32 سال از قهرمانی دانمارک در یورو 1992 گذشت؛ میهمان ناخوانده در جشن قهرمانی!
06 تیر 1403 ساعت 23:2918 نظر
دانمارک روز 26 ژوئن 1992، تنها قهرمانی تاریخش را پرماجرا به چنگ آورد.
به گزارش فوتبال 360، بحران بالکان، یکی از طلاییترین نسلهای تاریخ فوتبال با پیراهن یوگسلاوی را از رسیدن به تورنمنتی که در آن جواز صعود را به چنگ آورده بودند، محروم کرد. یوگسلاوی در بحبوحه کشمکش اجتماعی و سیاسی در بالکان، دلخوش به درخشش تیم ملی فوتبالی بود که ستارگان مستعدی را با ملیتهای متفاوت در خود داشت اما حکم سازمان ملل، آن تیم را هم از حضور در هرگونه مسابقات ورزشی محروم کرد.
مشکلی هم نبود. تیم ملی فوتبال این کشور که با حضور ۴ بازیکن اهل کرواسی، ۴ بازیکن اهل بوسنی، یک بازیکن صربستانی، یک بازیکن از مقدونیه و دیگری از اسلوونی، جواز حضور در دور نهایی جام ملتهای اروپا 1992 را به دست آورده در میان جنگ، خونریزی و نسلکشی مردم، باید با قومیتهای مختلف در تیمش تحت عنوان «جمهوری فدرال یوگسلاوی» برای حضور در سوئد آماده میشد.
مشکلی هم نبود. تیم ملی فوتبال این کشور که با حضور ۴ بازیکن اهل کرواسی، ۴ بازیکن اهل بوسنی، یک بازیکن صربستانی، یک بازیکن از مقدونیه و دیگری از اسلوونی، جواز حضور در دور نهایی جام ملتهای اروپا 1992 را به دست آورده در میان جنگ، خونریزی و نسلکشی مردم، باید با قومیتهای مختلف در تیمش تحت عنوان «جمهوری فدرال یوگسلاوی» برای حضور در سوئد آماده میشد.
سفر غیرمنتظره با بلیت لحظهآخری
یک تصمیم اما ضربان نامنظم قلب یوگسلاوی را در مستطیل سبز نیز متوقف کرد. 30 مه 1992، جمهوری فدرال یوگسلاوی با قطعنامه ۷۵۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد، تحت تحریم قرار گرفت و یک روز بعد، فدراسیون جهانی فوتبال و اتحادیه فوتبال اروپا اعلام کردند هیچ تیمی از این کشور، حق حضور در تورنمنتهای رسمی را ندارد. بنابراین تنها 11 روز مانده به آغاز تورنمنت نهایی به میزبانی سوئد، یکی از طلاییترین نسلهای فوتبال تاریخ یوگسلاوی، شانس حضور در این رقابتها را از دست داد.در نتیجه دانمارک، تیم دوم گروه مقدماتی باید به جای مردان بالکان، راهی تورنمنت نهایی میشد. دانمارکیها با وجود آنکه در بلگراد تیم صدرنشین گروهشان را با ۲ گل بنت کریستینسن آرنسه مغلوب کرده بودند اما هرگز فرصتی برای آماده سازی حضور در این تورنمنت را به دست نیاوردند.

اصلاً قرار نبود دانمارک راهی دور نهایی شود. ناگهان کمتر از ۲ هفته مانده به آغاز مسابقات از ناکجا، سهمیه حضور در تورنمنت نهایی به دست دانمارکیها رسید و آنها قصدی برای شمردن دندانهای اسبِ پیشکشی نداشتند. دانمارک، هدیه غافلگیر کننده یوفا را پذیرفت و ستارگانش، بار سفر به سوئد را کمتر از 300 ساعت مانده به آغاز دور نهایی بستند.
جام اروپایی، غنیمت وایکینگها
وایکینگها به عنوان میهمان ناخوانده در ضیافت سوئد، از گروهشان صعود کردند، با مغلوب کردن مدافع عنوان قهرمانی، هلند تا دیدار نهایی رسیدند، قهرمان جهان، آلمان را در فینال به زانو درآوردند و با نوشتنِ یک داستان دراماتیک در پایان جام قهرمانی جام ملتهای اروپا را به سرزمین وایکینگها غنیمت بردند؛ غنیمتی بدون شک ارزشمندتر از دستاورد 7000 سکهای راگنار لوثبروک، پس از تسلیم شارل دوم.
دانمارک در آن دوره مسابقات، دور گروهی را با تنها یک پیروزی مقابل فرانسه به پایان رساند. رکوردی که دانیشها را در فاصله 1980 تا 2004 از این نظر در میان قهرمانها یگانه میکرد. شاگردان ریچارد مولر نیلسن در فاصله 11 دقیقه مانده به پایان مسابقات دور گروهی با تنها یک امتیاز از 2 بازی نخست، شانس صعود از گروه را به خود نمیدیدند اما یک گل، سرنوشت تورنمنت را رقم زد.
فقر گلزنی در غنای معجزهها
در مجموع 12 بازی دور گروهی جام ملتهای اروپا، بیش از 21 گل به ثمر نرسید که نرخ 1.75 گل به ازای هر بازی، بدترین آمار از نظر جذابیت بازیها در ادوار گروهی تاریخ این مسابقات است. پیش از آغاز تورنمنت به میزبانی سوئد، جام ملتهای اروپا در سال 1980 با میانگین 1.83 گل زده به ازای هر بازی به مدت 12 سال رکورددار فقر گلزنی در ادوار گروهی نام داشت.البته در جام ملتهای اروپا 1992، این آمار کسلکننده راه به مرحله حذفی پیدا نکرد و هواداران فوتبال، بازیهای جذابی را از مرحله نیمهنهایی با به ثمر رسیدن میانگین 3.67 گل به ازای هر بازی تماشا کردند.

دانمارکِ نیلسن در شرایطی فاتح اروپا شد که بازیکنانش از کمترین موقعیتهای ایجاد شده، بیشترین استفاده را میبردند. این تیم در مجموع 5 بازی تا فتح جام قهرمانی، هم کمترین میانگین شوت (10.3) و هم کمترین میانگین شوت در چارچوب (2.4) به ازای هر بازی را به نام خود زد و امید گل تیم در مجموع 480 دقیقه از برگزاری بازیها، بیش از 5.37 نبود. تیم صدالبته بیشتر از حد انتظار در تبدیل موقعیتها به گل موفق عمل کرد و 6 گل در طول تورنمنت به ثمر رساند.
البته از طرف مقابل، سازماندهی تیم در فاز تدافعی یکی از بهترین عملکردهای تاریخ را رقم زد. دانمارک در طول تورنمنت، تنها 32 دقیقه از حریف در جریان بازی عقب افتاد و آن هم شکست مقابل سوئد میزبان در دومین بازی دور گروهی بود. تیم پس از دریافت گل در دقیقه 58 تا پایان دیدار موفق به زدن گل نشد.
آنها مقابل انگلیس، فرانسه، هلند و آلمان هرگز در طول مسابقه عقب نیفتادند. شاگردان نیلسن در مسیر قهرمانی، همچنین 40 درصد از زمان مسابقات را در قامت تیم پیروز میدان بوده و نتیجه بازی را به سود خود داشتند. بیشتر از هر تیم دیگر!
طوفان سهمگین پاسهای رو به عقب
دینامیتهای دانمارکی با استفاده از همین مهم، برای کنترل جریان بازی و نگه داشتن برتری تا سوت پایان هر دیدار، ترجیح میدادند پتر اشمایکل را در جریان بازی شریک کرده و با پاس رو به عقب، او را صاحب توپ کنند. جام ملتهای اروپا 1992، اگرچه آخرین دورهای بود که به دروازهبان اجازه میداد پاس ارسالی توسط بازیکنان همتیمی را با دست در اختیار بگیرد اما از این نظر رکورد شکست تا فدراسیون جهانی فوتبال را وادار به اعمال تغییرات کند.
دانمارکیها به طور چشمگیری بیشتر از هر تیم دیگر در طول تورنمنت، پاس رو به عقب میدادند و اشمایکل به طور میانگین در هر 90 دقیقه، 26 مرتبه توپ را از همتیمیهایش دریافت میکرد. صدالبته استفاده بیش از اندازه از این راهحل، تنها مخصوص دانمارک در این مسابقات نبود و جام ملتهای اروپا 1992، رکورددار ارسال پاس رو به عقب برای دروازهبان در تاریخ مسابقات است.
رنجِ تراژدی
قهرمانی دانمارک، پایانی دراماتیک برای یک افسانه بود. ویلفورت، ستاره کمربند میانی دانمارکیها، ۲ بار اردوگاه شاگردان ریچارد مولر نیلسن را ترک کرده بود تا برای عیادت از دخترک 7 سالهاش به خانه بازگردد. ویلفورت، پس از کش و قوسهای فراوان به جمع بازیکنان دانمارک پیوست. آنها که انتظار حضور ناگهانی در دور نهایی را نداشتند، طبیعی بود فرصت زیادی را به تصمیمگیری اختصاص ندهند.ویلفورت برخلاف میل باطنیاش، باید همراه با تیم میرفت. یک تساوی مقابل انگلیس و پس از آن شکست مقابل میزبان، شاگردان مولر نیلسن را در آستانه حذف قرار داده بود و آنها برای صعودِ دور از انتظارشان، باید در برابر فرانسه پر ستاره، فقط پیروز میشدند.

ویلفورت از سرمربی اجازه گرفت تا به کپنهاگن بازگشته و در کنار خانوادهاش بماند. او و همسرش، تنها یک دختر خردسال داشتند که مبتلا به سرطان خون شده بود. ویلفورت به خانه بازگشت، دانمارک در آخرین روز به مصاف فرانسه رفت و با درخشش خیره کننده هنریک لارسن به عنوان جانشینِ ویلفورت از سد فرانسه گذشت و به نیمهنهایی رسید.
دانمارک بدون ویلفورت هم نتیجه گرفته و بازیکن جایگزین، به خوبی از عهده انجام وظیفهاش بر آمده بود. ویلفورت حالا با خیال راحتتری میتوانست به اردوی تیم بازنگردد.
در خانه، دخترکی منتظر است!
از خانواده اصرار و از ویلفورت انکار. او نمیخواست دوباره دخترک را تنها بگذارد اما همسرش به او اطمینان داد با تماشای هنرنماییهای پدر در قاب تلویزیون، دخترک خوشحالتر خواهد بود. پدرِ خانواده به سوئد بازگشت، سرمربی تصمیم گرفت از لارسن و او به طور همزمان در ترکیب تیم بهره ببرد و دانمارک پس از یک بازی نفسگیر، مدافع عنوان قهرمانی را هم از دور مسابقات کنار زد.درخشش ویلفورت در آن دیدار، غیرقابل چشم پوشی بود. کیم اما دوباره اردوگاه تیم را به مقصد خانهاش ترک کرد. خوشبینترین هوادار دانمارک هم امیدی به قهرمانی نداشت. آنها تا همینجا هم تاریخسازی کرده و دومین حضور تاریخشان در تورنمنت نهایی، حداقل به نایب قهرمانی ختم شده بود.

یک نفر اما به قهرمانی باور داشت. بازهم قرار نبود ویلفورت به اردوگاه تیم بازگردد. این بار، دخترک پدرش را مجاب کرد به جمع هم تیمیهایش برود. گویی او آینده را میدید؛ آیندهای که کیم ویلفورت ستاره بیچون و چرای فینال لقب بگیرد و با تاثیر مستقیم روی هر ۲ گل دانمارک، زمینه ساز شکست آلمان و عامل قهرمانی این تیم شود.
دخترک، پیش از رفتنِ دوباره پدرش، از او قول گرفته بود که: «با جام به خانه بازگردد!» و کیم ویلفورت به قولش عمل کرد. او دانمارک را به قهرمانی رساند و این مرتبه با جام به خانه بازگشت اما دیگر، دخترکی در خانه نبود! فرشته ۷ ساله دانمارکی، سرانجام در جنگ طاقتفرسا برابر سرطان خون تسلیم شد و «لینه ویلفورت»، پایانِ تراژیکِ قهرمانی دراماتیک دانمارک بود...
* امیرعباس زمانیان

