه چیز را حتی نجواهای دلمان و زمزمههای خلوتمان را از یاد میبریم. تلویزیون تصویرگر دنیای مردی ماجراجو و اسپانیایی بود که پهنهای از جنگلهای باواریا را در شمال آلمان عرصه میدانطلبی و نمایش تواناییهایش میکرد. صحنه صحنه او بود. او باید شادی میکرد، جشن میگرفت، خونسرد میبود و از هوای مرطوب آلمان و حال و هوای آباد مونیخیها لذت میبرد. گوشهای از قاب مستطیل جادویی اما نظم مورد نظر سرمربی سابق بارسا را بر هم میزد. یک ماجراجوی دیگر هم در کار است. او هم دنیای خودش را دارد. برای لذت بردن و جشن گرفتن و خونسرد بودن اینجا نیست. اینجاست تا بجنگد، تلاش کند و یکنواختی دنیای رقیب را بر هم بزند و تلویزیون، رسانه فوتبال، میدان مستطیل سبز و جهان این ورزش محبوب را به خودش و رقیبش و رقابتشان خیره کند. در آلمان، در بوندسلیگا موهبتی از جنس تقابل پپ و کلوپ را داشتیم اما مثل فصلهای مورد انتظار سال که موقع رسیدن، تشنگی آمدنشان را فراموش میکنیم، از یاد بردیم آنها فوتبال باشگاهی آلمان را زیباتر کرده بودند. از بستر این فراموشی با آخرین نبرد خود در جام حذفی آلمان کوچ کردند. کلوپ حریفش را در حسرت قهرمانی جام حذفی فصل 15-2014 گذاشت و قرار بعدی تنظیم شد. کجا؟ لیگ برتر انگلیس؛ آنجا که بهترینها هستند. آنجا که فصلهای فوتبالی فراموشی را برنمیتابند؛ بهشت بزرگان مستطیل سبز! کسی چه میداند، شاید در گوشهای از زمین مسابقه در همان نیمه نهایی جام حذفی در خلال بازی یا هنگام دست دادن پایان مسابقه از یکدیگر پرسیدند؛ دفعه بعد کجا همدیگر را ببینیم و به اتفاق و با ایما و اشاره به هم فهماندند؛ لیگ برتر!
عاشقان بوندسلیگا به خودشان آمدند و دیدند فصل رقابتی که آرزویش را داشتند؛ آمده، بساط پهن کرده، کارش را انجام داده و در حال رفتن است. آخرین دیدار آلمانی پپ و کلوپ در آن مسابقه رقم خورد اما آنها تمام نشدند و در کارزاری جدید مبارزه دوستانه و خاص خود را از سر گرفتند. امروز، آخرین تقابل پپ و کلوپ در لیگ برتر انگلیس انتظار عاشقان این لیگ را میکشد. آخرین دیداری که برای یک فوتبالی از دست دادن تماشایش مثل مرور آخرین بودنش، دردآور است.
تضاد رقابت و دوستی
ماندگارترین آثار ادبی، سینمایی و هنری از کنار هم قرار گرفتن متضادها ساخته میشوند؛ وقتی مفاهیم آشنا با پدیدههای غیرمنتظره در هم میآمیزند و مفهوم جدیدی را میسازند که هیچ کس منتظرش نیست. آشناییزدایی، هنر نویسندگان و هنرمندان بزرگ است؛ هنری که هوش مصنوعی از خلق آن عاجز مانده و فقط در دنیای واقعیها شکل میگیرد. درگیری، تنش، بحث و جدل و منازعه و کریخوانی فوتبالی تا پیش از شروع داستان انگلیسی کلوپ و گواردیولا لازمه هر تقابلی و نیاز هر رقابتی بود. پیش از آنها ونگر و فرگوسن را در همین قاب و در همین سرزمین دیده بودیم که چگونه از خجالت یکدیگر در میآمدند و دیگرانی که با همان مفاهیم آشنای قدیمی رقابت را دنبال میکردند. پپ و کلوپ اما به میدان آمدند تا حساسترین و پرفشارترین لیگ فوتبال جهان را در بالاترین سطح از رقابت در امتزاجی جذاب با پدیده دوستی و احترام، تبدیل به یک پدیده ماندگار و یک شاهکار هنری کنند. این کار را انجام دادند. چه در شکست 5 بر صفر کلوپ در اتحاد، چه در برد خاطرهانگیز 4 بر 3 لیورپول در بازی بعد از آن، چه در فینال پر از حادثه سوپر جام انگلیس با برتری پپ، چه در نبرد اروپایی آنها با پیروزی کلوپ، چه در پیروزی 4 بر یک سیتی در آنفیلد پس که پس از سالها رقم خورد و چه در بردهای متوالی تیم کلوپ؛ همیشه بین آنها حرف اول و آخر را احترام و دوستی میزد. نبرد فنی، بیانیههای رسانهای، مبارزه درون میدان، باز شدن دروازهها، تحقیرهای درون زمین، اشکها و لبخندهای برخاسته از نتایج و همه جزئیات متداول و مورد انتظار یک رقابت فوتبالی پشت سر دست دادنهای سرشار از احترام 2 سرمربی بزرگ تاریخ معاصر فوتبال قرار میگرفت. آنها این مفهوم را ترجمه نه، بلکه در دنیای فوتبال تالیف کردند و یک بار به همه بزرگان دنیای ورزش نشان دادند میشود آتش رقابت را تا آسمان بلند کرد اما در این آتش نسوخت و باز هم احترام را در قاب رویارویی نگه داشت.
نه به فراموشی
اینجا دیگر بوندسلیگا نیست و کسی قرار نیست از یاد ببرد رقابت بهترینهای عرصه مربیگری برای فتح معتبرترین لیگ باشگاهی جهان چقدر زیبا، نفسگیر و دیدنی بود. فراموشی را به فراموشی میسپارند، دنبال کنندگان لیگ برتر انگلیس و محال است از یاد ببرند تقابل کلوپ و گواردیولا تا چه اندازه آنها را سر کیف میآورد و از هیجان لبریزشان میکرد. همانطور که تصاویر سیاه و سفید فوتبال باشگاهی انگلیس و همانطور که آخرین جام قهرمانی تیم ملی این کشور هنوز در ذهن دنبال کنندگان این سوی فوتبال دنیا زنده و جاندار است. این فصل رقابت از راه رسید، هوادارانش قدر آن را دانستند، بهره خودش را به تاریخ مستطیل سبز رساند و اکنون با تضمین جاودانه بودن در یادها در حال تمام شدن است. این بار موهبتهای سرنوشت برای عاشقان فوتبال فراموش نخواهد شد. مسی و رونالدوی دنیای مربیگری نه فقط در دفتر خاطرات لیگ برتر، بلکه جایی روی جلد این دفتر ثبت شدهاند و از مسلخ فراموشی عبور کرده و نسبت به این نگرانی رویینتن شدهاند. این جاودانگی را نه به خاطر فوتبال، بلکه به خاطر رویکرد خاص فوتبالی پپ و کلوپ و لیگ برتر انگلیس داریم. این آمیختگی جذاب مجموع فاکتورهای جذابیت را ترکیب کلوپ و پرسینگ تیمش و فریادهای پر انرژی کنار زمینش، گواردیولا، بازی شناور تیمش و ماجراجوییهای کنار زمین مرد اسپانیایی و کیفیت و نمایش ویژه و سینمایی لیگ برتر انگلیس به ما هدیه دادند.
لحظات خاص
هر رابطه را با لحظات خاصش به یاد میآوریم. اولینها، اولین حرفها، اولین کنشها و اولین واکنشها به تصمیمها و گفتنیهای جذاب بزنگاهها وصل میشوند. این لحظات جان و هویت رابطهها هستند که در نهایت به آخرینها هم منجر خواهند شد. لحظات خاص در دوران رقابتهای لیگ برتری کلوپ و پپ بیش از قاب این نوشته هستند و هر کدام قابی جداگانه و داستانی منحصر به فرد برای بازگو کردن میطلبد. از رقابت 2 تیم برای رسیدن به جام قهرمانی لیگ انگلس بگوییم یا از حسرت سیتی وقتی لیورپول دور قهرمانی لیگ قهرمانان را در شهر میزد؟ از بهترین تیم جهان خواندن سیتی توسط کلوپ حرف بزنیم یا از تمجید پپ از رقیبش بگوییم؟ لحظات پر تب و تاب تقابلهای آنها را مرور کنیم یا صحنههای تکرار نشدنی و تکراری نشدنی دست دادنهای پایان بازی 2 سرمربی را از نظر بگذرانیم. این رقابت توام با احترام، رابطهای بود برای خودش! رابطهای خاص، از دور و بر هم زننده نظمهای شناخته شده و تعریف کننده شیوههای جدید داستانپردازی در دنیای فوتبال بود که گذشت و به ایستگاه آخر رسید. با جمع بستن تقابلهای آلمانی 2 سرمربی، 29 تقابل توام با حساسترین و هیجانانگیزترین اتفاقات بود که به سیامین و آخرین نبرد رو در رو رسید. 11 برد برای پپ گواردیولا، 6 تساوی و 12 برد برای یورگن کلوپ! جالب است بدانیم هیچ کس در دنیای فوتبال به اندازه کلوپ موفق به غلبه بر پپ نشده و هیچ کس هم در این دنیای جذاب به اندازه پپ موفق نشده مچ کلوپ را بخواباند. همه چیز برای مسابقه پیش رو فینالی و جذاب است. برد کلوپ و تساوی کار را به نفع مرد آلمانی به پایان میرساند و برد پپ همه چیز را بین آنها مساوی میکند و شاید کسی که جام پایان فصل را بالای سر میبرد، برنده نهایی نام بگیرد. این رقابت سرشار از لحظات خاص بوده است؛ اما این 90 دقیقه پایانی خاصترین لحظات را به همراه خواهد داشت و یقینا آنها پس از پایان بازی، پس از نبرد مهرههای درون زمین، پس از جدالهای تاکتیکی و مبارزههای تن به تن و صحنههای داوری مشکوک که سرنوشت نتیجه و بازی را تغییر میدهند، اگر باز هم با همان احترام سابق با یکدیگر دست بدهند، باید به افتخار این آشناییزدایی فوتبالی ایستاده کف زد؛ هر چند برای ایستاده تشویق کردن این رقابت دلایل بسیار دیگری هم داریم.
برای آخرین بار
ادای واژه مرموز و پیچیده و پر از معنی و پیامد «آخر» شاید آسان باشد اما فهمیدن، پی بردن، درک کردن و توصیف کردن آن به این آسانی نخواهد بود. خصوصا اگر واژه «آخر» یا قید «آخرین» کنار رقابتی به زیبایی تقابل پپ گواردیولا و یورگن کلوپ روی نیمکت 2 تیم منچسترسیتی و لیورپول قرار بگیرد. با این حال این رسم زندگی در دنیا و قانون ناگزیر زندگی است که شروعها باید با پایان و اولینها باید با آخرین همراه شوند. باید بارها و بارها بخوانیم و تکرار کنیم؛ «آخرین تقابل لیگ برتری پپ و کلوپ» تا باور کنیم چه روز بزرگی انتظار لیگ برتر انگلیس را میکشد و چه رویداد مهمی منتظر دنبال کنندگان این رقابت است. آخرین ترکیب 2 تیم که یک ساعت پیش از بازی منتشر میشود، آخرین نبردهای تن به تن شاگردان 2 سرمربی، آخرین رقابت مستقیم آنها برای رسیدن به جام قهرمانی لیگ انگلیس، آخرین جدال تاکتیکی آنها در این میدان، آخرین گلها، آخرین شادیهای پس از گل، آخرین واکنشهای سکوها، آخرین ضربهها، آخرین سوتها و آخرین چشم در چشم شدن پپ گواردیولا به عنوان سرمربی آبیهای منچستر با یورگن کلوپ به عنوان سرمربی قرمزهای آنفیلد در آستانه رونمایی است. مثل آخرین فصل پربینندهترین مجموعههای تلویزیونی و مثل آخرین قسمت 3 گانههای سینمایی، چشمانتظار این آخرین قسمت سریال رقابت انگلیسی پپ و کلوپ باشید.
زمستان میآید و سرمایش را میبینیم. تابستان از راه میرسد و از حرارتش گلایه میکنیم. غافل از اینکه یکرنگی فصل سرما را ماهها در انتظار بودیم و میوههای تابستانی را مدتها میخواستیم. ما فراموش میکنیم، همه چیز را اما رقابت انگلیسی پپ و کلوپ را به عنوان یک فوتبالی از یاد نخواهیم برد. نمایش در حال تمام شدن است و لحظه لحظه بازی تمنا میکند این نمایش جذاب را که؛ بگو بگو که هستی، برای آخرین بار!
کسی چه میداند، شاید در گوشهای از زمین مسابقه در همین دیدار، در خلال بازی یا هنگام دست دادن پایان مسابقه از یکدیگر بپرسند؛ دفعه بعد کجا همدیگر را ببینیم و به اتفاق و با ایما و اشاره به هم بفهمانند که....
*حسین سعیدی نیکو

