تاکتیکهای خاص فوتبال، زیر ذرهبین؛ سلاحی مخفی به نام محور ۲ نفره
به گزارش فوتبال 360، کلمه «Pivot»، معانی مختلفی دارد. میتوانیم Pivot را محور، نقطه مرکزی حرکت، مدار، لولا و در کل دارای نقشی مهم، تفسیر کنیم. نقش «Pivot» در فوتبال به هافبک و خصوصا به هافبکهای دفاعی تعلق میگیرد. قطعا یکی از سختترین نقاطی که یک بازیکن میتواند در زمین فوتبال بازی کند، هافبک دفاعی است.
محور تقویت شده
در دنیای ما اگر بخواهیم قدرت یک سیستم را بیشتر کنیم، باید به تقویت محور بپردازیم. در فوتبال محور ما مشخص شده و حالا برای تقویت نیاز است چه اتفاقی رخ بدهد؟ باید محور اصلی تیم روی 2 بازیکن برنامهریزی شود. این به تیم کمک میکند با قدرت بیشتر در دفاع و حمله به سراغ رقبا برود اما این ایده به تنهایی شاید کمی خام باشد.
بیدلیل نبود پپ گواردیولا در زمان حضور در بارسلونا این ایده را به سبک دیگری اجرا میکرد و 2 هافبک دفاعی هیچوقت کنار هم قرار نمیگرفتند. البته در ترکیبهای فعلی او چنین اتفاقی رخ نمیدهد و در بارسا، بایرن و سیتی هافبک دفاعی او، تک محوره کار میکند. پپ اعتقاد دارد حضور 2 هافبک دفاعی به صورت خطی با ورود یک بازیکن در بین آنها از کارایی میافتد و بازیسازی تیم دچار فلج مقطعی میشود. پپ علاقه داشت این ایده را با 3 بازیکن پیادهسازی کند و با ایجاد مثلثهای جنگی، رقبا را تکه تکه کند.
ژابی آلونسو و ایدهای برای اجرا
داشتن 2 هافبک دفاعی همزمان به شما اجازه میدهد در حرکات تهاجمی دست بازتری را داشته باشید و مطمئن شوید در ضدحمله تیم شما متزلزل نیست. داشتن 2 هافبک دفاعی میتواند میدان را در اختیار شما قرار دهد و نبض بازی را از بزرگترین حریفان هم بگیرید. داشتن 2 هافبک دفاعی هزاران نکته مثبت دارد اما بازی کردن 2 نفر در یک خط با چند حرکت ساده میتواند ناکارآمد باشد. حضور ۲ بازیکن محوری عموما با جابهجایی نفرات تکمیل میشود اما ژابی آلونسو این ایده را به سبک دیگری نمایان کرد.
آلونسوی جوان فضای ریسک کردن زیادی را داشت و مدیران باشگاهش با جاهطلبیهای او همراه بودند. به همین دلیل با نگاه به گذشته، ایدهای نو در جهان شکل گرفت که آلونسو هم یکی از برترین اجرا کنندگان این نوع سیستم بود. آلونسو در زمان بازی خود عموما به عنوان تک هافبک دفاعی تیم در ترکیب قرار میگرفت. تنها بودن او به این دلیل نبود که کسی حق حضور در کنارش را نداشت، بلکه قراردادن یک نفر کنار او یا به عنوان جانشین کاری بیفایده و پرریسک بود. آلونسو وقتی لباس لیورپول را برتن میکرد، گفت: «در زمانی که ارتباط بین من و استیوی(جرارد) توسط حریف مختل میشد، سعی میکردم خودم را به مدافعان نزدیک کنم. حضور من در ناحیههای نزدیک به مدافعان تیم باعث میشد آنها به سمت من جذب شوند و کنارم حاضر باشند. در این حالت پرس حریف شکسته میشد زیرا یا مدافع نزدیک من را رها کرده بود و یا استیوی را که عموما جرارد پس از این حرکت آزاد میشد و بهترین پاس ممکن را برایش ارسال میکردم.» آلونسو از همان روزها اعلام میکرد فوتبال، بازی فضاها و بازیکنان خالی در این فضاهاست و نتایج را این موضوعات مشخص خواهد کرد.
تزریق یار سوم به محور 2 نفره!
احتمالا از روزهای بازی، ایده استفاده از محور ۲ نفره در ذهن آلونسو بود که شاید حضور 2 هافبک دفاعی در ترکیب بتواند جذاب باشد اما همانند هر شخص دیگری او میدانست این ایده میتواند با حضور یک بازیکن رقیب بین این 2 هافبک ناکارآمد شود. به همین دلیل ایده نو، اضافه کردن یار سوم به خط هافبک دفاعی 2 نفره است.
در نظر بگیرید بازیکن الف و ب در راستای یک خط در حال پاسکاری با یکدیگر برای ایجاد فضای مناسب حرکت باشند. این پاسها میتواند با حضور یک یا 2 نفر بین شخص الف و ب کاملا از بین برود و ارتباط قطع شود. برای فهمیدن بهتر ایده آلونسو تصور کنید شخص الف میخواهد توپ را به بازیکن ب برساند اما ارتباط بین آنها با حضور بازیکن رقیب پر شده . این نقطه ایده آلونسو را تکمیل کرد؛ آلونسو بازیکنانش را طوری تربیت کرده که در چنین لحظاتی بازیکن دیگری به این معرکه وارد میشود و توپ را به سرعت به بازیکن ب میرساند. حرکت تیم با یک اشاره از نفر سوم تکمیل میشود و مشکل بزرگ به راحتی از بین میرود.

بایرلورکوزن بارها و بارها این کار را در طول فصل انجام داده و سیستم تاکتیکی رقبا را با این نوع از حرکت کاملا فلج کرده است. این نوع حرکت هافبکهای دفاعی هر تدبیری از حریف را خنثی کرده و رقبا یکی پس از دیگری جلوی آنها سر خم میکنند. اضافه شدن نفر سوم به محور ۲ نفره فقط رو به جلو و توسط 2 هافبک دفاعی به سمت دروازه حریف رقم نمیخورد و ایده آلونسو حتی با حرکت مدافعان هم میتواند آغاز شود. لورکوزن این ایده را در تمام نقاط بازی با بایرن مونیخ اجرا کرد و بهترین نمود این تاکتیک، آن دیدار مهم برای لورکوزن بود. تیم آلونسو عملا در تمام بازی، بایرنیها را از جریان رقابت خارج کرد.
ایده محور ۲ نفره، حتی در پستهای دیگر!

عکس بالا مربوط به دیدار با بایرن مونیخ است. این لحظه از دیدار با یک پاس دیواری بد که در متن قبل به آن پرداختیم آغاز شد و به پرس بایرن فشار حداکثری وارد کرد. همزمان الگوی ماشه برای تیم آلونسو فعال شد. مدافع بایرلورکوزن، منتقلکننده توپ در وضعیت محور ۲ نفره نام گرفت و حالا زمان خودنمایی 2 هافبک دفاعی لورکوزن بود. توپ از پرس سنگین بایرن خارج شده و این تنها قسمتی از شروع ماجرا به نظر می رسید. در لورکوزن ترسناک، این بازیکنان شبیه به اجزای یک ماشین دقیقا میدانند باید چه کاری انجام دهند. 2 هافبک دفاعی رو به جلو و در کنار هم حرکت میکنند و حالا زمان ایجاد مثلث با نفرات جلوتر میدان است. دوباره این محور 3 نفره خاص تکمیل میشود و لایه بعدی ترکیب مونیخ از هم میشکند. این حرکت تبدیل به موقعیتی بسیار خطرناک برای لورکوزن شد و میتوانست گلی زودهنگام را برای آلونسو به ارمغان بیاورد.
از ایده اول ترسناکتر برای رقبا، این است که این تیم رو به جلو و یا رو به عقب، این سبک پاسکاری را با سایر بازیکنانش هم اجرا میکند! با این حال اصل اتفاقات با نبض حرکات 2 هافبک دفاعی این تیم جریان پیدا میکند و آنها عملا معنی محور را تکمیل کردهاند.

دزربی و نزدیکی به آلونسو
شاید تفاوتهای زیادی بین نوع حرکت تیم دزربی و آلونسو برای رسیدن به دروازه وجود داشته باشد اما همانند این مربی اسپانیایی، سرمربی ایتالیایی برایتون در فصل قبل همراه با مکآلیستر و مویسس کایسدو این ایده را عملی میکرد. تیم دزربی بعد از ایجاد فضاهای 3 نفره بین 2 هافبک دفاعی حرکت به کنارهها را انتخاب میکرد اما آلونسو ایدهاش را تا رسیدن به دروازه پیش میگیرد. برایتون دزربی بیش از هر تیم دیگری در لیگ فصل قبل از ایجاد چنین فضایی استفاده کرد و در استفاده از این نوع بازی سود برد.

دزربی در فصل قبل و دیدار مقابل منچستریونایتد با همان ایده همیشگی پا به میدان گذاشت اما اریک تنهاخ با تغییر تاکتیکش به 2-4-4 به صورت لوزی(هافبکها به صورت یک هافبک دفاعی، یک هافبک راست، یک هافبک چپ و یک هافبک هجومی قرار میگیرند) یونایتد را به زمین فرستاد و این موضوع باعث از بین رفتن روابط 3 نفره هافبکهای برایتون شد. دزربی وقتی هافبکهای یونایتد را به 2 هافبک دفاعی خود مشغول کرده بود از طریق کنارهها زهر خود را به شیاطین ریخت و بازی را از چنگ این تیم درآورد. آن روز اما به همه نشان داد قطعا این تاکتیک ضعفهایی دارد و میتوان از نقاط ضعف آن برای پیروزی مقابل تیم اجراکننده تاکتیک استفاده کرد.
ضعفهای تاکتیکی
همانند هر ایده دیگری، اولین نکته مهم برای اجرای خوب، ابزار مناسب است. دیزربی و برایتون فصل قبل و این فصل، نشان دادند تاثیر بازیکن مناسب چقدر میتواند حیاتی باشد. مثلا در صحنهای از جدال بایرن مونیخ و بایرلورکوزن، پایههای تیم آلونسو به لرزه درآمد و آنها خوششانس بودند باواریاییها نتوانستند بهره لازم ببرند.

همانند عکس بالا، تمرکز حریف در هنگام ارسال پاس در این نوع ارتباط، میتواند اندوخته تیم شما را بر باد دهد. یک فشار و پرس سنگین مناسب از سوی بایرن مونیخ، تیم آلونسو را چندپاره کرد و این میتواند در روزهای خاص نقطه ضعف مهمی برای شما باشد؛ خصوصا برابر تیمهایی که سلطان ایجاد پرسهای سنگین هستند.

