خیانت به فوتبال با واژه «وطنفروشی»؛ «این حنا دیگر رنگی ندارد»
به گزارش فوتبال 360، تیم ملی فوتبال ایران نتوانست از مرحله گروهی جام جهانی 2026 صعود کند؛ این تیم با مجموعه همراهش که وعده کسب 4 امتیاز در این مرحله را داده بودند، بدون برد و تنها با کسب 3 امتیاز که حاصل از 3 تساوی مقابل تیمهای نیوزیلند، بلژیک و مصر بود، از رسیدن به جمع 32 تیم پایانی جام جهانی بازماند. ایران نمایش بحثبرانگیزی مقابل نیوزیلند داشت و سپس با ترکیبی سراسر تدافعی به مصاف تیمهای بلژیک و مصر رفت به این امید که بتواند با کسب سه امتیاز، به عنوان یکی از برترین تیمهای سوم به مرحله حذفی صعود کند. نداشتن شجاعت و شهامت لازم برای حمله به دروازه رقبا نهایتا اثر منفیاش را گذاشت و تیم ملی از گردونه جام کنار رفت؛ آنها حتی از حضور در جمع 8 تیم برتر سوم گروههای مختلف هم عاجز ماندند.
بضاعت همین بود
ایران در شرایطی به جام جهانی رفت که از مدتها قبل میشد حدس زد با این شرایط امکان کسب نتیجه نیست. نه ساختار فدارسیون و مدیریت آن، شکل و شمایل یک ترکیب برنده را داشت و نه البته کادر فنی تیم ملی و سبک و سیاقی که این تیم در زمین مسابقه به نمایش میگذاشت. از همه اینها عجیبتر بالارفتن سن و سال بازیکنان بود؛ به طوری که ایران در جام جهانی دومین تیم پیر این تورنمنت لقب گرفت. مشخصا آیندهنگری در این مورد صورت نگرفت و نتیجه لازم هم کسب نشد تا شکست روی شکست نصیب ایران شود. قلعهنویی که ماههای زیادی شعار جوانگرایی در تیم ملی را سرداده بود، با کهنهسربازهایش به آمریکا سفر کرد به این امید که بتواند از مرحله گروهی بالا برود. او به طور مشخص از جوانان فوتبال ایران عبور کرد تا با تصمیماتی که حالا مشخص شده سراسر غلط است بتواند شعارهای بدون پشتوانهای که قبل از جام داده را عملی کند.
خیانت بزرگ به فوتبال
حالا که نتایج تیم ملی در جام جهانی مشخص شده، چیزی برای پنهان کردن نیست. خیانت بزرگی در حق فوتبال ایران صورت گرفته است. تیم ملی که میتوانست با بها دادن به جوانانش، برای سالهای آینده پشتوانهسازی کند و به طور مشخصی در جام ملتهای آسیا با قدرت وارد میدان شود، پیرتر شد و درجا زد. اینها درحالی است که بهانههایی مثل آنکه این فوتبال بازیکن جوان خوب هم ندارد پذیرفته نیست؛ همین حالا به غیر از یکی دو نفر، میشود کل بازیکنان بالای 30 سال این تیم را عوض کرد و به لحاظ نمایش فوتبالی، خللی در برنامههای تیم ملی ایجاد نشود.
از سوی دیگر، دمیدن در فوتبال هجومی و تماشاگرپسند هم عملا و رسما یکی دیگر از شعارهای محققنشده تیم ملی است. نمایش این تیم نشانی از بازی در سطوح بینالمللی ندارد. البته که این موارد چندان جدید نیستند؛ پیش از این بارها در این موارد هشدار داده شده بود ولی به جای شنیدن چنین نقدهایی و رفعورجوع کردن آنها، فدراسیون فوتبال، مجموعه تیم ملی و تعدادی از رسانهها که مشخصا از مسیر اصلی دور شدند، با تاختن به منتقدان، خیانت بزرگی به فوتبال ایران کردند. حالا برنامههای نداشته این فوتبال با مدیرانی که نه جوان هستند نه آینده روشنی برای این فوتبال متصور، 4 سال دیگر به تعویق افتاده است. تازه اینها با درنظر گرفتن اصلاح امور در سریعترین حالت ممکن است وگرنه در صورت تمدید چنین خیانتی و تهی کردن فوتبال از انگیزه و نیروی جوانی آنهم با این سبک و نمایش فنی، مشخص نیست این عقبراندگی را تا کجا پیش ببرد.
وطنفروشی؟ این حنا دیگر رنگ ندارد
جالب است در مسیر انتقادهای دلسوزانه از شرایط تیم ملی که بدون نیاز به هیچ تجهیزاتی میشد مشکلات را دید، جریانی علیه منتقدان به راه افتاد. این جریان که موجسوارِ اتفاقات رخداده در فضای سیاسی - اجتماعی ایران بودند با تاکید بر واژه «وطنفروش» و اطلاق آن به منتقدان تیم ملی، سعی کردند خود را بیش از آنهایی که به طور واقعی دلشان برای تیم ملی میسوخت را «عزیز» و «عزیزکرده» کنند؛ جالب است حتی همین روزها که مشخص شده برنامههای فدراسیون و کادر فنی تیم ملی هیچ کمکی به رشد فوتبال ایران نکرده و آن را به عقب رانده، هنوز هم تعدادی از اعضای همین جریان که برخی از آنها در فدراسیون و تعدادی دیگر در رسانههای پراکنده شدهاند، برای حفظ جایگاه و شرایط راحتی که در آن حضور دارند، ابایی از زدن انگ وطنفروشی به منتقدان شرایط موجود ندارند. با این حال دیگر بعید است چنین حنایی رنگ داشته باشد؛ نه حبوبغضی در کار است نه منفعتطلبی؛ اگر کسی از شرایط تیم ملی انتقاد میکرد و این روزها نقدهایش را به درستی مطرح میکند، دلسوز تیم ملی است وگرنه دست یازیدن به عبارات عامهپسند که به مذاق عدهای خوش بیاید، غیر از تمدید خیانتی که در حق فوتبال کرده، آورده دیگری به همراه ندارد.

