یحیی در عراق؛ فوتبال ایران خوشحال میشود؟
به گزارش فوتبال 360، یحیی گلمحمدی، سرمربی سابق پرسپولیس، پس از قطع همکاریاش با باشگاه فولاد، بدون تیم مانده و به اصطلاح فوتبالیها خانهنشین شده. این که چنین خانهنشینی خودخواسته است یا اجباری، همچنان نقل محافل است؛ اما اینکه فرصت حضور دوباره او در لیگ برتر و یا فوتبال ایران از دست رفته یا نه، موضوعی است که نیاز به بررسی بیشتر دارد.
موفقترین مربی معاصر ایرانی
یحیی گلمحمدی از نسل سرمربیان جدید فوتبال ایران است؛ دست بر قضا در همین بین، در زمره موفقترین آنها هم به شمار میرود. اگر قرار باشد بهترین مربی ایرانی در دهه گذشته معرفی شود، بدون تردید، اسم یحیی در راس فهرست قرار میگیرد. درست است او با پرسپولیس، بخش زیادی از موفقیتهایش را کسب کرده اما منهای همین سال آخرش در فولاد، هرجا و در هر باشگاهی که کار کرده، تیمهایش فوتبال با دیسیپلین و منظمی به نمایش گذاشته و بیشتر وقتها در قامت مدعی ظاهر شدهاند؛ ذوبآهن و شهرخودرو فقط نمونهای از این باشگاهها هستند. به این ترتیب، بالاتر از امیر قلعهنویی که موفقیتهایش مربوط به دهه گذشته است، یحیی موفقترین مربی ایرانی این روزهای فوتبال ایران به شمار میرود.
با این حال، این صفت موفقترین و برترین و بهترین بودن، برایش فرصت نشستن روی نیمکت تیم ملی را فراهم نکرد؛ حال اینکه خودش نخواست یا نخواستند موضوعی دیگر است که فعلا محل بحث نیست. نکته اما اینجاست که این مربی با چنین رزومهای فعلا بیرون از گود مانده و یک علامت سوال مهم پیش رویش برای فصل آتی گذاشته شده است.
یحیی در تیمهای ایرانی؟
گلمحمدی به واسطه جامهایی که در پرسپولیس به دست آورد، مربی ارزانقیمتی نیست. به این ترتیب تیمهایی توان همکاری با او را خواهند داشت که به لحاظ مالی، بتوانند خواستههایش را برآورده کنند. تعداد این تیمها فعلا چندان زیاد نیست چراکه چندین تیم صنعتی که میتوانستند به داشتن یحیی در فصل آتی امیدوار بمانند، با مشکل مالی ناشی از جنگ مواجه شدهاند. از سوی دیگر، همین جنگ، بساط اسپانسرها را به هم ریخته و کلا بعید است اگر لیگ فصل آینده برگزار شود، ریخت و پاش آنچنانی در کار باشد.
نه اینکه یحیی «پولکی» باشد و بخواهد فقط به رقمهای بالاتر پاسخ دهد؛ اما بعید است به راحتی پاسخ باشگاههایی که شانسی برای رسیدن به موفقیت یا قهرمانی نداشته باشند را هم بدهد. از این حیث شاید بهترین گزینه برایش همان پرسپولیس باشد؛ اگر اوسمار نیاید و یا شرایط برای بازگشتش مهیا نباشد، شاید یحیی بهترین گزینه برای سرخ پوشان تهرانی است. هرچند که این در هم فعلا بسته است و اوسمار و پرسپولیس خیال قطع همکاری با یکدیگر را ندارند. تازه اینها منهای درنظر گرفتن شایعاتی است که حول یحیی و ممنوعیتهای احتمالیاش برای مربیگری در باشگاههای پرهوادار سینه به سینه میچرخد.
یحیی در عراق؛ خوشایند فوتبال ایران؟
در چنین فضایی است که این روزها شایعه شده یحیی گلمحمدی گزینه باشگاههای عراقی است؛ لیگی که بعد از علیرضا منصوریان ظاهرا به مربیان ایرانی اقبال نشان داده و میخواهد موفقترین مربی ایرانی را در جمع خودش داشته باشد. فینفسه چنین موضوعی بد نیست؛ اگر یحیی آمادگیاش را داشته باشد و باشگاه مذکور هم جاهطلبی لازم را نشان دهد، چه بسا یحیی پس از علیمنصور، دومین سرمربی ایرانی این لیگ شود.
با این وجود، حضور یحیی در لیگ عراق شاید بخشی از آینده و آرزوهای او را محو کند. نه اینکه شدنی نباشد ولی واضح است داشتن پیشنهاد از کشورهای عرب دیگر، به ویژه آنها که به لحاظ زیرساختی و اقتصادی توانایی بیشتری از باشگاههای عراقی داشته باشند، میتواند با ایدهآلهای یحیی و فوتبال ایران همخوانی بیشتری داشته باشد؛ چیزی شبیه به همان کاری که فرهاد مجیدی کرد و در امارات چند سالی خودش را به چالش کشید.
اصولا اینکه مربیان ایرانی هم لژیونر شوند و خودشان را در آن سوی مرزها محک بزنند، دل شیر میخواهد؛ فرهاد مجیدی خانه راحتش در استقلال را رها کرد تا خودش را به آتش چنین چالشی بسپارد؛ علیرضا منصوریان هم که پیشنهاد مهمی از تیمهای لیگ برتری نداشت، دل به دریا زد و حالا مزدش را میگیرد. پس، این برای یحیی و فوتبال ایران میتواند چالشی جذاب توام با شجاعت باشد که دانش مربیگریاش را به چالش بکشد. کسی چه میداند؛ شاید آن سوی مرزها تفاوت دیدگاه و سلیقه زیاد بر روی کار مربیای مثل یحیی اثر نگذاشت و او توانست ردپایی هم از خودش آن طرف آبها به جا بگذارد.

