فخرفروشی با «رولکس»؛ تقصیر شما نیست آقای قلعهنویی
به گزارش فوتبال 360، امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی ایران، این روزها به شدت مورد توجه کاربران فضای مجازی است؛ دلیل چنین توجهی انتشار فوتوشوتهای تیم ملی است که در آن سرمربی ایران با کتوشلوار مشکی و پیراهنی آبیرنگ، عکسهای مدنظر برای جام جهانی را انداخته است. با این وجود، بالاتر از نمایش سیکسپک رامین رضاییان در همین تصاویر، تاکید خواسته یا ناخواسته امیر قلعهنویی برای به نمایش گذاشتن ساعت رولکسی که بر دست بسته، مورد گمانهزنی قرار گرفته است. فضا به سمتی چرخیده که بسیاری، این نمایش را آگاهانه و دال بر فخرفروشی سرمربی تیم ملی ایران دانستهاند. موضوع به همینجا خاتمه پیدا نکرده و با معرفی مدل ساعت رولکسی که قلعهنویی بر مچ داشته، قیمت آن هم منتشر و مشخص شده رقم قابل توجه و درخوری بین 7 تا 9 میلیارد تومان ارزش دارد.
خانه جوانان و ساعت قلعهنویی
این یکی، یعنی مشخص شدن رقم ریالی ساعت امیر قلعهنویی، شرایط را به سمت جدیدتری برده است؛ این بار، بسیاری با اشاره به اینکه با این رقم میشود یک یا چند زوج جوان، یک خانه، بسته به محل زندگی و شهر، داشته باشند، از تبعیض و فاصله ایجاد شده در این زمینه گلایه کردهاند. اینکه رقم خانه جوانان فقط پول یک ساعت امیر قلعهنویی است، از آن دست ارزیابیهایی است که کم هم مخاطب ندارد. البته که این ماجرا فقط به خانه و ماشین مرتبط نمیشود؛ همین حالا میتوان فهرست بالابلندی از آرزوهای جوانان ایرانی برشمرد که با یک دهم قیمت ساعت امیر قلعهنویی هم قابل دسترسی است.
تقصیر شما نیست آقای قلعهنویی
امیر قلعهنویی سرمربی تیم ملی ایران است؛ یعنی مهمترین صندلی سرمربیگری که در ایران میتوان به آن رسید. از این حیث، این صندلی خاص و چنین جایگاهی ارزشمند است. بدیهی است فردی هم که به این جایگاه میرسد باید خاص باشد؛ هم لباسهایش، هم رفتارش و هم احتمالا ساعتش. قلعهنویی سالها در فوتبال ایران کار کرده و دست بر قضا در زمره مربیان گرانقیمت این فوتبال هم به شمار میرود؛ پس، اگر قلعهنویی رولکس چند میلیارد تومانی روی دستش نبندد، کمی عجیب است!
با این وجود، جایی که میتوان رفتار سرمربی را نقد کرد، اصرار آزاردهندهاش بر نمایش بیش از اندازه چنین ساعتی است. البته حتی اگر این اصرار خودخواسته و با نیت فخرفروشی هم صورت گرفته باشد، به نظر، باز نباید کاسهکوزهها را سر قلعهنویی شکست. رولکس ساعت گرانقیمتی است؛ نه به اندازه «پتک فیلیپ» و «ریچارد میل» ولی باز هم گران است. این گرانی هم مربوط به همه جای دنیا است و مختص ایران نیست. با این حال، موضوعی که قلعهنویی و ساعتش در ایران را بیش از اندازه «برجسته» میکند، سیاست دولتها است. اینجا همه چیز آزاردهنده میشود؛ در کشوری که حقوق کارگر 20 میلیون تومان و گوشت کیلیویی 2 ملیون تومان میشود، ساعت 7 میلیاردی میشود محلی برای تبعیض و فاصله نجومی بین قشرهای مختلف در جامعه.
شاید ساعت قلعهنویی برای آنهایی که این روزها دربهدر از این داروخانه به آن یکی، در پی یافتن دارو هستند و گیر نمیآورند و اگر هم موجود باشد باید رقمی حیرتانگیز برایش بپردازد، نمایشی از تبعیض و فخرفروشی باشد. برای کارگر و کارمندی که تعدیل شده، برای اجارهنشینی که در تامین حداقلها ناتوان مانده و برای پدری و مادری که نان برای فرزندشان به مقدار لازم در سفره ندارند، این ساعت، ناسازگار و این رفتار غیرقابل قبول است. با این حال مسبب این اتفاقات و فواصل و اختلافات کیست؛ قلعهنویی و ساعت میلیاردیاش یا سیاستهای شکستخورده اقتصادی دولت که داشتن خانه و ماشین برای جوانهایش را تبدیل به رویا کرده و مسیر را به سمتی سوق داده که ساعت رولکس را تبدیل به نمادی از ثروت و آرامش کرده است.
واضح است این سطور در پی توجیه رفتار و کردار قلعهنویی و سایر ملیپوشان با تفکرات و سکنات مشابه نیست؛ بلکه یادآور ناخوشیهایی است که بر سر جوان ایرانی رفته است؛ جوانی که خانه و ماشین و حالا داشتن یک ساعت لوکس برایش تبدیل به رویا شده است.

